برخي از اساتيد دانشگاه در قم با اشاره به سخنان مقام معظمرهبري در جمع كارگزاران، آزادانديشي را مباني و اساس توسعه و جهاد علمي درجامعه دانستند.
اين اساتيد معتقدند: بايد زمينه و بستر مناسب براي ارايهو طرح انديشه، افكار وابداعات جديد به دوراز برخوردهاي جنجالبرانگيز فراهم شود تاجامعه به شكوفايي علمي دست يابد.
مقام معظم رهبري دراين ديدار با تاكيد بر اهميت جهاد علمي، آزادي را از بزرگترين نعمات الهي و آزادانديشي را از شعبههاي اصلي آن دانسته و فرمودند: بدون آزادانديشي رشد علمي، فكري و فلسفي امكان پذير نيست.
ايشان دربخش ديگري از سخنانشان فرمودند: در حوزههاي علميه، دانشگاهها و محيطهاي فرهنگي و مطبوعاتي نبايد با كساني كه حرف تازهاي را مطرحميكنند با جنجال برخورد كرد بلكه بايد ميدان را براي پرورش فكر و انديشه باز گذاشت.
يكي ديگر از اساتيد دانشگاه در قم گفت: روند آزادانديشي در پي درخواست ونامهاي از طرف انديشمندان حوزه علميه به مقام معظم رهبري در بهمنماه سال ۸۱در كشور به جريان افتاد.
"عليرضا زهيري" هدف از ايجاد اين نهضت را توسعه نظريه پردازي و ايجاد فرصت براي طرح نظريات جديد وخلق آراء و انديشههاي نو در زمينه علومانساني و ابداعات در زمينه علوم پايه ذكر كرد.
وي مشكل موجود در روند توليد علم را ايجاد شكاف و فاصله تمدني ميان توليدات علمي و سطح مطالبات و نيازهاي روز جامعه ذكر كرد و گفت: سطح نياز در دوره كنوني بسيار بيشتر از حجم توليدات و ابداعات علمي است.
وي بيان داشت: تاكيد و محور در نهضت توليد علم و جنبش نرمافزاري كمكردن و پرنمودن خلاهاي موجود ميباشد كه پاسخگوي سووالات، نيازها و شبهات آنان ميباشد.
زهيري مديريت وگسترش بستر براي توليد علم را از مهمترين راهكارهايترويج نهضت توليد علم در جامعه ذكركرد كه بايد وظايف دولت و نهادهاي مربوطه مورد بررسي قرار گيرد.
وي موازيكاري و انجام كارهاي مشابه را از معضلات كنوني مراكز توليد علم ذكر كرد و افزود: تاكنون نيز عملكرد اين مراكز مورد ارزيابي و بررسيآماري قرار نگرفته است.
وي آزادانديشي را از مباني جهاد و توسعه علمي در جوامع ذكر كرد كه درگرو تربيت و پرورش نيروي انساني علمگرا ميباشد كه بايد انديشه و افكار خود را ابراز نمايند.
يكي از مدرسان دانشگاه، آزاد انديشي و قوه تفكر را از نعمات الهي دانست و گفت: فكر و انديشه از خصوصيات آدمي است كه با آزادي از قيود شكوفا شده و يا با ماندن در قالبهاي محدود به حالت جمود ميرسد.
حجتالاسلام "محمد ثقفي" افزود: عوامل بيروني در جهتدهي به انديشه، جمود و شكوفايي نقش مهمي دارد.
وي بريدن از زنجيرهاي تقليد اجتماعي و انديشههاي گذشته را از موثرترين راهكارهاي به فعليت رساندن انديشه ذكر كرد و افزود: با رها ساختن فكر ميتوان به معرفت علمي دست يافت.
وي اظهار داشت: با محور و مبنا قرار دادن آراء گذشتگان بايد با جرات و شهامت اظهارنظر شخصي خود را بر پايه دليل و برهان بيان نمود.
ثقفي با تاكيد بر رهايياز بتهاي ذهني، قومي و اجتماعي تصريح كرد: انسان بايد بر اساس تاكيد قرآن با طرح كليه نظرات و افكار و بهترين آنها را انتخاب نمايد.
وي اضافه كرد: جامعه ميتواند در مقابل ارائه اين نظرات موانعي بتراشد و انديشه را در قالب اصول اجتماعي محدود سازد.
وي در عين حال افزود: انديشهورزان، حوزويان، دانشگاهيان و اهل قلم و انديشه بايد در آزادانديشي پيشگام باشند كه تا روند آزادانديشي وبيانآرا و افكار انديشمندان در جامعه هموار شود.
ثقفي يادآور شد: علم خواهي در جوهره اسلام و متون اسلامي وجود دارد كه نمي توان آن را درانحصار گرفت به گونهاي كه اسلام بر نشر علم در تقويت بنيه علمي تاكيد دارد.
وي اظهار داشت: در دنياي امروز تمدن اروپايي توسعه علمي بهدليل سنتشكني افراطي در آن پديد آمد و در عالم اسلامي با توسعه علمي و نرمافزاري درعلوم مختلف از جمله انرژي هستهاي رشد كرده است.
ويخاطر نشان كرد: درراه علم بايد تدريجي كار كرد و باشناسايي استعدادها و دانشمندان جوان اين توانمندي را به فعليت رساند.
يكي از اساتيد دانشگاه در قم ضمن تاكيد سخنان مقام معظم رهبري مبني بر آزادانديشي و جهاد علمي در راستاي توسعه و پيشرفت جامعه گفت: ايشان نهادهاي علمي را از مباني اصولگرايي ميداند كه نيازمند توسعه است.
حجتالاسلام "رمضانعلي بذرافشان" توسعه علمي را مايه اقتدار ملي دانسته و افزود: با شناسايي موانع، نيازسنجي و برنامهريزي و سياستگذاريهاي جامع ميتوان به اين امر مهم نائل شد.
وي عدم آزادانديشي و تعامل فكر و انديشه را از مهمترين موانع تحقق نهضت توليد علم و جنبش نرمافزاري در جامعه ذكر كرد و بيان داشت: كشور بايد از حالت مصرفگرايي و وارد كنندگي صرف علوم خارج شود تا توسعه يابد.
وي پويايي و به روز شدن، بومي كردن و شناسايي نيازهاي داخلي و پاسخگويي به آنها، ديني بودن و كارآمد بودن آنها را از جمله شاخصههاي توليد علمذكر كرد.
بذرافشان اظهار داشت: اسلام و ائمه معصومين(ع) بر بينيازي مسلمانان از علوم بيگانه تاكيد دارند كه جامعه اسلامي به درجهاي از علم دست يابد كه نياز بيگانگان را پاسخ دهد.
وي گفت: وجود موانعي از جمله نگرش و ديدگاههاي نادرست، موانع فرهنگي و اقتصادي، ساختارهاي مديريتي و فقدانتعامل و ارتباط با ساير مراكز علمي و فرهنگي توسعه جامعه را با كندي مواجه ميسازد.
بذرافشان يادآور شد: غيرپرستي، خودباختگي و شخصيتزدگي از ديگر موانع فرهنگي ميباشد كه محققين و مجامع علمي ما با آن دست به گريبان ميباشند.
وي تصريح كرد: ايجاد فضايي آزاد و باز براي طرح انديشهها، افكاروعقايد و به بحث و نقد گذاشتن آنها، ميتواند به ايجاد فضايي مناسب علمي كمك كند.
وي خاطرنشان كرد: محققين، متخصصين و ممتازين از سرمايههاي علمي جامعه محسوب ميشوند كه به جاي استفاده از توان فني و علمي از آنان دراموراداري و اجرايي استفاده ميشود.
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-14/8504212113131302.htm
برنامه اي امروز دکتر صحافي در شبکه تلويزيوني سلام داشتند و می گفتند که مرز بين خرافات و علم تغيير کرده اين برنامه مي گفت که سالهاي قبل وقتي مي گفتند اين آب رو بديد به مريض بخوره و قبلش دعاش رو بخونيد خرافات نبوده و خيلي مسائل شبيه اين (که الان هست ). تحقيقات دانشمندان ژاپني اين رو مي گه که حتي نيت قلبي بصورت معنوي و دعا خوندن بر روي مولکولهاي آب وقتي ميخوان يخ بزنند و به کريستال تبديل بشن اثرات خيلي جالبي ميگذاره .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به اين عکس نگاه کنيد . اين يک مولکول آب هست که وقتي ميخواسته يخ بزنه ازش عکس گرفتند . می بينيد که چه شکل ناموزون و نا زيبايي داره . براي اين آب دعا خونده نشده . خوب ؟ حالا صبر کنيد تا عکس بعدي رو نشونتون بدم .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا به اين عکس نگاه کنيد . اين همون آب هست با همون شرايط در آزمايشگاه بوده و در لحظه يخ زدن و کريستال شدن ازش عکس گرفتند اما اين بار براي اين آب دعا خونده شده .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عکس يه مولکول کريستالي آب وقتي براش يه آهنگ تند (از نظر اسلام حرام) گذاشتند در حال يخ زدن . شکلش رو ببينيد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا همون آب و تحت همون شرايط اين براش موسيقي ملايم و معنوي گذاشتند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روي شيشه اين آب وقتي ميخواستند کريسستال رو درست کنند نوشتند : من تو را خواهم کشت ......... ببينيد چقدر شکلش زشت شده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روي شيشه اين نوشته بودند : هيتلر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اين زيباترين شکل از کريستاله که روش نوشته بودند : عشق ، شکر گزاري و قدرداني ...... خدا اين رو از ماها زياد خواسته ها . ببينيد روي مولکول آب اين همه تاثير داره . روي جهان اطراف و جهان ماورا چقدر تاثير داره
http://www.nategh.persianblog.com/ لينک اين سايت . اگه کسی انگليسيش خوبه ترجمه کنه
مراقب افکارت باش ، آنها به گفتــــــــار تبدیل می شوند.
مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند.
مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند.
مراقب عادتهایت باش، آنها به شخصیت تبدیل می شوند.
مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشت تـــــو است.
به نقل از وبلاگ جمله
آنچه كه برای همهی مسلمانان جهان وجود دارد، پير و جوان، تحصيلكرده و عامی، شيعی و غيرشيعی، شرقی و غربی، هر كس از هر فرقهای و از هر نسلی و با هر بينش و فرهنگی كه باشد، معتقد است كه: سنگ زيرين اسلام، قرآن است
اهميت قرآن كريم و روشهای رجوع به آن :
امروزه در سراسر جهان، همهی توطئهها برای نابود كردن نسل جوانی است كه میبينيم به جای همهی حقها و همهی آزادیهايی كه در آرزويش هست و نياز به آن دارد، فقط به او «آزادی جنسی» میدهد. در سراسر جهان، دستگاههای تبليغاتی، مطبوعات، راديوها، تلويزيونها، هنر، همه در تلاش تأمين چنين نيازی برای او هستند، در مقابل از «مكتب علی» و شعلهای كه از خانهی متروك و خاموش فاطمه همواره جستن میكند، اگر لياقت آن را داشته باشيم كه از اين آتش قبسی بگيريم و ارمغان اين نسل كنيم، میتوانيم آتشی برافروزيم و اميدوار باشيم كه در اين ركود و سكوت و تفرقه، حركت و اميد، هدف و گرما و روشنايی ايجاد كنيم و نسلی بسازيم، درخشان و نيرومند، بر مبنی و اساسی است كه علی با سكوتش، با جهادش، و با رنجش برای ما گذاشته است.
اين همهی اميدی است و همهی تلاشی است كه در حد خودمان، هرچند اندك، در جستوجويش هستيم و اميدواريم كه روزی برسد و آن روز، خيلی دور نباشد كه به جای «بدبينیها» و به جای «بدگويیها» و به جای «بذرافشانیهای سياه و بدبينانه» كه در ميان برادران و همدلان و همدردان و پيروان خانوادهی علی و فاطمه میافشانند و میكوشند همه را روی در روی هم قرار دهند تا روی از دشمن بتابند و به خويش سرگرم شوند، روزی را داشته باشيم كه به جای اتهام زدن، كوبيدن، طرد كردن و لجنمال كردن، به پيروزی از علی، از محبت و تفاهم و دوست داشتن يكديگر لذت ببريم.
اميدوارم چنين روزی بسيار نزديك باشد. روزی كه «دانشجويان ما» در كنار «طلبهی ما»، و «استاد ما» در كنار «عالم» ما، و «مؤمن ما» در كنار «روشنفكر ما»، و «جوان ما» در كنار «پير ما»، و «متجدد ما» در كنار «متقدم ما»، و «دختر ما» در كنار «مادرش»، و «پسر ما» در كنار «پدرش»، و همه در يك صف، در كنار خانهی فاطمه بايستيم، روی در روی همهی توطئههايی كه عليه ما میشود. دعا كنيد كه آن روز، زود برسد.
موضوعی كه امروز برای سخن گفتن انتخاب كردهام، براساس يك هدف و يك شعار كلی است كه بايد هدف و شعار همهی ما بشود. اين تنها سندی كه داريم و تنها ريسمان استواری كه هنوز از آسمان آويخته است، و نيز تنها پايگاهی كه همهی رشتهها، شعبهها و فرقههای پراكندهی ما میتوانند به آن برگردند و در كنار آن بايستند تا برادری پيشين را تجديد كنند، «قرآن» است.
تنها سندی كه نتوانستهاند كوچكترين خدشهای در آن وارد كنند و يا كوچكترين تحريفی، چه كم و چه زياد، در آن به وجود آورند.
قدرتهای بزرگ جنايتكار، خلفا، ملوك، علمای سوء و دشمنان داخلی و خارجی كه ترس اساسیشان از «قرآن» بوده است، خوشبختانه همه كار كردهاند، جز اين كه بتوانند «قرآن» را نفی و يا نابود كنند و فقط تلاش كردهاند كه «قرآن» را بد تفهيم كنند. تلاش كردهاند تا «قرآن» را از مسير زندگی، تفكر، و مطالعه و بينش صحيح و تحصيل مذهبیمان كنار بگذارند. كوشش كردهاند تا آنجايی هم كه «قرآن» مطرح است، فقط به زيبايی تجليد، و يا فقط به قرائتش منحصر باشد.
امّا به هر حال، آنچه كه هست، و آنچه كه برای همهی مسلمانهای جهان وجود دارد، پير و جوان، تحصيلكرده و عامی، شيعی و غيرشيعی، شرقی و غربی، هر كس، از هر فرقهای و از هر نسلی و با هر بينش و فرهنگی كه باشد، معتقد است كه: سنگ زيرين اسلام، قرآن است.
قرآن، علیرغم تمام توطئههايی كه در طول تاريخ شده تا مطرح نشود، محفوظ مانده و مطرح شده و تمام كوشش ما بايد اين باشد كه قرآن را در جامعه مطرح كنيم.
پس از آن كه با تجزيهی دولت عثمانی و ايران و با رشد چشمگير صنعت و دانش و با ظهور مكتبهای عدالتطلب و آزادیخواه و مدافع انسان و با سنتی شدن مذهبیها و راكد شدن و محافظهكار شدن مديرها و رهبرها، بازگشت از قرآن شروع شد و اوج گرفت و قرآن از ميان جامعه، به پشت سر افتاد. پس از اين بازگشت از قرآن، چندی است كه بازگشت به قرآن آغاز شده و قرآن دوباره مطرح گرديده است.
اين بازگشت، با شكست مكتبهای عدالتطلب و آزادیخواه و انساندوست و با بنبست صنعت و علم، و با تحرك مذهبیها و مسلمانها، همزمان بوده است.
اين رفت و آمدها به خاطر عوامل گوناگونی صورت گرفته و صورت میگيرند و اين نوسانها بر اساس نوسان همان عوامل، كم و زياد میشوند و كنترل نوسانها جز از راه كنترل عوامل نوسان، امكانپذير نيست.
خوشبختانه عامل اساسی نوسانها و رفت و آمدها در دست ما و به اختيار ماست. هنگامی كه ما از تحجرها و ركودها آزاد شده باشيم و با تمام وجودمان، با تمام قوا و امكاناتمان، با فكر و ارزيابی، و با عقل و سنجش، و با انتخاب و اختيارمان راه افتاده باشيم و از تقليدها و تلقينها و عادتها و تحميلها گذشته باشيم، و با اين آزادیها، با مذهب و قرآن روبهرو شده باشيم، در اين هنگام، و با اين حركت و آزادی، نه تجزيهها و حادثهها سبز میشوند و نه ما با سبزشدنشان میخشكيم. كه بيدارها، با درك حادثهها و ضرورتها به رشد صنعت و علم هم میرسند. و بيدارترها گرفتار فاجعهی علم و بحران صنعت و بنبست تمدن هم نمیشوند و در پسكوچههای به بنبست نشسته، انسانيت و آزادی و برابری را فراموش نمیكنند و از دست نمیدهند.
در هر حال، بازگشت به قرآن، چندی است كه آغاز شده و در اين بازگشت، هر كس از راهی میآيد و میخواهد بهرهای بردارد.
در اين بازگشت، هر كس در جستجوی راهی است برای برداشت از قرآن و يا همراه پيشنهادی است به خاطر بهرهبرداری از آن.
اگر اين راهها و اين پيشنهادها صحيح نباشند، ناچار عقيم میشوند و به بنبست میرسند و دوباره رجعت و عقبگرد شروع میشود. همان طور كه سيلابها هنگام برخورد به سدها، به سرعت برمیگردند و عقب میآيند و تا هنگامی كه سرشار شوند و بالا و بالاتر بيايند و از سر سد راه بيافتند و مانعها را پشت سر بگذارند، مدتها طول میكشد. و چه بسا كه طعمهی شنزارها بشوند و از پشت سد نگذرند و در كنار مانع بميرند.
از اين رو شناسايی و نقد پيشنهادها، طرح پيشنهادهای سالمتر و روشهای پربارتر، به ضرورت میرسد. چون اين گونه است كه از مسخ كردن معانی قرآن و هدر دادن وقتها و رسيدن به بنبستها و عقبگردها، نجات میيابيم و بهرهمند میشويم.
در اين بازگشت، كسانی هستند كه بر اساس آرزوها و رؤياهای گنگ و يا تلقينها و تشويقها و يا افتادن در يك جو گرم، به قرآن رو آوردهاند.
اينها بدون اين كه سؤالی طرح كرده باشند و يا نيازی و ضرورتی را يافته باشند و يا اصلاً چيز معلوم و مشخصی را خواسته باشند، كتاب را میگشايند و معلوم است كه با دست خالی باز میگردند و مأيوس و متحير میمانند و يا با خيالات و بافتههای هماهنگ، خود را فريب میدهند و سرگرم میسازند.
اصولاً مطالعه هر كتاب، مادام كه با طرح سؤالهايی همراه نباشد، بهره نمیدهد و خواننده به سادگی از جوابها و اشارهها و نكتهها میگذرد و آنها را نمیيابد و در خونش نمینشيند.
يك دستهی ديگر آنهايی هستند كه سؤالهايی داشتهاند و اين سؤالها را جواب هم دادهاند و آنگاه به خاطر خالی نبودن عريضه و يا تيمن و تبرك و يا داشتن مستندی مردمپسند، به قرآن رو آوردهاند تا شاهدی برای جواب خود و راه حل خويش بيابند.
اينها كه از پيش ساخته شدهاند، جز از خوشآيندها و استحسانها بهره برنمیدارند. و جز تحميل و تطبيق عقيده و جوابهای خود، كاری انجام نمیدهند.
اينها از باطنيه گرفته تا فيلسوف يا عارف، يا سوسياليست، يا سرمايهدار، يا انقلابی، يا ضد انقلابی، پس از اين كه جوابها را يافتهاند، به قرآن رو آوردهاند و به تصريح خودشان، با اين ديد شروع كردهاند.
جز اين دستهها، كسانی هستند كه خود با مسائل روبهرو شدهاند و ضرورتها را يافتهاند و سؤالهايی را شناختهاند و سپس در جستجوی جواب، به قرآن رسيدهاند. و در قرآن به دنبال جواب خويش گرديدهاند.
در اين نوشته، ابتدا توضيحهايی از كلمههای تفسير، و ترجمه و روح و نور و ظهور و بطن و تأويل و تنزيل داده شده و حدود هر يك مشخص گرديده است.
آنگاه برای رسيدن به تفسير و روح و نور قرآن، از راهها و اصولی سخن رفته است. اين اصول، يكديگر را دنبال میكشند و با يكديگر پيوسته هستند. در نتيجه كسانی كه از زبان و تسلط بر قرآن و سير فكری برخوردارند، به اين همه دست میيابند. چون با سير فكری و حركت فكری به شناخت و ايمان و اطاعت و تقوا میرسند.
و در اين حد، هم از روحالايمان و هم از نور قرآن و نيروی فرقان برخوردار خواهند شد و به تفسير و روح و نور، دست خواهند يافت و قرآن را حس خواهند كرد و لمس خواهند نمود كه لايمسّه الا المطهّرون.
بايد در همين جا توضيح بدهم كه رسيدن به اين مقدمات، احتياج به يك عمر ندارد. من دوستانی دارم كه در كمتر از دو سال، آن هم نه مداوم، به صرف و نحو و معانی و بيان و منطق و اصول دست يافتهاند و از ريشههايی برخوردار گرديدهاند.
اميد آن كه در هر بهار، شكوفههايی بر سر بگيرند.اينها اگر شتابزده و سطحی نباشند و از تسلط بر تمام قرآن برخوردار شوند و سير فكری خويش را هدايت كنند، بهرهمند خواهند شد و برداشتها خواهند داشت. وگرنه، اينها هم از آن دسته خواهند بود كه به خاطر سطحی بودنشان، به اختلاف آيهها و تناقضات قرآن معتقد شدهاند. و به خاطر شتابزدگیهايشان، بر قرآن دروغ بستهاند و بر حق نسبت باطل دادهاند و به خاطر بیاطلاعیشان از تمام قرآن، يك بعدی و يك چشمی به جواب مسائل رسيدهاند.


