آيندهانديشي از منظر اسلام:با بهرهگيري از تفاسير قرآن كريم
در اين مقاله، براي اولينبار از منظر آينده و آيندهپژوهي به كتاب وحي ـ قرآن كريم ـ نگاه شده است و طي يك مطالعه اكتشافي، به پشتوانهي تفسيرها و منابع معتبر شيعي، برداشتهايي از قرآن كريم صورت گرفته است.
نوشتار به لحاظ ساختاري داراي 16 مدخل (موضوع يا سرفصل) بوده و هر مدخل مشتمل بر سه بخش است كه عبارتند از:
• آيه يا آياتي مرتبط با مدخل
• برداشت آيندهپژوهانه نگارنده با استناد به تحقيقات و مراجعات به منابع تفسيري و آيندهپژوهي
• نقل آراء و نظريات برخي مفسرين بزرگ شيعه
رويكرد غالب در اين مجموعه، موضوع نسلهاي آينده ـ بهعنوان يكي از دغدغهها و موضوعات اساسي و مورد بحث آيندهپژوهي ـ خواهد بود.
واژگان كليدي: آينده، آيندگان، نسلها، ارتباط، انتقال، تفاسير، اسلام
نويسنده: سعيد قرباني براي دريافت "نسخه رايگان مقاله" اينجا http://www.iranasef.org/ShowArticle.asp?ID=840كليك كنيد.
مقدمه
اسلام شناسان غربي در طي يك قرن اخير تلاش وسيعي در جهت فهم و معرفي آموزهها، آداب، آراء، عقايد و بطوركلي فرهنگ شيعي انجام دادهاند. اين امر پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، رشد فزايندهاي داشته، آنگونه كه امروزه در برخي از مراكز معتبر علمي دنيا، بخش مستقلي تحت عنوان «اسلام شناسي» تاسيس و در آن مطالعات «شيعه شناختي» در اولويت خاصي قرار دارند. هرچند تلاشهاي اين انديشمندان در قالب كتاب، مقاله، سخنراني، گفتگو و غيره منتشر شدهاند، اما بخشي از آن، كه از اهميت ويژهاي برخوردارند، مقالاتي است كه در دايرهالمعارفهاي عمومي و تخصصي آمدهاند. مطالعه اين دسته از مقالات گامي مؤثر در شناخت آراء و انديشههاي اسلامشناسان غربي ميباشد كه از اين طريق به خوبي ميتوان فهميد شيعه و مذهب تشيع تا چه اندازه براي غير مسلمانان و بهويژه شرقشناسان، شناخته شده و نقاط قوت و ضعف آن تا چه اندازه است. علاوه آنکه زمينه مناسبي براي معرفي هرچه بهتر و بيشتر شيعه را در آينده فراهم خواهد کرد. «دائرةالمعارف امريكانا»، به عنوان يكي از قديميترين دائرةالمعارفهاي جهان بخشي از مقالات خود را به شيعه و آموزههاي شيعيان اختصاص داده است.
دائرةالمعارف امريكانا
«دائرةالمعارف امريكانا» اولين و قديميترين دائرةالمعارف بزرگي است كه در آمريكا منتشر شده است. اين دائرةالمعارف اولين بار در سال 1829 توسط «فرانسيس ليبر» در 13 جلد منتشر گشت. بعدها با همكاري برخي از شركتها و مؤسسات فرهنگي گسترش يافته و در سال 1911 به 20 جلد و پس از آن در سال 1920 در 30 جلد منتشر شد. امروزه اين دائرةالمعارف با ويرايشهاي متعدد، در همان قالب 30 جلدي است كه حاوي 45 هزار مقاله و با مشاركت 6500 نفر به نگارش درآمده است. «گرولير» ((Grolier يكي از بزرگترين ناشران دائرةالمعارفهاي عمومي در جهان است كه دائرةالمعارف امريكانا را هم به صورت كتاب و هم به صورت لوح فشرده (CD) منتشر ساخته است. در اين دائرةالمعارف حدود 70 مقاله به طور كامل در مورد شيعه و حدود 20 مقاله نيز بخشهايي از آن در ارتباط با شيعه ميباشد.
نکات قوت و ضعف مقالات
مقالات شيعي دائرةالمعارف امريکانا داراي نکات قوت و ضعف است. تلاش در جهت ارائه اطلاعات نسبتاً جامع، معرفي آموزههاي اصلي شيعي و استفاده از نويسندگان برجسته را ميتوان از جمله نکات قوت آن اشاره کرد. دبليو. مونتگمري وات مؤلف كتابهاي متعدد در زمينه تاريخ، فلسفه و كلام اسلامي؛ سي. اي. بازورث نويسنده كتاب سسلههاي اسلامي؛ فيليپ كي. هيتي نويسنده كتاب تاريخ اعراب؛ دونالد ان. ويلبر نويسنده كتاب معماري اسلامي؛ آر. ام. لاپيدوس نويسنده كتاب تاريخ جوامع اسلامي؛ و چارلز جي. آدامز از جمله نويسندگان مشهور و مهمي هستند كه برخي از مقالات شيعي اين دائرةالمعارف را به نگارش درآوردند.
علاوه آنكه، اين دائرةالمعارف توانسته است به عنوان اولين دائرةالمعارف بزرگ جهان، زمينههاي مناسبي براي ديگر دائرةالمعارفها فراهم نمايد. به گونهاي که در دائرةالمعارف بريتانيکا که امروزه از شهرت بالايي در جهان برخوردار است، حجم و جامعيت مقالات شيعي افزايش يافته و حتي برخي از آموزههاي جزيي شيعه را نيز دربر گرفته است.
اما در کنار نكات قوتي که بيان گرديد، اين مقالات داراي نکات ضعف فراوان است که در اينجا سعي خواهد شد به برخي از ضعفهاي کلان و نوعاً برون متني اشاره شود.
1. فقدان جامعيت: دائرةالمعارف امريکانا، نتوانسته است از تمامي آموزهها، رهبران، مفاهيم و اصطلاحات کليدي شيعه، مقالهاي مستقل تهيه نمايد. مفاهيمي همچون تقيه، ولايت، اجتهاد، تقليد، حجاب، متعه، مرجع، اثنيعشريه، عصمت، عاشورا، غيبت، غديرخم، اهلالبيت و ديگر مفاهيم که از جمله مفاهيم اصلي و کليدي شيعه ميباشند، اساساً مقالات مستقلي از آنها وجود ندارند. درباره رهبران و انديشمندان بزرگ شيعه نيز مسأله بدين گونه است. به عنوان نمونه، از ميان 12 امام در فرقه اماميه تنها درباره 4 امام مقالهاي مستقل وجود دارد (امام علي، امام حسن، امام حسين و امام مهدي) و درباره بقيه امامان، برخي تنها در حاشيه و برخي ديگر اساساً اسمي از آنها به ميان نيامده است.
2. حجم نامعقول مقالات: در تنظيم حجم مقالات دقت لازم و کافي صورت نپذيرفته است. برخي از مقالات که از اهميت بالايي در ميان شيعيان برخوردارند، حجم آنها بسيار اندک ميباشد. در حاليکه مقالات ديگر که چندان داراي اعتبار و ارزش نيستند و از حيث جمعيتي نيز از طرفداران اندکي برخوردارند، از حجم بالايي برخوردار است. به عنوان نمونه مقاله «شيعه» به عنوان يکي از مذاهب اصلي اسلام، تنها در 4 سطر بيان شده است، اين در حالي است که برخي از فرق انشعابي شيعه، همچون دروزيه و بهائيه كه اولي از اسماعيليه و ديگري از اماميه انشعاب يافتند، از حجم وسيعي برخوردارند. در رابطه با امامان و رهبران شيعي نيز وضعيت بدينگونه است. در حالي که ائمه اماميه از شهرت و طرفداران زيادي برخوردارند، علاوه بر اين که درباره همه آنها مقالات مستقلي تهيه نشده، حجم مقالات 4 امامي که معرفي شدهاند بسيار اندک است. اين در حالي است که از رهبران بهائيت که از طرفداران بسيار اندکي برخوردارند و اساساً در مذهب شيعه جايگاه چنداني ندارند، مقالات مستقل و با حجم بيشتري تهيه شده است، مقالاتي همچون بهايي، بهاءالله و باب شاهد اين مسئله است.
3. عدم رعايت اصول اخلاقي و ادبي: برخي از مقالات از رعايت اصول نگارش متون علمي، به ويژه دائرةالمعارفي خارج شده و به جنبههايي اشاره کردهاند که ارزش و اعتبار علمي آن را پايين ميآورد. اشاره به مطالبي همچون «حضرت علي(ع) سياستمدار باکفايتي نبود»، «شيعيان اهل خشونتند»، «مذهب شيعه كژآئين و منحرف است»، «مسموميت امام رضا(ع) شايعهاي بيش نيست»، و ديگر موارد از جمله اين مطالب است.
همچنين اصول ادبي و نگارشي نيز در مقالات رعايت نشده است. از مجموع 93 مقاله شيعي، حدود 60 مقاله، منبع يا منابعي براي آن ذکر نشده است. منابع ذكرشده نيز نوعاً از منابع غيرمستقيم بوده كه از اعتبار علمي چنداني در محافل علمي شيعه برخوردار نيستند. 22 مقاله نيز اساساً بدون ذكر نام نويسنده ميباشند.
4. وجود اشتباهات فاحش: در برخي از مقالات عناوين کاملاً غلط و اشتباهي آورده شده که از اعتبار علمي اينگونه مقالات کاسته است. به عنوان مثال، حضرت علي(ع) را «برادرزاده» پيامبر(ص) معرفي کرده، در حاليکه ايشان پسر عمو و داماد حضرت بودند. دوازده امام را «جانشينان حضرت علي(ع)» بيان ميكند، در صورتي كه آنان جانشينان پيامبر اكرم(ص) ميباشند.
در پايان لازم به ذکر است ترجمه و نقد مقالات شيعي دائرةالمعارف امريکانا در سال 1381 در مؤسسه شيعه شناسي به صورت گروهي صورت پذيرفته و در قالب کتابي تحت همين نام منتشر شده است.
(تصوير شيعه در دائرةالمعارف امريكانا؛ سرپرست گروه محسن رضواني؛ زير نظر محمود تقيزاده داوري؛ تهران، موسسه انتشارات اميرکبير، شرکت چاپ و نشر بينالملل، 1382)
همه ما در بطن وجودمان منتظريم. انتظاري كه يك وديعه الهي است و از زمانهاي دور در وجود همه انسانها جاي داشته . اما هر كدام از ما صورت ظاهري انتظارمان را عوض كرده ايم. در صورتيكه انتظار فقط يك معني دارد و آن انتظار به فرج است كه خداوند بلند مرتبه در وجود هر انساني جاي داده است. هر انسان زنده اي منتظر است چون انتظار يعني اميد ،اميد به آينده اي بهتر، هر فقيري منتظر است تا فقرش پايان يابد، هر اسيري منتظر است تا آزاد گردد ، هر آواره و غريبي منتظر است تا از غربت نجات يابد و هر غمگيني منتظر فرج و گشايش است.
اما متأسفانه صورت هدف هايمان و سيرت راه هاي رسيدن را تغيير داده ايم. كمي تأمل روشن مي سازد كه ظهور امام زمان فرج تمام گرفتاريها است. در مدينه فاضله او فقيري نيست، در مدينه فاضله او اسيري يافت نمي شود . در مدينه فاضله او هيچ غريبي از غم غربت نمي نالد ، در مدينه فاضله او هيچ كس با غم نجوا نمي كند و هيچ منتظري راه را به خطا نمي پويد. چرا؟ اين سؤال را مي خواهم از خودم و از همه كساني كه مانند من اسير خواسته هاي نابه جاي شيطان شده اند و مسير انتظارشان را تغيير داده اند بپرسم.چرا؟ چرا به جاي خواسته هايي كه خيلي هايشان به صلاحمان نيست و ما را به قهقراي نابودي مي كشاند ، براي ظهور كسي دعا نمي كنيم كه خود گفته است: « براي فرجم دعا كنيد كه فرج خود شما در آن است» . چرا براي ظهور كسي دعا نمي كنيم كه وقتي بيايد دنياي ناآرام از ظلم و تباهي را اصلاح مي كند. ظلم را ريشه كن مي كند و فقيران را وارثان زمين مي نمايد.
دعاي من و تو به تنهايي جواب نمي دهد . پس بياييد همه با هم براي ظهورش دعا كنيم، دعايي آنچنان كه شايسته است و آنچنان كه خود مي فرمايند:«اگر شيعيان ما- كه خداوند توفيق طاعتشان دهد- در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند همدل مي شدند ، ميمنت ملاقات ما از ايشان به تأخير نمي افتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي گشت، ديداري بر مبناي شناختي راستين و صداقتي از آنان نسبت به ما، علت مخفي شدن ما از آنان چيزي نيست جز آنچه از كردار آنان به ما مي رسد و ما توقع انجام اين كارها را از آنان نداريم.»
info@moshkan.com
منطقه «هارمجدّو»؛ شمال فلسطين اشغالي
جنگ با عراق، به پايان روزگار منجر خواهد شد. ما اين را مىدانيم، اسرائيل پابرجا نخواهد ماند، اسرائيل در طى آخرالزمان از بين خواهد رفت.
اشاره:
با توجه به ظهور مسيحيت بنيادگرا (1) در كشور آمريكا و جنگ آمريكا عليه عراق، نظريه پردازان مسيحى همچون جرى فالول، مورگان استرانگ، گرى فريزر و ... نظرات خود را - كه غالباً مبتنى بر مكاشفات يوحنّا (بخش پايانى كتاب مقدس(2)) است - به مخاطبان القا مىكنند و از طرفى جنگ عراق را شاهدى بر تحقّق پيشگويي هاى كتاب مقدس (3) (انجيل) مىدانند و سعى مىكنند تا بدينوسيله ديدگاه هاى راست مسيحى را تبليغ و حقانيّت خود را به جهانيان عرضه دارند. در اين مقاله كه از يكى از سايت هاى اينترنتى گرفته شده با واژگانى همچون آرماگدون، جنگ آخرالزمان، ضد مسيح، ايده هزاره، راست مسيحى آشنا خواهيم شد و همچنين نگاهى كوتاه به نظرات آنها در مورد جنگ عراق و چگونگى تحقق پيشگوئي ها در بخش مكاشفات كتاب مقدس خواهيم داشت.
http://www.sharifnews.com/print.php?24



