تبليغاتX
دین و فرهنگ
دین و فرهنگ
قران و اهل بیت (ع) باتاکید بر ضرورت پاسخ گویی به شبهات

در زيارت عاشورا مي خوانيم "يا ثارالله وابن ثاره ..." با اين كه مي دانيم خدا جسم نيست، پس براي اظهار شرف خون امام حسين(ع) اين عبارت ذكر شده است. اگر مسيحيان به ما بگويند چون شما براي احترام به امام حسين(ع) ثارالله وبن ثاره  مي گوييد ما هم به احترام مسيح بن مريم او را پسر خدا مي دانيم، جواب چيست؟

 

ثاره به معني خون خواهي است. عبارت "السلام عليك يا ثارالله" در زيارت عاشورا و جاهاي ديگر به اين معني است كه: سلام بر تو، اي كسي كه خون خواه تو خداونداست. چون حضرت سيدالشهدا با كمال اخلاص جان و همه چيز خود را در راه اعلاي كلمه توحيد و مخالفت با كفر و فسق فدا كرد، خون او را نسبت به خدا مي دهند و مي گويند:‌اي ثارخدا، يعني اي كسي كه وليّ دم و خون خواهد خدا است.

اگر خون خدا گفته شود براي تقدس و شرافت بخشيدن به خون مقدس امام حسين(ع) است و به اصطلاح( اضافه تشريفي) است، نه اضافه حقيقي، زيرا همة شيعيان و پيروان اباعبدالله(ع) مي دانند كه خدا جسم نيست تا خون داشته باشد. اضافه تشريفي در عرف شرع و قرآن رايج است كه براي بيان شرافت و عظمت چيزي آن را به خدا نسبت مي دهند مثل خانة خدا و ماه خدا در حالي كه روشن است خداوند نه جسم است و نه نيازي به خانه دارد. پس چنان چه براي بيان شرافت كعبه معظمه بيت الله الحرام گفته مي شود، براي بيان عظمت و قداست و شرافت خون پاك امام حسين(ع) خون خدا گفته مي شود و احدي از پيروان ايشان يافت نمي شود كه از اين عبارت معني حقيقي خون خدارا بفهمد،‌ چون هر مسلماني از ابتداي تكليف دانسته و يقين كرده يكي از صفاتي كه خدا ندارد، جسم بودن او است.

نه مركّب بود و و جسم، نه مريي و نه محل

بي شريك است و معاني،‌تو غني دان خالق

پس در موقع گفتن يا شنيدن "ثارالله" يقين دارد بر سبيل حقيقت نيست بلكه از باب تشريف و تعظيم است.

امام مسيحيان مسيح را فرزند حقيقي خدا مي دانند و اين نام را نه به عنوان احترام و تشريفات بلكه به معني واقعي بر او اطلاق مي كنند و صريحاً در كتاب هاي خود مي گويند كه اطلاق اين نام بر غير مسيح به معني واقعي جايز نيست .مسيحيان واقعاً به خداي سه گانه معتقدند. قرآن به عنوان وحي الهي اين انحراف را از آنان نقل و انتقاد كرده است: "به خدا و پيامبر او ايمان بياوريد و نگوييد (خداوند) سه گانه است. خدا تنها معبود يگانه است،‌ او منزّه است كه فرزندي داشته باشد".

پس عالم مسيحيت واقعاً‌ به خداي سه گانه معتقدند، نه مجازاً. افزون بر اين قرآن از اين كه كسي به عنوان فرزند خدا معرفي شود نهي كرده است.

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم دی 1385 توسط بذرافشان |

در نشست قرآن و كتاب مقدس كه در سراي قرآن و انديشه نمايشگاه قرآن برگزار شد ، دكتر "محمد كاظم شاكر" ، عضو هيات رئيسه دانشگاه قم ، گفت : كتاب مقدس كه اكنون تمام آن توسط مسيحيان پذيرفته شده و بخشي از آن نيز توسط يهوديان پذيرفته شده است , به دو بخش عهد عتيق و عهد جديد تقدير شده است .
تاريخي كه اين كتابها در آنها نوشته شده 6 قرن قبل از ميلاد مسيح است , گرچه بعضي از اين كتابها توسط حضرت موسي نوشته شده است .
وي در ادامه اظهار داشت : يهوديان به فاصله 400 سال بين عهد قديم و جديد ، بين العهدين مي گويند ، بعد از مرگ ، ملاكين مسيح(ع) ظهور مي كند كه در اين جا دوره عهد جديد آغاز مي شود كه در هيچكدام از كتابهاي عهد جديد توسط حضرت عيسي نوشته نشده است ، بلكه توسط پيروان ايشان نوشته شده است .
دكتر شاكر , با اشاره به اينكه مجموعه عهد عتيق 39 كتاب دارد كه از نظر يهوديان اين كتابها يكسان نيستند , تصريح كرد : 5 كتاب اول مجموعه عهد عتيق از اعتبار بالايي بين يهوديان برخوردار است , بنابراين تورات نزد يهوديان مقدس است .
دسته دوم كتابهاي اين مجموعه , به كتابهاي انبياء و دسته سوم به دسته مقدس معروف است.
وي , در ادامه گفت‌ ‏: كتابهاي عهد جديد مخصوص مسيحيان است , مسيحيان مي گويند انجيل , پيام بشارت عيسي مسيح است .
عهد جديد به چهار دسته كتاب تقسيم مي شود , اناجيل , اعمال رسولان ‌‏, نامه‌‏هاي رسولان و مكاشفات .
دكتر شاكر ، به اين نكته كه ما سه دين داريم كه به اديان ابراهيمي معروف و دين يهود , مسيحيت و اسلام است ، اشاره كرد و افزود ‌‏: هر سه دين را قبول داريم و ابراهيم پدر اين اديان است ، عيسي و موسي از نسل اسحاق و يعقوب هستند و پيامبر اسلام از نسل حضرت ابراهيم هستند ، لذا اين اديان , اديان ابراهيمي ناميده مي شوند .
وي ، در ادامه خاطر نشان كرد : ما چون با مسيحيت تعامل زيادي داشته ايم , به نقاط مثبتي با آنها رسيده ايم , برخي از مسيحيان مي گويند «قران وحي الهي است و پيامبر اسلام پيامبر حقيقي است» اما برخي از آنها معتقدند پيامبر اسلام پيامبر محلي است , پذيرفتن اينكه پيامبر اسلام پيامبر حقيقي است , گام مثبتي در جهت گفتگوي اديان است .
دكتر شاكر ، در پايان سخنان خود ، گفت‌ ‏: با مسيحيان در مساله وحي اختلاف داريم ، آنها مي گويند وحي پيامبران آميخته با محيط زمان پيامبران است وكتابهاي مقدس دو گوينده دارد يكي خدا و ديگري اشخاص ، اما ما معتقديم پيامبر صرفا وحي را مي گيرد و به مسلمانان انتقال مي دهد .

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم دی 1385 توسط بذرافشان |

                                                        

درسال 1986 یعنی دراوج پیروزیهای رزمندگان مادرجبهه، فرانسیس فوکویاما تئوری پرداز آمريکائی درکنفرانسی در اورشلیم تحت عنوان"بازشناسی هویت شیعه" که توسط صهیونیستها برگزارشد، می گوید :« شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتراز تیرهای ماست.پرنده ای که دوبال دارد: یک بال سبزویک بال سرخ.»

او می گویدبال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی اوست.چون شیعه در انتظار عدالت به سرمی برد،امیدوار است وانسان امیدوارهم شکست ناپذیر است.» ببینید چقدرقوی وفلسفی استدلال می کند.

می گوید:« نمی توانید انسانی راتسخیر کنید که مدعی است کسی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پراز عدل و داد خواهد کرد.» سپس می گویدبال سرخ شیعه شهادت طلبی است که ریشه درکربلا دارد وشیعه را فناناپذیر کرده است...شیعه با این دو بال ، افق پروازش خیلی بالاست وتیرهای زهرآگین سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی،فرهنگی ،اخلاقی و...به آن نمی رسد.»

آن نقطه ای که بسیاراهمیت دارد بعد سوم شیعه است ، می گوید:« این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری برتن دارد.دربین کلیه مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی است.یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد.این نگاه، برتر از نظریه  نخبگان افلاطون است.»

فوکویاما درتوضیح فناناپذیری شیعه می گوید:« شیعه باشهادت دوچندان می شود.شیعه عنصری است که هرچه اورا از بین ببرید بیشترمی شود.»

و جنگ ایران و عراق را مثال می زند. سال 1366 می گوید:« اینها فاوراتسخیر کرده اند،

میروندکربلا را هم می گیرند،این یعنی فتح قدس.اگرکربلا را هم بگیرند،اینجا(بیت المقدس) را هم قطعا خواهندگرفت.» و بعد پیشنهاد می کند که باامتیاز دادن به ایران جنگ را متوقف کنید...

 

                                                          هفته نامه یالثارات ۱۴/۴/۱۳۸۵

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم دی 1385 توسط بذرافشان |

كتاب «عقيده اهل السنة والاثر في المهدي المنتظر» كه تقرير درس استاد شيخ عبدالمحسن العباد از علماي اهل تسنن و صاحب كرسي در دانشگاه هاي كشورهاي عربي است، اخيرا به فارسي ترجمه و تحت عنوان مهدي منتظر از ديدگاه اهل سنت منتشر شده است. نويسنده محقق و فاضل، در اين جزوه، مباحث تحقيقي ارزشمندي را در ضمن 10 عنوان مطرح كرده كه پيرامون حضرت مهدي عليه السلام و جايگاه اسلامي اين عقيده اسلامي است. وي مطالبي از جوامع روايي اهل سنت و اسامي صحابي پيامبرگرامي اسلام (ص ) كه روايات و احاديثي درباره حضرت مهدي از آن بزرگوار نقل كرده اند و همچنين نام علمايي كه قائل به تواتر اخبار در مورد امام مهدي هستند را آورده است.

اين جزوه توسط حجت الاسلام والمسلمين سيد هادي خسروشاهي و اخيرا توسط آقاي حسن طاهري پورهمداني به فارسي برگردانده شده و به همت انتشارات شبر منتشر گرديده است.فشرده ای از این کتاب را در زیر ملاحظه می کنید:
ادامه در :امام مهدی(ع)
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم دی 1385 توسط بذرافشان |

در ميان مذاهب اسلامى تنها مذهب برخاسته از قرآن و سنّت راستين رسول اكرم ( ص ) مذهب شيعه است .
اين مذهب ، در مقايسه با ديگر مذاهب مورد تأييد حكومت‏ها ، بهترين و غنى‏ترين برنامه‏ها را در زمينه‏هاى فقهى ، فرهنگى ، سياسى و اقتصادى ارائه كرده است .

تشيّع ، در هيچ زمان و شرايطى ، با ظلم و استبداد ، سازش ننموده و تسليم حكومت‏ها و حاكمان جور نشده است ، و بدين جهت همواره مورد تهاجم دشمنان بوده وحكومت‏هاى استبدادى از هر گونه مبارزه و مخدوش كردن چهره نورانى‏اش دريغ نورزيده‏اند .
شيعه با الهام از رهبر و پيشواى به حقّ خود امير مؤمنان ( ع ) كه فرموده : « كونا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً ، أوصيكما وجميع ولدي وأهلي ومن بلغه كتابي . . . » نهج البلاغه : نامه 47 . ، پيوسته با همه مظاهر استبداد در ستيز بوده و حمايت از مظلومان وستمديدگان را شعار خويش ساخته است .
ولى در مكتب خلفا ، نه تنها آثارى ازمبارزه با ظلم‏پيشگان و حكومت‏هاى مستبد به چشم نمى‏خورد ؛ بلكه تمام تلاش خود را در توجيه استبداد حكومت‏هاى جور به كار برده و با احاديثى كه به رسول اكرم ( ص ) نسبت داده‏اند به پيروان خود القا مى‏كنند كه وظيفه ملّت ، فرمانبردارى از حاكمان جامعه است ، اگر چه دامن آنان به ظلم و استبداد آلوده باشد ، زيرا آنها مسؤول كارهاى خويش و ملّت نيز مسؤول كارهاى خود است : « إسمعوا وأطيعوا فإنّما عليهم ما حمّلوا وعليكم ما حملّتم » صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 19 ، كتاب الامارة ، باب الأمر بالصبر عند ظلم الولاة ، سنن البيهقي ، ج 8 ، ص 158 . .
آرى ! چقدر تفاوت است ميان سخنى كه به بالاترين مقام يك مذهب ( عمر بن خطّاب ) نسبت داده‏اند ، كه گفته : اگر حاكم اسلامى ظلم پيشه كرد و شما را مورد ضرب و شتم قرار داد ، و از حقوق مسلّم خود ، محروم ساخت و دستور خلاف دين و شريعت صادر كرد وظيفه شما فرمانبرى بى چون و چرا از اوست و همه اينها جزو دين است! « فأطع الإمام . . . إن ضربك فاصبر ، وإن أمرك بأمر فاصبر ، وإن حرَمَك فاصبر ، وإن ظلمك فاصبر ، وإن أمرك بأمر ينقص دينك فقل : سمع وطاعة ، دمي دون ديني » سنن البيهقي ج 8 ص 159 ؛ المصنَّف لابن أبي شيبة ، ج 7ص 737 ؛ الدرالمنثور ج 2 ص 177 و كنز العمال ، ج 5 ص 778 . .
وميان شعار سرور آزادگان حسين بن على ( ع ) در روز عاشورا : « فإنّي لا أرى الموت إلّا سعادة ولا الحياة مع الظالمين إلّا برماً » مناقب ابن شهر آشوب ، ج‏3 ، ص‏224 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 192 . شهادت در راه مبارزه با ظلم و استبداد را سعادت ، و زندگى در سايه حكومت ستم‏پيشگان و سازش با استبدادگران را مايه ننگ مى‏داند .
و چقدر فرق است بين فقهاى يك مذهب كه فتوا مى‏دهند : هر گونه قيام و مبارزه با حاكمان فاسق و ستم پيشه خلاف شرع است :
« وأمّا الخروج عليهم وقتالهم ، فحرام بإجماع المسلمين وإن كانوا فسقة ظالمين » شرح صحيح مسلم للنووي ، ج 12 ، ص 229 ؛ شرح المقاصد للتفتازاني ، ج 2 ، ص 71 ؛ المواقف للقاضي الإيجي ، ج 8 ، ص 349 . .
و ميان فقهاى مذهبى كه مى‏گويند : اگر سكوت دانشمندان دينى ، باعث شود كه حاكمان ستمگر بر ارتكاب گناه و ايجاد بدعت جرأت پيدا كنند ، بر آنان لازم و واجب هست كه سكوت خود را شكسته و در برابر ستمگران خروش بر آورند :
« لو كان سكوت علماء الدين ورؤساء المذهب - أعلى اللَّه كلمتهم - موجباً لجرأة الظلمة على ارتكاب سائر المحرّمات وإبداع البدع ، يحرم عليهم السكوت ويجب عليهم الانكار » تحرير الوسيله ، ج 1 ، ص 450

آمار تكان دهنده تهاجم بر ضدّ مكتب شيعه

با توجّه به نكات ياد شده ، همواره حكومت‏هاى جور ، با تمام توان و امكانات خود ، در حال مبارزه با مذهب شيعه بوده و از گسترش فرهنگ ظلم ستيز آن جلوگيرى كرده‏اند .
اين روش ، از آغاز افتراق امّت به دو فرقه شيعه وسنّى ، شروع گرديده و هرچه جلوتر رفته ، وسعت بيشترى به‏خود گرفته است .
در سالهاى اخير ، شاهد تهاجم شديدى از طرف وهّابيّت ، به فرهنگ نورانى شيعه بوده‏ايم و با توجّه به اعلام سفارت جمهورى اسلامى ايران در پاكستان ، فقط در ظرف يك سال ، 60 عنوان كتاب با شمارگان 30 ميليونى ، بر ضدّ شيعه ، چاپ و منتشر شده است‏ مجله تراثنا ، شماره 6 ، ص 32 ، مقاله موقف الشيعه من هجمات الخصوم . .
فقط در ايّام حجّ سال 1381 ، ده ميليون و 685 هزار جلد كتاب به 20 زبان زنده دنيا ، ( غالباً بر ضدّ شيعه ) توسّط دولت سعودى در ميان زائران خانه خدا ، توزيع شده است‏ مجلّه ميقات ، شماره 43 ، ص 198 ، به نقل از روزنامه عكاظ ، مورّخ 11 / 9 / 81 . .
يكى از روحانيون سرشناس شيعه در منطقه قطيف كشور سعودى ، در شب 12 رجب سال جارى ( 1382 ) در مكّه مكرّمه اظهار داشت : كتاب « للّه ثمّ للتاريخ » را با كاميون‏هاى بزرگ در منطقه قطيف و احساء در ميان شيعيان به رايگان توزيع كرده‏اند .
همين كتاب ، در كشور كويت سال 1380 هجرى شمسى در يكصد هزار تيراژ چاپ و منتشر گرديد كه توسّط دانشمند متعهّد جناب آقاى مهرى ( نماينده ولى فقيه ) به دولت كويت اعلام گرديد : اگر از نشر و توزيع اين كتاب موهن و ضدّ شيعه جلوگيرى نشود ، بيم آن مى‏رود كه كويت ، به لبنان ديگرى در منطقه تبديل شود جريده « الرأي العام الكويتيّة » به تاريخ 30 / 6 / 2001 . نامه مذكور در سايت‏هاى مختلف اينترنت قرار گرفته است . .
در برخى از مؤسّسات پژوهشى ، كتاب‏هايى كه در طول 14 قرن بر ضدّ شيعه چاپ و منتشر شده ، تهيّه و يا شناسايى شده ، و آمار آن‏ها از مرز 5000 عنوان تجاوز كرده است .
از اين مجموعه ، 3000 عنوان به زبان اردو ، 1500 عنوان به زبان عربى و 500 عنوان به زبان‏هاى مختلف ديگر است.
محتويات اين كتب مورد مطالعه قرار گرفته و تاكنون هزاران شبهه در صدها عنوان ، استخراج و گرد آورى شده است .
با اين‏كه اين شبهات ، غالباً از افترا و دروغ و يا جهل ونادانى سرچشمه گرفته است ، ولى از مسؤوليّت اساتيد ودانش‏پژوهان در پاسخ‏گويى به آن‏ها كاسته نمى‏شود .

انگيزه گسترش تهاجم بعد از انقلاب اسلامى

جالب توجّه اين است كه 70 درصد كتاب‏هاى ياد شده بعد از پيروزى پرشكوه انقلاب اسلامى ايران نگاشته شده است ؛ يعنى در طول بيست و چهار سال نزديك به 5 / 2 برابرِ چهارده قرن ، بر ضدّ شيعه كتاب تأليف گرديده است .

و اين بدان جهت است كه مخالفان مكتب اهل‏بيت ، هرگز تصوّر نمى‏كردند كه فرهنگ غنى شيعه بتواند ملّت ايران را اين چنين به صحنه بياورد كه با دست خالى ، ولى با قلبى آكنده از ايمان و عشق به اسلام ، طومار حكومت تا به دندان مسلّح را -با آن همه حمايت‏هاى بى‏دريغ شرق و غرب- براى هميشه درهم بپيچد و به جاى آن ، حكومت اسلامى برپايه فقه شيعه تأسيس نمايد .
و به همين جهت ، مخالفان مكتب اهل‏بيت ، وقتى با گسترش فرهنگ تشيّع ، موقعيّت خود را در خطر مى‏بينند ، با تأليف كتاب‏هاى ضدّ شيعىِ مملوّ از تهمت و كذب ، سعى در مخدوش كردن چهره نورانى مذهب شيعه در سطح جهانى دارند .
اهميت اين قضيه ، با ذكر چند نمونه از اين تهمت‏هاى ناجوانمردانه كاملاً روشن خواهد شد .

تهمت‏هاى ناجوانمردانه بر ضد شيعه
1 - آقاى دكتر عبد اللَّه محمّد غريب از دانشمندان مصرى در كتاب مملوّ از دروغ و تهمت خود « وجاء دور المجوس » مى‏نويسد : « إنّ الثورة الخمينيّة مجوسيّة وليست إسلاميّة ، أعجميّة وليست عربيّة ، كسرويّة وليست محمّديّة » وجاء دور المجوس ، ص 357 . ؛ « نهضت [امام‏] خمينى ، يك نهضت مجوسى ، عجمى و كسروى است ، نه نهضت اسلامى ، عربى و محمّدى » .
كينه‏توزى و دشمنى را تا آن‏جا پيش برده كه مى‏نويسد : « نعلم أنّ حكّام طهران أشدّ خطراً على الإسلام من اليهود ، ولا ننتظر خيراً منهم ، وندرك جيّداً أنّهم سيتعاونون مع اليهود في حرب المسلمين » همان ، ص 374 . ؛ « مى‏دانيم كه خطر حاكمان تهران بر اسلام از خطر يهود بر اسلام ، سخت‏تر است و از آنان هيچ اميد خيرى انتظار نمى‏رود و نيك مى‏دانيم كه آنان به زودى با يهود ، همداستان شده و به جنگ مسلمانان خواهند آمد! » .
در حالى كه تمام دنيا مى‏دانند كه امروز براى حكومت غاصب صهيونيستى ، دشمنى ، سخت‏تر از نظام اسلامى نيست و افتخار اين نظام ، اين است كه به مجرّد پيروزى انقلاب اسلامى ، سفارت دولت غاصب اسرائيل را براى هميشه در ايران تعطيل و به جاى آن سفارت فلسطين را گشود .
2 - دكتر ناصرالدين قفارى از اساتيد دانشگاه‏هاى مدينه منوره ، در كتاب « اصول مذهب الشيعة الإماميّة » كه رساله دكتراى او بوده ، نوشته است : « أدخل الخمينى إسمه في أذان الصلوات ، وقدّم إسمه حتّى على إسم النبيّ الكريم ، فأذان الصلوات في ايران بعد استلام الخمينى للحكم وفى كلّ جوامعها كما يلي : " اللّه أكبر ، اللّه اكبر ، خمينى رهبر ، أى الخمينى هو القائد ، ثمّ أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه" » اصول مذهب الشيعة الإماميّة ، ج 3 ص 1392 . .
« [امام‏] خمينى ، نام خود را در اذان نمازها داخل كرده وحتّى نام خود را بر نام پيامبر نيز مقدّم نموده است . بعد از تشكيل حكومت بوسيله [امام‏] خمينى ، اذان در نمازها در تمام اجتماعات چنين است : اللَّه اكبر ، اللَّه اكبر ، خمينى رهبر يعنى خمينى پيشواى ماست ، سپس [مى‏گويند : ] اشهد أنّ محمّداً رسول‏اللَّه! » .
نگارنده : در بحث‏هايى كه در سال جارى ( رجب 1382 ) با تعدادى از دانشجويان دانشگاه « امّ القرى » در كنار بيت اللَّه الحرام داشتم ، اشاره كردم كه اگر كسى به اذانى كه همه روزه از صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران ، شبكه « جام جم » كه در تمام كشورهاى جهان ؛ به ويژه عربستان پخش مى‏شود ، توجّه كند ، دروغ‏گويى وتهمت نارواى اين نويسنده ، كاملاً روشن خواهد شد .
جاى بسى شگفتى است كه كتاب‏هايى كه بر ضدّ جنايات صهيونيسم در فلسطين اشغالى نوشته مى‏شود ، بسيار كمتر از كتاب‏هايى است كه بر ضدّ شيعه تأليف مى‏گردد .

چشم‏انداز مذهب شيعه
يكى از انگيزه‏هاى تهاجم وسيع وهّابيّت بر ضدّ مذهب اهل بيت ( ع ) ، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در ميان جوانان و دانشمندان تحصيل كرده و استقبال آنان از اين مكتب نورانى مطابق با سنّت راستين محمّدى ( ص ) است ، به چند نمونه توجّه كنيد :
َّ 1 - دكتر عصام العماد ، فارغ التحصيل دانشگاه « الإمام محمّد بن سعود » در رياض و شاگرد بن باز ( مفتى اعظم سعودى ) و امام جماعت يكى از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلّغين وهّابيّت در يمن كه كتابى نيز در اثبات كفر و شرك شيعه تحت عنوان : « الصلة بين الإثني عشريّة وفرق الغلاة » نوشته است با آشنايى با يكى از جوان‏هاى شيعه ، با فرهنگ نورانى تشيّع آشنا شد و از فرقه وهّابيّت دست كشيد و به مذهب شيعه مشرّف گرديد .
دكتر عصام در كتابى كه به همين مناسبت تأليف نموده ، مى‏نويسد :
با مطالعه كتاب‏هايى كه وهّابيّت در سال‏هاى اخير نوشته‏اند ، به يقين در مى‏يابيم كه آنان احساس كرده‏اند كه تنها مذهب آينده ، همان مذهب شيعه اماميّه است : « وكلَّما نقرأ كتابات إخواننا الوهّابيّين نزداد يقيناً بأنّ المستقبل للمذهب الاثني عشري ؛ لأنّهم يتابعون حركة الانتشار السريعة لهذا المذهب في وسط الوهّابيّين وغيرهم من المسلمين » المنهج الجديد والصحيح في‏الحوار مع‏الوهابيّين ، ص 178 . .
و آن‏گاه از قول شيخ عبداللَّه الغُنيمان استاد « الجامعة الإسلاميّة » در مدينة منوّره نقل مى‏كند : « إنّ الوهّابيّين على يقين بأنّ المذهب ( الاثني عشر ) هو الذي سوف يجذبُ إليه كلّ أهل‏السنَّة وكلّ‏الوهّابيّين في المستقبل القريب ؛ وهّابيون به يقين دريافته‏اند ، تنها مذهبى كه در آينده ، اهل‏سنّت و وهّابيّت را به طرف خود جذب خواهد كرد ، همان مذهب شيعه امامى است » همان . .
2 - آقاى شيخ ربيع بن محمّد ، از نويسندگان بزرگ سعودى مى‏نويسد : آن‏چه كه باعث فزونى شگفتى من گرديده ، اين است كه برخى از برادران وهّابى و فرزندان شخصيّت‏هاى علمى و دانشجويان مصرى ، اخيراً به سراغ مكتب تشيّع رفته‏اند : « وممّا زاد عجبي من هذا الأمر أنّ إخواناً لنا ومنهم أبناء أحد العلماء الكبار المشهورين في مصر ، ومنهم طلّاب علم طالما جلسوا معنا في حلقات العلم ، ومنهم بعضُ الإخوان الذين كنّا نُحْسن الظنَّ بهم ؛ سلكوا هذا الدَرْب ، وهذا الاتّجاه الجديد هو ( التشيّع ) ، وبطبعة الحال أدركت منذ اللحظة الأولى أنّ هؤلاء الإخوة - كغيرهم في العالم الإسلامي - بهرتهم أضواء الثورة الإيرانيّة » مقدّمه كتاب « الشيعة الإماميّة في ميزان الإسلام » ، ص 5 . .
3 - شيخ‏محمّدمغراوى از ديگر نويسندگان مشهور وهّابى مى‏گويد : باگسترش مذهب تشيّع در ميان جوان‏هاى مشرق زمين ، بيم آن‏را داريم كه اين فرهنگ در ميان جوان‏هاى مغرب زمين نيزگسترده شود : « بعد . . . انتشارالمذهب الإثني‏عشري‏في‏مشرق العالم الإسلامي ، فخفت على الشباب في بلاد المغرب . . . » مقدّمه كتاب من سبَّ الصحابة ومعاوية فأُمّه هاوية ، ص 4 . .
4 - دكتر ناصر قفارى استاد دانشگاه‏هاى مدينه مى‏نويسد : اخيراً تعداد زيادى از اهل سنّت به طرف مذهب شيعه گرويده‏اند و اگر كسى كتاب « عنوان المجد في تاريخ البصرة ونجد » را مطالعه كند به وحشت مى‏افتد كه چگونه برخى از قبايل عربى به صورت كامل ، مذهب شيعه را پذيرفته‏اند : « وقد تشيّع بسبب‏الجهود التي يبذلها شيوخ الإثني عشريّة من شباب المسلمين ، ومن يطالع كتاب « عنوان المجد في تاريخ البصرة ونجد » يَهُولُه الأمر حيث يجدُ قبائل بأكملها قدتشيّعت » مقدمة أُصول مذهب الشيعة الإماميّة الاثني عشريّة ، ج 1 ، ص 9 . .
5 - جالب‏تر ازاين‏ها سخن شيخ مجدى محمّد على‏محمّد نويسنده بزرگ وهّابى است كه مى‏گويد : يكى از جوان‏هاى اهل سنّت با حالت حيرت ، نزد من آمد وانگيزه حيرت او را جويا شدم ، دريافتم كه دستهاى شيعيان به وى رسيده است و اين جوان سنّى تصوّر كرده كه شيعيان ملائكه رحمت و شير بيشه حق مى‏باشند : « جاءني شابّ من أهل السنّة حيران ، وسبب حيرته أنّه قد امتدت إليه أيدي الشيعة . . . حتّى ظنّ المسكين أنّهم ملائكة الرحمة وفرسان الحقّ » انتصار الحق ، ص 11 و 14 . .

http://www.valiasr-aj.com/pagohesh/pag101.htm#2

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم دی 1385 توسط بذرافشان |

دکتر برانت مي گويد: بعد از تحقيقات ميداني و جمع آوري اطلاعات در مورد شيعيان همه کشورها نتايج زير به دست آمد:

 مرجعيت

1ـ مراجع شيعه سرچشمه ي اصلي قدرت اين مذهب اند. اينان هميشه با تأکيد بر اصول شيعه، به شدت از آن محافظت و صيانت مي کنند. اينان در تاريخ طولاني تشيع، هيچ وقت با حاكم غير اسلامي بيعت نكردند و به وي دست دوستي ندادند. به علت فتواي يك مرجع وقت يعني آيت الله شيرازي، انگليس نتوانست داخل ايران شود. در عراق، بزرگ ترين مركز علمي شيعه بود و چون صدام حسين عليرغم به کارگيري تمام توان خود و سعي و كوشش فراوان نتوانست آن را بخرد مجبور به بستن آن شد. اين در حالي است كه مراكز ديگر علمي در جهان هميشه با حكام وقت همراهي كرده اند.  ببينيد جائي مثل قم در مركز ايران، تخت ظلم شاهنشاهي را برچيد و اکنون نيز پنجه در پنجه ي آمريکا ي ابر قدرت، زورآزمايي مي کند. در لبنان نهضت آيه الله موسي صدر، ارتش هاي انگليس، فرانسه و اسراييل را مجبور به فرار كرد. امروز نيز حزب الله لبنان بزرگ ترين مزاحم اسراييل در طول تاريخ تأسيس آن دولت به شمار مي رود.

ما از همه ي اين مطالعات به اين نتيجه رسيديم که رو در رويي مستقيم با شيعه زيانبار و امکان پيروزي در آن بسيار کم است. بنا بر اين بايد به کارهاي پشت پرده اي روي آورد و به جاي اصل قديمي انگليسي ها " تفرقه بينداز و حکومت کن "  اصل ديگري تحت عنوان " تفرقه بينداز و نابود کن " را پيش گرفت.

بنابراين بايد افرادي كه با شيعه اختلاف اعتقادي دارند را به طور منظم و مستحكم عليه شيعه سامان دهي كرد. بايد شايعه ي كافر بودن شيعه ها را گسترش داد و آنها را با تبليغات منفي از جامعه جدا نمود و عليه آنها مطالب نفرت برانگيز نوشت. بايد افراد كم سواد و بي سواد را جمع كرد و  آنها را تقويت نمود تا وقتي تعداد آنها ( كه ستون پنجم ما هستند )  به مقدار مناسب رسيد، عليه شيعه جهاد مسلحانه آغاز شود. بايد چهره ي تشيع، مسخ شود تا در نزد عوام، غير مقبول باشند و در ميان عامه مورد نفرت قرار گيرند.

 عاشورا و عزاداري

2- در ميان شيعه مراسم عزاداري مرسوم است. آنها به ياد واقعه ي كربلا  جمع مي شوند و يك نفر سخنراني  و واقعه ي كربلا را بيان مي كند و مستمعين هم گوش مي كنند. بعد از آن طبقه ي جوان، سينه زني و عزاداري مي كنند. اين سخنران و اين مستمعين براي ما از اهميت زيادي برخوردار هستند؛ زيرا از همين عزاداري و مجالس است که در ميان شيعه،  جوش و خروش، آزادي خواهي و جنگ با باطل به خاطر حق، به وجود مي آيد. ما به خاطر همين، ده ها ميليون دلار از بودجه ي ويژه را براي در دست گرفتن سخنرانان و مستمعين اختصاص داده ايم. اين كار چنين تحقق مي پذيرد که ابتدا دنبال افرادي از شيعه كه  پول پرست و داراي عقايد سست و در عين حال داراي شهرت و قدرت تأثير و نفوذ باشند، مي رويم تا به واسطه ي آنها در عزاداري ها نفوذ پيدا كنيم.

 برنامه هاي دقيق و مخرب

ما از اين افراد، اهداف زير را پي گيري مي کنيم:

1ـ به وجود آوردن و يا سرپرستي مداحاني كه معرفت عقايد شيعه را ندارد.

2ـ شناسايي و کمک مالي به افرادي از شيعه كه بتوانند توسط نوشتارهاي خود، عقايد و مراكز علمي شيعه را هدف قرار دهند؛ بنيان هاي تشيع را منهدم كرده و آن را اختراع مراجع شيعه وانمود کنند.

3ـ اضافه و يا حفظ كردن رسوماتي در عزاداري كه با عقايد شيعه منافات داشته باشد.

4ـ عزاداري ها به گونه اي معرفي و مطرح شود كه عموم جامعه احساس کنند تشيع،  گروهي جاهل و توهم پرست است كه در محرم براي انسان هاي عادي مزاحمت به وجود مي آورند. براي تشريح اين جور برنامه ها لازم است پول هاي هنگفتي خرج شود و مداحان، خوب تشويق شوند.

و اين گونه، تشيع که يك مذهب داراي قوت منطقي است تبديل به مذهبي درويشي محض مي شود و از درون، پوك و تو خالي مي گردد و در ذهن عوام الناس، نفرت و در خود شيعه، افتراق و پراکندگي گسترش مي يابد. آنگاه و در نهايت بايد توسط نيروهاي جهادي بر آنها تير خلاص زد و نابودشان كرد.

5ـ تحقيق و جمع آوري مطالب فراواني عليه مرجعيت و نشر و اشاعه ي آنها توسط نويسنده هاي پول پرست و بي نام. در اين باره بايد پول خوبي خرج شود و در ميان مداحان و عوام شيعه مواد زير زميني پخش و منتشر گردد تا شيعيان دچار آشفتگي و چند دستگي شوند.
 
با اين برنامه ها پيش بيني مي شود که در مرحله ي نهايي، صداي اعتراض خود شيعه ها عليه مرجعيت بلند شود، تا آنجا که در سال  2010  ميلادي ديگر مرجعيت يا به عبارت ديگر مركزيت اقتدار شيعه ــ که تا کنون سد اصلي جلوي دولتمردان ما بوده اند ــ به وسيله ي خود شيعيان پايان مي يابد.

 دكتر مايكل برانت در پايان مي گويد: تا کنون به بعضي از اين برنامه ها عمل شده و بعضي ديگر در حال  اعمال است و مقداري نيز جزء برنامه هايي است که بايد در آينده عمل شود.

                         با استفاده از بيانيه ي آقاي الفت حسين ساقي، مدير مرکز اسلامي بقيه الله

 اينک و با اين مقدمات...  آيا نبايد بيش از اين انديشه کنيم ؟ آيانبايد به فکر حفاظت از مقدسات و فرهنگ اصيل شيعي باشيم ؟ بياييم به خاطر خدا و به خاطر ائمه ي اطهار عليهم السلام، با صرف نظر از همه ي گرايش ها و ديدگاه هاي سياسي و اجتماعي پاسدار حريم قداست عاشورا و اقتدار و استواري مرجعيت شيعه باشيم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم دی 1385 توسط بذرافشان |

در امريكا کتابي به نام A plan to divis and desnoylte theology   چاپ شده است كه در آن مصاحبه ي مفصلي از دكتر " مايكل برانت " معاون ارشد رئيس سابق سيا BAB WOOD WORDS  و عضو مهم بخش شيعه شناسي سازمان سيا، منتشر شده است. وي در اين مصاحبه از اسرار تكان دهنده اي پرده برداشته است و در جريان اتهام كاركنان سيا به فساد مالي به طور ناخودآگاه اعتراف کرده است که در اين سازمان، مبلغ  نه صد ميليون دلار براي سازمان دهي مبارزه با تشيع اختصاص يافته بوده است.

گفتني است كه " دكتر مايكل برانت " مدتي طولاني در بخش مذكور فعاليت داشته و لي چندي پيش به خاطر فساد مالي و اداري از كار بركنار شده و  او او نيز از باب انتقام جويي خيلي از اسرار محرمانه را بر ملا كرده است.
 
مصاحبه ي وي به طور بسيار خلاصه چنين است:  انقلاب 1979 ايران ضربه هاي اساسي به سياست ما در حاکميت بر کشورهاي اسلامي وارد ساخت. پس از ناکامي ما در چند سال اول انقلاب براي کنترل آن و رشد روز افزون بيداري اسلامي، و گسترش دامنه ي نفرت عليه غرب و ظهور اثرات جوش و ولوله ي انقلابي در شيعيان كشورهاي مختلف بالاخص لبنان، عراق، کويت، بحرين و پاکستان، مقامات بلند پايه ي  «سيا»  گرد هم جمع شدند. در اين جلسات، نماينده ي سرويس مخفي مشهور انگليسMIX   نيز شركت مي نمود؛ زيرا انگليس تجربه ي وسيعي در مطالعه روي كشورها را دارد. در اين گردهمايي ها نتيجه گيري شد كه انقلاب ايران فقط نتيجه ي طبيعي سياسيت هاي شاه نبوده است؛ بلكه در باطن عوامل و حقائق ديگري نيز وجود دارد كه محكم ترين آن عوامل، يکي رهبري سياسي ايران توسط مرجعيت ديني شيعي و ديگري شهادت حسين نوه ي پيامبر اسلام در 1400 سال پيش است. حادثه اي که قرن هاست شيعه، به ياد آن با غم و اندوه بي نهايت، عزاداري مي کند.

اين دو محور است كه شيعه را از ساير مسلمانان فعال تر و متحرك تر مي سازد.
 
در همين گردهمائي تصويب شد كه براي مطالعه ي اسلام شيعي و براي برنامه ريزي و كار روي اين پروژه، يك شعبه ي جداگانه و مستقلي تأسيس شود و نخستين بودجه ي چهل ميليون دلاري براي آن اختصاص يابد.

 سپس دكتر مايکل برانت مراحل اين  پروژه را در سه فاز چنين مي شمارد:

1ـ جمع آوري اطلاعات Datacollection

2ـ اهداف كوتاه مدت SHORT TERM TARGET با تبليغات عليه شيعه و راه اندازي آشوب هاي بزرگ شيعه و سني. بدين معني که بايد  آنها را با اكثريت سني، در گير كرد تا توجه شان از امريكا منحرف گردد.

3ـ اهداف دراز مدت LONG TERM TRAGET  پايان کار تشيع با عمل بر اساس اهداف دراز مدت.

طبق نقشه ي فاز اول محققيني به تمام جهان شيعه اعزام شدند. به عنوان مثال دكتر ساموئيل در پاکستان بر عزاداري هاي كراچي تحقيق مي كرد و  مدرك دكتراي خود را در همين زمينه اخذ كرد.  يك خانم ژاپني نژاد به نام نكومه هم در كويته بلوچستان، بر قوم هزاره و شيعه ي آن ديار تحقيق مي کرد و رساله ي  دكتراي خود را در همين زمينه ارائه نمود.

 ادامه دارد

http://labgazeh.blogfa.com/cat-11.aspx

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم دی 1385 توسط بذرافشان |
با توجه به مزين شدن امسال به نام پيامبر اعظم (ص)، از تمام نويسندگاه و اهالي قلم دعوت مي شود تا نذر قلمي خود را به ساحت پيامبر اعظم (ص) در موضوعات زير، در قالب هي مقاله، قطعه ادبي، داستان، شعر و... به نگارش دراورده و اقدام به نشر ان نمایند

آموزش و پژوهش

1- چرا قرآن معجزه پيامبر (ص) بود؟
2- پيامبر (ص) در نگاه نهج البلاغه
3- پيامبر (ص) در نگاه هر يک از ائمه (ع) (امام حسن (ع) تا امام زمان (عج) به صورت جداگانه)
4- پيامبر (ص) در هر يک از صحاح شش گانه اهل سنت
5- پيامبر (ص) در مسند احمد بن حنبل
6- پيامبر (ص) در نگاه هر يک از فرقه هي مختلف اسلامي (فرق اهل سنت و فرق شيعه)
7- معرفي کتاب هي حديثي شيعه درباره پيامبر (ص)
8- معرفي کتاب هي حديثي پيامبر (ص) نوشته شيعه
9- پيامبر (ص) در نگاه غير مسلمانان (مسيحيت، يهود و...)
10- تدابير آموزشي رسول خدا (ص)
11- يمان و اسلام از منظر پيامبر (ص)
12- رسالت دين پيامبر (ص)
13- خاتميت پيامبر (ص)
14- جامعيت قرآن و جامعيت پيامبر (ص)
15- علم، آموزش و پژوهش از نگاه پيامبر (ص)
16- پيامبر (ص) از منظر مستشرقين
17- پيامبر (ص) از منظر انبياء الهي و کتب آسماني
18- پيامبر (ص) در نگاه امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري
19- ويژگي هي يک طلبه و عالم از نگاه پيامبر (ص)
20- رابطه قرآن کريم با سنت پيامبر (ص)
21- نام هي پيامبر (ص) در قرآن و علت نام گذاري به آن ها (شهيد، رسول، محمد، بشير، نذير، امين، رسول الله، النبي الامي و...)
22- هدف آفرينش از نگاه پيامبر (ص)
23- پيامبر (ص) و امتحانات الهي

فرهنگ و هنر

1- ويژگي هي فرهنگي دوران جاهليت
2- ويژگي هي فرهنگي دوران پيامبر (ص)
3- فرهنگ و هنر در عصر پيامبر (ص)
4- فرهنگ و هنر از نگاه پيامبر (ص)
5- سيره و اقدامات فرهنگي _ هنري پيامبر (ص)
6- شيوه هي تبليغي پيامبر (ص)
7- پيامبر (ص) و فرهنگ سازي
8- کتاب ها و املائات پيامبر (ص)
9- پيامبر امي چرا و چگونه؟ (نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت)...
10- سال پيامبر (ص) بيدها و نبيدها
11- احياء آرمان هي نبوي (ص) توسط حضرت مهدي (عج)
12- سال پيامبر (ص) و احياء هويت ديني
13- پيامبر (ص) و بدعت ها
14- نگاهي به تصوير زندگي و سيره پيامبر (ص) در فيلم ها، سريالها و...
15- بررسي کتاب هي ادبي، داستاني و... درباره پيامبر (ص) به زبانهي مختلف
16- پيامبر معمار (ص) جلوه هي هنر اسلامي (نقاشي، خطاطي، معماري، اثرسازي و...)
17- شعر و ادب و فصاحت و بلاغت پيامبر (ص)

سياست و اجتماع

1- وظيف مسئولين، اساتيد و طلاب مرکز جهاني در سال پيامبر (ص)
2- وظيف علماء و حوزه هي علميه در سال پيامبر (ص)
3- وظيف امت اسلامي و جهان اسلام در سال پيامبر (ص)
4- سيره سياسي و اجتماعي پيامبر (ص)
5- مقيسه جاهليت قبل از اسلام با جاهليت مدرن (نشانه ها، ويژگي ها، راه کارها و برون رفت ها)
6- زمينه هي وحدت شيعه و اهل سنت (راه کارها و چالش ها)
7- شيوه هي معرفي صحيح اسلام در جهان معاصر از نگاه پيامبر (ص)
8- پيامبر (ص) و ينده امت اسلامي (استراتژي ينده جهان اسلام _ گسترش، توسعه)
9- چگونگي تعامل پيامبر (ص) با پيروان سير اديان
10- نقش يهود در صدر اسلام و صهيونيزم در عصر حاضر
11- سيره حکومتي و رهبري پيامبر (ص) و تدابير سياسي حضرت
12- ارکان حکومت اسلامي از نگاه پيامبر (ص)
13- پيامبر (ص) و استراتژي جهاد و دفاع
14- بررسي اهداف توهين کنندگان به ساحت مقدس پيامبر (ص) و تخريب حرم ائمه (ع)
15- پيامبر (ص) و وفود (هيأت ها)
16- بررسي نامه هي رسول خدا (ص) به امرا و شاهان آن روزگار (مکاتيب الرسول)
17- تو سعه اقتصادي در سيره رسول خدا (ص) (تجارت، فلاحت، دامداري و...)
18- اقطاعات پيامبر (ص) (واگذاري زمين هي بير به شرط عمران و...)
19- تدابير اقتصادي رسول خدا (ص)
20- پيامبر (ص) و بحران ها
21- عدالت اجتماعي و پيامبر (ص) (فاصله طبقاتي و...)
22- تدابير نظامي پيامبر (ص)
23- امامت و خلافت از نگاه پيامبر (ص)
24- پيامبر (ص) و گرامي داشت روزهي بزرگ و مناسبت ها

اخلاق و تربيت

سيره فردي و اجتماعي:
1- شميل ظاهري پيامبر (ص)
2- اخلاق اجتماعي پيامبر (ص)
3- اخلاق نظامي پيامبر (ص)
4- رفتار پيامبر (ص) با خانواده و فرزندان
5- رفتار پيامبر (ص) با اصحاب و ياران
6- رفتار پيامبر (ص) با کودکان
7- رفتار پيامبر (ص) با جوانان
8- رفتار پيامبر (ص) با زنان
9- رفتار پيامبر (ص) با عالمان و بزرگان
10- رفتار پيامبر (ص) با همسيگان
11- رفتار پيامبر (ص) با کارگزاران
12- رفتار پيامبر (ص) با ميهمانان
13- رفتار پيامبر (ص) با فقيران و مساکين
14- رفتار پيامبر (ص) با بردگان (کنيزان و غلامان)
15- رفتار پيامبر (ص) با غريبان و تازه واردان
16- رفتار پيامبر (ص) با اشراف
17- رفتار پيامبر (ص) با منافقان
18- رفتار پيامبر (ص) با کفار
19- رفتار پيامبر (ص) با يهوديان
20- رفتار پيامبر (ص) با مسيحيان
21- رفتار پيامبر (ص) با مشرکان و بت پرستان
22- سيره عبادي پيامبر (ص) (نماز، نماز شب، نوافل، نماز جمعه، روزه هي واجب و مستحب، اذکار، دعاها و...)
23- سيره پيامبر (ص) در قرآن
24- بررسي نام ها و القاب پيامبر (ص) و علت نام گذاري
25- پيامبر (ص) در شادي ها و اعياد
26- پيامبر (ص) در اندوه ها، ماتم و مصيبت
27- ناراحتي، غضب و کظم غيض در سيره پيامبر (ص)
28- پيامبر (ص) و مزاح و تبسم
29- پيامبر (ص) و حقوق الهي
30- اجري حدود در سيره پيامبر (ص)
31- راه هي صحيح دست يابي به سنت پيامبر (ص)
32- توصيه هي اخلاقي پيامبر (ص)
33- توصيه هي معنوي پيامبر (ص)
34- انسان کامل از نگاه پيامبر (ص)
35- خانه و اسباب و وسيل پيامبر (ص) (مرکب ها و...)
36- پيامبر (ص) الگوي انسان کامل بري هميشه
37- بهشت و دوزخ از نگاه پيامبر (ص)
38- دنيا و آخرت از نگاه پيامبر (ص)
39- عطر و لباس و... در سيره پيامبر (ص)
40- پيامبر (ص) و بهداشت عمومي

صفات والي پيامبر (ص):
41- امانت داري
42- وفي به عهد و پيمان
43- تواضع و فروتني
44- ساده زيستي و دوري از تجمل
45- خوش رويي و خوش اخلاقي
46- مهرباني و رأفت
47- شجاعت
48- انفاق و احسان (نيکوکاري)
49- سلام و ادب
50- دوري از گناه، مکروهات و مباحات (عصمت)
51- راستگويي و صداقت
52- صبر
53- يثار و مقدم داشتن ديگران
54- شفاعت
55- يقين
56- کمال

برگرفته از http://www.qomicis.com/farsi/farakhan/afaq.aspx

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1385 توسط بذرافشان |
قالب وبلاگ