تبليغاتX
دین و فرهنگ
دین و فرهنگ
قران و اهل بیت (ع) باتاکید بر ضرورت پاسخ گویی به شبهات

برخي از اساتيد دانشگاه در قم با اشاره به سخنان مقام معظم‌رهبري در جمع كارگزاران، آزادانديشي را مباني و اساس توسعه و جهاد علمي درجامعه دانستند.

اين اساتيد معتقدند: بايد زمينه و بستر مناسب براي ارايه‌و طرح انديشه، افكار وابداعات جديد به دوراز برخوردهاي جنجال‌برانگيز فراهم شود تاجامعه به شكوفايي علمي دست يابد.

مقام معظم رهبري دراين ديدار با تاكيد بر اهميت جهاد علمي، آزادي را از بزرگترين نعمات الهي و آزادانديشي را از شعبه‌هاي اصلي آن دانسته و فرمودند: بدون آزادانديشي رشد علمي، فكري و فلسفي امكان پذير نيست.

ايشان دربخش ديگري از سخنانشان فرمودند: در حوزه‌هاي علميه، دانشگاهها و محيطهاي فرهنگي و مطبوعاتي نبايد با كساني كه حرف تازه‌اي را مطرح‌مي‌كنند با جنجال برخورد كرد بلكه بايد ميدان را براي پرورش فكر و انديشه باز گذاشت.

يكي ديگر از اساتيد دانشگاه در قم گفت: روند آزادانديشي در پي درخواست ونامه‌اي از طرف انديشمندان حوزه علميه به مقام معظم رهبري در بهمن‌ماه سال ‪ ۸۱‬در كشور به جريان افتاد.

"عليرضا زهيري" هدف از ايجاد اين نهضت را توسعه نظريه پردازي و ايجاد فرصت براي طرح نظريات جديد وخلق آراء و انديشه‌هاي نو در زمينه علوم‌انساني و ابداعات در زمينه علوم پايه ذكر كرد.

وي مشكل موجود در روند توليد علم را ايجاد شكاف و فاصله تمدني ميان توليدات علمي و سطح مطالبات و نيازهاي روز جامعه ذكر كرد و گفت: سطح نياز در دوره كنوني بسيار بيشتر از حجم توليدات و ابداعات علمي است.

وي بيان داشت: تاكيد و محور در نهضت توليد علم و جنبش نرم‌افزاري كم‌كردن و پرنمودن خلاهاي موجود مي‌باشد كه پاسخگوي سووالات، نيازها و شبهات آنان مي‌باشد.

زهيري مديريت وگسترش بستر براي توليد علم را از مهمترين راهكارهاي‌ترويج نهضت توليد علم در جامعه ذكركرد كه بايد وظايف دولت و نهادهاي مربوطه مورد بررسي قرار گيرد.

وي موازي‌كاري و انجام كارهاي مشابه را از معضلات كنوني مراكز توليد علم ذكر كرد و افزود: تاكنون نيز عملكرد اين مراكز مورد ارزيابي و بررسي‌آماري قرار نگرفته است.

وي آزادانديشي را از مباني جهاد و توسعه علمي در جوامع ذكر كرد كه درگرو تربيت و پرورش نيروي انساني علم‌گرا مي‌باشد كه بايد انديشه و افكار خود را ابراز نمايند.

يكي از مدرسان دانشگاه، آزاد انديشي و قوه تفكر را از نعمات الهي دانست و گفت: فكر و انديشه از خصوصيات آدمي است كه با آزادي از قيود شكوفا شده و يا با ماندن در قالب‌هاي محدود به حالت جمود مي‌رسد.

حجت‌الاسلام "محمد ثقفي" افزود: عوامل بيروني در جهت‌دهي به انديشه، جمود و شكوفايي نقش مهمي دارد.

وي بريدن از زنجيرهاي تقليد اجتماعي و انديشه‌هاي گذشته را از موثرترين راهكارهاي به فعليت رساندن انديشه ذكر كرد و افزود: با رها ساختن فكر مي‌توان به معرفت علمي دست يافت.

وي اظهار داشت: با محور و مبنا قرار دادن آراء گذشتگان بايد با جرات و شهامت اظهارنظر شخصي خود را بر پايه دليل و برهان بيان نمود.

ثقفي با تاكيد بر رهايي‌از بت‌هاي ذهني، قومي و اجتماعي تصريح كرد: انسان بايد بر اساس تاكيد قرآن با طرح كليه نظرات و افكار و بهترين آنها را انتخاب نمايد.

وي اضافه كرد: جامعه مي‌تواند در مقابل ارائه اين نظرات موانعي بتراشد و انديشه را در قالب اصول اجتماعي محدود سازد.

وي در عين حال افزود: انديشه‌ورزان، حوزويان، دانشگاهيان و اهل قلم و انديشه بايد در آزادانديشي پيشگام باشند كه تا روند آزادانديشي وبيان‌آرا و افكار انديشمندان در جامعه هموار شود.

ثقفي يادآور شد: علم خواهي در جوهره اسلام و متون اسلامي وجود دارد كه نمي توان آن را درانحصار گرفت به گونه‌اي كه اسلام بر نشر علم در تقويت بنيه علمي تاكيد دارد.

وي اظهار داشت: در دنياي امروز تمدن اروپايي توسعه علمي به‌دليل سنت‌شكني افراطي در آن پديد آمد و در عالم اسلامي با توسعه علمي و نرم‌افزاري درعلوم مختلف از جمله انرژي هسته‌اي رشد كرده است.

وي‌خاطر نشان كرد: درراه علم بايد تدريجي كار كرد و باشناسايي استعدادها و دانشمندان جوان اين توانمندي را به فعليت رساند.

يكي از اساتيد دانشگاه در قم ضمن تاكيد سخنان مقام معظم رهبري مبني بر آزادانديشي و جهاد علمي در راستاي توسعه و پيشرفت جامعه گفت: ايشان نهادهاي علمي را از مباني اصولگرايي مي‌داند كه نيازمند توسعه است.

حجت‌الاسلام "رمضانعلي بذرافشان" توسعه علمي را مايه اقتدار ملي دانسته و افزود: با شناسايي موانع، نيازسنجي و برنامه‌ريزي و سياستگذاري‌هاي جامع مي‌توان به اين امر مهم نائل شد.

وي عدم آزادانديشي و تعامل فكر و انديشه را از مهمترين موانع تحقق نهضت توليد علم و جنبش نرم‌افزاري در جامعه ذكر كرد و بيان داشت: كشور بايد از حالت مصرف‌گرايي و وارد كنندگي صرف علوم خارج شود تا توسعه يابد.

وي پويايي و به روز شدن، بومي كردن و شناسايي نيازهاي داخلي و پاسخگويي به آنها، ديني بودن و كارآمد بودن آنها را از جمله شاخصه‌هاي توليد علم‌ذكر كرد.

بذرافشان اظهار داشت: اسلام و ائمه معصومين(ع) بر بي‌نيازي مسلمانان از علوم بيگانه تاكيد دارند كه جامعه اسلامي به درجه‌اي از علم دست يابد كه نياز بيگانگان را پاسخ دهد.

وي گفت: وجود موانعي از جمله نگرش و ديدگاه‌هاي نادرست، موانع فرهنگي و اقتصادي، ساختارهاي مديريتي و فقدان‌تعامل و ارتباط با ساير مراكز علمي و فرهنگي توسعه جامعه را با كندي مواجه مي‌سازد.

بذرافشان يادآور شد: غيرپرستي، خودباختگي و شخصيت‌زدگي از ديگر موانع فرهنگي مي‌باشد كه محققين و مجامع علمي ما با آن دست به گريبان مي‌باشند.

وي تصريح كرد: ايجاد فضايي آزاد و باز براي طرح انديشه‌ها، افكاروعقايد و به بحث و نقد گذاشتن آنها، مي‌تواند به ايجاد فضايي مناسب علمي كمك كند.

وي خاطرنشان كرد: محققين، متخصصين و ممتازين از سرمايه‌هاي علمي جامعه محسوب مي‌شوند كه به جاي استفاده از توان فني و علمي از آنان دراموراداري و اجرايي استفاده مي‌شود.

http://www.irna.ir/fa/news/view/line-14/8504212113131302.htm

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 توسط بذرافشان |

برنامه اي امروز دکتر صحافي در شبکه تلويزيوني سلام داشتند و می گفتند که مرز بين خرافات و علم تغيير کرده اين برنامه مي گفت که سالهاي قبل وقتي مي گفتند اين آب رو بديد به مريض بخوره و قبلش دعاش رو بخونيد خرافات نبوده و خيلي مسائل شبيه اين (که الان هست ). تحقيقات دانشمندان ژاپني اين رو مي گه که حتي نيت قلبي بصورت معنوي و دعا خوندن بر روي مولکولهاي آب وقتي ميخوان يخ بزنند و به کريستال تبديل بشن اثرات خيلي جالبي ميگذاره .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به اين عکس نگاه کنيد . اين يک مولکول آب هست که وقتي ميخواسته يخ بزنه ازش عکس گرفتند . می بينيد که چه شکل ناموزون و نا زيبايي داره . براي اين آب  دعا خونده نشده . خوب ؟ حالا صبر کنيد تا عکس بعدي رو نشونتون بدم .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا به اين عکس نگاه کنيد . اين همون آب هست با همون شرايط در آزمايشگاه بوده و در لحظه يخ زدن و کريستال شدن ازش عکس گرفتند اما اين بار براي اين آب دعا خونده شده .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عکس يه مولکول کريستالي آب وقتي براش يه آهنگ تند (از نظر اسلام حرام) گذاشتند در حال يخ زدن . شکلش رو ببينيد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا همون آب و تحت همون شرايط اين براش موسيقي ملايم و معنوي گذاشتند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روي شيشه اين آب وقتي ميخواستند کريسستال رو درست کنند نوشتند : من تو را خواهم کشت ......... ببينيد چقدر شکلش زشت شده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روي شيشه اين نوشته بودند : هيتلر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اين زيباترين شکل از کريستاله که روش نوشته بودند : عشق ، شکر گزاري و قدرداني ...... خدا اين رو از ماها زياد خواسته ها . ببينيد روي مولکول آب اين همه تاثير داره . روي جهان اطراف و جهان ماورا چقدر تاثير داره

  http://www.nategh.persianblog.com/  لينک اين سايت . اگه کسی انگليسيش خوبه ترجمه کنه

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 توسط بذرافشان |

مراقب افکارت باش ،    آنها  به گفتــــــــار تبدیل می شوند.

مراقب گفتارت باش ،     آنها  به کــــــــردار تبدیل می شوند.

مراقب کردارت باش ،    آنها  به عــــــــادت تبدیل می شوند.

مراقب عادتهایت باش،  آنها به شخصیت تبدیل می شوند.

مراقب شخصیتت باش ،  که ســــــــرنوشت تـــــو است.

به نقل از وبلاگ جمله

نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم آبان 1385 توسط بذرافشان |

آن‏چه كه برای همه‏ی مسلمانان جهان وجود دارد، پير و جوان، تحصيل‏كرده و عامی، شيعی و غيرشيعی، شرقی و غربی، هر كس از هر فرقه‏ای و از هر نسلی و با هر بينش و فرهنگی كه باشد، معتقد است كه: سنگ زيرين اسلام، قرآن است

اهميت قرآن كريم و روش‌های رجوع به آن :

امروزه در سراسر جهان، همه‏ی توطئه‏ها برای نابود كردن نسل جوانی است كه می‏بينيم به جای همه‏ی حق‏ها و همه‏ی آزادی‏هايی كه در آرزويش هست و نياز به آن دارد، فقط به او «آزادی جنسی» می‏دهد. در سراسر جهان، دستگاه‏های تبليغاتی، مطبوعات، راديوها، تلويزيون‏ها، هنر، همه در تلاش تأمين چنين نيازی برای او هستند، در مقابل از «مكتب علی» و شعله‏ای كه از خانه‏ی متروك و خاموش فاطمه همواره جستن می‏كند، اگر لياقت آن را داشته باشيم كه از اين آتش قبسی بگيريم و ارمغان اين نسل كنيم، می‏توانيم آتشی برافروزيم و اميدوار باشيم كه در اين ركود و سكوت و تفرقه، حركت و اميد، هدف و گرما و روشنايی ايجاد كنيم و نسلی بسازيم، درخشان و نيرومند، بر مبنی و اساسی است كه علی با سكوتش، با جهادش، و با رنجش برای ما گذاشته است.

اين همه‏ی اميدی است و همه‏ی تلاشی است كه در حد خودمان، هرچند اندك، در جست‏وجويش هستيم و اميدواريم كه روزی برسد و آن روز، خيلی دور نباشد كه به جای «بدبينی‏ها» و به جای «بدگويی‏ها» و به جای «بذرافشانی‏های سياه و بدبينانه» كه در ميان برادران و هم‏دلان و هم‏دردان و پيروان خانواده‏ی علی و فاطمه می‏افشانند و می‏كوشند همه را روی در روی هم قرار دهند تا روی از دشمن بتابند و به خويش سرگرم شوند، روزی را داشته باشيم كه به جای اتهام زدن، كوبيدن، طرد كردن و لجن‏مال كردن، به پيروزی از علی، از محبت و تفاهم و دوست داشتن يكديگر لذت ببريم.

اميدوارم چنين روزی بسيار نزديك باشد. روزی كه «دانشجويان ما» در كنار «طلبه‏ی ما»، و «استاد ما» در كنار «عالم» ما، و «مؤمن ما» در كنار «روشن‏فكر ما»، و «جوان ما» در كنار «پير ما»، و «متجدد ما» در كنار «متقدم ما»، و «دختر ما» در كنار «مادرش»، و «پسر ما» در كنار «پدرش»، و همه در يك صف، در كنار خانه‏ی فاطمه بايستيم، روی در روی همه‏ی توطئه‏هايی كه عليه ما می‏شود. دعا كنيد كه آن روز، زود برسد.

موضوعی كه امروز برای سخن گفتن انتخاب كرده‏ام، بر‌اساس يك هدف و يك شعار كلی است كه بايد هدف و شعار همه‏ی ما بشود. اين تنها سندی كه داريم و تنها ريسمان استواری كه هنوز از آسمان آويخته است، و نيز تنها پايگاهی كه همه‏ی رشته‏ها، شعبه‏ها و فرقه‏های پراكنده‏ی ما می‏توانند به آن برگردند و در كنار آن بايستند تا برادری پيشين را تجديد كنند، «قرآن» است.

تنها سندی كه نتوانسته‏اند كوچك‏ترين خدشه‏ای در آن وارد كنند و يا كوچك‏ترين تحريفی، چه كم و چه زياد، در آن به وجود آورند.

قدرت‏های بزرگ جنايت‏كار، خلفا، ملوك، علمای سوء و دشمنان داخلی و خارجی كه ترس اساسی‏شان از «قرآن» بوده است، خوش‏بختانه همه كار كرده‏اند، جز اين كه بتوانند «قرآن» را نفی و يا نابود كنند و فقط تلاش كرده‏اند كه «قرآن» را بد تفهيم كنند. تلاش كرده‏اند تا «قرآن» را از مسير زندگی، تفكر، و مطالعه و بينش صحيح و تحصيل مذهبی‏مان كنار بگذارند. كوشش كرده‏اند تا آن‏جايی هم كه «قرآن» مطرح است، فقط به زيبايی تجليد، و يا فقط به قرائتش منحصر باشد.

امّا به هر حال، آن‏چه كه هست، و آن‏چه كه برای همه‏ی مسلمان‏های جهان وجود دارد، پير و جوان، تحصيل‏كرده و عامی، شيعی و غيرشيعی، شرقی و غربی، هر كس، از هر فرقه‏ای و از هر نسلی و با هر بينش و فرهنگی كه باشد، معتقد است كه: سنگ زيرين اسلام، قرآن است.

قرآن، علی‏رغم تمام توطئه‏هايی كه در طول تاريخ شده تا مطرح نشود، محفوظ مانده و مطرح شده و تمام كوشش ما بايد اين باشد كه قرآن را در جامعه مطرح كنيم.

پس از آن كه با تجزيه‏ی دولت عثمانی و ايران و با رشد چشم‏گير صنعت و دانش و با ظهور مكتب‏های عدالت‏طلب و آزادی‏خواه و مدافع انسان و با سنتی شدن مذهبی‏ها و راكد شدن و محافظه‏كار شدن مديرها و رهبرها، بازگشت از قرآن شروع شد و اوج گرفت و قرآن از ميان جامعه، به پشت سر افتاد. پس از اين بازگشت از قرآن، چندی است كه بازگشت به قرآن آغاز شده و قرآن دوباره مطرح گرديده است.

اين بازگشت، با شكست مكتب‏های عدالت‏طلب و آزادی‏خواه و انسان‏دوست و با بن‏بست صنعت و علم، و با تحرك مذهبی‏ها و مسلمان‏ها، هم‏زمان بوده است.

اين رفت و آمدها به خاطر عوامل گوناگونی صورت گرفته و صورت می‏گيرند و اين نوسان‏ها بر اساس نوسان همان عوامل، كم و زياد می‏شوند و كنترل نوسان‏ها جز از راه كنترل عوامل نوسان، امكان‏پذير نيست.

خوش‏بختانه عامل اساسی نوسان‏ها و رفت و آمدها در دست ما و به اختيار ماست. هنگامی كه ما از تحجرها و ركودها آزاد شده باشيم و با تمام وجودمان، با تمام قوا و امكاناتمان، با فكر و ارزيابی، و با عقل و سنجش، و با انتخاب و اختيارمان راه افتاده باشيم و از تقليدها و تلقين‏ها و عادت‏ها و تحميل‏ها گذشته باشيم، و با اين آزادی‏ها، با مذهب و قرآن روبه‏رو شده باشيم، در اين هنگام، و با اين حركت و آزادی، نه تجزيه‏ها و حادثه‏ها سبز می‏شوند و نه ما با سبزشدنشان می‏خشكيم. كه بيدارها، با درك حادثه‏ها و ضرورت‏ها به رشد صنعت و علم هم می‏رسند. و بيدارترها گرفتار فاجعه‏ی علم و بحران صنعت و بن‏بست تمدن هم نمی‏شوند و در پس‏كوچه‏های به بن‏بست نشسته، انسانيت و آزادی و برابری را فراموش نمی‏كنند و از دست نمی‏دهند.

در هر حال، بازگشت به قرآن، چندی است كه آغاز شده و در اين بازگشت، هر كس از راهی می‏آيد و می‏خواهد بهره‏ای بردارد.

در اين بازگشت، هر كس در جستجوی راهی است برای برداشت از قرآن و يا همراه پيشنهادی است به خاطر بهره‏برداری از آن.

اگر اين راه‏ها و اين پيشنهادها صحيح نباشند، ناچار عقيم می‏شوند و به بن‏بست می‏رسند و دوباره رجعت و عقب‏گرد شروع می‏شود. همان طور كه سيلاب‏ها هنگام برخورد به سدها، به سرعت برمی‏گردند و عقب می‏آيند و تا هنگامی كه سرشار شوند و بالا و بالاتر بيايند و از سر سد راه بيافتند و مانع‏ها را پشت سر بگذارند، مدت‏ها طول می‏كشد. و چه بسا كه طعمه‏ی شن‏زارها بشوند و از پشت سد نگذرند و در كنار مانع بميرند.

از اين رو شناسايی و نقد پيشنهادها، طرح پيشنهادهای سالم‏تر و روش‏های پربارتر، به ضرورت می‏رسد. چون اين گونه است كه از مسخ كردن معانی قرآن و هدر دادن وقت‏ها و رسيدن به بن‏بست‏ها و عقب‏گردها، نجات می‏يابيم و بهره‏مند می‏شويم.

در اين بازگشت، كسانی هستند كه بر اساس آرزوها و رؤياهای گنگ و يا تلقين‏ها و تشويق‏ها و يا افتادن در يك جو گرم، به قرآن رو آورده‏اند.

اين‏ها بدون اين كه سؤالی طرح كرده باشند و يا نيازی و ضرورتی را يافته باشند و يا اصلاً چيز معلوم و مشخصی را خواسته باشند، كتاب را می‏گشايند و معلوم است كه با دست خالی باز می‏گردند و مأيوس و متحير می‏مانند و يا با خيالات و بافته‏های هماهنگ، خود را فريب می‏دهند و سرگرم می‏سازند.

اصولاً مطالعه‏ هر كتاب، مادام كه با طرح سؤال‏هايی همراه نباشد، بهره نمی‏دهد و خواننده به سادگی از جواب‏ها و اشاره‏ها و نكته‏ها می‏گذرد و آن‏ها را نمی‏يابد و در خونش نمی‏نشيند.

يك دسته‏ی ديگر آن‏هايی هستند كه سؤال‏هايی داشته‏اند و اين سؤال‏ها را جواب هم داده‏اند و آن‏گاه به خاطر خالی نبودن عريضه و يا تيمن و تبرك و يا داشتن مستندی مردم‏پسند، به قرآن رو آورده‏اند تا شاهدی برای جواب خود و راه حل خويش بيابند.

اين‏ها كه از پيش ساخته شده‏اند، جز از خوش‏آيندها و استحسان‏ها بهره برنمی‏دارند. و جز تحميل و تطبيق عقيده و جواب‏های خود، كاری انجام نمی‏دهند.

اين‏ها از باطنيه گرفته تا فيلسوف يا عارف، يا سوسياليست، يا سرمايه‏دار، يا انقلابی، يا ضد انقلابی، پس از اين كه جواب‏ها را يافته‏اند، به قرآن رو آورده‏اند و به تصريح خودشان، با اين ديد شروع كرده‏اند.

جز اين دسته‏ها، كسانی هستند كه خود با مسائل روبه‏رو شده‏اند و ضرورت‏ها را يافته‏اند و سؤال‏هايی را شناخته‏اند و سپس در جستجوی جواب، به قرآن رسيده‏اند. و در قرآن به دنبال جواب خويش گرديده‏اند.

در اين نوشته، ابتدا توضيح‏هايی از كلمه‏های تفسير، و ترجمه و روح و نور و ظهور و بطن و تأويل و تنزيل داده شده و حدود هر يك مشخص گرديده است.

آن‏گاه برای رسيدن به تفسير و روح و نور قرآن، از راه‏ها و اصولی سخن رفته است. اين اصول، يكديگر را دنبال می‏كشند و با يكديگر پيوسته هستند. در نتيجه كسانی كه از زبان و تسلط بر قرآن و سير فكری برخوردارند، به اين همه دست می‏يابند. چون با سير فكری و حركت فكری به شناخت و ايمان و اطاعت و تقوا می‏رسند.

و در اين حد، هم از روح‏الايمان و هم از نور قرآن و نيروی فرقان برخوردار خواهند شد و به تفسير و روح و نور، دست خواهند يافت و قرآن را حس خواهند كرد و لمس خواهند نمود كه لايمسّه الا المطهّرون.

بايد در همين جا توضيح بدهم كه رسيدن به اين مقدمات، احتياج به يك عمر ندارد. من دوستانی دارم كه در كم‏تر از دو سال، آن هم نه مداوم، به صرف و نحو و معانی و بيان و منطق و اصول دست يافته‏اند و از ريشه‏هايی برخوردار گرديده‏اند.

اميد آن كه در هر بهار، شكوفه‏هايی بر سر بگيرند.اين‏ها اگر شتاب‏زده و سطحی نباشند و از تسلط بر تمام قرآن برخوردار شوند و سير فكری خويش را هدايت كنند، بهره‏مند خواهند شد و برداشت‏ها خواهند داشت. وگرنه، اين‏ها هم از آن دسته خواهند بود كه به خاطر سطحی بودنشان، به اختلاف آيه‏ها و تناقضات قرآن معتقد شده‏اند. و به خاطر شتاب‏زدگی‏هايشان، بر قرآن دروغ بسته‏اند و بر حق نسبت باطل داده‏اند و به خاطر بی‏اطلاعی‏شان از تمام قرآن، يك بعدی و يك چشمی به جواب مسائل رسيده‏اند.

http://www.iqna.ir/news_print.php?ProdID=54559

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم آبان 1385 توسط بذرافشان |
قالب وبلاگ