اينيشتن :
دين من همان ايمان عاطفي و عميق من نسـبـت بــه قـدرت عاقله ايست كه در هرچه مي نگرم سيماي او را مـي بـيـنـم ، اين ايمان براي من معني خدا را درست مي كند.
جان ادلف بوهلر (شيميدان ):
در طبيعت به هر سوي مينگرم نظام و مشيت نمايان است ... هر قانوني كه بشر كشف مي كنـد، او را يك قـدم بـه خـدا نزديك تر مي سازد، و خدا را بيشتر مي شناسد، اما اينـهـا فقط وسيله تجلي او نيست ، زيرا وي خود را بـه وسـيـلـه پيامبران و كتب مقدسه نيز به بشر معـرفـي كـرده اسـت و اين خيلي مهم تر است .
فرانك آلن (فيزيك دان ):
پروتئين ماده شيميـائـي بـي جـانـي اسـت و چـون گـوهـر اسرارآميز حيات ، به آن درآميزد زنده مي شود، فقط عـقـل بي پايان خداوند يعني ذات خداوند است كه مي توانسته است بداند چنين مولكولي قابل پذيرفتن حيات است ، و توانسته است آنرا بيافريند.
جان كلولند (رياضيدان و شيميدان ):
چون ماده نمي تواند خود و قوانـيـن حـاكـم بـر خـود را بيافريند، آفرينش ناچار بايد به وسيله عامل غـيـر مادي صورت گرفته باشد...بدون شك و ترديد وجود ذات اعلاي روحاني ، يعني خداي آفريننده ، و مدبر جهان را مي پذيريم و به او ايمان مي آوريم .
پاتري پورتر (فيزيكدان و رياضيدان ):
خلقت به هر نحو كه انجام شده به دسـت خـالـق بـوده ، و وجود خداي متعال ، پايه اساسي هر فرضيه ايسـت ، و جـواب سئوالات كه تابحال پاسخش به كسي داده نشده است ، يك كلمه است : و آن خدا است .
ادواردلوتركيل (جانور و حشره شناس ):
مطالعات علمي هر صاحب عقل سليم را مجبور مي كند كه بـه يك علت اوليه قائل شود كه ما آنرا خدا مي ناميم .
والتراسكارلندبرك (فيزيولوژيست و بيوشيميست ):
اصول اوليه علوم ذاتـا" بـه وجـود خـدا دلالـت دارنـد.
پول كلارنس (فيزيكدان ):
خداوند مبدا خلقت انسان و ساير كائنات مي باشد و نظم و ترتيب جهان را رهبري مي كند.
جرج هربرت بلونت (فيزيكدان ):
من نه تنها به خدا ايمان دارم بلكه به او اعـتـمـاد و توكل دارم .
المرو مورد (شيميدان ):
من به عنوان يك شيميدان به وجود خدائي حاضـر و نـاظـر ايمان دارم و به عقيده ء من يك حكمت عاليه لاهوتي تمـام دنيا و مافيها را آفريده و آن پروردگار است .
هانري پوانكاره :
دنيا مصنوع خداست زيرا كه داراي نـظـام اسـت و مـوزون مي باشد.
هرشل (دانشمند هيئت ):
هر قدر دايره علم وسيع تر مي گردد. براهين دندان شـكـن و قوي تر، براي وجود خداوند ازلي و ابدي بدست مي آيد.
افلاطون :
پيدايش جهان اثر فيض بخش پروردگار است كه بخـل و دريغ ندارد.
دكارت :
بـه حـكـم مــوجــود بــودن جــهــان ، خــدا هــســت .
سازمان فضانوردی " ناسا " به دو نیم شدن کره ی ماه و سپس پیوند خوردن این دو نیمه به یکدیگر پی برد. پایگاه اینترنتی روزنامه ی عربی " الوطن " چاپ آمریکا به نقل از یک محقق اردنی علوم فلکی در این زمینه نوشت: سفینه ی فضایی آمریکایی " کلمنتاین " که سالها در مدار کره ی ماه کار تحقیقاتی انجام می دهد به این نتیجه رسیده است که کره ی ماه صدها سال پیش به دو نیمه ی متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شدند. این محقق اردنی با ارسال گزارشی به ناسا آنان را نسبت به این موضوع مطلع ساخت که مسلمانان، این پدیده را متعلق به 1400 سال پیش می دانند و مرتبط به معجزه ای از پیامبر اکرم (ص) به نام " شق القمر" است. ناسا هیچ تفسیری برای کشف خود نیافته است. زیرا این اتفاق نادر تا کنون برای هیچ جرم آسمانی به وقوع نپیوسته است.
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی شماره 7608
حتماً داستان معجزه ی شق القمر را شنیده اید که قبل از هجرت پیامبر و بنابر قولی در آغاز بعثت اتفاق افتاده است. ماجرا از این قرار است که در یک شب مهتابی ــ که شب چهاردهم ماه ذی الحجه بود ــ عده ای که از مدینه به منظور بیعت با آن حضرت به عقبه آمده بودند و به روایتی تعدادی از مشرکان از پیامبر خواستند که معجزه ای در آسمان نشانشان دهد .. آنها معتقد بودند که اگر کارهای پیامبر سحر باشد نمی تواند در آسمان مؤثر باشد زیرا سحر تنها در زمین تأثیر می گذارد و راهی به آسمانها ندارد. بنابراین چنانچه پیامبر بتواند تصرفی در آسمان بکند، ادعایش درست است و می توان روی گفته هایش حساب کرد و بدو ایمان آورد.
پیامبر فرمود: آیا می خواهید این ماه کامل، به دو نیمه تقسیم شود؟
گفتند: آری
پس آن حضرت با انگشت اشاره ای کردند و ناگهان ماه به دو نیمه تقسیم شد .. به گونه ای که نیمی از آن بر فراز کعبه و نیمه ی دیگر بر فراز کوه ابوقبیس مستقر شد. سپس آنها خواستند که آنرا به حالت اولیه برگرداند و آنگاه با اشاره ی دیگر آن حضرت، هر دو نیمه به حرکت درآمدند تا به هم پیوستند و یکی شدند.
منبع: بحار الانوار جلد 17 ص 355
آنگاه این آیه نازل شد: اقتربت الساعة و انشقت القمر . یعنی قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت.
اما در باره ی اینکه چه ارتباطی بین نزدیک شدن قیامت و نیم شدن ماه هست ، مباحثی است که در تفاسیر بدان پرداخته شده و دوستداران می توانند به کتابهای تفسیری مراجعه کنند .
نکته ی دیگر، امکان علمی این واقعه است که بر خلاف نظر کوته فکران این خلاف اصول پذیرفته شده ی علمی نیست و از نظر علمی امکان پذیر می باشد. اکتشافات و اظهارات دانشمندان فلکی می گوید: چنین چیزی نه تنها محال نیست بلکه بارها نمونه ی آن مشاهده شده است. در دستگاه منظومه ی شمسی و سایر کرات آسمانی کراراً انشقاق ها و انفجاراتی اتفاق افتاده است؛ به گونه ای که حتی اصل پیدایش کرات حاصل انفجار در منظومه ی شمسی می باشد. زیرا تمام کرات منظومه شمسی در اصل، جزء خورشید بوده و بعدها در اثر همین انفجارات و فعل و انفعال ها ها از خورشید جدا شده و کرات گوناگون پدید آمده اند.
با استفاده از تفسیر نمونه ج23 ص 12



