مطلب زير براي من هم اي ميل شده بود ولي چون در وب لاگ زير و جاهاي ديگر ديدم مطلب ذيل را درج مي كنم
سايت جديدي در اينترنت اعلام موجوديت يك پيغمبر جديدالورود!!! را كرده كه
ايشان براي ابلاغ وحي الهي چند روش مختلف دارد:
1-از طريق ايميل
2-از طريق سايت
3-از طريق تبليغات اينترنتي و.....
نام كتاب ايشان جلد دوم قرآن است و سعي دارد ادامه قرآن را بنويسد!!!
اين «پيغمبرِ بابا» سعي دارد وحي الهي را در كاغذها نوشته و پس از اسكن در اينترنت قرار دهد.

« خدا ما را از فتنه های آخرالزمانی مصون بدارد»
اگر آدرس سایتش را هم خواستید بگید تا در همین جا قرارش بدم
قرضاوي از عنفوان جواني به عنوان خطيبي مسلمان و فعال در جنبشهاي اسلامي دعوت به آموزههاي ديني را در صدر كارهاي خود قرار داد و در اين راه به علت سخنرانيها و نوشتهها و اشعار و مقالههاي تأثيرگذارش، بارها چه در دوره حكومت پادشاهي و چه در دوره حكومت جمهوري مصر به زندان افتاد.
اين انديشمند مسلمان در جريان فعاليتهاي اسلامي و اجتماعي خود، ارتباط نزديكي با جنبش "اخوانالمسلمين" پيدا كرد و در كتابهاي خود همواره از "سيد قطب"، "حسن البنا"، "ابو الاعلا مودودي"، "ابن عبدالوهاب" و "رشيد رضا" تمجيد ميكند.
وي صاحب بيش از 80 اثر در زمينههاي اسلامي است كه برخي از آنها دهها بار تجديد چاپ شده و بسياري از آنها نيز به زبانهاي مختلف ترجمه شده است.
قرضاوي كه خود را يك سلفي متجدد معرفي ميكند ، همچنين صدها اثر به صورتهاي مقاله، شعر، سخنراني و تدريس از خود به جا گذاشته و تمام تلاش وي در اين آثار، جمع بين محكمات شرعي با مقتضيات زمانه بوده است.
وي سفرهاي متعددي به كشورهاي مختلف جهان داشته و در صدها سمينار و همايش بينالمللي شركت كرده است.
اين دانشمند مسلمان، رئيس و عضو مجامع و مؤسسات مختلفي چون اتحاديه علماي مسلمان، مجمع فقهي انجمن اسلامي العالم در مكه، مجمع سلطنتي تحقيقات اسلامي اردن، مركز مطالعات اسلامي آكسفورد، شوراي دبيران دانشگاه اسلامي جهاني اسلام آباد، سازمان دعوت اسلامي خارطوم و هيأت نظارت شرعي بر تعدادي از بانكهاي اسلامي است.
قرضاوي جوايز علمي متعددي دريافت كرده كه جايزه بانك توسعه اسلامي، جايزه ملك فيصل به علت مشاركت در مطالعات اسلامي، جايزه عطاي ويژه علمي از رئيس دانشگاه اسلامي جهاني مالزي و جايزه فقه از سوي سلطان برونئي از جمله آنهاست.
وي بهرغم اينكه در جهان عرب، از علماي سني موافق ايران محسوب ميشود اما انتقادات بعضاً تندي را هم درباره جمهوري اسلامي ايران مطرح كرده است.
از جمله موضعگيريهاي وي در قبال ايران ميتوان به انتقاد از همكاري تهران با واشينگتن در برخورد با طالبان، موافقت ايران با اعدام صدام و مخالفت با آنچه تبليغ تشيع از سوي ايران در كشورهاي عربي ميخواند، اشاره كرد.
وي در سال 2001 نيز در برنامه "شريعت و زندگي" شبكه خبري الجزيره قطر كه از سوي اعراب تندرو "شبكه قرضاوي" ناميده ميشود، با "محمدعلي تسخيري" دبيركل مجمع تقريب مذاهب اسلامي درباره درگيري ايران با طالبان مناظره و از سياستهاي ايران در قبال تحولات افغانستان بهشدت انتقاد كرد.
قرضاوي در موضعگيري اخير خود نيز ضمن حمايت از صدام و طرح ادعاي توبه وي در سال هاي پاياني عمر خود، ايران را كه در اعدام صدام نقشي نداشته مخاطب ساخت و گفت: تهران بايد در يك موضعگيري آشكار، مخالفت خود را با اعدام صدام در روز عيد قربان اعلام كند وگرنه ثابت ميشود كه ايران در اين برنامه نقش داشته است.
وي همچنين در نشست اخير همايش تقريب مذاهب اسلامي كه در دوحه، پايتخت قطر برگزار شد، با اعتراض به شيعيان،خواستار توقف آنچه تبليغ تشيع در كشورهاي عربي و كشتارهاي مذهبي در عراق خواند، شد.
وي فتاوايي را نيز مطرح كرده كه هم در ميان اهل سنت و هم در ميان شيعيان با انتقادات شديدي مواجه شده است كه از جمله آنها ميتوان به حرمت زيارت قبور امامان و صالحان ياد كرد.
وي همچنين در صفحه 11 كتاب "فرهنگ غلو در تكفير"، اقدامات تروريستي برخي از سني هاي تندرو را تبرئه و ادعا كرده است اين غلو اشكال ندارد زيرا اينها جوانان مخلص، غيرتمند و متديني هستند كه اقدام به تكفير مسلمانان مخالف خود ميكنند و خون و اموال آنها را حلال ميدانند.
روزنامه " لارپوبليكا " در مطلبي با اشاره به آمار موسسه " پايگاه اطلاعاتي جهان مسيحي " مينويسد : تعداد مسلمانان جهان با رقم معادل يك ميليارد و سيصد و بيست و دو ميليون نفر،از كاتوليكهاي پيرو كليساي رم كه تعدادشان يك ميليارد و يكصد و پانزدهميليون نفراست ، پيشي گرفتهاست.
اين درحالي است كه براساس آخرين آمار تهيه شده توسط مقامات واتيكان مندرج در سالنامه پاپي ، تعداد كاتوليكهاي جهان در پايان سال ۲۰۰۵با رقمي معادل يك ميليارد و يكصد و چهل و پنج ميليون در مقايسه با سرشماري سال ژوبيل ( سالي مقدس كه هر ۲۵سال يك بار تكرار و درهمين رابطه مراسمي در رم برگزار ميشود - سال بخشش گناهان ) ، ۲۰۰۰رشد ۶/۷درصدي را نشان ميدهد.
براساس همين آمار تعداد ملحدين جهان بيش از ۱۵۲ميليون ، پيروان اديان جديد نزديك به ۱۵۰ميليون، سيك هاقريب به ۲۵ميليون، يهوديان بيش از ۱۴/۵ ميليون، فرقه بهايي بيش از ۷/۵ميليون، مسيحيان مستقل بيش از ۴۶۰ميليون، پروتستانها ۳۶۰ميليون، ارتدكسها ۲۰۰ميليون و آنگليكنها ۷۵ميليون گزارش شدهاست. همين آمار تعداد كل مذاهب مختلف دين مسيح در جهان را دو ميليارد و يكصد و پنجاه و سه ميليون و پانصد هزار نفر اعلام كرده است.
منبع : ايرنا
تصمیم دولت كويت در تغيير روزهاي تعطيلي آخر هفته اين كشور از روزهاي پنجشنبه وجمعه به روزهاي جمعه و شنبه ازابتداي ماه سپتامبر آينده موج شديدي ازمخالفت اسلامگرايان كويتي را در برداشته است.
اسلام گرايان معتقدند كه اين تصميم دولت كويت، برمبناي" حرام بودن شبيه شدن به يهوديت در اسلام" غيرقابل پذيرش است.
"محمد المطير" نماينده اسلامگراي پارلمان كويت دراين باره گفت كه اين تصميم دولت را رد مي كند چراكه اسلام "تشبه" به يهوديت را حرام كرده و اين فتواي شيخ "عبدالعزيز بن باز" مفتي ديني سابق عربستان سعودي است.
المطير با صدور بيانيه اي مطبوعاتي اضافه كرد:" روزشنبه، روز تعطيل يهوديان است و آنها اين روز را مقدس مي شمارند لذا جايزنيست كه شبيه آنها بشويم وادارات دولتي را به مانند آنها در روز شنبه تعطيل كنيم ؛ با وجود تعطيلي روز پنجشنبه، نيازي به تعطيلي روز شنبه وجود ندارد."
وي ادامه داد:" پارلمان كويت در نشست فردا دوشنبه خود به دولت دراين باره تذكر خواهد داد."
المطيري كه دبيركلي مجموعه اي به نام "مجمع اصول امت" را برعهده دارد، همچنين گفت : اين مجمع، مراسمي را در روز دوشنبه براي توضيح جوانب شرعي و اجتماعي مربوط به تصميم جايگزيني تعطيلي روز شنبه با روز پنجشنبه برگزار خواهد كرد.
درهمين حال "محمد المهري" از مراجع برجسته شيعيان كويت با صدور بيانيه اي اعلام كرد كه "تعطيلي روز شنبه در دين اسلام هيچ مبنايي ندارد والبته منع هم نشده است. همه روزها، روزهاي خداست. بعضي از روزها مثل روز جمعه كه روزعيد مسلمانان و سيد روزهاست. "
در ادامه اين بيانيه آمده است: " از نظر شرعي هيچ دليلي براي حرام دانستن تعطيلي روز شنبه وجود ندارد."
"فيصل الحجي" معاون نخست وزيركويت هم دراين باره گفت كه هيات وزيران گزارشي را در اين باره از طرف دبيرخانه خدمات امور كشور درباره تعطيلي هفتگي روزهاي شنبه و جمعه به جاي روزهاي پنجشنبه و جمعه بررسي كرده است.
الحجي به خبرنگاران نيز گفت :اين تصميم بسياري از مشكلات از جمله مسائل مربوط به اقتصاد، ناشي از نبود تطابق ميان تعطيلات هفتگي كويت و ديگر كشورهاي دنيا را برطرف خواهد كرد.
• وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إسْرائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا *الاسراء4*
و در كتاب آسمانى[شان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه: «قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد، و قطعاً به سركشىِ بسيار بزرگى برخواهيد خاست. »
• فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا *الاسراء5*
پس آنگاه كه وعده [تحقّق] نخستين آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مى گماريم، تا ميان خانه ها[يتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآيند، و اين تهديد تحقّق يافتنى است.
• ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمْ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا *الاسراء6*
پس [از چندى] دوباره شما را بر آنان چيره مى كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى گردانيم.
• إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا*الاسراء7*
اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده ايد، و اگر بدى كنيد، به خود [بد نموده ايد]. و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[ تان] چنانكه بار اول داخل شدند[به زور] درآيند و بر هر چه دست يافتند يكسره [آن را] نابود كنند.
2- کلید واژه های آیات بالا را که با عنوان این نوشته مرتبط است می توان بدین ترتیب مورد توجه قرار داد:
• قَضَيْنَا : حکم قطعی
• لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ : فساد جهانی
• مَرَّتَيْنِ: تکرار این فساد
• لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا: سرکشی بسیار بزرگ
• بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا : مأموریت بندگان خاص خدا و تسلط بر این گروه
• فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ : جستجوی خانه به خانه
• ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمْ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ : بازگشت دوباره قدرت بنی اسرائیل
• لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ : روسیاهی در سرکشی دوم
• لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ : فتح مسجد برای دومین بار
3- نکته های قابل دریافت :
• آنچه که در کتاب تورات یا لوح محفوظ ثبت شده وعده ای شدنی است : وَقَضَيْنَا ......َكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا
• سیاق آیه خبر از فساد این گروه (بنی اسراییل) در آینده دارد : وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إسْرائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ
• این فساد و سرکشی در دو مرحله بروز خواهد کرد : لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ
• این دو رویداد ، جهانی و گسترده خواهد بود : لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا
• در وعده اول گروهی از بندگان ویژه خدا بر این گروه مامور ومسلط می شوند : بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا
• صلابت و نیرومندی بالا از ویژگی های لشکر مامور است : أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ
• این اقدام و عملیات ، به جستجوی خانه به خانه برای یافتن بنی اسرائیل می انجامد : فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ
• بازگشت قدرت به بنی اسرائیل بدون اشاره به علت آن یا دلیل شکست گروه مقابل : ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمْ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ
• توانمندی دوباره این دسته به وسیله افزایش اموال ، پسران و نفرات است : أَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا
• علت بروز حادثه دوم عملکرد بد خود بنی اسرائیل ( وچه بسا قدر نشناسی) است : إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا
• نتیجه سرکشی دوم روسیاهی این گروه به دست نیرو های ویژه است : فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ
• لشکر بندگان ویژه خدا برای دومین بار وارد مسجد خواهند شد : لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ
• نابودی آن چنانی هرگونه آثار به جامانده از بنی اسرائیل : لِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا
منبع : رسانیوز .ادامه در http://www.snn.ir/index.asp?newsid=49648
1ـ عدهای معتقدند دیدگاه اهل سنت به دموکراسی نزدیکتر است و مبانی شیعه با دموکراسی فاصله بیشتری دارد و پایه استدلالات خود را واقعه غدیر میدانند.نظر شما در این باره چیست؟
2ـ عبدالفتاح عبدالمقصود (نویسنده معروف مصری) معتقد است آنچه پیامبر در غدیر فرمودند یک توصیه بوده است نه الزام.
3ـ صرفنظر از اعتقادات شیعی چه نقدی بر این نظریه دارید؟ و چقدر این نظریه را نزدیک به تفکرات شیعه میدانید؟
4ـ جایگاه غدیر در شکل گیری تاریخ شیعه تا چه میزان موثر بوده است؟
5ـ چرا برخی بر این باورند که شیعه بعد از مدتها بعد از شهادت علی(ع)هویت مستقل پیدا کرد؟
6ـ تغییر و تحولات شیعه از بعد از شهادت علی(ع) تا دوران صفوی و از آن دوران تا به امروز چگونه بوده است؟
برای جواب http://www.al-ghadir.ir/article-fa-235.html کلیک کنید
در پی فتوای رئیس بخش حدیث دانشگاه الازهر مصر ، درباره روش جدید محرم شدن مرد و زن در محیط های اداری ، پارلمان مصر صحنه انتقادات تند نمایندگان فراکسیون "اخوان المسلمین" به الازهر شد
( asriran.com ) به نقل از العربیه، دکتر عزت عطیه ، رئیس بخش حدیث الازهر ، فتوا داده است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آنها باز نمی شود ، کار می کنند ،بخواهند بین آنها محرمیت ایجاد شود ، زن می تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آن ها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق ، شرعی می شود
براساس این فتوای عجیب ، در صورتی که این عمل انجام شود ، زن می تواند چهره و موهای خود را به مردی که شیرش را خورده است ، بنمایاند . وی البته این را هم گفته است که چنین محرمیتی باید به صورت رسمی و کتبی ثبت شود.بر اساس این فتوا ، کسانی که با این روش محرم می شوند ، می توانند با یکدیگر ازدواج کنند ولی تا قبل از عقد متعارف شرعی ، حق داشتن روابط زناشویی را نخواهند داشت
در واکنش به این فتوا ، اعضای فراکسیون اخوان المسلمین در پارلمان مصر ، با اعلام نگرانی خود از طرح این موضوع ، خواستار اصلاح فتوا از سوی الازهر شدند . تعدادی از این نمایندگان فتوای الازهر را باعث رواج فساد در جامعه خواندند و اعلام داشتند که چنین فتوایی مخالف اجماع علمای اسلام است و باید پس گرفته شود
بسم الله الرحمن الرحیم
۱- آيا قابل قبول است، خداوند حكيم در خصوص جزئي ترين احكام به پيروان دين اسلام ، دستوراتي صادر نمايند امّا در خصوص خلافت، كه مسئله اي مهمّ وسرنوشت ساز امّت اسلامي به شمار مي رود، فرماني صادر نشود؟
2- خداوند در خصوص وصيّت، به پيامبر ش چنين فرمان مي دهد:‹‹ بر شما واجب گرديده است آن گاه كه يكي از شما را مرگ فرا رسيد و اندوخته اي از خود مي گذارد، براي پدر و مادر و قوم خويش به نيكي، وصيّت كند؛ اين حكمي است ثابت براي افراد پرهيزكار››.[1]
و خود رسول اكرم(ص)، وظيفه ي ياد شده را اين گونه بيان مي فرمايند:‹‹ مهم ترين وظيفه ي مرد مسلمان، اين است كه دو شب پشت سر هم بيشتر، خواب نرود مگر اين كه وصيّت نامه ي او، به همراهش باشد.››[2]
عقلِ سليم، چه گونه مي تواند بپذيرد كه در مقابل اين لحن شديدِ قرآن و آن تأكيد و توصيه ي نبيّ اكرم(ص)، آنگاه كه نوبت به خودِ پيامبر(ص) مي رسد و در شرايطي كه خود حضرت، بيش از ديگران محتاج به وصيّت است وبه اهميّت خلافتِ پس از خود وهمچنين، به حسّاسيّتِ رهبري جامعه ي اسلامي ، واقف است، آن را ناديده بگيرد؟ حالا چه گونه مسئله ي خلافت با اين همه اهميّتِ ويژه، از نظر آن حضرت به دور مانده است؟
3- آيا در دوران نبوّتِ بيست و سه ساله ي پيامبر، هيچ كدام از مسلمين، يا اصحاب، سؤالاتي در خصوص خلافت و جانشيني، از پيامبر نپرسيدند و هيچ گونه سؤالي به مغز آن ها خطور نكرد؟ در حالي كه مي دانستند حضرت، بشر است و بايد روزي به عالم باقي منتقل شود؛ و از طرفي مي دانستند كه مسئله ي جانشيني پيامبر با سرنوشتِ دنيا و آخرتِ آنان در آميخته است.
4-دوازده خليفه ي قرَشي كه پيامبر اكرم (ص) فرموده اند:‹‹ امر امّتِ من گذرا و روبه راه است مادام كه دوازده خليفه، كه همه ي آن ها از قريش مي باشند، بر مردم، حكومت كنند.››[3] چه كساني هستند؟
5- بر فرض محال،اگر قبول نماييم كه واقعه ي غديرخم ، دلالتي به جانشيني حضرت علي(ع) پس از نبيّ گرامي اسلام(ص) ندارد- البتّه كه دلالت دارد- آيا پيامبر خدا(ص) در موارد متعدّدِ ديگر، حضرت علي(ع) را وصيّ و جانشين خود معرّفي نكرده است؟
6- آيا خاندان رسول اكرم - صلوات الله عليهم اجمعين- با ديگر خاندان و صحابه، قابل مقايسه هستند؟
7- شما مي گوييد:‹‹همه ي صحابه پيامبر(ص)، قابل احترام هستند››؛ در صورت اثبات خيانت و ظلم وستمِ برخي از صحابه، آيا باز هم قابل احترام مي باشند؟
8- شما مي گوييد:‹‹ هر كس به صحابه ي پيامبراسلام ، اهانت نمايد، كافر است››؛ حال اگر كسي يكي از آن ها را- حضرت علي(ع)را- سبّ كند و دستور دهد كه درمساجدِ سراسر ممالك اسلامي، چندين هزار منبر، نصب نموده و بر روي آن ها، حضرت علي(ع) را سبّ نمايند، باز هم قابل دفاع هست؟
9- آيا تمام احاديثِ صحاح سِتّه، مَسانيد و سُنَن كه از منابع مهمِّ شما به شمار مي روند، قابل اعتناء هستند؟ در صورت اثبات وجود بي شماري از احاديث جعلي درمنابع ياد شده، باز هم روايات آنها قابل استناد خواهند بود؟
10- هويّتِ واقعي مؤلّفين صِحاح، مَسانيد و سُنَن را مي شناسيد؟ اگر رفتارهايي ازآن ها - كه برشخصيّت واعتبارشان خدشه وارد مي كند- به اثبات برسد، بازهم مورد اعتماد خواهند بود؟
11- فرق ايمان و اسلام ، مؤمن و مسلمان، در چيست؟ آيا خدا در قرآن، ميان اسلام و ايمان، مسلمان و مؤمن، فرق قائل شده و آن ها را از هم تفكيك نموده است؟
12- آيا همه ي مذاهب اسلامي، بلا استثناء، مورد تأييد و مطابق با واقع مي باشند؟
13- كدام يك از مذاهب اسلامي در زمان پيامبر(ص) بوده و يا به زمان نبيّ اكرم(ص)، نزديك تراست، و كدام مذاهب، دهها سال پس از رحلتِ آن حضرت، به وجود آمدند؟
14- آيا تمام فتاواي مفتي هاي شما اهل سنّت، قابل اعتماد هستند؟ اگر فتاوايي از آن ها بر خلاف آيات قرآن يا سنّت، ثابت گردد، باز هم اعتبار دارند؟
از همه ي اهل سنّت، تقاضا دارم ، به دور از تعصّباتِ جاهلانه و با تأمّل و دقّتِ بيشتر، از منابع معتبر و قابل استدلال، پاسخ دهند و از قياس و مغالطه و ... بپرهيزند تا حقايق - اَظهَر مِنَ الشّمس- بر كساني كه در پي حقيقت و راه رستگاري هستند روشن گردد.
............................................................................................
[1]- سوره بقره، آيه 180
[2]- صحيح بخاري، ج4 كتاب الوصايا؛ صحيح مسلم، ج5؛ سنن ابي داود و نسايي و ابن ماجه و دارمي و ترمذي، كتاب الوصيّة؛ مسند احمد، ج2 ص4،2،57،80
[3]- دلائل الصّدق،ج2،ص314 به نقل از صحيح بخاري، صحيح مسلم، الجمع بين الصّحاح السته و مسند احمد



