|
«عید» در بیرون از وجود ما حضور دارد، در وجود خود هم عیدی پدید آوریم و به «خانهتکانی دل» بپردازیم، چه زیباست که در کنار «تحویل سال»، شاهد «تحول حال» هم باشیم.
سال تقویمی گذشت، اما سال تحصیلی ادامه دارد. حتی اگر در روزهای آغازین بهار، درسها و کلاسها تعطیل باشد، هرگز «اندیشه » و «معرفت» و «دانش» تعطیل نیست. این، روشی برای «مبارک» ساختن سال نوست، یعنی برکت آفرینی در عمر و زمان و فرصت های زندگی. حال، تا اینجای کار را پیش آمدهایم. شاید اگر دقت و برنامهریزی بهتری داشتیم، میتوانستیم زمان را امتداد بخشیم و فرصتهای درسی و آموزشی را بیشتر و بهتر برویانیم و بشکوفانیم. کارمندی تعطیلبردار است، اما دانشپژوهی هرگز، «میاسای ز آموختن یک زمان ...» آغاز سال نو را به خیلیها «تبریک» میگوییم، خیلیها هم به ما تبریک میگویند، مفهوم این «تبریک» چیست؟ یعنی خیر و برکت یافتن سال و ماه و عمر و زندگی و نیرو و تلاش. خیلیها پول دارند، اما پولهایشان بیحرکت است. خیلیها اولاد دارند، اما خیری از فرزندانشان نمیبینند. خیلیها درس میخوانند، اما تحصیلاتشان به کار خودشان و جامعه نمیآید. خیلیها تلاش میکنند، اما همان جای نخستیناند. خیلیها زحمت میکشند، اما همچنان دستشان از «بهره زحمات» خالی است و کوششهای مستمر آنان بیهوده و بیثمر میشود، اینها همان «بیبرکتی» در زندگی و دانش و دارایی است. چه کنیم که سال جدید برایمان «برکت» داشته باشد و تبریک گفتنها و شنیدنها مفهوم و مصداق پیدا کند؟ آینده، در گرو گذشته ما و تلاش کنونی ماست. آنچه خجستگی روزها و سالهای آتیه را برای ما رقم میزند، تصمیمهای جدی، ارادههای استوار، برنامهریزیهای حساب شده، پیگیریهای دقیق، محاسبهها و مراقبتهای ویژه است. ما مسؤول عمر، زمان، فرصتها و استعدادهای خویشیم. هرگز مباد که گذشته ما به امید «آینده» و آینده ما به حسرت «گذشته» سپری شود و عمر ما بین این گذشته پر حسرت و آینده رؤیایی تقسیم شود و هیچ خورده نیاورد! این تقسیم، هیچ جالب و زیبا نیست. زمان، امانتی در دست ماست. هم میتوان این عنصر پر بها را سوزاند و دود کرد، هم میتوان آن را سرسبز و با طراوت ساخت. تعیین کننده این دو وضع هم نحوه عمل ماست. باید از هر دقیقه قرنی ساخت قرن را در دقیقهای گنجاند یا که با شیوه مهار زمان جبر را هم به زیر بال کشید هر چه هست در این «مهار زمان» نهفته است، اگر قدرت آن را داشته باشیم، هم دقیقههای ما استمرار و وسعت مییابد و سرشار میشود، هم قرنی را میتوانیم، در دقیقهای بگنجانیم و لحظه لحظه عمر خود را غنی سازیم. باری . . . در سال نو، همه چیز نو میشود، ما چرا نو نشویم؟ برچسبها: آخر سال و خانهتکانی دل ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 12:52  توسط بذرافشان
|
نام و نام خانوادگی :رمضانعلی بذرافشان،متولد :1343,ساكن قم-پست الکترونیک :bazrafshan43@gmail.com
وب لاگ شخصي : http://www.kelergiman.blogfa.com/ http://www.marzban.blogfa.com درجات علمی و سوابق تحصیلی :
1- تحصیلات کلاسیک : فوق لیسانس مذاهب اسلامی (در حال تدوین پایان نامه)( دانشگاه ادیان و مذاهب ) 2- تحصیلات حوزوی : خارج اصول و فقه حوزه علمیه{مدارج علمی اتمام سطح ( فوق لیسانس) به استناد مصوبه هیات وزیران و..} 3- گواهینامه قبولی دوره کتابداری مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی و اساتید دانشگاه تهران و دوره کارورزی 1000 ساعته 4- گواهینامه قبولی دوره عمومی زبان عربی دانشگاه باقرالعلوم (ع) 5- گواهینامه قبولی دوره تخصصی زبان عربی دانشگاه باقرالعلوم (ع) 6- گواهینامه قبولی دوره عمومی زبان انگلیسی دانشگاه باقرالعلوم (ع) 7- گواهینامه قبولی دوره تخصصی زبان انگلیسی دانشگاه باقرالعلوم (ع) عضویت در مجامع علمی فرهنگی 1- عضو شوراي سياست گذاري سايت اسلاميك داك http://www.islamicdoc.com وابسته به مركزاطلاعات و مدارك اسلامي 2- عضو شوراي سياست گذاري سايت اسلاميك قم سی تی http://www.islamicqomcity.com وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی 3- عضو شوراي سياست گذاري وکارشناس علمی و ناظر محتوایی سایت اینترنتی حوزه هنری استان قم http://www.artqom.com و http://www.qomart.com 4- عضو هیات تحریریه نشریه دانشجویی هفت اقلیم (مقطع فوق لیسانس) - دانشگاه ادیان و مذاهب 5- عضو هیات مؤسس و هیات مدیره و بازرس انجمن کتابداران استان قم ( 84 – ادامه دارد) سوابق آموزشی
1- تدریس کتابداری و اطلاع رسانی(منابع مرجع فارسی و عربی) در دانشگاه جامع علمی و کاربردی(82-ادامه دارد ) 2- تدریس کتابداری و اطلاع رسانی (فهرست نویسی , رده بندی , آشنایی با نرم افزارهای کتابخانه ای و منابع مرجع فارسی و عربی) مرکز آموزش شماره 2 وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی( 81-ادامه دارد ) 3- تدریس تاریخ اسلام و تاریخ امامت در دانشگاه قم ( 84 - ادامه دارد) 4 - کارشناس دینی موضوعات مهدویت ( شبکه 2 سیما دربرنامه زنده به سوی ظهور و رادیو معارف و...) 5- تدریس آشنایی با اینترنت و نرم افزارهای پژوهشی وخدمات مرجع و روش تحقیق و .... درقالب کارگاه های آموزشی در حوزه های علمیه و برخی مراکز دیگر سوابق پژوهشی واجرایی
1- مدیر مركز اطلاع رسانی علمي سازمان حوزه ها و مدارس علميه خارج از کشور ( 81-84) 2- معاون اجرایی ومدیر تامین محتوا و رسانه ی بخش پژوهش چهاردهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم (1385) 3- مدیرتامین منابع وممیزی بخش پژوهش پانزدهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم (1386) 4- کارشناس پژوهش دفتر طرح و برنامه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم( 81 – 84) 5- ناظر فهرست نویسی و رده بندی کتابخانه های مجمع التقریب مذاهب اسلامی و ..... 6 - مدیر اجرایی و کارشناس نقد و ارزیابی کتب و مقالات مجله آینه پژوهش( 69-72) 7- مدیر اجرایی و گردآودنده خبرنامه" دین پژوهان" کشور (81 - 84/ 15شماره) زیر نظردبیرخانه دین پژوهان کشور 8- دبیر و گردآورنده خبرنامه" ادیان و مذاهب" زیر نظر انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم(85 – ادامه دارد) 9- مدیر اطلاع رسانی فرهنگی معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغا ت اسلامی( 85 – ادامه دارد) 10- مدیر اداره کتابخانه های دفتر تبلیغات اسلامی ( 68-70) 11- مدیر هماهنگی امور انفورماتیک دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم( 77- 79) 12- مدیر و عضو شورای علمی واحد آمار و اطلاعات فرهنگی معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی( 73-83) 13- معاون اطلاع رسانی مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی( 78-81) 14- کارشناس و مشاور اطلاع رسانی معاون پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی و رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ( 81-83) 15- مدیر هماهنگی و همکاری های علمی و پژوهشی و بین الملل حوزه پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی( 83-85) 16- مدیر کارگزینی کل دفترتبلیغات اسلامی (1372 – 1378 ) 17- مدیرفناوری اطلاعات دانشگاه باقرالعلوم ع (1386-1388) 18- مدیر اداره سمعی بصری دانشگاه باقرالعلوم ع (1389-ادامه دارد) 19- بازرس موسسه بوستان کتاب (1390- ادامه دارد) فعالیت های مطبوعاتی ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 22:8  توسط بذرافشان
|
امروز می خواهیم چند تا فیلتر شکن برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها صد در صد کار می کند و تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلترشکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلترشکنی بکنند بین انسان و خدایش فیلتر درست می کنند. وبگردي 20:30،از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود . وقتی انسان مرتکب گناه می شود به مرور و تکرار گناه ها خودش را از خدا دورتر می کند و کم کم گناهان فیلترهایی می شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در این نوشته قصد داریم فیلتر شکن هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از انها هیچ فیلتری نمی تواند مانع شما شود. 1- نماز: بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن این است که مانع می شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند ... اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44 2- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید. 3- ولایت: این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد به نقل از سایت راسخون برچسبها: فیلترشکن؛ صد در صد تضمینی
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 18:45  توسط بذرافشان
|
همایش «نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیتالله خامنهای» در بیروت آغاز به كار و به بررسی ابعاد علمی و اجتهادی حضرت آیتالله خامنهای پرداخت ،در این همایش اندیشمندان و صاحبنظرانی از كشورهای مختلف اسلامی حضور داشتند. سیدحسن نصرالله، اولین سخنران این همایش بود كه متن كامل سخنان دبیركل حزبالله لبنان را در ادامه میخوانید.
دانشمندان، نمایندگان، برادران و خواهران، سلام بر همهی شما و رحمة الله و بركاته.
این افتخار را دارم كه كنفرانس شما را افتتاح كنم. كنفرانسی كه آن را گامی ویژه كه در این زمینه اوّلبار است صورت میگیرد، میدانم. چرا كه این اوّلین باری است كه كنفرانسی فكری و علمی خارج از ایران از چند منظر به اندیشه و شخصیّت حضرت امام خامنهای دام ظلّه میپردازد. همچنین در ابتدا از تمام دستاندركاران و حاضرین، مؤسّسان، سازماندهندگان، حضّار و شركتكنندگان در این جلسه، جلسهی افتتاح، و كارگاهها بسیار تشكّر میكنم. و مخصوصا از برادران و خواهرانی كه رنج سفر را پذیرفتند و از خارج لبنان به این جلسه تشریف آوردند. شناخت شخصی و مستقیم و نزدیك بنده از امام خامنهای به سال ۱۹۸۶ باز میگردد، سالی كه دیدارهای متعدّد و فشردهای برای بنده فراهم شد و باعث شد تا با افكار، آرا، مبانی، طرز تفكّر و تحلیل وقایع، روش رهبری و حكومت و تصمیمگیری و شاخصههای اخلاقی دلپذیر ایشان كه با تواضع، نرمخویی، مهربانی، صبر، سعهی صدر، زهد و سادهزیستی و… همراه بود، بیشتر آشنا شوم. بنده اكثر كتابهای ایشان را خواندهام و میتوانم ادّعا كنم قریب به اتّفاق نگاشتهها، گفتگوها و بیانات ایشان را از هنگام رحلت امام خمینی قدّس سرّه الشّریف تا كنون دنبال كردهام. اینها را میگویم تا شهادتی بدهم. همچنین حجم وسیعی از دروس فقهی ضبط شدهی ایشان، در چند باب از فقه، را گوش كردهام. و پس از اطّلاع از شهادت تعداد پر شماری از كسانی كه ایشان را از نزدیك میشناسند، حال یا فقها، متفكّران، سران یا نخبگان سیاسی و فرهنگی و پس از كنكاش در سیرهی شخصی، علمی، فكری، جهادی و سیاسی ایشان، میتوانم با اطمینان كامل بگویم: ما در برابر امامی هستیم در رهبری و حسن حكومت، در تقوا و زهد، در فقه و اجتهاد، در تفكّر و تفكیك ساحات و نوآوری، عظیم الشان. ما در برابر امامی هستیم كه نگاهی همهجانبه، عمیق، مستحكم و استوار دارد. نگاهی كه بر مبانی زیر بنا نهاده شده: اوّل: مبانی اصیل فكری و علمی. دوّم: شناخت نیازهای معاصر و مشكلات موجود. سوّم: شناخت ظرفیّتهای انسانی و مادّی موجود در امّت. چهار: شناخت راه حلهای مناسب و تنیده در اصول و مبانی اسلام. به واسطهی این نگاه همهجانبه است كه میبینیم ایشان در تمام رخدادها، تحوّلات و موضوعات، روشن و عمیق وارد میشود. از هر زاویهای و با هر تخصّص و رویكردی كه با ایشان برخورد داشته باشید، خود را در برابر رهبری خواهید یافت كه موضوع را حتّی با جزئیّات میشناسد و مانند یك متخصّص در این باره صحبت میكند، و مدام مسائلی جدید و در عین حال كاملا مرتبط با آن زمینه طرح مینماید. آیتالله خامنهای معتقد است كه چه در روندهای سازش یا جریانهای مقاومت و یا خیزش فلسطین روی میدهد، بیانگر این حقیقت است كه ما امروز در برابر نسلهای جدید ملت فلسطین قرار داریم كه بیش از هر زمان دیگری به بازگشت به سرزمین خود ایمان دارند. برای مثال برخی از این زمینهها را كه از طریق پیگیری رسانهای دیدارهای سید القائد دستگیرم شده نام میبرم: - علما و اساتید حوزههای عملیّه: وقتی با علما و اساتید و طّلاب حوزههای علمیّه دیدار میكند، همچون یك فرد آگاه حوزوی از راه و روش تدریس، الگوهای تحوّل، حفظ اصالت و نقاط مثبت تقلید و روش تحصیل سنّتی و [در عین حال] تطبیق با شرایط روز سخن میگوید. - متفكّران، فرهنگیان و اساتید دانشگاه و دانشجویان آن: مانند یك استاد آگاه، مطّلع و چندبعدی دانشگاه از روش تدریس در دانشگاهها و مشكلات و افقهای پیش روی آن سخن میگوید. - فعّالیّتهای زنان: در این دیدارها نگاه خود را پیرامون زن و منزلت، نقش و مسئولیّتش در چالشهای معاصر ارائه میكند. - اهالی اقتصاد و بنگاههای اقتصادی: در زمینهی اقتصاد نگاه خود را در بیان میكند و همچنین سیاستهایی اقتصادی را كه نظام اسلامی را به التزام به آنها فرا میخواند. - مدیران و معلّمان مدارس، پزشكان، مهندسان و كشاورزان: چندی پیش ایشان دیداری با صنعتگران داشت و سخنانی طولانی در این باره ایراد كرد. - با اهالی سینما: از فیلم، فیلمسازی، اهداف، تحوّل و پیشرفت آن سخن میگوید. - با هنرمندان: سخنانی در زمینهی شعر، موسیقی، نقاشی و چاپ. - با حافظان و قاریان قرآن، مدّاحان پیامبر و اهل بیت ایشان. - در مسائل روز. - و همچنین سران سیاسی و حتّی در زمینهی نظامی. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 15:29  توسط بذرافشان
|
بیداری اسلامی یعنی حالت بر انگیختگی و آگاهی ای كه در امت اسلامی كه اكنون به تحولی بزرگ در میان ملتها انجامیده و قیامها و انقلابهایی را پدید آورده كه هرگز در محاسبه ی شیاطین مسلط منطقه ای و بین المللی نمی گنجید مانند دیگر تحولات بزرگ اجتماعی همواره متكی به پشتوانه های تاریخی و تمدنی ومحصول تراكم معرفتها و تجربه هاست. حضور شخصیت های فكری و جهادی بزرگ جریانساز اسلامی در مصر، عراق، ایران، هند و دیگر كشورهای آسیایی و آفریقا و افكار و فعالیت های آنان پیش زمینه های بیداری اسلامی كنونی در دنیای اسلامند. با توجه به نقش اساسی و بیبدلیل انقلاب اسلامی ایران و رهبریهای بنیانگذار آن حضرت امام خمینی(ره) در دههی اول پیروزی انقلاب اسلامی و جانشین آن امام فقید، حضرت آیتالله خامنهای(مدظلهالعالی) ولیامر مسلمین كه از آغاز دو دهه اخیر تاكنون نظریات و دیدگاههای مهمی در موضوع بیداری اسلامی ایراد فرمودهاند، همایش علمی در محورها و موضوعات ذیل با تاكید بر اندیشه حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدظلهالعالی) تشكیل میگردد. از عموم محققین، پژوهشگران و اساتید حوزه و دانشگاه و دیگر متفكران دعوت میشود تا با ارائه مقالات خود، در این همایش علمی، پژوهشی مشاركت نمایند. موضوعات همایش الف- تاریخچهی بیداری اسلامی: - بیداری اسلامی و انقلاب اسلامی - تاریخچهی بیداری اسلامی و نهضتهای دو قرن اخیر ایران و جهان اسلام (نهضت تحریم، مشروطیت، ثورةالعشرین...) - مراحل بیداری اسلامی - بیداری اسلامی و جوامع اسلامی (خواص، نخبگان، جوانان، تودههای مردم) - بیدارگران اسلامی (رجال و شخصیتهای عالم تشیع و تسنن-تاریخی و معاصر) - بیداری اسلامی و ریشههای آن - بیداری اسلامی در گسترهی جغرافیایی جهان اسلام - بیداری اسلامی و تحولات دهههای اخیر (انقلاب اسلامی، تسخیر لانهی جاسوسی در ایران و لانهی جاسوسی اسرائیل در مصر، جنگ تحمیلی، انقلاب لبنان و حزب الله، قیام مردمی و انتفاضهی فلسطین، جنگ 33 روزه لبنان، وقایع اخیر دنیای اسلام تونس، مصر، لیبی، بحرین، یمن، شمال آفریقا، شبهقاره، افغانستان و سایر كشورهای عربی و اسلامی) ب- مبانی بیداری اسلامی:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 15:3  توسط بذرافشان
|
متن زیرتوسط دوست عزیزم جناب آقای کاتوزیان از آلمان دریافت شد، از باب وظیفه و امربمعروف متن را برای استفاده کاربران محترم تقدیم می کنم امسال شب یلدا با شهادت امام زین العابدین و سید الساجدین علیه السلام مصادف شده است؛ مراقب باشیم تا بزرگداشت شب یلدا بر حفظ حرمت آل الله سایه نیفکند.* گفتند نیست از شب یلدا درازتر! پیداست که شام غریبان ندیده اند…* دوباره فکرها در قیل و قال است. محبت های ما زیر سوال است. در ایام اسارت شد بپرسی، شب یلدای زینب در چه حال است؟‼ در نای خشک مرثیه خوان، نا نمانده است. طفلی برای زینب کبری نمانده است. باید به جای سعدی و حافظ لهوف خواند؛ دیگر برای ما شب یلدا نمانده است.* شب یلدا چنان باش، خرابت نکند! غافل از واقعه کرب و بلایت نکند. ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی؛ آنچنان باش که ارباب جوابت نکند.* ما چله نشین شب یلدای حسینیم؛ ماتم زدگان غم عظمای حسینیم. ما غرق عزای پسر فاطمه هستیم؛ ما تا به سحر محو تماشای حسینیم.* طبل یلدا می نوازد از فریب، در حریم ماه خونبار حبیب؛ نقل و شیرینی به کام انداختند؛ حرمت خون خدا برتافتند…* گر زدستت رفته باشد یک عزیز؛ می نشینی بر سر خوان لذیذ؟! پس کجا رفت آن جوانمردی، چرا؟! رنگ غیرت باختیم اندر عزا…* یک ثانیه از عمر همین یک شب یلدا، باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم! ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد؛ یک شب نشد از داغ فراقش بنشینیم…
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 23:5  توسط بذرافشان
|
نظر مرحوم آيتالله مرتضي حائري در خصوص رهبر انقلاب کوچه پس کوچه های خیابان فاطمیه قم را به دنبال خانه شخصی می گشتم که هم اتاقی یا به قول طلبه ها، هم حجره ای مقام معظم رهبری در دوران قبل از انقلاب، در مدرسه عالی فقه (حجتیه) بوده است، کسی که حتماً نکات، خاطرات و حرف های جالب و شنیدنی از سیره و شخصیت رهبری برای گفتن داشت. پیرمرد مشهدی که سالها قبل برای کسب علوم و معارف اهل بیت(ع) به قم آمد، دوران های مختلف قبل و بعد از انقلاب را دیده و حوادث تلخ و شیرین روزگار را تجربه کرده بود، از هم اتاقی بودن با مقام معظم رهبری تا امام جمعه و نماینده رهبری در دبی، حاکم شرع اهواز، مسئول اعزام اولین گروه روحانی به جبهه از دفتر تبلیغات و امامت جماعت در مساجد ماهشهر و خارک همه را تجربه کرده است و شاید اگر کهولت سن می گذاشت خاطرات شنیدنی فراوانی از این همه ایام برای گفتن داشت. آنچه پیش روست، برش هایی از گفت وگوی خواندنی خبرنگار مرکز خبر حوزه با حجت الاسلام والمسلمین حسین علی اکبریان معروف به حاج شیخ اکبری است که خواندن آن خالی از لطف نیست. *سکونت در حجره برادر زمانی که طلبه شدم، هم درس می خواندم هم کار می کردم، بعد از چند وقت احساس کرم که کار مزاحم درس است، بنابراین تصمیم گرفتم به قم آمده و ممحض در درس و بحث شوم، با یکی از دوستانم به نام حاج آقای کاردان به قم آمدیم آن زمان حدوداً 22 سال داشتم، آمدیم ولی حجره ای پیدا نکردیم، شب جمعه به جمکران رفتیم و به آقا امام زمان (عج) متوسل شدیم، صبح روز بعد به مدرسه حجتیه رفتیم که دیدیم آقا سيد محمد خامنه ای قصد دارد به مشهد عزیمت کند و حجره اش خالی است، سریع از فرصت استفاده کرده و آن حجره را گرفتیم، چندی بعد دو طلبه ترک زبان هم به ما اضافه شدند و بعد از آنها مقام معظم رهبری از مشهد به قم آمدند و در حجره برادرشان با ما ساکن شدند و به مدت یک سال، 5 نفری در حجره 85 مدرسه عالی حجتیه هم اتاقی شدیم. من دو سال از رهبری بزرگ تر بودم، ولی ایشان در آن زمان در درس خارج اصول آیتالله شیخ مرتضی حائری شرکت می کردند، من و حاج آقای کاردان لمعه را تمام کرده بودیم؛ بنابراین همواره احترام ایشان را حفظ می کردیم و مواظب رفتارمان بودیم. *اجتهاد در جوانی به یاد دارم سیره آقا این بود که شب ها فراغتی که ایجاد می شد می نشست و درس آن روز که نت برداری کرده بودند، به زبان عربی پاکنویس می کردند؛ یک شب دیدم، درس اصول حاج آقا مرتضی حائری را نوشتند که از دروس مشکل حوزه بود و فقط طلاب نخبه و زبده در درس حاج آقای حائری شرکت می کردند. جالب این بود که ایشان زیر هر پاراگراف خط تیره کشیده بود و نظر و نقد خود را به درس استاد نوشته بودند، به ذهنم می آید، همان جا گفتم «درس به این مشکلی، ایشان نظرات خود را این گونه زیر نظر استاد یادداشت می کنند»، جز اجتهاد چیز دیگری نیست، در آن زمان با آن سن جوانی که شاید آقا 20 سال داشتند، واقعا مجتهد مسلم بودند و صاحب نظر بودند. *وقتی که آیتالله حائری از آقا می گوید حتی برخی نقل می کنند، آیت الله حائری در طُرقَبه مشهد بودند، فردی نزد ایشان می رود، آیت الله حائری می گوید الان آقا سید علی اینجا بودند او مجتهد بسیار خوب، انسان زبده و صاحب نظری در فقه و اصول است، خلاصه آقای حائری به عنوان یک مجتهد و مدرس بزرگ حوزه خیلی از سید علی آقا تعریف می کردند. من و حاج آقای کاردان معمولا آبگوشتی تهیه می کردیم و می خوردیم، آن دو طلبه ترک هم خودشان با هم غذا می خوردند و برنامه های خودشان را داشتند، حضرت آقا نیز معمولا بیرون غذا می خوردند و می آمدند، کمتر پیش می آمد چون ساعات مطالعه و مباحثه ایشان با برنامه های ما متفاوت بود و معمولا ما شام را خورده بودیم که ایشان وارد حجره می شدند. جای ایشان در حجره گوشه اتاق نزدیک پنجره، روبروی درب و رو به قبله بود و یک میز کوچک و چند کتاب داشتند که با خود به درس استاد می بردند، ایشان غالبا در روزهای تحصیلی کمتر در حجره بودند و برنامه ایشان کاملا با برنامه ما متمایز بود. بسیار متین و موقری بودند و از شوخی پرهیز می کردند، اما هرگز خشک برخورد نمی کرند، من را حسین آقا صدا می زدند و ما هم ایشان را حاج علی آقا صدا می کردیم و از آنجایی که ایشان ابهت و متانت خاصی داشتند همواره احترام ایشان را حفظ می کردیم و حتی سعی می کردیم کارهای حجره مانند: نظافت و شستن ظرف و... را خودمان انجام دهیم که البته با ممانعت ایشان مواجه می شدیم و در کارها سهیم می شدند. *از لحظه لحظه همجواری با حضرت معصومه (س) بهره می بردند حضرت آقا نظم خاصی داشتند و توجه و دقت زیادی به درس و بحث داشتند، به گونه ای که ممحض در درس بودند و گویا از لحظه لحظه حضورشان در قم و همجواری با حضرت فاطمه معصومه (س) و علما و بزرگان حوزه بهره می بردند و استفاده می کردند؛ تلاش ایشان برای درس و دقتشان در مطالب علمی مجدانه و بی نظیر بود و آثار اجتهاد به خوبی در همان سنین جوانی در ایشان دیده می شد. در برقراری ارتباط با دیگران بسیار خوب رفتار می کردند و همه جور ذوق و سلیقه را به سمت خود جذب می نمودند و جاذبه خیلی قوی داشتند؛ به طوری که خواص و عوام عاشق و دلباخته ایشان می شدند. رابطه ایشان با طلبه ها و اساتید بسیار خوب بود، از همان دوران بیان بی نظیری داشتند، خیلی از طلاب و فضلا و اساتید در آن دوران جوانی، برای ایشان ارادت و احترام خاصی قائل بودند. *یادم نمی آید از دست ایشان دلخور شده باشم در مدت یک سالی که با آقا هم اتاقی بودم یک بار یادم نمی آید از دست ایشان دلخور شده و ناراحت باشم، ایشان مراعات حال همه را می کردند و فرد جامع الاطرافی بودند؛ درس و تحصیل، تهذیب و اخلاق، توجه به مسائل سیاسی و اجتماعی روز، ارتباطات فردی و دوستانه همه را به خوبی در حد اعلی داشتند و رعایت می کردند. حضرت آقا رابطه خوبی با شیعه و سنی داشتند و همواره مراعات می کردند که مطلبی نگویند که باعث ناراحتی و اختلاف شود. *رعایت حال طلبه ها را می کردند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 23:49  توسط بذرافشان
|
انسانهای بزرگ را باید از نکات کوچک زندگیشان شناخت. دیروز نماز ظهر را در دیدار نخبگان میهمان آقا بودیم.همیشه دلخوش به نمازی بودم که نجوای عارفانه امامم را در قنوت بشنوم. اما اینبار آقا قنوتی بست به کوتاهی یک صلوات! آری سید ما آنقدر آگاه است که به هوای علمای اهل سنت(که نمازشان قنوت ندارد) قنوتش را آنقدر کوتاه گرفت که به ذکر صلواتی هم نمی رسید. .................................................... http://bachehayeghalam.ir/go.php?vid=18485
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 22:52  توسط بذرافشان
|
26 سال بعد از اجلاس اورشلیم، بیبیسی فارسی فیلمی مستند درباره رهبری انقلاب ایران ساخت تا شاید بتواند حرف زمین مانده فوکویاما را عینیت ببخشد؛ فیلمی که در آن رهبری ایران به عنوان رهبری با ذکاوت ، مدیر و مقتدر معرفی میشود. شاید دوستانی که در این چند هفته اخیر این فیلم را دیده باشند در حیرت این هستند که چرا بیبیسی در خصوص رهبری ایران چنین فیلمی میسازد؟ فوکویاما در اجلاس اورشلیم در جایی میگوید: شیعه پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست پرندهای است که دو بال دارد یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز همان مهدویت و عدالتخواهی اوست و بال سرخ شیعه شهادتطلبی اوست که ریشه در کربلا دارد ... این پرنده زرهی بنام ولایت بر تن دارد. برای پیروزی بر یک ملت باید میل و ذائقه مردم را تغییر داد ... اگر توانستید ولایت فقیه را بزنید بلافاصله پرنده شیعه افت میکند و سقف پروازش کاهش مییابد و تیرهای شما به راحتی به او می خورد. برخلاف تمام ساختههای این سالهای تلویزیون حکومتی انگلیس این فیلم این بار نه برای مردم خاکستری، بلکه برای جماعت اهل ولایت ساخته شده است. بطوریکه چنان انگیزه اهل ولا را در دیدنش ترغیب مینماید که مانند ظرف نذری هیئت دست به دست به همه میرسد اما غافل از این هم نیستند که این سکه پر زرق و برق ملکه جزیرهنشین روی دیگری هم دارد. در این فیلم بارها و بارها از زبان نزدیکان و دشمنان از اقتدار، ذکاوت و مدیریت ایشان یاد میشود و ایشان را فردی لایق به عنوان رهبری معرفی میکند و فقط رهبری و نه ولی فقیه و نه زعیم شیعه؛ خصوصیاتی که در این فیلم به آن اشاره میشود مشخصاتی است که به راحتی میتوان در میان رهبران بسیاری از کشورها مشاهده نمود. دوستانی که در این مدت این فیلم را دیدهاند اذعان داشتهاند که این فیلم چنان تاثیر داشته است که در چند سخنرانی اخیر رهبری ایشان را فقط به عنوان یک انسان با ذکاوت و مدیر دیدهاند و نه به عنوان زعیم و جانشین حجت خدا در غیبت کبری. حکایت این شبکه مرموز چنین است که با القای غیر مستقیم بر روی جماعت ولا سعی کرده جایگاه ولایت فقیه را به عنوان تشریفاتی در قالب سمت حکومتی تقلیل دهد و هدف نه تنها پایین آوردن شخص رهبری است بلکه زدن جایگاه رفیع ولایت مطلقه فقیه و ایجاد شک و تردید در کلام رهبری به هنگام وقوع فتنهها برای اصحاب جهادی شیعه است. سیاست رسانهای بیبیسی در مواجه با جبهه حق سیاستی بادکنکی است که جایگاه و یا فرد مورد نظر را مانند بادکنک با تمجیدها و تعریفها مقداری بالاتر از سطح زمین میبرد و در موقع نیاز با سوزنی همه تعاریف را میترکاند تا چیزی نه از تعاریف بماند و نه از فرد و جایگاه. حکایت سازندگان و مدیران شبکه حکومتی انگلیس، حکایت آن ساده لوح بود که برای جنگ با خدا تیر بر آسمان میانداخت تا شاید تیری به خدا برسد. زنهار که حضرت ماه، برتر از این سیاست دستمالی شده شیطان است و دست شیاطین حتی به ستارگان حاشیهاش هم نمیرسد چه رسد به حضرت ماه که بخواهد تعرضی به ساحت قدسشان نماید. زعیم شیعه چه امام خمینی باشد و چه آیتالله خامنهای باشد و یا میرداماد و شیخ بهایی هر کدام که باشند از میان 61 زعیم و از سلسله زعمای شیعه همگی از نوادر خاص خدا بر روی زمین بودهاند که در زمان غیبت خورشید مانند ماه مسیر را برای شیعیان و پویندگان حکومت جهانی حق روشن نمودهاند و اهل ولایت چشم بر کلام مولایش فوکوس کرده است و امثال این تیرهای رو به آسمان به جایی نخواهد رسید. ...................................................................................................................... منبع:خبرگزاری فارس
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 18:27  توسط بذرافشان
|
چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوري كه مقام معظم رهبری میفرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواستهاند. همهتان هم همهجا دیدهاید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام میدهند، برای همه ما خواستهاند که ما هم نشاالله انجام بدهیم.
یک روز آقا بیشر نماز میخواند، یک روز بیشتر قرآن میخواند ... اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفتهاند، در آن میبینیم. ایشان حدود یک تا یکونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق میکند، شبیه به هم نیست. ایام هفته فرق میکند. یک روز آقا بیشتر نماز میخوانند، یک روز بیشتر قرآن میخوانند، یک روز بیشتر دعا میخوانند، یک روز بیشتر ذکر میگویند ... بعدش نماز صبح را میخوانند، ایشان نماز صبح را به جماعت میخوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترینشان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، میآید. ایشان توی دفتر کارشان نماز میخوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتریهایی که آنجا هستند ـ نمازشان را با آقا میخوانند. ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند بعد از نماز صبح، ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند و حداقل بین چهلوپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت میکنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهلوپنج دقیقه برمیگردند. بعضی از مواقع کوههایی دورتر هستند و برای اینكه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را میآیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام میدهند. پای کوه که میرسیم، نماز را آنجا میخوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا میرویم، هنوز آفتاب نزده است. عمامه آقا در كوه، عمامه همیشگیشان نیست وقتی ایشان برمیگردد پایین، آدمهایی که نگاه میکنند تعجب میکنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را میگویم، کوهنوردی که میخواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت میکند، میبیند مقام معظم رهبری دارد میآید پایین. با خود میگویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد میآید پایین؟ آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه همیشگیاش نیست؛ عمامهای باریکتر و کوچکتر است. بعضی مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی میپوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکسهای آقا را در کرمان دیدهاید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزلهای که در بم آمده بود، برای جنازهها، حتی خود آقا نماز خواند. آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین میآیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش میکنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 15:11  توسط بذرافشان
|
|
|