مردمان بیدین در رتبه سوم با 16% جمعیت جهانی قرار دارند. جالب آن که نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمیشناسند.
اگرچه در غرب کلیه کلیساهای مسیحیان خیز بلندی برای تبلیغ مسیحیت در دنیا برداشته و شدت بیشتری به فعالیت های خود دادهاند، اما هنوز مسلمانان که پایبندی آنها بیشتر و تشتت و اختلاف آرا در آنها به مراتب کمتر از ادیان دیگر است، با تمامی فقر مالی و مشکلات کشورههای اسلامی رتبه دوم را در جامعه جهانی از آن خود نموده است.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از بازتاب، بر پایه بررسیهای بهعمل آمده توسط کارشناسان و آمارگیران جهانی و استنتاجات انجامشده از آمار و اطلاعات کشورها، هم اکنون پیروان دین مسیحیت 33 درصد کل جمعیت جهان را تشکیل میدهند. اما تشتت آرا در این دین که در اغلب موارد نهی و انکار دیگری را بهصورت ریشهای در مقررات خود دارند، از کلیه ادیان دیگر بیشتر است.
کاتولیکها، پروتستانها، ارتدوکسهای شرقی، پنته کوستالها، انگلیکانها، مونوفیزیستها، ایایسی ها، سنت لاتردیها، شاهدان جیوها، کوئیکرزها، ای.او.جیها و نومینالها هواداران گوناگون فرقههای این دین را تشکیل میدهند.
اسلام با سهم 21 درصد از جمعیت دنیا که شامل سنیها و شیعیان و چند فرقه دیگر میشود، در رتبه دوم قرار دارد.
مردمان بیدین در رتبه سوم با 16 درصد جمعیت جهانی قرار دارند که شامل منکرین خداوند، مردمان سکولار و افرادی که مذهب خود را آشکار نمینمایند هستند. جالب آن که نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمیشناسند.
بر اساس این گزارش، هندوئیسم در رتبه چهارم با 14درصد قرار گرفته است، پس از آن بودیسم با 6 درصد و سنت چینی هم با 6 درصد جمعیت جهانی و همچنین مذاهب درونزایی ابتدایی آفریقایی و سنتهای آفریقایی نیز شامل 6 درصد جمعیت جهانی میباشند.
همچنین سیکیسم با 36 صدم درصد جمعیت جهان در رتبههای بعدی قرار دارد و دین معروف یهودیت هم با 22 صدم درصد جمعیت جهانی در انتهای لیست ادیان معتبر قرار میگیرد.
ب) جايگاه اخلاق در انديشه و عمل حضرت امام خميني (ره)
تاريخ هاي مهم
ارتباط با دبيرخانه کنگره
نسخهای از قرآن به زبان انگلیسی و با حجمی بیشتر و همراه با تصاویری از زنان نیمه عریان و مغازههای مشروب فروشی و ...در اقدامی علیه اسلام، در ماه سپتامبر در موزههای سانفرانسیسکو و کالیفرنیا به نمایش درخواهد آمد.
به گزارش شبکه ایران به نقل از لسآنجلستایمز، با رشد روزافزون گرایش به اسلام در آمریکا، مبارزه نرم با این پدیده به عرصه هنر کشیده شده است. این نکته ایست که لس آنجلس تایمز نیز نمی تواند آن را انکار کند و معتقد است منشا این فعالیتهای ضداسلامی رشد گرایش به اسلام در آمریکاست.
اما ماجرا از این قرار است که هنرمند آمریکایی فارغالتحصیل از مؤسسه هنری اُتیس/پارسون از لسآنجلس که تاکنون نمایشگاههای زیادی در سطح بینالمللی داشته است، اخیرا اقدام به چاپ نسخه جدیدی از قرآن کریم نموده که آن را «قرآن آمریکایی» نامیده است.
این نسخه از قرآن کریم که تماما به زبان انگلیسی است، با تصاویری از زندگی معاصر در آمریکا، تذهیب شده، بنابراین 300 صفحه بیشتر از نسخه اصلی قرآن است.
تصویری که بیش از همه در میان تصاویر منتشر شده در این قرآن جلب توجه میکند، تصویری مربوط حادثه 11 سپتامبر و انفجار برجهای دوقلوست و مهمتر آنکه این اثر قرار است که در ماه سپتامبر در گالری «کاترین کلارک» سانفرانسیسکو و گالری «دل ریو کوپلین» در کولور سیتی کالیفرنیا به نمایش درآید.
«بیرک» این تصاویر را با استفاده از جوهر و رنگ گوآش ترسیم کرده و ابعاد کار 16 در 24 اینچ است.
بنا براین گزارش، اگرچه «بیرک» برای مصاحبه در این مورد در دسترس نیست ولی او در بیانیهای که اخیرا بروی سایت گالری «دل ریو کوپلین» منتشر شده، آورده است: من در تذهیب این قرآن آمریکایی از ساختاری سنتی استفاده کردهام و این قرآن از آنجاییکه در بر گیرنده متن اصلی قرآن (نسخه عربی) نیست، صرفا یک قرآن آمریکایی است و ربطی به قرآن مقدس ندارد.
«لیندا کوماروف»، متصدی بخش هنرهای اسلامی در موزه هنری لسآنجلس گفت: به نظر من این ادعای «بیرک» به هیچ وجه صحیح نیست، چون مخاطبان قرآن تنها محدود به کسانی نیستند که میتوانند نسخه عربی قرآن را بخوانند و یا بفهمند، قرآن پیامی جهانی دارد و من واقعا نمیدانم که گفتن اینکه اگر شما قرآن را به انگلیسی بخوانید، تقدس آن را کنار گذاشتهاید، چه معنی دارد؟!
«محمد قریشی»، مدیر مرکز اسلامی جنوب کالیفرنیا نیز در واکنشی صریحتر گفت: این اقدام به هیچ وجه قابل قبول نیست.
وی پس از دیدن عکسهای مربوط به اثر «قرآن آمریکایی» گفت: این اثر مسلمانان را خواهد رنجاند، در میان تصاویر بیش از همه زنان نیمه عریان و همچنین مغازههای مشروب فروشی مرا نگران و آزرده خاطر کرد.
هنوز اطلاعاتی درباره محتوای این ترجمه و اینکه چه اندازه با قرآن کریم مطابقت دارد منتشر نشده است.
اثرپذيري روحها از يكديگر
روح حالتي دارد كه تأثير ميگذارد و تأثر ميپذيرد. يعني وقتي كه شما كنار من نشستهايد روح من ناخودآگاه (در حالي كه من هم متوجه نيستم) بر روح شما اثر ميگذارد و از روح شما اثر ميگيرد. همنشيني مؤثر است و به اين دليل است كه ميگويند به زيارت يكديگر برويد. به زيارت مؤمنان برويد. سر سفره فلاني ننشينيد. در مجلسي كه فلان كس است نرويد. در عالم مادي نيز همه چيز را نميتوان به چشم ديد. به عنوان مثال ميبينيم شخصي كه در محيطي نشسته يك مرتبه حالت تهوع پيدا ميكند و حالش بد ميشود، بدون اينكه چيزي خورده باشد. آنچه به چشم ميآيد باعث مسموميت او نشده است. بعد مشخص ميشود كه هوايي كه تنفس ميكند آلوده بوده، مادهاي سمي در هوا بوده كه به چشم نيامده ولي او تنفس كرده است. در عالم روح، قضيه از اين خيلي لطيفتر است. ارواح بر هم تأثير دارند و اين تأثير بين روحها در اثر حضور فيزيكي جسمهاشان (قالبهاشان) در كنار هم (خصوصاً از دو كانال چشم و گوش كه مجراي تغذيه روح است) انجام ميشود.
يك روح حساس و ظريف
وقتي كه روح ظريف و حساس باشد، اگر كسي در گوشهاي از جامعه اسلامي گناه كند، اين روح از گناه آن فرد متأثر ميشود و استغفار ميكند، نه به خاطر اينكه گناهي كرده است، به دليل آنكه روحش بر اثر گناه افراد صدمه ديده است. اگر يكي از شيعيان يك جسارت يا گناهي كرده باشد، توبه و استغفارش را اهل بيت(عليهمالسلام) ميكنند چون روح آنها ظريف و حساس است و متأثر ميشوند. روح در آن جايي كه زندگي ميكند مرتباً از ديگران اثر دريافت ميكند به اين دليل است كه ميگويند جامعهي سالم و نيز هم نفس و هم صحبت سالم پيدا كنيد.
به اميرالمؤمنين(ع) خبر ميدهند كه در گوشه مملكت مثلاً كسي برخلاف شئونات انساني و اسلامي كاري كرده است. حضرت ميفرمايند: «اگر كسي اين حرف را بشنود و بميرد من مذمتش نميكنم». امام علي(ع) نه گناهي كرده و نه مسئوليتي دارد و نه كسي او را عقاب ميكند. اما روح اين موجود لطيف متأثر از فضايي است كه در آن قرار گرفته. بنابراين يكي از مقولهها در تربيت، مقوله مجالست است.
القاء؛ مهمترين اثر زيارت
در مجالست، آن چيزي كه بيشتر مؤثر است زمان و تكرار و مداومت است، كثرت كمي برخوردهاست. يكي از مسائل در بحث زيارت مسأله القاست. آن چيزي كه در القاء به جاي كميت و زمان اهميت دارد، كيفيت است. آن چيزي كه بيشتر مطرح است استعداد و پذيرش و آمادگي طرف مقابل و همچنين روح قوي القاء كننده است. لذا در مدل القايي امكان دارد كسي در يك برخورد، تحول پيدا كند. در تاريخ صدر اسلام كساني ميآمدند و با پيامبر(ص) برخورد كرده و در يك برخورد متحول ميشدند، اين روش القاست. تربيت زيارت، بيشتر از نوع القايي است. زيارت افراد عادي، تأثيرات عادي و معمولي دارد. ولي درخصوص زيارت اهل بيت (عليهم السلام) توجه و تأكيد بيشتري شده است. شما در اطراف آهنربا چيزي نميبينيد، اما وقتي يك قطعه آهن كنارش ميبريد، متوجه ميشويد كه بر اثر القاي آهن به آهنربا تبديل شده است.
چون آهن مادهاش مستعد است، وقتي كه در محدوده آهنربا قرار ميگيرد خودش به آهنربا تبديل ميشود. شما وقتي در حوزه يك زيارت قرار ميگيريد هر چه نزديكتر شويد القاء قويتر ميشود. وقتي شما به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) ميرويد فقط ثواب نبردهايد، چيز ديگري شدهايد، اين مهم است. شمع خاموش ما وقتي به زيارت امام حسين (عليهالسلام) و يا امام رضا (ع) ميآيد، هنگامي كه به شمع روشن آنها وصل ميشود روشن ميشود (تنها ثواب نبرده، تحول پيدا كرده است) اين شمع وقتي كه به شهر خودش بر ميگردد، از آن جا كه روشن است شمع وجود كس ديگري را هم روشن ميكند. لذا فرمود: «من زار زائرنا كمن زارنا» (كسي كه زائر ما را زيارت كند مثل آن است كه خود ما را زيارت كرده است). چون زائر ما چيزي گرفته كه شمع خاموش وجودش روشن شده است. اين آهنربا كه تا ديروز آهن بود هزاران آهن ديگر در كنارش بودند و هيچ اثري نميتوانست بر آنها داشته باشد تحت القاء و مغناطيس وجود امام(ع) آهنربا شده است. حالا وقتي به ديار خودش بر ميگردد او نيز ميتواند يك عدهاي را آهنربا كند.
پس در زيارت يك القاء صورت ميگيرد. در زيارت روح عوض ميشود. تنها ثواب بردن مطرح نيست. زيارت در يك يا دو بعد بر ما اثر نميگذارد. چون جامع است ما را غرق ميكند، پس در همه ابعاد است.
امام زمان(عج) دائم به زيارت امام حسين(ع) ميروند، در مواقع مختلف (شب قدر، شب جمعهها، دوشنبهها) زيرا چيزي آنجاست، خبري آنجاست. ائمه اطهار(ع) وقتي مدينه بودند، هر وقت مريض ميشدند، و يا كاري داشتند به زيارت پيامبر(ص) ميرفتند. زيارت تنها درد دل و درمان دردها نيست. در زيارت، تغيير، تحول و نو شدن وجود دارد. شخصي خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: «يابن رسول الله! اين همه كه در باب زيارت گفته شده بسيار علاقه داريم، اما ما ناراحت هستيم» حضرت فرمود: «چرا ناراحتي؟» در جواب ميگويد: «بعضي اوقات ميبينيم پدر شما، اجداد شما ابي عبدالله، اميرالمؤمنين(ع)... شهيد شدهاند، فوت كردهاند، ما در خدمت آنها نيستيم و از زيارت آنها استفاده نميبريم، زماني فرزندان بچههاي ما ميخواهند شما را ببينند اما شما نيز از دنيا رفتهايد آنها چه بكنند؟! آنها كه توفيق زيارت شما را ندارند، چه بكنند؟» حضرت ميفرمايد: «من زارنا في مماتنا كمن زارنا في حياتنا»، (آنهايي كه در مرگمان به زيارت ما آمدهاند (به زيارت قبور ما بيايند) مانند كساني هستند كه در حيات ما به زيارت ما آمدهاند) چرا كه ولايت امام(ع) و روح ايشان نمرده است. جسمش مرده است. ما نگاه ولايتي امام(ع) را ميخواهيم.
ما در زيارت خودمان را تحت تابش مغناطيسي ولايت امام(ع) قرار ميدهيم.
بعد از حضرت دوباره سؤال ميكند: «بعضي وقتها راه دور است.» حضرت ميفرمايند: «بعد و قرب ندارد، همه جا زيارت هست». (البته چون ما موجودات مادي هستيم قرب بيشتر بر ما اثر ميگذارد).
زيارت يك ملاقات دو طرفه
نكته ديگري كه بايد گفت اين است كه زيارت يك ملاقات دو طرفه است. اگر شما نامهاي را براي دوستان بنويسي و با پست به دستش برساني، ميگويند: نامه دادهاي. نامه ارسال كردن يك طرفه است. اما زيارت يك ملاقات دو طرفه است. يعني وقتي شما به زيارت ابيعبدالله(ع) ميروي تنها تو نيستي كه ايشان را زيارت ميكني، او هم شما را ميبيند. وقتي به زيارت امام رضا(ع) ميروي، فقط شما نيستي كه به آنجا ميروي و ميبيني، ايشان نيز شما را ميبينند. «اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي» سلامم را جواب ميدهي، حرفهايم را ميشنوي (اصلاً داري مرا ميبيني). چه لذتي بيشتر از اينكه آدم در زمانهايي حس كند كه ائمه(ع) دارند نگاهش ميكنند؟! دست و چشم حمايتي آن ولي الله اعظم هوايش را دارد. همه چيز از همين يك نگاه حاصل ميشود.
منبع: پایگاه آستان قدس رضوی.نويسنده: احمد يوسفي صراف


