مردمان بیدین در رتبه سوم با 16% جمعیت جهانی قرار دارند. جالب آن که نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمیشناسند.
اگرچه در غرب کلیه کلیساهای مسیحیان خیز بلندی برای تبلیغ مسیحیت در دنیا برداشته و شدت بیشتری به فعالیت های خود دادهاند، اما هنوز مسلمانان که پایبندی آنها بیشتر و تشتت و اختلاف آرا در آنها به مراتب کمتر از ادیان دیگر است، با تمامی فقر مالی و مشکلات کشورههای اسلامی رتبه دوم را در جامعه جهانی از آن خود نموده است.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از بازتاب، بر پایه بررسیهای بهعمل آمده توسط کارشناسان و آمارگیران جهانی و استنتاجات انجامشده از آمار و اطلاعات کشورها، هم اکنون پیروان دین مسیحیت 33 درصد کل جمعیت جهان را تشکیل میدهند. اما تشتت آرا در این دین که در اغلب موارد نهی و انکار دیگری را بهصورت ریشهای در مقررات خود دارند، از کلیه ادیان دیگر بیشتر است.
کاتولیکها، پروتستانها، ارتدوکسهای شرقی، پنته کوستالها، انگلیکانها، مونوفیزیستها، ایایسی ها، سنت لاتردیها، شاهدان جیوها، کوئیکرزها، ای.او.جیها و نومینالها هواداران گوناگون فرقههای این دین را تشکیل میدهند.
اسلام با سهم 21 درصد از جمعیت دنیا که شامل سنیها و شیعیان و چند فرقه دیگر میشود، در رتبه دوم قرار دارد.
مردمان بیدین در رتبه سوم با 16 درصد جمعیت جهانی قرار دارند که شامل منکرین خداوند، مردمان سکولار و افرادی که مذهب خود را آشکار نمینمایند هستند. جالب آن که نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمیشناسند.
بر اساس این گزارش، هندوئیسم در رتبه چهارم با 14درصد قرار گرفته است، پس از آن بودیسم با 6 درصد و سنت چینی هم با 6 درصد جمعیت جهانی و همچنین مذاهب درونزایی ابتدایی آفریقایی و سنتهای آفریقایی نیز شامل 6 درصد جمعیت جهانی میباشند.
همچنین سیکیسم با 36 صدم درصد جمعیت جهان در رتبههای بعدی قرار دارد و دین معروف یهودیت هم با 22 صدم درصد جمعیت جهانی در انتهای لیست ادیان معتبر قرار میگیرد.
ب) جايگاه اخلاق در انديشه و عمل حضرت امام خميني (ره)
تاريخ هاي مهم
ارتباط با دبيرخانه کنگره
نسخهای از قرآن به زبان انگلیسی و با حجمی بیشتر و همراه با تصاویری از زنان نیمه عریان و مغازههای مشروب فروشی و ...در اقدامی علیه اسلام، در ماه سپتامبر در موزههای سانفرانسیسکو و کالیفرنیا به نمایش درخواهد آمد.
به گزارش شبکه ایران به نقل از لسآنجلستایمز، با رشد روزافزون گرایش به اسلام در آمریکا، مبارزه نرم با این پدیده به عرصه هنر کشیده شده است. این نکته ایست که لس آنجلس تایمز نیز نمی تواند آن را انکار کند و معتقد است منشا این فعالیتهای ضداسلامی رشد گرایش به اسلام در آمریکاست.
اما ماجرا از این قرار است که هنرمند آمریکایی فارغالتحصیل از مؤسسه هنری اُتیس/پارسون از لسآنجلس که تاکنون نمایشگاههای زیادی در سطح بینالمللی داشته است، اخیرا اقدام به چاپ نسخه جدیدی از قرآن کریم نموده که آن را «قرآن آمریکایی» نامیده است.
این نسخه از قرآن کریم که تماما به زبان انگلیسی است، با تصاویری از زندگی معاصر در آمریکا، تذهیب شده، بنابراین 300 صفحه بیشتر از نسخه اصلی قرآن است.
تصویری که بیش از همه در میان تصاویر منتشر شده در این قرآن جلب توجه میکند، تصویری مربوط حادثه 11 سپتامبر و انفجار برجهای دوقلوست و مهمتر آنکه این اثر قرار است که در ماه سپتامبر در گالری «کاترین کلارک» سانفرانسیسکو و گالری «دل ریو کوپلین» در کولور سیتی کالیفرنیا به نمایش درآید.
«بیرک» این تصاویر را با استفاده از جوهر و رنگ گوآش ترسیم کرده و ابعاد کار 16 در 24 اینچ است.
بنا براین گزارش، اگرچه «بیرک» برای مصاحبه در این مورد در دسترس نیست ولی او در بیانیهای که اخیرا بروی سایت گالری «دل ریو کوپلین» منتشر شده، آورده است: من در تذهیب این قرآن آمریکایی از ساختاری سنتی استفاده کردهام و این قرآن از آنجاییکه در بر گیرنده متن اصلی قرآن (نسخه عربی) نیست، صرفا یک قرآن آمریکایی است و ربطی به قرآن مقدس ندارد.
«لیندا کوماروف»، متصدی بخش هنرهای اسلامی در موزه هنری لسآنجلس گفت: به نظر من این ادعای «بیرک» به هیچ وجه صحیح نیست، چون مخاطبان قرآن تنها محدود به کسانی نیستند که میتوانند نسخه عربی قرآن را بخوانند و یا بفهمند، قرآن پیامی جهانی دارد و من واقعا نمیدانم که گفتن اینکه اگر شما قرآن را به انگلیسی بخوانید، تقدس آن را کنار گذاشتهاید، چه معنی دارد؟!
«محمد قریشی»، مدیر مرکز اسلامی جنوب کالیفرنیا نیز در واکنشی صریحتر گفت: این اقدام به هیچ وجه قابل قبول نیست.
وی پس از دیدن عکسهای مربوط به اثر «قرآن آمریکایی» گفت: این اثر مسلمانان را خواهد رنجاند، در میان تصاویر بیش از همه زنان نیمه عریان و همچنین مغازههای مشروب فروشی مرا نگران و آزرده خاطر کرد.
هنوز اطلاعاتی درباره محتوای این ترجمه و اینکه چه اندازه با قرآن کریم مطابقت دارد منتشر نشده است.
اثرپذيري روحها از يكديگر
روح حالتي دارد كه تأثير ميگذارد و تأثر ميپذيرد. يعني وقتي كه شما كنار من نشستهايد روح من ناخودآگاه (در حالي كه من هم متوجه نيستم) بر روح شما اثر ميگذارد و از روح شما اثر ميگيرد. همنشيني مؤثر است و به اين دليل است كه ميگويند به زيارت يكديگر برويد. به زيارت مؤمنان برويد. سر سفره فلاني ننشينيد. در مجلسي كه فلان كس است نرويد. در عالم مادي نيز همه چيز را نميتوان به چشم ديد. به عنوان مثال ميبينيم شخصي كه در محيطي نشسته يك مرتبه حالت تهوع پيدا ميكند و حالش بد ميشود، بدون اينكه چيزي خورده باشد. آنچه به چشم ميآيد باعث مسموميت او نشده است. بعد مشخص ميشود كه هوايي كه تنفس ميكند آلوده بوده، مادهاي سمي در هوا بوده كه به چشم نيامده ولي او تنفس كرده است. در عالم روح، قضيه از اين خيلي لطيفتر است. ارواح بر هم تأثير دارند و اين تأثير بين روحها در اثر حضور فيزيكي جسمهاشان (قالبهاشان) در كنار هم (خصوصاً از دو كانال چشم و گوش كه مجراي تغذيه روح است) انجام ميشود.
يك روح حساس و ظريف
وقتي كه روح ظريف و حساس باشد، اگر كسي در گوشهاي از جامعه اسلامي گناه كند، اين روح از گناه آن فرد متأثر ميشود و استغفار ميكند، نه به خاطر اينكه گناهي كرده است، به دليل آنكه روحش بر اثر گناه افراد صدمه ديده است. اگر يكي از شيعيان يك جسارت يا گناهي كرده باشد، توبه و استغفارش را اهل بيت(عليهمالسلام) ميكنند چون روح آنها ظريف و حساس است و متأثر ميشوند. روح در آن جايي كه زندگي ميكند مرتباً از ديگران اثر دريافت ميكند به اين دليل است كه ميگويند جامعهي سالم و نيز هم نفس و هم صحبت سالم پيدا كنيد.
به اميرالمؤمنين(ع) خبر ميدهند كه در گوشه مملكت مثلاً كسي برخلاف شئونات انساني و اسلامي كاري كرده است. حضرت ميفرمايند: «اگر كسي اين حرف را بشنود و بميرد من مذمتش نميكنم». امام علي(ع) نه گناهي كرده و نه مسئوليتي دارد و نه كسي او را عقاب ميكند. اما روح اين موجود لطيف متأثر از فضايي است كه در آن قرار گرفته. بنابراين يكي از مقولهها در تربيت، مقوله مجالست است.
القاء؛ مهمترين اثر زيارت
در مجالست، آن چيزي كه بيشتر مؤثر است زمان و تكرار و مداومت است، كثرت كمي برخوردهاست. يكي از مسائل در بحث زيارت مسأله القاست. آن چيزي كه در القاء به جاي كميت و زمان اهميت دارد، كيفيت است. آن چيزي كه بيشتر مطرح است استعداد و پذيرش و آمادگي طرف مقابل و همچنين روح قوي القاء كننده است. لذا در مدل القايي امكان دارد كسي در يك برخورد، تحول پيدا كند. در تاريخ صدر اسلام كساني ميآمدند و با پيامبر(ص) برخورد كرده و در يك برخورد متحول ميشدند، اين روش القاست. تربيت زيارت، بيشتر از نوع القايي است. زيارت افراد عادي، تأثيرات عادي و معمولي دارد. ولي درخصوص زيارت اهل بيت (عليهم السلام) توجه و تأكيد بيشتري شده است. شما در اطراف آهنربا چيزي نميبينيد، اما وقتي يك قطعه آهن كنارش ميبريد، متوجه ميشويد كه بر اثر القاي آهن به آهنربا تبديل شده است.
چون آهن مادهاش مستعد است، وقتي كه در محدوده آهنربا قرار ميگيرد خودش به آهنربا تبديل ميشود. شما وقتي در حوزه يك زيارت قرار ميگيريد هر چه نزديكتر شويد القاء قويتر ميشود. وقتي شما به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) ميرويد فقط ثواب نبردهايد، چيز ديگري شدهايد، اين مهم است. شمع خاموش ما وقتي به زيارت امام حسين (عليهالسلام) و يا امام رضا (ع) ميآيد، هنگامي كه به شمع روشن آنها وصل ميشود روشن ميشود (تنها ثواب نبرده، تحول پيدا كرده است) اين شمع وقتي كه به شهر خودش بر ميگردد، از آن جا كه روشن است شمع وجود كس ديگري را هم روشن ميكند. لذا فرمود: «من زار زائرنا كمن زارنا» (كسي كه زائر ما را زيارت كند مثل آن است كه خود ما را زيارت كرده است). چون زائر ما چيزي گرفته كه شمع خاموش وجودش روشن شده است. اين آهنربا كه تا ديروز آهن بود هزاران آهن ديگر در كنارش بودند و هيچ اثري نميتوانست بر آنها داشته باشد تحت القاء و مغناطيس وجود امام(ع) آهنربا شده است. حالا وقتي به ديار خودش بر ميگردد او نيز ميتواند يك عدهاي را آهنربا كند.
پس در زيارت يك القاء صورت ميگيرد. در زيارت روح عوض ميشود. تنها ثواب بردن مطرح نيست. زيارت در يك يا دو بعد بر ما اثر نميگذارد. چون جامع است ما را غرق ميكند، پس در همه ابعاد است.
امام زمان(عج) دائم به زيارت امام حسين(ع) ميروند، در مواقع مختلف (شب قدر، شب جمعهها، دوشنبهها) زيرا چيزي آنجاست، خبري آنجاست. ائمه اطهار(ع) وقتي مدينه بودند، هر وقت مريض ميشدند، و يا كاري داشتند به زيارت پيامبر(ص) ميرفتند. زيارت تنها درد دل و درمان دردها نيست. در زيارت، تغيير، تحول و نو شدن وجود دارد. شخصي خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: «يابن رسول الله! اين همه كه در باب زيارت گفته شده بسيار علاقه داريم، اما ما ناراحت هستيم» حضرت فرمود: «چرا ناراحتي؟» در جواب ميگويد: «بعضي اوقات ميبينيم پدر شما، اجداد شما ابي عبدالله، اميرالمؤمنين(ع)... شهيد شدهاند، فوت كردهاند، ما در خدمت آنها نيستيم و از زيارت آنها استفاده نميبريم، زماني فرزندان بچههاي ما ميخواهند شما را ببينند اما شما نيز از دنيا رفتهايد آنها چه بكنند؟! آنها كه توفيق زيارت شما را ندارند، چه بكنند؟» حضرت ميفرمايد: «من زارنا في مماتنا كمن زارنا في حياتنا»، (آنهايي كه در مرگمان به زيارت ما آمدهاند (به زيارت قبور ما بيايند) مانند كساني هستند كه در حيات ما به زيارت ما آمدهاند) چرا كه ولايت امام(ع) و روح ايشان نمرده است. جسمش مرده است. ما نگاه ولايتي امام(ع) را ميخواهيم.
ما در زيارت خودمان را تحت تابش مغناطيسي ولايت امام(ع) قرار ميدهيم.
بعد از حضرت دوباره سؤال ميكند: «بعضي وقتها راه دور است.» حضرت ميفرمايند: «بعد و قرب ندارد، همه جا زيارت هست». (البته چون ما موجودات مادي هستيم قرب بيشتر بر ما اثر ميگذارد).
زيارت يك ملاقات دو طرفه
نكته ديگري كه بايد گفت اين است كه زيارت يك ملاقات دو طرفه است. اگر شما نامهاي را براي دوستان بنويسي و با پست به دستش برساني، ميگويند: نامه دادهاي. نامه ارسال كردن يك طرفه است. اما زيارت يك ملاقات دو طرفه است. يعني وقتي شما به زيارت ابيعبدالله(ع) ميروي تنها تو نيستي كه ايشان را زيارت ميكني، او هم شما را ميبيند. وقتي به زيارت امام رضا(ع) ميروي، فقط شما نيستي كه به آنجا ميروي و ميبيني، ايشان نيز شما را ميبينند. «اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي» سلامم را جواب ميدهي، حرفهايم را ميشنوي (اصلاً داري مرا ميبيني). چه لذتي بيشتر از اينكه آدم در زمانهايي حس كند كه ائمه(ع) دارند نگاهش ميكنند؟! دست و چشم حمايتي آن ولي الله اعظم هوايش را دارد. همه چيز از همين يك نگاه حاصل ميشود.
منبع: پایگاه آستان قدس رضوی.نويسنده: احمد يوسفي صراف
وب لاگ شخصي :
http://www.kelergiman.blogfa.com/ http://www.marzban.blogfa.com
1- تحصیلات کلاسیک : فوق لیسانس مذاهب اسلامی (در حال تدوین پایان نامه)( دانشگاه ادیان و مذاهب )
2- تحصیلات حوزوی : خارج اصول و فقه حوزه علمیه{مدارج علمی اتمام سطح ( فوق لیسانس) به استناد مصوبه هیات وزیران و..}
3- گواهینامه قبولی دوره کتابداری مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی و اساتید دانشگاه تهران و دوره کارورزی 1000 ساعته
4- گواهینامه قبولی دوره عمومی زبان عربی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
5- گواهینامه قبولی دوره تخصصی زبان عربی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
6- گواهینامه قبولی دوره عمومی زبان انگلیسی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
7- گواهینامه قبولی دوره تخصصی زبان انگلیسی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
عضویت در مجامع علمی فرهنگی
1- عضو شوراي سياست گذاري سايت اسلاميك داك http://www.islamicdoc.com
وابسته به مركزاطلاعات و مدارك اسلامي
2- عضو شوراي سياست گذاري سايت اسلاميك قم سی تی http://www.islamicqomcity.com
وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی
3- عضو شوراي سياست گذاري وکارشناس علمی و ناظر محتوایی سایت اینترنتی حوزه هنری استان قم
http://www.artqom.com و http://www.qomart.com
4- عضو هیات تحریریه نشریه دانشجویی هفت اقلیم (مقطع فوق لیسانس) - دانشگاه ادیان و مذاهب
5- عضو هیات مؤسس و هیات مدیره و بازرس انجمن کتابداران استان قم ( 84 – ادامه دارد)
1- تدریس کتابداری و اطلاع رسانی(منابع مرجع فارسی و عربی) در دانشگاه جامع علمی و کاربردی(82-ادامه دارد )
2- تدریس کتابداری و اطلاع رسانی (فهرست نویسی , رده بندی , آشنایی با نرم افزارهای کتابخانه ای و منابع مرجع فارسی و عربی) مرکز آموزش شماره 2 وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی( 81-ادامه دارد )
3- تدریس تاریخ اسلام و تاریخ امامت در دانشگاه قم ( 84 - ادامه دارد)
4 - کارشناس دینی موضوعات مهدویت ( شبکه 2 سیما دربرنامه زنده به سوی ظهور و رادیو معارف و...)
5- تدریس آشنایی با اینترنت و نرم افزارهای پژوهشی وخدمات مرجع و روش تحقیق و .... درقالب کارگاه های آموزشی در حوزه های علمیه و برخی مراکز دیگر
1- مدیر مركز اطلاع رسانی علمي سازمان حوزه ها و مدارس علميه خارج از کشور ( 81-84)
2- معاون اجرایی ومدیر تامین محتوا و رسانه ی بخش پژوهش چهاردهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم (1385)
3- مدیرتامین منابع وممیزی بخش پژوهش پانزدهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم (1386)
4- کارشناس پژوهش دفتر طرح و برنامه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم( 81 – 84)
5- ناظر فهرست نویسی و رده بندی کتابخانه های مجمع التقریب مذاهب اسلامی و .....
6 - مدیر اجرایی و کارشناس نقد و ارزیابی کتب و مقالات مجله آینه پژوهش( 69-72)
7- مدیر اجرایی و گردآودنده خبرنامه" دین پژوهان" کشور (81 - 84/ 15شماره) زیر نظردبیرخانه دین پژوهان کشور
8- دبیر و گردآورنده خبرنامه" ادیان و مذاهب" زیر نظر انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم(85 – ادامه دارد)
9- مدیر اطلاع رسانی فرهنگی معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغا ت اسلامی( 85 – ادامه دارد)
10- مدیر اداره کتابخانه های دفتر تبلیغات اسلامی ( 68-70)
11- مدیر هماهنگی امور انفورماتیک دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم( 77- 79)
12- مدیر و عضو شورای علمی واحد آمار و اطلاعات فرهنگی معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی( 73-83)
13- معاون اطلاع رسانی مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی( 78-81)
14- کارشناس و مشاور اطلاع رسانی معاون پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی و رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ( 81-83)
15- مدیر هماهنگی و همکاری های علمی و پژوهشی و بین الملل حوزه پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی( 83-85)
16- مدیر کارگزینی کل دفترتبلیغات اسلامی (1372 – 1378 )
1- مدیر اجرایی مجله آینه پژوهش ویژه نقد کتاب و کتابشناسی در حوزه علوم اسلامی (1369 – 1372 )
2-مدیر اجرایی ویژه نامه همایش قران و مسایل جامعه معاصر(1385) – برگزاركنندگان: دفتر تبلیغات اسلامی ,سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سازمان ایسیسکو
3- عضو هیات تحریریه مجله دانشجویی هفت اقلیم (مقطع فوق لیسانس) - موسسه آموزش عالی ادیان و مذاهب
4- دبیر علمی و نویسنده فصلنامه آموزشي معرفت علوي / زیر نظر معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره)
5- دبیر علمی و نویسنده خبرنامه دين پژوهان (1380 – 1384)/ زيرنظر دبیرخانه دین پژوهان کشور
6- دبیر علمی و نویسنده خبرنامه اديان و مذاهب اسلامي / زيرنظر انجمن علمی اديان و مذاهب حوزه علميه قم
فعالیت های اینترنتی
1- مدیر سایت اینترنتی" بلاغhttp://www.balagh.net "
وابسته به معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی
2 – عضو شوراي سياست گذاري سايت "اسلاميك داك" http://www.islamicdoc.com
وابسته به مركزاطلاعات و مدارك اسلامي
3 - عضو شوراي سياست گذاري سايت "اسلاميك قم سی تی" http://www.islamicqomcity.com وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی
4- عضو شوراي سياست گذاري وکارشناس علمی و ناظر محتوایی سایت اینترنتی حوزه هنری استان قم
http://www.artqom.com و http://www.qomart.com
5 - آماده سازی و راه اندازی سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی " ایسکا" http://www.isca.ac.ir
6 - آماده سازی و راه اندازی سایت موسسه پژوهشی انتظار نور "منجی"http://www.monjee.org
آثار منتشره یا در دست انتشار
1- ایران شناسی فرهنگی 28جلد – به صورت گروهی (زیرنظر ) / سفارش دفتر تبلیغات اسلامی ( آماده نشر )
2- نقش حوزه های علمیه در ساختار حکومت و تمدن اسلامی – به صورت گروهی(زیرنظر ) / سفارش دفتر طرح و برنامه مرکزمدیریت حوزه علمیه قم ( آماده نشر )
3 - حوزه های علمیه و نقش it در آموزش و پژوهش های دینی - به صورت گروهی (فارسی و انگیسی) / مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران
4- شیعه و ضرورت فعالیت های مجازی / ارائه شده در همایش شیعه شناسی مرکزجهانی علوم اسلامی و ...
5- گرداوری و تدوین فصلنامه آموزشي معرفت علوي (2شماره ويژه تابستان وپاييز)/ زیر نظر معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره)
6- گرداوری و تدوین خبرنامه دين پژوهان شماره ه هاي 1 – 15(1380 – 1384)/ زيرنظر دبیرخانه دین پژوهان کشور
7- گرداوری و تدوین خبرنامه اديان و مذاهب اسلامي شماره ه هاي 3و4و5 / زيرنظر انجمن علمی اديان و مذاهب حوزه علميه قم
8 - گرداوری و تدوین مقالات مختلف کتابشناسی و مقاله شناسی ونقد کتاب ( چاپ شده به صورت پراکنده در کتاب های ره توشه و مجله آینه پژوهش و ....)
1- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار مطهر(مجموعه اثار شهید مطهری) – پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
2- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار نجم (مجموعه اثار علامه حسن زاده)- پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
3- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار خطیب(مجموعه اثار مرحوم فلسفی) - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
4- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار راهنما - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
5- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار اهل البیت (علیهم السلام) - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
6- ناظر محتوایی و کارشناس علمی نرم افزار شبهه شناسی مهدویت - مؤسسه پژوهشی انتظار نور
7 - مدیر تولید و ناظر نرم افزار مساله شناسی شبهات و مسایل مستحدثه دینی - دفترتبلیغات اسلامی
8 - ناظر محتوایی و کارشناس علمی لوح فشرده پیامبر اعظم (ص) – منتشره به مناسبت سال پیامبراعظم (ص)
9– گرداوری و تنظیم لوح فشرده منابع ارجاعی و تمام متن مرتبط با حج و یژه حجاج و کارشناسان فرهنگی
10- گرداوری و تنظیم لوح فشرده و دی وی دی صوتی مناسبتی ویژه مراکز سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور
- ماخذشناسی (کتابشناسی ومقاله شناسی) تقریب / مجمع التقریب مذاهب اسلامی
- ارزیابی آثار منتشره قرانی ایران در سال های 81- 85 / سفارش موسسه ولاء منتظر برای شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران
- گرداوري و تنظيم فصلنامه آموزشي معرفت علوي (2 شماره - ويژه پاييز, زمستان و بهار ) / سفارش معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره)
- اخلاق اینترنتی ( هویت مجازی) – برای مرکز پژوهش های صدا و سیما
- اخلاق پژوهش (به صورت گروهی ) – انجمن کتابداری و اطلاع رسانی استان قم
- آماده سازی و نشر گاهنامه خبری" پژوهه نامه " دانشنامه پیامبر اعظم (ص)
ملاصدرا می گوید:
خداوند بینهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک میشود/و به قدر نیاز تو فرود میآید و به قدر آرزوی تو گسترده میشود،/و به قدر ایمان تو کارگشا میشود،/و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود،/و به قدر دل امیدواران گرم میشود.../پــدر میشود یتیمان را و مادر/برادر میشود محتاجان برادری را/همسر میشود بی همسر ماندگان را/طفل میشود عقیمان را./امید میشود ناامیدان را/راه میشود گمگشتگان را. نور میشود در تاریکی ماندگان را/شمشیر میشود رزمندگان را/عصا میشود پیران را/عشق میشود محتاجانِ به عشق را.../خداوند همه چیز میشود همه کس را. به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛/به شرط پرهیز از معامله با ابلیس./بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا!/و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،/و زبانهایتان را از هر گفتار ِناپاک،/و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار.../و بپرهیزید از ناجوانمردیها، ناراستیها، نامردمیها!/چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفرهی شما، با کاسهیی خوراک و تکهای نان مینشیند /و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد، و در دکان شما کفههای ترازویتان را میزان میکند/و "در کوچههای خلوت شب با شما آواز میخواند".../مگر از زندگی چه میخواهید،/که در خدایی خدا یافت نمیشود، که به شیطان پناه میبرید؟/که در عشق یافت نمیشود، که به نفرت پناه میبرید؟/که در سلامت یافت نمیشود که به خلاف پناه میبرید؟/قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنیدو با عظمت عشق پر کنید ...
علامه شيخ محمدجواد بلاغى نجفى، از علماى اماميه و از مفاخر شيعه از تبار خاندان بلاغى، از قديمى ترين خاندان هاى نجف كه داراى ريشه علمى و فرهنگى و ادبى بودند، در سال 1282ق به دنيا آمد. تحصيلاتش را در نجف و كاظمين گذراند و از 1326ق تا چند سال بعد در سامرا و كاظمين اقامت گزيد و سپس به نجف بازگشت و تا هنگام مرگ در شب دوشنبه 22 شعبان 1352ق در همان جا اقامت گزيد. از اساتيد مشهور ايشان مى توان از آقارضا همدانى، آخوند خراسانى، ميرزا محمدتقى شيرازى، صاحب فتواى جهاد عليه انگليس، شيخ محمد طه نجف و سيد محمد هندى نام برد. مرحوم بلاغى حدود چهل و هشت تأليف دارد كه همه حاكى از نبوغ و دانش اوست. از مهم ترين آثار ايشان، تفسير ارزشمند آلاء الرحمان فى تفسير القرآن است. ايشان در مقدمه تفسير خويش به مسائلى از جمله تعريف معجزه و دليل آن، گوناگونى معجزات پيامبران، معجزه بودن قرآن، مقايسه ميان مانندناپذيرى قرآن از نظر علم به غيب و چگونگى وضعيت اناجيل از اين نظر و نيز چگونگى جمع آورىِ قرآن پرداخته است، وى در كتاب ارزشمند الرحلة المدرسية يا المدرسة السيارة اثبات كرده كه دين جاويد ابدى، اسلام است. در اين كتاب، ميان چند نفر گفتوگويى انجام گرفته تا پيرامون تورات، انجيل، زبور و قرآن بى طرفانه تحقيق كنند و يافته هايشان را با يكديگر تطبيق دهند و حقايق را از آنها درآورند. البته نويسنده در خلال اين كتاب درباره توحيد، نبوت و معاد نيز سخن گفته و هر يك را با دلايل عقلى و نقلى از كتاب مقدس و قرآن به اثبات رسانده است. كتاب مهم الهدى الى دين المصطفى، كه در ادامه اين مقاله به گزارش مختصرى درباره آن خواهيم پرداخت، يكى از مهم ترين آثار ايشان و در شمار ارزشمندترين كتاب هاى نوشته شده در مناظرات اسلام و مسيحيت است.
علامه بلاغى از معدود چهره هاى علمى است كه به دليل تسلط بر فنون مختلف ادبى و حكومتى، به توفيقات بى مانندى دست يافت. وى قصيده معروفى در 109 بيت در پاسخ به قصيده انكاريه يكى از مردم بغداد درباره حضرت ولى عصر، عج الله تعالى فرجه، سرود و وجود حضرت را اثبات كرد. وى زبان هاى فارسى، انگليسى و عبرى را به خوبى مى دانست; چنان كه رساله اى درباره وضو و نماز و روزه طبق مذهب شيعه به زبان انگليسى نوشت. وى براى تعليم زبان هاى عبرى و انگليسى سختى هاى زيادى متحمل شد تا جايى كه گفته اند كه زبان عبرى را از يهوديانِ دوره گرد، كه آن روزها در شهرهاى عراق اجناس خويش را مى فروختند، ياد گرفت و حتى گاه مجبور مى شد كه همه اجناس فرد يهودى دوره گرد را يك جا بخرد تا از او درباره يك واژه يا تركيب، سخنى بپرسد يا گاهى شيرينى و شكلات مى خريد و به بچه هاى يهودى مى داد تا از آنان چيزى بشنود و فرا گيرد. وى آگاهى گسترده اى از اديان مختلف داشت. در كنار همين مزايا، بايد از كمالات اخلاقى او نام برد. او همواره از پاكى نيت، سلامت نفس، انتقادپذيرى، فروتنى، زهد، كوششِ مداوم، بلندطبعى و آزادگى و ده ها صفت حسنه ديگر برخوردار بود. براى نمونه، گفته شده كه هرگز نمى خواست نامش بر روى كتاب هايش نوشته شود.[1]
الهدى الى دين المصطفى
اين كتاب در دو جلد ]412ص + 324ص[ در سال هاى 1330ـ1332 در صيداى لبنان به چاپ رسيده است.
اين اثر در اصل، رد بر دو كتاب الهداية و كتابى است كه جرج سيل انگليسى، در قرن 17 ميلادى، نوشت و فردى به نام هاشم عربى آن را ترجمه و يك مقاله و پاورقى هايى نيز بدان اضافه كرد. ترجمه عربى كتاب سيل در 321 صفحه همراه با مقاله مترجم در 95 صفحه، در سال 1891 چاپ شد.[3] معلوم نيست.
نكته ديگر آن است كه كتاب الهداية و كتاب مستشرق انگليسى در رد دو كتاب اظهار الحق نوشته ملا رحمت الله هندى و كتاب سيف حميدى است كه ما از نام كتاب دوم و به تبع آن از اصل كتاب اطلاعى به دست نياورديم; اما كتاب اظهار الحق در دو جلد منتشر شده است. بنابراين، مى توان گفت كه كتاب الهدى الى دين المصطفى از مرحوم بلاغى ردِ ردِ كتاب اظهار الحق است. در عين حال، بلاغى مواردى را كه به نظر خويش مبهم بوده و متكلف از آن سوءبرداشت كرده، بيان و شرح كرده و نيز مطابق مذهب شيعه مطالب و مسايل بااهميت ديگرى را بدان افزوده است.
مرحوم بلاغى در اين كتاب از رموزى چون متكلف و متعرب استفاده كرده كه اين دو كلمه اشاره به نويسنده مسيحى كتاب الهدايه و مترجم كتاب جرج سيل است. سبب انتخاب واژه متكلف آن است كه او به دشوارى و با استدلال هاى سست و خلاف واقع مى خواهد نظريه خود را اثبات نمايد و مقصود از متعرب كسى است كه خود را عرب معرفى كرده، با اين كه عرب نيست.
مرحوم سيد احمد صفايى، استاد دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران، در سال 1335 جلد اول كتاب را ترجمه كرد كه پس از حيات ايشان به چاپ رسيد.[4]
چنان كه گذشت كتاب داراى دو جلد است كه مجموعاً 14 مقدمه دارد. جلد اول دربرگيرنده سيزده مقدمه و جلد دوم مقدارى از مقدمه سيزده و مقدمه چهارده است.[5]وى در مقدمه اول، به بيان اسامى كتب عهدين و رموز قراردادى آنها در اين كتاب و نسخه هاى متعددى كه در اختيار نويسنده بوده، پرداخته است. در مقدمه دوم، به بيان زمانى كه تورات و انجيل به تدريج در آن مدت وحى شده و آغاز و انجام آن طبق مندرجات عهدين، مى پردازد. نويسنده سپس ديدگاه متكلف (صاحب الهدايه) را مطرح كرده است، مبنى بر اين كه روش وحى قرآن بر خلاف روش وحى كتب آسمانى است; به سبب آن كه كتب آسمانى يك مرتبه وحى شده، ولى قرآن به تدريج نازل گشته است.
در مقدمه سوم، وى بيان مى كند كه ترتيب نظم و كتابت عهدين با ترتيب وحى و الهام آنها اختلاف دارد و اين مطلب از خود كتب عهدين قابل اثبات است. وى مواردى را در اين باب ذكر مى كند.
در مقدمه چهارم، به بيان حالات غريبى كه در كتب عهدين براى پيامبران هنگام نزول وحى و جلوه جلال خدا دست مى داد و نيز حالات عجيبى كه براى انبياء در مقام تبليغ امر خدا در عهدين ذكر شده، مى پردازد. به عنوان مثال، درباره حزقيال نقل شده كه وقتى منظره شبيه جلال پروردگار را مشاهده كرد، به صورت به زمين خورد و گفت: «آواز قائلى را شنيدم. چون اين را به من گفت، روح داخل من شده، مرا بر پاهايم بر پا نمود. آنگاه روح مرا برداشت و برد و با تلخى در حرارت روح خود رفتم و دست خداوند بر من سنگين مى بود» (حزقيال 1: 38، 2: 2، 2: 14). درباره دانيال نيز آمده است: «صداى انسانى را از ميان نهر شنيدم كه ندا كرده، مى گفت اى جبرائيل! اين مرد را آگاه ساز و چون آن مرد به توقفگاه من آمد، هراسان شده، به روى خود بر زمين بى حس و بدون حركت افتاده بودم و او مرا لمس نمود و در جايگاهم برپا داشت» (دانيال 8: 16ـ19).
در مقدمه پنجم، در پى آن است كه به مواردى اشاره كند كه يهوديان و نصرانيان پس از ايمان آوردن و عهد و پيمان بستن، از ديانت خود برگشتند، آن را شكستند و به شرك و بت پرستى روى آوردند. از باب نمونه مى توان به قوم موسى، عليه السلام، اشاره كرد كه پس از آن كه بازگشت حضرت موسى(ع) از كوه سينا به تأخير افتاد، با زيورآلات خود گوساله اى ساختند و آن را خدا قرار دادند (سفر خروج 32: 1ـ9) يا اين كه آنان پس از اقامت در شطيم، با دختران مواب زنا كردند و از قربانيان بتان آنان خوردند و براى خدايانشان سجده كردند (سفر اعداد 25: 1ـ4). به هر حال، كار به جايى رسيد كه يهوديانْ بيت المقدس را به بتكده تبديل كرده، آن را پليد و ويران ساختند و درهاى خانه خدا را بستند و ديرزمانى بدون خداى حق و كاهن و معلم و شريعت تورات باقى ماندند و براى شريعت و تورات كتابى در بين ايشان باقى نماند. لذا پادشاه ايشان يعنى پوشيا در عين اين كه مؤمن به خدا و در پى شريعت بود، دوازده سال به كتاب دسترسى نداشت و از محتويات آن چيزى نشنيد و اين در حالى بود كه مطابق شريعت موسى، قرائت روزانه تورات بر پادشاهان بنى اسرائيل واجب بود.
درباره نصرانيان زمان عيسى نقل شده كه آنان در عين اين كه در عيد فصح در اورشليم به معجزاتى كه از ايشان صادر شد، ايمان آوردند، حضرت از آنان بر جان خويش هراس داشت و به آنان اطمينان نداشت چون آنان را مى شناخت و از باطن آنان آگاه بود (يوحنا 2: 23ـ 25). پس از مصلوب شدن مسيح نيز نقل شده كه يازده شاگرد اين سخنان زنان را كه مسيح روز سوم از ميان مردگان برخاست، تكذيب كردند و آنان را پريشانگو دانستند; در حالى كه مسيح بر حواريون ظاهر شده، آنان را به جهت سنگدلى و بى ايمانى و اين كه قيام او را تصديق نكردند، سرزنش فرمود (لوقا 24: 11 و مرقس 16: 14).
از آن جا كه تكيه گاه عمده مسيحيان در مقام بحث و مناظره با مسلمانان محتويات عهدين است، نويسنده در مقدمه ششم، صلاحيت كتب عهدين را براى استناد به آن عليه مسلمانان انكار مى كند; با اين بيان كه اولا مرتبط ساختن هر يك از اين كتب به پيامبرانى كه مركز وحى و الهام بودند، به طريق تواتر كه مفيد قطع و يقين باشد، غير ممكن است; لذا سند كتاب ها به وحى متصل نيست. ثانياً تنها از طريق خبر دادن خاتم انبياء و قرآن مى توان به رسالت پيامبران گذشته و كتاب هاى الهامى و آسمانى آنان يقين پيدا كرد; زيرا اگر در رسالت پيامبر و اصالت قرآن شك كنيم ـ چنان كه مسيحيان درصدد آنند ـ براى ما راهى به شناسايى هيچ پيامبر مرسل و كتاب وحيانى باقى نمى ماند. ثالثاً پاره اى از اين كتب با صراحت به تحريف پاره اى ديگر گواهى مى دهند (به عنوان نمونه نگاه كنيد به: ارميا 23: 36 و 8: 8 و 9).[6]
برخى از كتب عهدين نيز به طور ضمنى بر تحريف گواهى مى دهند (سفر تثنيه 18:20ـ22). رابعاً مى توان از مضامين عهدين موانعى را براى نبوت مسيح و رسالت و روحانيتش به دست داد; حتى از مضامين آنها، شركِ موسى، هارون، سليمان، مسيح و كفر ارميا و سزاوار بودن قتل آنان نيز به دست مى آيد. خامساً اگر به دقت در ترجمه ها و چاپ هاى كتب عهدين نگاه شود، تغيير و تبديل و تحريف آشكار و روشنى از جانب كشيشان و رهبران دين مسيح مشاهده مى گردد كه وى مواردى را ذكر كرده است.
در مقدمه هفتم، نويسنده ابتدا روش بحث و مناظره خويش با مسيحيان را بيان مى كند و پس از آن به نقد روش مسيحيان مى پردازد.
وى مقدمه هشتم، به نبوت، رسالت و عصمت پيامبر مى پردازد. اين مقدمه داراى دو باب و هر بابى دربردارنده چند فصل است. باب اول درباره رسالت و نبوت پيامبر در چهار فصل است: بيان رسالت پيامبر; هدف و نتيجه مطلوب از فرستادن پيامبر; عصمت پيامبر; اعتراضات بر عصمت پيامبران و پاسخ آنها و اثبات حق و رفع شبهات. باب دوم درباره گناهانى كه در كتاب هاى مقدس به پيامبران نسبت داده شده است. اين باب، شانزده فصل دارد كه عبارت است از;
فصل اول: در بيان حال حضرت آدم، و آنچه در شأن وى گفته شده است
درباره نبوت ايشان از قرآن به سوره آل عمران آيه 31 استناد شده و درباره نافرمانى وى به سوره بقره آيه 25 و 36 و سوره طه آيه 121 و 117ـ 119 و سوره اعراف آيه 23 و 189ـ190 اشاره شده است. نويسنده به گونه اى مفصل بدان پاسخ گفته، خبط و اشتباه متكلف را كه بى مورد بر قرآن و مبلغ آن يعنى پيامبر اسلام، صلى الله عليه و آله، حمله كرده، آشكار مى سازد.
فصل دوم: در بيان آنچه درباره حضرت نوح گفته شده است
قرآن كريم مكرر رسالت و نبوت نوح را بيان كرده است كه به عنوان نمونه مى توان به سوره هود آيه 25 اشاره كرد. در كتاب مقدس نيز در سفر پيدايش باب ششم بندهاى 9 و 13 و نيز در باب هفتم بند اول آن و باب هشتم بند 15 و 120 و رساله عبرانيان، باب 11، بند 7 و غير اين موارد به نبوت ايشان اشاره شده است. نويسنده سپس آيات 24 و 47 نوح و 282 بقره و 49 و 47 هود را كه مورد اعتراض متكلف قرار گرفته و نبوت حضرت را زير سؤال برده، بيان نموده و بدان پاسخ گفته است.
فصل سوم: در بيان مقام حضرت ابراهيم و مطالبى است كه درباره وى بيان شده است
در قرآن آيات 26 سوره حديد، 41 سوره مريم، 124 بقره، 161 انعام، 36 و 37 نجم و 18 و 19 اعلى بر رسالت حضرت دلالت دارد. در سفر پيدايش، باب 20 بند 7 خدا او را پيامبر خود دانسته و در كتاب اشعيا، باب 41 بند 8 و رساله يعقوب، باب 2 بند 23 و كتاب دوم تواريخ، باب 20 بند 7 از وى به خليل الله تعبير شده است.
اما متكلف به استناد آيات 75ـ 78 سوره انعام قائل شده كه قرآن فرموده است كه ابراهيم در ورطه پرستش اصنام افتاد و سوره بقره آيه 260 دلالت مى كند كه ابراهيم در قدرت خدا شك و ترديد داشته است و نيز از سوره انبياء آيات 62ـ63 استفاده مى شود كه ابراهيم، نعوذ بالله، دروغ گفت و همچنين از سوره صافات آيات 88 ـ 89 همراه با تشبث به روايتى به دست مى آيد كه ابراهيم با نظر كردن در علم نجوم، عمل حرامى مرتكب شد و به گفتار خويش كه «من بيمارم» دروغ گفت. نويسنده به تمام موارد به گونه مفصل پاسخ گفته است.
فصل چهارم: در بيان نبوت حضرت اسحاق و آنچه درباره وى گفته شده، است
در قرآن آيات 50 سوره مريم و 163 نساء بر نبوت حضرت دلالت دارند. در كتب مقدس نسبت هايى چون دروغگويى (سفر پيدايش، باب 26 بند 7)، شراب خوارى (سفر پيدايش، باب 27 بند 5) به حضرت اسحاق داده شده كه گويا متكلف درصدد پاسخ برآمده و در پى آن است كه به نحوى نقص به ساحت اسحاق را برطرف سازد.
فصل پنجم: در بيان نبوت حضرت يعقوب و آنچه در شأن وى گفته شده است
همان آياتى كه درباره نبوت پدرش در فصل پيش گذشت، به نبوت ايشان نيز تصريح دارد. در سفر پيدايش باب 35 بند 1 آمده: «خداوند به يعقوب گفت» و در بند 9 آمده: «خداوند براى يعقوب آشكار شد» و در بند 10: «خداوند او را اسرائيل ناميد» اما در پيدايش باب 27 حكايتى را در باب خيانت يعقوب به برادر بزرگ ترش عيسو ذكر مى كند كه نه شايسته اسحاق پيامبر است و نه درخور يعقوب نبى.
فصل ششم: در بيان نبوت حضرت يوسف و آنچه درباره وى آمده است
در قرآن، سوره انعام آيات 84 ـ 86 بر نبوت ايشان دلالت دارد. متكلف با استناد به آيه 23 سوره يوسف، كه حال وى را با زليخا، همسر عزيز مصر، بيان فرموده، گفته است كه قرآن به يوسف نسبت داده كه وى آهنگ آميزش با زليخا كرد و زليخا هم آهنگ آميزش با وى نمود; در حالى كه يوسف منزه از آن است. نويسنده در پاسخ مى گويد: اولا از كجا معلوم كه مقصود، آهنگ «آميزش» با زليخا بوده بلكه شايد منظور آهنگ دفاع از پاكدامنى خود با زدن زليخا و امثال آن باشد. ثانياً جمله «آهنگ وى كرد» به صورت مشروط است; يعنى با غفلت از برهان روشن پروردگار و نبودن عصمت، يوسف چنين آهنگى مى كرد. خصوصاً در تتمه آيه و جمله اى كه خداوند قبل از آيه مذكور از يوسف حكايت كرده است، او را كاملا تبرئه مى كند و از سوى ديگر آيه 33 و 51 به صراحت بيان مى دارد كه دامن يوسف در اين داستان پاك است.
فصل هفتم: در بيان نبوت حضرت موسى و آنچه درباره ايشان گفته شده است
ادامه مطلب...
براي ايجاد وحدت اسلامي راهكارهاي متعددي وجود دارد كه به بعضي اشاره مي شود:
1) گفتگو (ديالوگ)
اولين و مهم ترين راهكار جهت همگرايي مسلمانان، گفتمان علمي است، بدين معنا كه نظريه پردازان و عالمان ديني فرقه هاي اسلامي در كنار هم قرار گرفته، گفتگوهاي علمي انجام دهند. در اين گفتگوها بر مسايل مشترك تأكيد شده و عالمان اسلامي از مباني يكديگر آشنا شوند؛ زيرا خيلي از مسايل اختلافي بين مسلمانان ناشي از آن است كه فرقه هاي اسلامي از بعضي اصول و مباني يكديگر آشنايي كامل ندارند . عدم آشنايي كامل آنها از اصول يكديگر موجب شده كه مسلمانان كه برداشت هاي نادرستي از هم داشته و نسبت به يكديگر بدبين گردند، حتي حكم تكفير يكديگر را صادر نموده و زمينه هاي برخوردهاي فيزيكي فراهم گردد. بيشتر تعصبات مذهبي و قومي نيز ريشه در عدم آگاهي از مباني گروه هاي اسلامي دارد.
عدم آشنايي مذاهب از عقايد يكديگر موجب مي شود دشمنان اسلام و آنها كه از تفرقه ها ميان فرقه هاي اسلامي سود مي برند . به واسطه جهل و ناآگاهي مردم، موارد اختلاف برانگيز را پررنگ تر كرده و مواردي را كه موجب اتحاد بين مسلمانان مي شود، ناديده گيرند.
علامه شرف الدين يكي از انديشمندان شيعي است كه به گفتمان علمي پرداخته و بين او و شيخ سليم بشري (از علماي اهل سنت) سؤال و جواب هايي مطرح شده است كه نتيجه آن كتاب "المراجعات" است كه نقش بنيادي در زمينه و فرهنگ سازي براي وحدت اسلامي دارد.
2 - توجه به نقاط مشترك و دشمن مشترك:
يكي از عوامل مهمي كه در جهان معاصر مي تواند موجب وحدت بين دو گروه بزرگ اسلام شود، توجه به نقاط مشترك بين اين دو مذهب است. مطمئناً مسائل مورد اتفاق ميان اين دو مذهب بسيار فراتر از موارد اختلاف مي باشداما غالباً مسائل مورد اختلاف مورد توجه قرار گرفته و مسائل و اعتقادات مشترك ناديده نگاشته مي شود، كه يكي از عوامل ايجاد اختلاف و دوري هر چه بيشتر مسلمانان از يكديگر است.
هم چنين توجه به دشمن مشتركي كه اصل اسلام و كشورهاي اسلامي و مردم جهان اسلام را مورد مذمت قرار داده است، يكي از عوامل مهم اتفاق نظر و وحدت ميان كشورهاي اسلامي مي تواند مي باشد. اگر به صدر اسلام نيز نگاه كنيم، علت اساسي سكوت اميرمؤمنان و ائمه معصومين (ع) و همراهي با مخالفان فكري و عقيدتي در جهان اسلام، توجه به دشمن مشترك و مورد تهديد قرار گرفتن مرزهاي اسلامي به وسيله دشمنان اسلام بوده است.
3 - تدوين آثارو نشست هاي علمي
ادامه مطلب...
بررسی آماری نه دوره انتخابات ریاست جمهوری می تواند تحلیلی راهگشا و کارآمد در نظر به نوع و برخورد مردم در مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب بالاترین مقام اجرایی کشور باشد.تحلیلی که امروز نیز مطمئنا باتوجه به گرایش های مختلف در کاندیداها مفید فایده خواهد بود.
مشارکت در حدود 68 درصدی مردم در دور اول ریاست جمهوری باتوجه به این که تمامی نامزدها به نوعی در چهارچوب حکومت جدید بودند و هرکدام به نوعی دعوی به دست آوردن کرسی ریاست بالاترین نهاد اجرایی کشور را داشتند، اولین نکته ای است که در انتخاب دوره اول به چشم می خورد .علاوه بر فضای مسموم ایجاد شده توسط گروه های ضدانقلاب که در ان دوران هنوز اجازه فعالیت در صحنه سیاسی را داشتند، رد شدن جلال الدین فارسی کاندیدای مورد تأیید حزب جمهوری اسلامی و بسیاری از تشکل های ارزشی به بهانه تشکیک در ایرانی الاصل بودن نامبرده ازجمله عوامل تنش زا در بستر اجتماعی مشارکت مردمی در بهمن ماه 1358 بود. در دوره دوم اما علی رغم این که انقلاب نوپای ایران به دنبال اتخاذ مشی مسلحانه و ترورهای کور توسط منافقین و دیگر گروه های ضدانقلاب، وارد یکی از بحرانی ترین مقاطع تاریخی خود شده بود اما با حضور 65 درصدی مردم و رأی در حدود سیزده میلیونی رجایی به دنبال ترور 72 نفر از بهترین یاران انقلاب در هفتم تیر ماه به نوعی واگویه این احساس ملت بود که شهید رجایی به همراه یار دیرینه اش دکتر باهنر همان نمادهایی هستند که می توانند استقامت و ایستادگی هرچه باشکوه تر ایران و ایرانی را به تماشا بگذارند و رأی به ایشان به معنای نمایش همبستگی و مقاومت ملت انقلابی ایران است. اگرچه کینه توزی منافقین اجازه نداد که طعم این همدلی بیشتر از یک ماه در جان و ذائقه ملت ایران بماند، ولی حضور آیت الله خامنه ای در دور سوم که تنها یک ماه بعداز انتخابات دور دوم بود و مشارکت 75 درصدی مردم و رأی 16.800.000 هزار نفری آیت الله خامنه ای که چیزی در حدود 95 درصد کل آرای مأخوذه بودنشان داد که مردم به هر کنش مذبوحانه ای از آنچه و آن که دشمن می پنداشتند، واکنشی سترگ و حماسه وار نشان داده و مِی دهند اما دور چهارم، پنجم و ششم انتخابات ریاست جمهوری هرکدام بنا بر دلایل متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با مشارکت نسبی مردم روبه رو شد که البته در تبیین آن ذکر چند نکته حائز اهمیت است،
اول این که دور چهارم انتخابات مصادف با دومین دور ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بود و برای مردم مسلم بود که ایشان کماکان منتخب ملتی خواهد بود که در شرایط جنگ و تحریم های اقتصادی است و تنش هایی که پیرامون ادامه جنگ و پذیرش قطعنامه در جامعه جریان دارد ایجاب می کند که سکاندار امور کشور تغییر نیابد،به همین دلیل آن گونه که در دوره های بعد در زمان دور دوم انتخاب هاشمی و خاتمی ملاحظه می شود به طور کل انتخابات از مشارکتی پایین تر در مقایسه دور اول هر رئیس جمهور برخوردار شده است.اما دور پنجم که همراه با پایان جنگ و ضرورت سازندگی کشور و پس از ارتحال امام خمینی(ره) و در اوان رهبری حضرت آیت الله خامنه ای برگزار می شود نیز برای مردم مسلم بود که تنها هاشمی رفسنجانی فردی است که از عهده این مهم برمی آید لذا رقیبی برای وی متصور نبود. دردور ششم نیز به دلیل شرایط پیش گفته در انتخابات دومین دور هر رییس جمهوری افزایشی در میزان مشارکت دیده نمی شود ،گرچه رأی آقای هاشمی به علت نخستین رقابت جدی در طول ادوار انتخابات ریاست جمهوری به نسبت افت می کند و رقیب ایشان اقای توکلی در مقایسه بارقبای سایر ادوار رأی قابل توجهی می آورد.اما دور هفتم که بی نظیر ترین مشارکت مردم در طول تاریخ انتخابات تا به حال بوده است با مشارکت بیست میلیونی و درصدی بالغ بر 80 درصد واجدین شرایط نقطه باشکوهی در تاریخ انتخابات بود. در این دوره شعارها و محورهای فکری جدیدی که آقای خاتمی مطرح کرد و وعده هایی که درمورد تغییر فضای سیاسی و فرهنگی موجود داد، مردم را به سوی این شعارهای جدید جذب نمود. این درحالی بود که رقیب ایشان وعده حفظ وضع موجود دوره هاشمی با انجام برخی تغییرات را می داد. ادامه این شوق به تازگی در مردم باعث شد که حتی در تعاملی جدی انتخابات مجلس ششم نیز در ید همفکران سیاسی و حزبی خاص که داعیه طرفداران ایشان را داشت، درآید.با این وجود تحلیل مشارکت بالای مردم در انتخاب هفتم ریاست جمهوری نیز همان گونه که تا به حال نقد و نظرهای بسیاری را برانگیخته قابل توجه است.این که برخلاف تبلیغ های ناروایی که معاندین نظام و رسانه های غربی دردوره پیش از انتخاب هفتم داشتند، رأی گیری یک انتصاب نانوشته از بالا نبود و تفکری که در جامعه وجود داشت باعث شد تا مشارکت بالای مردمی در این انتخابات صورت بگیرد و اصولا مشارکت بالای مردم در همین تز صورت گرفت و مردم خواستند که قدرت انتخاب خود را به رخ بکشند اما در دوره هشتم نیز که شاهد این مشارکت تا 66 درصد بوده ایم انتخابات حضور 10 نامزد ریاست جمهوری را تجربه کرد و شاید یکی از عللی که حضور مردم را در انتخاب هشتم به نسبت انتخاب هفتم شان کمرنگ تر کرده همان تکثر نامزدها و جدی نگرفتن رقابت آنها با آقای خاتمی در ذهن مردم باشد.
بررسی آماری
انتخابات در نظام جمهوری اسلامی یکی از مؤلفه های اصلی مشارکت همگانی توأم با احساس مسئولیت مردم در اداره کشور خود می باشد. افتخار نظام جمهوری اسلامی در طول 26 سال گذشته، تلفیقی از دینداری و مردم سالاری در مدل جمهوری اسلامی است.مردم ایران به طور متوسط در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به طور متوسط هر سال یک بار در انتخابات شرکت کردند.
در همین راستا در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سعی کردیم در این مطلب به تحلیل آماری هشت دوره انتخابات ریاست جمهوری بپردازیم تا میزان حضور مردم در هر دوره از انتخابات معین شود.
دوره اول:
انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 5/11/58 در سراسر کشور برگزار گردید. در این انتخابات 124 نفر داوطلب شدند که صلاحیت هیچ یک رد نشد و تمامی این افراد وارد میدان رقابت شدند. جمعیت واجد شرایط جهت شرکت در این انتخابات 20857391 نفر بود که از این تعداد مجموع آراء شرکت کنندگان 14152902 نفر یعنی 67.86% از مردم مشارکت نمودند. براساس ماده 5 لایحه قانونی انتخابات اولین رئیس جمهوری ایران مصوب 28/9/58 شورای انقلاب «وزارت کشور فهرست داوطلبان ریاست جمهوری که حائز شرایط تشخیص داده شد را جهت تأیید صلاحیت به حضور رهبر انقلاب تقدیم می نماید.» با این وصف تأیید صلاحیت نامزدهای انتخابات اولیه ریاست جمهوری به عهده حضرت امام خمینی (ره) بود و ایشان تمام 124 نفر را تأیید و در نهایت 107 نفر در روز رأی گیری به رقابت پرداختند.
چهره های شاخصی که در این رقابت شرکت نمودند عبارتند از: ابوالحسن بنی صدر (وزیر دارایی وقت) با 10753752 رأی (75.7%) و دکتر حسن حبیبی (وزیر علوم و آموزش عالی وقت) با 852/676 رأی (4.78%)، دکتر کاظم سامی سرپرست جمعیت شیرخورشید سرخ ایران با 161/90 رأی (0.64%) از چهره های شاخص دیگر صادق خلخالی، مسعود رجوی، سید احمد محسن(استاندار خوزستان) نیز بودند.
اولین رئیس جمهور کشور بنِی صدر انتخاب گردید که پس از عزل وی توسط مجلس و حضرت امام (ره)، در یک سال و شش ماه بعد، دومین انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید.
دوره دوم:
انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 2/5/60 پس از گذشت یک سال از آغاز جنگ تحمیلی برگزار گردید. براساس قانون مورخ 13/4/60 مصوب مجلس شورای ملی (اسلامی) تأیید صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری به عهده شورای نگهبان گذاشته شد. در این دوره 71 نفر داوطلب شدند که فقط صلاحیت 4 نفر از سوی شورای نگهبان تأیید گردید. در این انتخابات 22439930 نفر واجد شرایط شرکت در این انتخابات بوده اند که از این تعداد 14573803 نفر یعنی 64.24% مردم شرکت کردند.
چهار چهره شاخصی که در این رقابت شرکت نمودند عبارت بودند از: سیداکبر پرورش(نماینده مجلس) با 339646 رأی (2.67%)، عباس شیبانی (پزشک) با 658498 رأی (4.53%)، حبیب الله عسگراولادی مسلمان(نماینده مجلس) با 249457 رأی (1.72%) که منتخب این دوره محمدعلی رجایی از میان 14573803 نفر شرکت کننده (64.24%)، تعداد 12770050 رأی (90%) را به دست آورد که حکم تنفیذ وی توسط رهبر فقید انقلاب صادر شد. داستان تواضع و خشوع او در مقابل ولایت امر مسلمین و بوسه بر دستان مبارک حضرت امام خمینی(ره) در هنگام دریافت حکم ریاست جمهوری داستانی ماندگار در تاریخ انقلاب و نظام است.
دوره سوم:
ادامه مطلب...
نشریه ارزشمند ره اورد نور را ورق می زدم مقاله ای دیدم در ازتباط با چگونگى برخورد پايگاههاى اهل سنّت با عقايد شيعه احساس کردم مناسب باشد در این زمینه باید بیشتر تامل داشته باشیم امیدوارم کاربران محترم از ارایه نظرات ارزشمند خود دریغ نورزند.
با پيشرفت رسانههاى ارتباط جمعى، بهتدريج، گمنامى و فاصله فرهنگها و اديان از همديگر رخت بر بست و جهانى تازه پديد آمد. دستيابى به اطلاعات مربوط به فرهنگ و عقايد و آراء در همه زمينهها سهولت يافت و سرعت در انتقال باورها فزونى گرفت. در چنين موقعيتى، انتظار مىرود كه تفاوتها و داورىها آسان و روان گشته و به حقّ و حقيقت نزديكتر آيد و طرفداران هر دين يا فرقهاى با تكيه بر منطق و انصاف به نقد آراء و انديشههاى ديگران بپردازند و با توجه به انبوه مطالب موجود در اينترنت تنها عقايدى را به يك گروه فكرى منتسب كنند كه اولاً: اسناد آن را در منابع معتبر آنها يافته باشند و ثانياً: مراد آنها را بر اساس اظهارات مراجع رسمى درك كرده باشند؛ اما متأسفانه در گذری که به پایگاههای برادران اهل سنت داشتیم بسیاری از مطالب مطرح شده را خلاف انصاف و داوری علمی دیدیم که از جمله می¬توان به نکات ذیل اشاره کرد:
1. روايت يا رواياتى از متون روايى را به عنوان عقيده شيعه معرفى كردهاند.
2. احاديثى را از متون روايى شيعه تقطيع و به نفع خود معنا نمودهاند.
3. عقايد حقهاى از عقايد شيعه را به تفسيرى نادرست و غلط ترسيم كردهاند.
4. عقيده فرد يا افرادى محدود را به مكتب اهلبيت(ع) سرايت دادهاند.
5. عقايدى دروغين و غير واقعى را به شيعه نسبت دادهاند.
6. استدلالهاى خود را با مغالطه و عدم فهم صحيح از متون دينى همراه ساختهاند.
7. داستانها و گفتههاى جعلى و ساختگى را كه گوياى افكار تشيع نيست، نقل كردهاند.
8. عقايدى برخلاف كتب معتبر تفسيرى و حديثى اهل سنّت مطرح نمودهاند.
9. اختلافات علمى علماء شيعه را به عنوان ضعف تشيع بيان داشتهاند.
10. با بعضى از عقايد حقه شيعه كه بر اساس مبانى خود محكم و مستدل است، بدون نقد علمى به استهزاء و هتاكى رفتار كردهاند.
در اين نوشتار به بررسى ايندست از پايگاههاى اهل سنّت و محتواى آنها مىپردازيم. اما قبل از آن بايد توجه داشت كه پايگاههاى اينترنتى برادران اهل سنت بسيار فراوان هستند و در اين فرصت تنها به معرفى پايگاههايى از اهل سنت مبادرت مىورزيم كه به نقد افكار و عقايد و معارف شيعى پرداختهاند و نيك مىدانيم كه پايگاههاى معتبر و وزين اهل سنّت نيز بسيارند كه خود را به مطالب غير منطقى و نادرست آلوده نكردهاند.
www.shiaa.org
اين پايگاه به زبان عربى طراحى شده و در صفحه اصلى و اوّل آن اين جمله نقش بسته است: «الحقايق الخفية فى مذهب الرافضة الاثنى عشرية» تمام عناوين و مقالات موجود در اين پايگاه مطالبى هستند كه در ردّ مكتب اهلبيت(ع) به نگارش آمدهاند. در اين پايگاه كه بهشدت تعصبآلود بوده و مجالى براى خوشبينى و حمل بر صحت باقى نمىگذارد، تهمتهايى بسيارى مانند: شرك، طعن در قرآن و صحابه، و غلو در باره ائمه اهلبيت(ع) را نثار شيعه مىكند و مبدأ و منشأ تشيع را عبدالله بن سبا معرفى كرده و مىگويد: عقيده شيعه آن است كه امام عصر(عج) در سرداب رفته است و هنوز بيرون نيامده است و اين است معناى غيبت كبرى!!!.
همچنين تصاويرى از سجده عوام در نزد قبر امامان و اجتماع مردم در بقيع و دعا كردن را به عنوان تصاويرى از شرك ورزيدن شيعيان به نمايش درآورده است.
از جمله عقايد شيعه كه در اين سايت معرفى و نقد شدهاند، مىتوان به موارد جالب ذيل اشاره كرد:
فاطمة اله ظهرت بصورة امرءة، الله يتجلى بمظاهر النبى و الأئمة، طاعة على(ع) أهم من طاعة الله، الله مسح اهلالبيت بيمينه فافضى نوره فيهم، وحدة الوجود، المحب و المحبوب شىء واحد.
افزون بر اين، در اين پايگاه مقالاتى نيز در ردّ شيعه و عقايد آنها آمده است كه از آن جمله مىتوان به مقالاتى چون: »مَن هُم الرافضة»، »طقوس (مراسم) عاشوراء»، «جرائمهم» و »عجائب و غرائب» اشاره كرد.
در مقاله «طقوس عاشوراء» در مورد فلسفه عزداراى شيعيان آمده است كه شيعيان چون احساس خيانت به سيد الشهداء مىكنند، بر سر و سينه خود مىكوبند و هرچه اين احساس خيانت در آنان بيشتر شود، بيشتر بر سر و صورت خويش لطمه وارد مىكنند.
در اين پايگاه مقالهاى تحت عنوان «رسالة الى كل شيعى» (پيامى به همه شيعيان) به قلم شيخ ابوبكر جزايرى آمده است كه خنده و گريه را توأمان بر مىانگيزاند.
www.dhr12.com
اين پايگاه عربى است و در صفحه اوّل خود تصاويرى از مراسم قمهزنى را نشان داده و با مقالهاى را عنوان: »دليل حقايق الرافضة» در صفحه نخست ارائه نموده است.
قسمت سمعى بصرى اين پايگاه به طور گستردهاى فعّال است: اين پايگاه تقريباً بيشتر مطالب خود را بر مخالفت با مكتب اهلبيت(ع) متمركز كرده است.
تحريف قرآن، وابستگى به يهود، مخالفت با سنّت پيامبر اكرم(ص) از توصيفات ساده و بىدغدغه تشيع مىباشد. محمد بن عبدالله الخضيرى عضو هيئت تدريس دانشگاه امام محمد بن سعود، فتوايى در تحريم امامت جماعت تشيع صادر كرده است و نماز در پشت سرِ يهود و نصارا و شيعيان را يكسان قلمداد كرده است. متأسفانه فضاى حاكم بر اين پايگاه فضايى دور از عقلانيت و استدلال است. لحن سخنرانان به قدرى خشن و هراسآلود است كه گويى احساس وحشت و خطر مىكنند. بعضى از مقالات اين پايگاه عبارتاند از: حتى العصفور المسكين لم يسلم من الرافضة، عقيدة الرافضة، تحريف القرآن، شذوذ الرافضة و عقيدة اهل السنة.
www.beit.jeeran.com
اين پايگاه نيز عربى است و با تصوير جمله «فضل اهل البيت و علو مكانتهم» در صفحه اوّل سرفصل مطالب مورد نظر خود را جمعآورى كرده است. در اين پايگاه متن كتاب «حقوق آلالبيت بين السنة و البدعة» نوشته ابن تيميه رقم خورده است.
اين پايگاه تلاش مىكند با حفظ صورى نام اهلبيت پيامبر اكرم(ع) عقايد و آراء و فرهنگ و فقه مكتب اهلالبيت(ع) را نادرست جلوه دهد و با آوردن احاديثى از بزرگان بنى هاشم (اعم از علوى و عباسى و ائمه اهلبيت) كه متضاد با افكار و عقايد مكتب اهلبيت(ع) مىباشد، مىخواهد همان عقايد سلفيون و وهابيت را تثبيت و مستدل گرداند.
همچنين در مقالهاى مبسوط تمام اخبار و احاديثى را كه در فضايل حضرت امير (س) از آثار اهل سنّت رسيده است، تضعيف كرده و از جعليات مىشمارد؛ همان رفتارى كه ديگر پايگاههاى افراطى نيز انجام دادهاند.
بعضى از مقالات اين پايگاه عبارتاند از:
الامام الحسينى فى قلوبنا، بحث حول ولادة على فى جوف الكعبة، عقيده محمد بن عبدالوهاب فى اهلالبيت و بيع فقه علماء آلالبيت، احاديث لم تصح فى فضل على (رض)، الخليفة على(رض) قد سمى بعض اولاده بأبى بكر و عمر و عثمان.
در مقاله «ولادت على(ع) در درون كعبه»، با اينكه حاكم نيشابورى نقل مىكند حديث ولادت على(ع) در كعبه متواتر است، اما نويسنده سخت عصبانى شده و با شدت تمام حاكم نيشابورى را به تساهل در نقل و ضعيف بودن در تصحيح اخبار متهم كرده و اين جريان (ولادت در كعبه) را به حكيم بن حزام نسبت مىدهد(1).
اين پايگاه بخشهاى جنابى ديگرى از قبيل: تبليغات، خبر، پزشكى و معرفى مجلاّت را نيز در بردارد.
www.al_islam.com
پايگاه مذكور به زبانهايى چون: عربى، انگليسى، تركى، فرانسوى، ماليايى و اندونزيايى منتشر مىشود و داراى بخشهاى متعدد از جمله گزينهها و مقالات متنوّع و بخش جستجو و مطالب روز مىباشد. بعضى از مقالات اين پايگاه عبارتاند از: السيرة النبوية، اركان الاسلام، القرآن، الحديث، الفقه و بن تيميه.
«تعرّف على الاسلام» و «ركن الأطفال» از بخشهاى ديگر آن است كه در بخش «تعرّف على الاسلام» بيشتر مباحث اعتقادى طرح و بحث شده است. در بحث «نواقض الاسلام» كه نوشتارى از عبدالعزيز بن باز است، عقايد شيعيان مورد حمله قرار گرفته است.
www.ansar.org
پايگاه داراى بخشهاى: عربى، انگليسى و فارسى مىباشد، كه بخش فارسى آن به پايگاه:
www.ahlesonnat.com
پيوند داده مىشود. در صفحه اوّل پايگاه به عنوان معرفى پايگاه، مىخوانيم: »سايت اهلبيت به هيچ گروه، دسته، حزب، انجمن، سازمان، شبكه يا تشكيلاتى تعلق ندارد و هدف آن فقط اطلاعرسانى به مسلمانان فارسى زبان است تا از دين خود بر اساس منهج و روش قرآنى آنچنان كه بايد و شايد مطلع شوند. هرگز سعى يا قصد ما اهانت يا توهين به هيچ مذهب يا ديانتى نيست».
ولى شگفت آن است كه در همين پايگاه سختترين و بىرحمانهترين تهمتها را نثار نظام مقدّس جمهورى اسلامى كرده و فضايى غير واقعى از وضعيت برادران اهل سنّت در ايران به تصوير كشانده و با ارائه نامههاى جعلى از جوانان شيعى و گرايش آنان به اهل سنت و القاء امورى چون: تحميلى بودن تشيّع بر كشور ايران؛ تحت فشار و توطئه قرار گرفتن اهل سنّت، عقب افتادگى فرهنگى با ورود تشيّع و كاهش انديشمندان بزرگ در كشور سعى در تضعيف مكتب تشيع و اهلبيت نموده است. بعضى از مقالات اين پايگاه عبارتاند از: علامتهاى قيامت، معناى لا اله الاّ الله و نماز جماعت. همچنين در اين پايگاه مجموعهاى از كتابهاى فارسى نيز آمده است كه كتابهايى مانند: »دلايل توحيد» و »دروازه بهشت» از اين قبيلاند.
www.aqeedeh.com
اين پايگاه به زبان فارسى است و بيشتر به مسائل كلامى پرداخته و با ارائه برنامههايى براى خردسالان و بزرگسالان و بيان احكام شرعى و بعضى از مسائل اخلاقى به فعاليت دينى پرداخته است.
از جمله مقالات آن: نواقض الاسلام، قبر، عذاب و حواشى آن، دلايل توحيد، مختصرى از مناسك حج و خداشناسى براى خردسالان است. چنان كه پيشتر بيان شد، نوشتار «نواقض الاسلام» به قلم عبدالعزيز بن باز در ردّ عقايد شيعه مىباشد.
www.alserdaab.com
پايگاه مزبور به زبان عربى است و فضاى حاكم بر آن، خشن و متعصب بوده، با بهرهبردارى از تصاوير، فيلمها و سخنرانىهاى گوناگون به شدت مطالب تبليغى زيادى را برضدّ مكتب اهلبيت(ع) بيان كرده است. اين پايگاه با استفاده از احساسات مذهبى و عواطف اهل سنّت، چهرهاى دهشتناك از تشيع به تصوير كشانده و از استدلال و تعقل و مباحث علمى بهرهاى ندارد و رفتار عوام شيعه را به عنوان آموزههاى اصيل مكتب تشيع معرفى كرده است. آنان مىگويند كه به عقيده شيعه امام زمان وارد سرداب در شهر سُرَّمَنْ رأى (سامِراء) شده و هنوز بيرون نيامده است. نامى كه براى پايگاه انتخاب شده است، (سرداب) تعريض به اين عقيده موهوم است.
پايگاههاى اهل سنّت يا پايگاههاى ضد شيعى كه در مقابل تشيع و معارف غنى و انسانساز اهلبيت (ع) مواضع بسيار تند و نابرابرى به خود گرفتهاند، بسيارند.
آنچه در اين مختصر بدان پرداخته شد، نه به منظور معرفى پايگاههاى اهل سنت؛ بلكه براى بيان شمهاى از مطالب و چگونگى جبههگيرى پايگاههايى است كه در اين زمينه به شدت فعاليت مىكنند و نيز هشدار دادن به حوزههاى علميه و علماء گرانقدر است كه به تناسب اين هجوم گسترده، راهكارهايى را براى دفاع از حقانيت شيعه ارائه نمايند.
سخن آخر
متأسفانه بيشتر پايگاههاى اينترنتى برادران اهل سنت از عقيده سلفيه (وهابيت) متأثر شده و بدون توجه به منابع معتبر خويش اعم از كتب روايى و تفاسير و به دور از تحقيق و مراجعه به آراء مكتب اهلبيت(ع) تهمتهايى ناروا و تحريفهاى نا به جا از عقايد و احكام آنان و قضاوتهايى ناصحيح به را ارائه نموده است. و گويى كه نه جهان اسلام دشمنى غدّار دارد و نه يهود در خانه مسلمانان بار اقامت افكنده و نه موج حملات فرهنگى، سياسى و رسانهاى جهان غرب متوجه مسلمانان است!
اينك فهرستى هر چند كوتاه از تهمتهاى بى پايه و اساس و مطالب شگفتانگيز اين گونه از پايگاهها را عرضه مىداريم و قضاوت را به خوانندگان محترم مىنهيم.
1.رافضه معتقدند كه سوره ولايت از قرآن حذف شده است.
2.از منظر تشيّع، قرآن تحريف شده و ناقص است.
3.مكتب تشيع ناشى از عقايد عبدالله بن سبأ يهودى است.
4.اخبار و احاديثى كه در فضيلت امام على (ع) و اهلبيت (ع) وارد شده است، جعلى و ضعيف مىباشد.
5.از آنجا كه شيعه معتقد است امامان اهلبيت)ع) با كتب آسمانى آشنا هستند اين اعتقاد بر مىگردد به اينكه شيعه از قرآن كريم بى نياز است و هر كس اين عقيده را دارد، كافر است!!!
6.عزادارى و گريه و شيون شيعه براى ائمه به خاطر احساس خيانت به اين شهداء(ع) است. و هرچه اين احساس بيشتر باشد، عزادارى بيشترى مىكنند.
7.شيعيان درباره امامان خود مىگويند: على در ابرها پرواز مىكند، رعد و برق از تدبير على(ع) است، امام زمان عريان ظهور مىكند، فاطمه الههاى در صورت زن است، خداوند در مظاهر پيامبر و ائمه تجلى مىكند، وحدت وجود يعنى محبّ و محبوب يك چيز هستند (حلول)، طاعت على از طاعت خداوند مهمتر است، خداوند اهلبيت را با دست راست خود مسح كرده و از اين جهت نور در ميان آنان فيضان يافته است. علم ائمه(ع) غيب مطلق است؛ ولى علم خداوند آلوده به ابداء است!!!
8.شيعه حديث ابوبكر در مورد نفى وراثت از پيامبران را پذيرفته است، چون اين روايت را نقل كرده است كه «العلماء ورثة الانبياء... ان الانبياء لم يورثوا ديناراً و لا درهماً و لكن ورثوا العلم...».
شيعه مىگويد: زن از عقار و زمين ارث نمىبرد؛ پس چگونه مىگويد كه فاطمه(س) فدك را به ارث برده است.
1.جشن ميلاد پيامبر و اولياء الهى و توسل به آنان، شرك و بدعت است.
2.مدفن فعلى حضرت على (ع) در واقع متعلق به مغيرة ابن شعبه است و قبر على (ع) در دار الامارة كوفه است.
موارد يادشده علاوه بر مقالاتى است كه تاريخ شيعه را تحريف كرده و روايات فراوانى را به ائمه نسبت داده و قيام سيد الشهداء را كه بخش مهمى از تاريخ تشيع و سيره امامان است، از مسير اصلى خود به انحراف كشانده است.
آنان در برخى از پايگاههاى خود در توجيه و واقعى نشان دادن مسائل مورد نظر خود سخت كوشيدهاند. برخى از اين مسائل چنين است: ردّ وحدت بين شيعه و اهل سنت؛ اعلام خطر اينكه رافضه از يهود و نصارا براى جهان اسلام خطرناكتر هستند؛ تكفير مطلق تشيع و مشرك شمردن آنان؛ تحريف در معارف بلند شيعى مانند: بدا، توحيد، غيبت و انتظار، مراسم عزادارى، متعه و همچنين معرفى چهرههاى دروغين و غير واقعى از شيعيانى كه سنى شدهاند.
مهمترين و بارزترين جهتى كه ريشه و جريان اين همه افترا و دروغ را توجيه مىكند، روحيه غرضورزى است كه با استناد به برخى از منابع غير معتبر يا افراد غير مرجع گفتهها و ادعاهاى خود را توجيه كردهاند. چنان كه پيشتر بيان شد، آنان اين تهمتها و افترائات ناروا و غرضآلود را به بعضى از كتب روايى ما مستند مىكنند كه در نزد شيعه اعتبارى ندارد.
اگر اين منطق را بپذيريم، بايد بگوييم كه همه اهل سنت به امامان دوازدهگانه تشيع اعتقاد دارند؛ زيرا در فرائد السمطين حموى و ينابيع المودة قندوزى رواياتى نقل شده است كه رسول اكرم (ص) امامان دوازدهگانه شيعه را با اسم و نشان برشمرده است. ولى ما مىدانيم كه اهل سنت اين كتب را از منابع اصلى خود تلقى نمىكنند.
............................
حسين زينىوند
«تبليغ بد دربارة موضوعي خوب»1 عبارت معروفي است. دفاع بد و ناشيانه به مراتب تأثيرش بيشتر است از ضربة مستقيم. «بالا بردن شمار مدعيان مهدويت و تقويت اينگونه اقدامات» يکي از همان شيوههاي دفاع بد و جاهلانه براي ويران ساختن اسلام از درون و خنثي کردن پتانسيل فرهنگ مهدوي است.
بادقت در استراتژي دشمنان در حمله عليه مهدويت و امام مهدي(ع) بایدبه يکي از طرحهاي آشنا و شيوة تجربه شده اشاره کرد: «تبليغ بد دربارة موضوعي خوب» اين عبارت معروف است دفاع بد و ناشيانه به مراتب تأثيرش بيشتر است از ضربة مستقيم. «بالا بردن شمار مدعيان مهدويت و تقويت اينگونه اقدامات» يکي از همان شيوههاي دفاع بد و جاهلانه براي ويران ساختن اسلام از درون و خنثي کردن پتانسيل فرهنگ مهدوي است.
ـ کمک به اشخاص ضعيف الايمان و تبديل آنها به جنبشهاي ويرانگر در گوشه گوشة کشورهاي اسلامي در همين راستا قابل بررسي است.
ـ حمايت از بابيّت و بهائيّت در ايران، از بدو تأسيس تا امروز که کعبه و باغ رضوان آنها در فلسطين اشغالي در امنيّت و برخورداري تمامقد برافراشته، حمايت انگلستان از فرقة قاديانيه در هندوستان و مهدي سوداني در همين راستا قابل مطالعهاند.
ـ باغ نوزدهگانة بهائيان در سال 2001 ميلادي با حضور 4500 نفر از رهبران بهايي افتتاح شد. براي اين منظور 250 ميليون دلار هزينه شده بود. امّا، در دوران جديد، ظهور اينگونه ادّعاها سير صعودي داشته است. از اين رو به عنوان يک پديده قابل شناسايي است.
ـ امروزه «مرکزي در اسرائيل براي راهاندازي و حمايت و پشتيباني از مدّعيان مهدويّت و پيامبري در جوامع اسلامي و عربي» به وجود آمده است. اين مرکز وظيفة آموزش اين مدّعيان را نيز عهدهدار است. تا براي اعزام آماده شوند.
مسافرت مأموران آمريکايي و انگليسي در هيئت پژوهشگر و محقّق در اين
حوزه که گاه در سمينارها و همايشهاي بينالمللي شرکت ميکنند. در همين
راستا قابل شناسايي است.
اينان وظيفه سست کردن پايههاي ارزشهاي
ديني و اخلاقي و خدشه وارد کردن بر باورهاي اسلامي مردم را عهدهدارند.
آنها اميدوارند تا از طريق اين تبليغات انحرافي، نوعي انزجار، بيزاري و
فرار در مردم از فرهنگ مهدويّت و انتظار جوانه بزند و با مشاهدة اين همه
دسته و گروه رنگارنگ از پيگيري جريان حقيقي هم دست بردارند و شوق و ميلشان
به جريان حقيقي کمرنگ شود.
ـ وظيفة ديگر اينها نفي مرجعيّت ديني شيعي و خدشه وارد کردن به کيان اجتهاد و مرجعيّت علما و مراجع است. همان دژ مستحکمي که طيّ همة سالهاي گذشته در برابر حملات دشمن مقاومت کرده است. چند سال پيش يک مدّعي ارتباط با حضرت امام در تهران محور اصلي گفتوگوي خود را انتقاد و نفي کامل مرجعيّت علما گذاشته بود.
دکتر مايکل برانت، مؤلّف کتاب «توطئه براي جدايي اديان الهي» در مورد برنامههاي حسابشدة «سازمان سيا» بر ضدّ شيعيان ميگويد:
«در يکي از جلسات ادارة اطّلاعات انگلستان که به دليل تجارب طولانيمدت آنها در کشورهاي اسلامي در آنجا برگزار شده بود، به اين نتيجه رسيديم که: «به هيچ صورتي به طور مستقيم نميتوان با مذهب شيعه رويارو شد و با آنها به جنگ پرداخت، شکست دادن شيعيان کاري است بينهايت دشوار، به همين دليل بايد غيرمستقيم و از پشت پرده به جنگ با آنها پرداخت. ... ما پس از مطالعات بسيار تصميم به ضربه زدن به مرجعيّت ديني و تضعيف عقايد شيعه و فاسد کردن آنها گرفتيم. ما متّفقالقول شدهايم که بايد مفاهيم و اصول آنها را تحريف کنيم، به گونهاي که اشخاصي که مذهب شيعه را مورد مطالعه و بررسي قرار ميدهند شيعيان را عدهاي نادان و خرافاتي ببينند. آنها اميدوارند تا سال 2010 ميلادي به چنين هدفي در مورد شيعه برسند و شيعه را اينگونه بنمايانند.
گسترش و ترويج خبر ارتباط مدّعيان با امام زمان(ع) در زمان غيبت کبرا و کسب احکام شرعي و مسائل فقهي از حضرت و ايجاد ترديد و بينيازي از فقها و مراجع تقليد در همين راستا است. جنبشهاي جديد «جماعةالسفاره» در بحرين، يمانيها در عراق، احمديه در پاکستان و ديگران، تنها بخش بسيار ناچيزي از اين مدّعيان را به خود اختصاص دادهاند. دردناکترين بخش اين ماجرا اين است که مسلمانان خود اجراي اين مأموريت دشمنان را عهدهدارند.
يهوديان صهيونيست از سالها قبل ميدانند که امام مهدي(ع) در زمان ظهور آنان را از بين ميبرد. ميدانند ميدان جنگ خاورميانه است. آنها ميدانند پرچمهاي سياه براي ياري امام از ايران خارج ميشود و عراق مرکز خلافت و کوفه پايتخت ايشان خواهد بود.
ميدانند که سفياني سرسختترين دشمن امام و همپيمانان يهوديان و غربيها از منطقه شام خواهد بود و امام(ع) از مصر به عنوان يک پايگاه تبليغاتي و اطلاعرساني استفاده خواهند کرد و از مکّه ظهور خواهند نمود.
حال ببينيد با توجه به اين آگاهيها بر سر «عراق، مصر» چه آوردهاند. ويرانيهاي عراق، تسلّط سياسي کامل بر مصر، فشار مستمر بر سوريه و ايران و سلطة تام بر عربستان، تماماً به آگاهي آنها دربارة ماجراي ظهور و مسير حرکت امام ربط پيدا ميکند. اگر بدانيم که آنها خود را براي جنگ آرمگدون، يعني آخرين جنگ و بزرگترين رويارويي در فلسطين اشغالي آماده ميکنند ديگر از مجموعة حوادث امروز در خاورميانه متعجّب نميشويم
اسماعيل شفيعي سروستاني / جمعه 14/11/87 راديو معارف .برگرفته از :http://whc.ir
1. به استناد مقاله "استراتژي دشمنان" اثر مجتبي السادة
موارد ذكر شده خود گواه اجراي يك سناريوي از پيش طراحي شده و سازمان يافته از سوي نامبرده با حمايت و پشتيباني فني شركت دريمهاست آمريكا و پشتيباني مالي شركت گوگل و شركتهاي تبليغات اينترنتي ميباشد.
عناوین فعالیت نامبرده به صورت اجمالی به این شرح می باشد:
• راهندازي تعداد41 سايت با محتواي مستهجن، مبتذل، لينك به سايتهاي ضدانقلابي، ضد ديني و ضد اخلاقي
ادامه مطلب...
باد نوروز وزيده است به كوه و صحرا
جامه عيد بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما
صوفى و عارف از اين باديه دور افتادند
جام مى گير ز مطرب، كه روى سوى صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زميخانه كنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غنى و درويش
يار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پير خرابات دهى
به سروجان به سويش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا
خبرگزاری فارس: پای كشتار كه وسط بیاید، شما خوب بلدید بكشید. من خوب میدانم كه شما در سواحل چطور بچهها را هدف میگیرید و میكشید.من كسانی را هم كه برای چنین ظلمی كف میزنند تقبیح میكنم، زیرا فكر میكنم، تشویق این قاتلین كودكان، و این قاتلین انسانها، خود نوعی جنایت علیه بشریت است.
..........................................
در مورد پدافند غیر عامل چه می دانیم ؟
ایا در زمینه های فرهنگی و اجتماعی و فناوری اطلاعات و ارتباطات حرفی برای گفتن دارد یا نه؟ و....
م اندیشی بیشتر از طریق وبلاگ padafand5.blogfa.com
سنی نیوز:محمد مهدى عاكف رهبر اخوان المسلمين مصر صحت اظهاراتى را كه اخيراً در مطبوعات از قول وى چاپ شده است تاييد كرد و بدين سان بار ديگر عدم مخالفت خود را با توسعه ى نفوذ تشيع اعلام نمود.
طبق گزارشهاى مطبوعاتى كه در روز ۲۵-۱۲-۲۰۰۸ منتشر شد، عاكف كه پيش از اين در مصاحبه با روزنامه كويتى “النهار” گفته بود “چه مانعى دارد كه مذهب شيعه گسترش يابد. سازمان كنفرانس كشورهاى اسلامى ۵۶ عضو سني مذهب دارد، حالا چرا بايد از تنها كشور شيعه جهان ترسيد؟” بر درستى نقل قول از وى توسط روزنامه مذكور تاكيد كرد.
رهبر اخوان المسلمين مصر همچنين از برنامه ى اتمى ايران حتى با احتمال هدف ساخت بمب اتمى حمايت كرد. عاكف در گفتگو با روزنامه ى الشرق الأوسط (شماره روز پنجشنبه ۲۵-۱۲-۲۰۰۸) گفت: “پاسخ چاپ شده از قول من صحيح وبدون تحريف بوده است”. وى به اين امر اشاره كرد كه سخنش “تاييدى كلى از يك اصل كلى است. به رغم اينكه ما ارتباطى با ايران نداريم ولى از حضورش استقبال مى كنيم. ما چيزى براى پنهان كردن نداريم. ما مى گوييم آنچه كه درست است، صحيح مى باشد و آنچه خطا است ناروا است”.
اظهارات عاكف واكنش هاى ضد ونقيضى را در مصر برانگيخت و بحث شديدى را موجب شد. دكتر ضياء رشوان پژوهشگر فعاليت گروههاى اسلامى در باره اين موضع رهبر اخوان گفت: “اين موضع اخوان اصلاً عجيب نيست. اين تشكيلات، دشمنان امريكا و اسرائيل را هم پيمان ما تلقى مى كند و هرگونه اختلافات فيما بين را حاشيه اى و قابل اغماض مى داند”.
ليكن جهاد عوده عضو دبيرخانه ى سياست گذارى حزب حاكم “الوطنى” از اظهارات عاكف انتقاد كرد و گفت كه رهبر اخوان المسلمين ظاهراً نمى تواند بين صواب و خطا و دوست و دشمن را تشخيص دهد.
جهاد از عاكف خواست كمى به مطالعه ى كتابهاى شيعيان در باره ى سنى گرى بپردازد تا بفهمد از چه كسانى دفاع مى كند. جهاد، عاكف را متهم به آن كرد كه مانعى در ناديده انگارى سيادت ملى نمى بيند و از يك علاقه مند به نظام ايران به يك پيرو آن تبديل شده است. جهاد همچنين اظهار نظر كرد كه از چنين شخصى بعيد نيست كه چنين سخنانى بگويد زيرا پيش از اين صحبت بذل و بخشش اموال ايرانى به حماس بود و حالا اين سخنان باعث مى شوند كه ما از طبيعت روابط بين اخوان مصر و رژيم ايران بپرسيم.
ترجمه بخش فارسی العربیه.نت
روزگار كنونى تفاوتهاى چشمگیرى با روزگاران پيش از خود دارد. با نگاهى كوتاه به زواياى مختلف زندگانى انسان مىتوان به اين تحولات در تمامى حوزهها نگريست. در گذشته، در حوزه روابط انسانها با يكديگر روابط چهره به چهره جريان داشت؛ يعنى انسان براى رساندن پيام خويش حتماً مىبايست مسير دور يا نزديكى را میپیمود تا پيام خويش را ابلاغ نمايد؛ اما هم اكنون همه چيز رنگ مجازى به خود گرفته است، به گونهاى كه ساكنان كره خاكى حتى براى ادامه تحصيل هم نيازمند بيرون آمدن از خانه نمىباشند.
اين مسأله در حوزه علوم اسلامى و تبليغ هم سرايت نموده است؛ چنان كه انسان پيش از ما براى پژوهشهاى خويش مىبايست حجم وسيعى از منزل يا محل كار خود را به قفسههاى كتاب اختصاص میداد؛ در حالی كه پژوهشگر امروزى حجم وسيعترى از آن را در قالب يك لوح فشرده در اختيار دارد. از آن مهمتر اينكه اينترنت به عنوان سريعترين وسيله ارتباطى و سرعت تبادل چشمگير اطلاعات توانسته است به در نورديدن زندگانى سنتى كمك و به عنوان يك ضرورت در ميان تمامى اقشار جامعه مذهبى و غير مذهبى راه باز كند.
با نگاهى گذرا به اين شاهراه، بهراحتى مىتوان دريافت كه اينترنت به پيشرفت جهانبینیها كمك شايانى نموده است؛ چه بسا انديشههايى كه تا ديروز به فراموشى سپرده شده بودند و هيچ كس طرفدار آن نبود؛ اما هم اكنون عرض اندام نموده و روز به روز بر جمع هواداران آن افزوده مىشود.
در سالهاى اخير مراكز علمي - پژوهشى در حوزه علميه قم و شهرستانها، از اين وسيله استفاده شاياني نموده و توانستهاند با ايجاد پايگاه هاي اينترنتي و اختصاص بخش عمدهاي از آن به پاسخگويي به سؤالات و شبهات ديني كمك شاياني به دفاع از كيان اهل بيت (ع) و گسترش فرهنگ نوراني تشيع و پاسدارى از اسلام علوى نمايند .
البته پايگاههاي پاسخگو به سؤالات و شبهات ديني در اينترنت بسيار است و به جرأت مي توان گفت: بیشتر پايگاههاي و حتي وبلاگهاي ديني بخشی از پايگاه خود را به پاسخگويي اختصاص دادهاند که بررسي همه آنها از حوصله اين نوشتار خارج است. از اين رو، با انتخاب تعدادي از مهمترين اين پايگاهها به بررسي آنها ميپردازيم.
آشنايي با پايگاههاي پاسخگو
1 . نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها (www.nahad.net)
اين پايگاه به زبان فارسي فعال است و بخشهاي مهم آن عبارت است از : خورشيد ولايت، با صاحب نظران، در دانشگاه ، حديث قلم، گزيده، فروغ سخن و با نهاد.
در بخش «با نهاد» با پرسش و پاسخهاي دانشجويي آشنا مي شويد. پرسش و پاسخ دانشجويي مجموعهاي 8000 سؤالي از پرسشهای دانشجويان و دانشگاهيان ميباشد که توسط محققان، کارشناسان و صاحبنظران پاسخ داده شده است و در سه گروه : عنوان اصلي ، عنوان فرعي و سؤالات جديد دستهبندي شده است. متن ماهنامه پرسمان نيز در اين بخش قرار دارد.
2 . مركز فرهنگ و معارف قرآني (www.maarefquran.com)
پايگاه اطلاعرساني مركز فرهنگ و معارف قرآني، وابسته به دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، از نخستين و بزرگترين پايگاههاي پاسخگو به سؤالات قرآني شناخته ميشود. اين پايگاه از بخشهاي: قرآنپژوهشي، آشنايي با مراكز ، اطلاعرساني قرآني ، پاسخ به سؤالات قرآني، تازهها، جديدترين كتب قرآني و جديدترين مقالات قرآني تشكيل شده است.
«پاسخ به سؤالات قرآني»، بخشي از پايگاه است كه براي پاسخگويي سؤالات قرآني ايجاد شده است. پاسخ به سؤالات قرآني ، پرسمان قرآني ، تالار گفتگو و ارسال سؤال قرآني تشكيل دهنده مطالب اين صفحه هستند.
يكي ديگر از فعاليتهاي بسيار ارزنده دفتر تبليغات اسلامي، راهاندازي «مرکز پاسخگویی تلفنی به سؤالات دینی» است و آنچنان که دستاندرکاران اين پايگاه اعلام میدارند: «مرکز پاسخگویی تلفنی به سؤالات دینی گامی مؤثر در جهت دستیابی به سخنان مقام معظم رهبری است. این مرکز از هفت گروه تخصصی قرآن و حدیث، تاریخ، اخلاق و عرفان، فقه، مشاوره، کلام و فلسفه تشکیل شده است که هر کدام از این گروهها مسئول پاسخگویی به پرسشهای تخصصی حوزه خود هستند». (1)
3 . پايگاه اطلاعرساني انديشه قم (www.andisheqom.com)
پايگاه اطلاعرساني مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه به نام «انديشه قم»، پايگاه اختصاصي حوزه عليمه در پاسخگويي به شبهات ديني است . اين پايگاه، داراي بخشهاي متعددي ميباشد كه مهمترين آن: پرسش و پاسخ و پاسخ به شبهات است. قرآنشناسي ، مهدويت از ديدگاه اهل سنت ، قبض و بسط شريعت، اسلام و فلسفه ، علماء شيعه ، حوزه علميه ، علوم اسلامي ، عقايد اسلامي و شهر مقدس قم، از بخش هاي ديگر اين پايگاه مي باشد.
مجموعه پاسخها در دو مجموعه جداگانه «پاسخ به شبهات» و «پرسش و پاسخ» ارائه گرديده است كه هر مجموعه به اساس موضوعات خاص تنظيم شده است.
با نگاهي به اين پايگاه و بررسي مطالب آن، ضمن آشنايي با مباني و اعتقادات شيعه، با شهر مقدس قم و حوزه عليمه و علماء شيعه نيز آشنا ميگرديد.
4 . مؤسسه تبيان (www.tebyan.net)
اين پايگاه به 5 زبان فارسي، عربي، اردو ، انگليسي و فرانسوي فعال است. بخشهاي مهم پايگاه عبارت است از : دين و انديشه ، ادبي و هنري، اجتماعي ، ورزشي ، جامعه و سياست، پرسش و پاسخ، آموزش و كتابخانه.
در قسمت پرسش و پاسخ، به بيش از 21 هزار پرسش در موضوعات مختلف پاسخ داده شده است. رایانه و فنّاوری ، امنیت فنّاوری اطلاعات و ارتباطات ، كامپيوتر، حقوقي، مذهبي؛
دانشافزايي دبيران، راهنماي تحصيلي، روانشناسی، ادبي، هنري، علمي و درسي، سلامتي ، مشكلات ما و شما، زبانهاي ديگر، ایرانشناسی، هنر در خانه، سياسي، اعتیاد ، ورزشي و تعبير، خواب از موضوعاتي است كه به پرسشهاي مربوط به آنها پاسخ داده شده است.
5 . مركز جهانى اطلاعرسانى آل البيت (ع) (www.al-shia.com)
مركز جهانى اطلاعرسانى آل البيت (ع) جهت تبليغ دين مبين اسلام و اعتلاى روزافزون دين محمدى (ص) ميان آحاد مردم در جاي جاى اين جهان پهناور تشكيل شده و ارتباط آسان با مراجع عظام تقليد شيعه و پاسخگویى به سؤالات شرعى و اعتقادى مردم را در اولويت كار خود قرار داده است. پايگاه اطلاعرساني این به 29 زبان زنده دنيا فعال است.
برنامه هاى بخش فارسى در پايگاه مذكور از دوازده كليد واژه تشكيل شده كه عبارتند از:
1. کتاب وحى؛ 2. اهل بيت (ع)؛ 3. تشيع؛ 4. خاورشناسى؛ 5. مراجع و علما؛ 6. اجتماعى؛ 7. کتابسرا؛ 8 . پايگاههاى شيعى؛ 9. مراكز و مؤسسات؛ 10. بانک صوتى؛ 11. نگارخانه؛ 12. خدمات.
قسمت «الأسئله و الأجوبه» نيز از قسمتهاي مهم بخش عربي اين پايگاه است كه پاسخگوي سؤالات و شبهات ديني بوده و به صورت موضوعي طبقهبندي و ارائه شده است. در این قسمت، امكان ارسال سؤال جديد نيز وجود دارد.
6 . ستاد پاسخگويي به مسائل ديني (www.porsojoo.com)
پایگاه پاسخگویی به مسائل دینی، به دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم وابسته است كه با اختصاص گزينههایي چون: معرفی مراکز پاسخگو، ارسال پرسش، بانک پرسش و پاسخ، کتابخانه، مقالات، اخبار و پایگاههای مرتبط، امكان دسترسي پژوهشگران و علاقهمندان به مسائل ديني را فراهم آورده است.
هدف اصلي اين ستاد، سامان دادن به امر پاسخگويي ، هماهنگي بين مراكز پاسخگو و جلوگيري از كارهاي تكراري است و در مرحله بعد، پاسخ به سؤالات و شبهاتي كه هنوز به آن پاسخ داده نشده است.
در حال حاضر، بانك «پرسش و پاسخ» و «انجمن پایگاه» از قسمتهاي قابل توجه اين پایگاه است كه به صورت موضوعي به پاسخگويي به سؤالات و شبهات ديني پرداخته است.
در صفحه اصلي اين پایگاه نيز جديدترين اخبار مرتبط با مراكز پاسخگو به چشم ميخورد كه از بخشهاي روزآمد پايگاه به شمار ميآيد.
7 . مركز الابحاث العقائديه (www.aqaed.com)
اين پايگاه از مهمترين پايگاههاي اطلاعرساني در زمينه شناخت عقاید شيعه میباشد كه بيش از يك دهه است به زبان عربي فعاليت ميكند. المكتبه العقائديه، المستبصرون، الشيعه والتشيع، الندوات العقائديه و الأسئله العقائديه از بخشهاي مهم اين پايگاه است .
از بخشهاي اين پايگاه، پاسخ به سؤالات اعتقادي (الأسئله العقائديه) است كه به شكل موضوعي تنظيم شده است و موضوعات: القرآن الكريم، آيه المباهله و الموده ، آيه الولايه، ابن تيميه، الامامه ، البكاء علىالميت، البناء على القبور، البيعه، التبرك، التوسل و الاستغاثه، حديث اثني عشر خليفة، الخلفاء، الخمس، الدعاء، الشفاعه، الشورى، الغدير ، فرق و مذاهب، النبوه و الانبياء، الوحده الاسلاميه و الوهابيه، از بارزترين موضوعات اين صفحه است.
يكي از ابتكارات جالب اين پايگاه، بخش «المستبصرون» است. اين بخش به معرفي و شرح زندگي كساني اختصاص يافته كه از اديان ديگر به دين مقدس اسلام گرويده و مذهب تشيع را انتخاب كردهاند.
8 . پايگاه مؤسسه فرهنگي و تحقيقاتي إسراء (www.esraco.net)
پايگاه مؤسسه فرهنگي و تحقيقاتي إسراء، به عنوان پايگاهي اختصاصي، متكفل آثار مکتوب و بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي ميباشد. جام معرفت ، در محضر استاد ، استفتا، پيام استاد، آثار منتشر شده و پرسش و پاسخ، از مهمترين گزينههاي اين پايگاهاند.
بخش پرسش و پاسخ اين پايگاه، در موضوعات: تفسير، عترت، فلسفه، عرفان، فقه و حقوق، اجتماعي و معارف، فعاليت چشمگيري داشته و تمامي پاسخها از آثار حضرت استاد تهيه گرديده است.
9 . مجمع جهاني اهل بيت (ع) (http://www.ahl-ul-bait.com)
مجمع جهاني اهلبيت (ع) به عنوان يك تشكل جهاني و غير دولتي، از طرف گروهي از نخبگان جهان اسلام تشكيل شده است. همياري براي رفع مشكلات و مسائل فرهنگي و اجتماعي و ارتباط با سازمانهاي موجود در جهان اسلام و استفاده از منابع عظيم و غني معارف اسلامي، از اهداف مهم اين پايگاه است.
اين پايگاه به 15 زبان زنده دنيا فعال است كه قرآن، نهج البلاغه ، ادعيه و زيارت، عترت، شيعهشناسي، پاسخ به شبهات ، امام خميني (ره) و حكايات اسلامي، از بخشهاي مهم آن است .
اطلاعات متنوعي مانند : كميته دفاع از حريم شيعيان، مفاهيم اسلامي ، اسلام و اديان جهان و چرا شيعه شدم، در صفحه نخست اين پايگاه قابل دستیابی است.
آنچه گذشت، مروری کوتاه بود بر جايگاه و وضعيت پرسش و پاسخهای دينی و اسلامی در اينترنت که تنها به قصد معرفی و آشنايی با آنها طرح و بررسی شد. قطعاً نقد و بررسی هر يک از اين قبيل پايگاهها و صفحات، مجال بيشتری را میطلبد که اميدواريم در فرصتی ديگر اين موضوع نيز اتفاق افتد.
پینوشتها:
على روح الهى خراسانى*
1. به نقل از: مسئول گروه قرآن و حدیث اين مرکز در گفتگو با خبرگزاری رسا، www.porsojoo.com
اشاره
مدتی است که رهبر معظم انقلاب، بر ضرورت نوآوری به جهت «اجتنابناپذیر بودن تحولات در جوامع بشری»(1) تأکید دارند. و در نتيجه، «مدیریت تحولات در کشور»(2) را یک بایسته دانسته. و فرمودند: «با توقف در گذشته و نفی نوآوری، نمیتوان به جایی رسید... بنابراین، تنها راه صحیح، باز گذاشتن راه نوآوری، آزادفکری و آزاداندیشی و مدیریت این راه تحول آفرین است»(3) ایشان با نام گذاری امسال به سال نو آوری و شکوفايی، بر ضرورت این مسأله در این برهه از ایران معاصر صحه گذاشتند.
مسجد، به عنوان يكي از اساسي ترين اركان انقلاب خمینی کبیر (ره)، باید در دایره نوآوری، جایگاه خود را مشخص نمايد و از این قافله عقب نماند. به فرموده رهبر فرزانه انقلاب (ره): «تحول راز ماندگاری و تعالی بشر است»(4). بنابراين مي توان اذعان داشت كه مساجد و امور مربوط به آن در صورت «کناره گیری از تحول موجب از بین رفتن و یا منزوی شدن خواهد شد.»(5)
این مقاله با استناد به واقعیتهای دینی و اجتماعی، برای بهبود وضعیت موجود مساجد و خروج از رخوت، جذب انبوه جوانان، بهره گیری از رقبای فرهنگی مسجد، در راستای مسجد، یعنی قرار دادن ابزارهای نوین فناوری در طول مسجد نه در عرض آن (رفیق مسجد نه رقیب)، پاسخ به نیاز معنوی انسان مدرن، ضرورت هم گرايي و مدیریت تحولات جهانی و پرهیز از قرار گرفتن در انزوا، رساندن پیام انقلاب به جهان و دستیابی به جایگاه مورد نظر در سند چشم انداز، یک راهکار کاربردی را پیشنهاد می نماید.
این نوشتار همچنين با بررسی فرصتها و تهدیدها در عرصه جهانی به ویژه خاورمیانه – به جهت محوریت سند چشم انداز بر خاورمیانه - ضرورت راه اندازی «مسجد مجازی» را گوشزد می نماید.
یکی از ویژگیهای اماکن مجازی این است که بشر در آن بر مکان و زمان فائق می آید و می تواند از هر جایی از کره خاکی در هر زمان به مقصودش دست یابد. این در حالی است که مکانهای مذهبی واقعی، فاقد چنین ویژگی می باشند و استفاده از آن نیازمند برنامه زمانی و مکانی خاص است. از اين رو، مسجد مجازی می تواند پاسخگوی نیازهای افراد در هر زمانی و مکانی، آن هم به انتخاب مخاطب و نه خطیب، باشد.
مراد از مسجد مجازی در این مقاله عبارت است از وجود همه ساز و کارهای (ارکان) یک مسجد واقعی (فیزیکی) در فضای مجازی اعم از اینترنت و بازیهای رایانه ای.
کلید واژگان: مسجد مجازی، مسجد آنلاین، مسجد اینترنتی، سند چشم انداز، نوآوری.
پیشینه جایگاه معابد و کلیسای مجازی
در اوايل سال 2001، كليساى ملى استراليا در راستاى جذب بيشتر مردم براى حضور در مراكز و محافل مذهبى، از ابزار نوظهورى به نام اينترنت بهره برد و افرادى كه روزهاى يكشنبه نمی توانستند به هر علتی در مراسم دعای كليسا شرکت کنند، ساعاتى از اينترنت به طور رايگان استفاده می کردند.
چیزی نگذشت که كليساهاى پروتستان آمريكا نیز اقدام به راه اندازى پايگاه هايى كردند كه در آن به شكل همزمان افراد مىتوانستند با استفاده از اينترنت در دعاهاى روز يكشنبه كليسا شركت كنند؛ بدون آن كه نياز به طى كردن مسافت و حضور فیزیکی در كليسا داشته باشند. (6)
اسقف كن كلسى، يكى از نخستين كشيشان اينترنتى در مصاحبهاى با آسوشيتدپرس در اوايل سال 2003 گفت: كليساى اينترنتى جامعهاى جديد و به عبارتى، خلق سرزمينى جديد است. ما در كليساى اينترنتى تمام كارهاى جامعه دينى را انجام مىدهيم؛ به طور مثال، عبادت هاى روزانه، خواندن كتاب مقدس، حضور كشيش براى گفتگو و تسكين و حتى ثبت اعترافات گناهكاران در اين جامعه الكترونيكى تحقق يافته است. چند ماه بعد ربكا سامرز، مسئول مركز شوراى كاتوليكى كانزاس سيتى نيز از راه اندازى جامعه اينترنتى اديان خبر داد و گفت كه آنها بودجه قابل توجهى براى اين جامعه مجازى كه به گسترش تعاليم مسيح و حفظ مسيحيان در جهان كمك خواهد كرد، اختصاص دادهاند.
دسترسى شبانه روزى به كشيشهايى كه ساعت ها با مراجعان چت مىكنند، موسيقىهاى مذهبى كه در تمام ساعات قابل شنيدن است، استفاده از كتابخانهها و مقالات و تحقيقات آكادميك و علمى و همچنين شركت در دعاهاى دسته جمعى و خواندن كتاب مقدس، از جمله متداولترين امور كليساهاى اينترنتى است.
نگارنده مناسب می داند که در این قسمت به فاصله بلند بین فعالیتهای جدی دیگر ادیان و کندی تلاش ما مسلمانان در این زمینه اشاره كند و آمار مقایسه ای را ارائه نماید. آن گاه نیک روشن خواهد شد که چقدر از قافله عقبیم.
جهت یافتن تعداد معبد، کلیسا و مسجد مجازی از دو موتور مشهور جستجوگر اینترنتی(7) بهره بردم و آنچه را از واژگان که در اینترنت در دو زبان فارسی و انگلیسی(8) به موضوع مورد بحث مربوط می شود، بررسی نمودم.
اما قبل از توجه به نمودار آمار، ياد كرد چند نکته را لازم می دانم:
1. این فاصله بلند بین فعالیت ما در دنیای مجازی و دیگر ادیان به ویژه مسیحیت، تنها در گستره زبانی فارسی و انگلیسی است. حال اگر زبانهای دیگر مورد جستجو قرار گیرد، فاصله خیلی بیشتر خواهد بود. بی شک، بايد به شگرفی فعالیتهای آنان غبطه و بر رخوت خود در این عرصه حسرت خورد!
2. حسرت دیگر آن که حتی اگر در کمیت مساوی می بودیم- که نیستیم- در کیفیت نیز قابل رقابت با آنها نیستیم؛ يعني حتی بهترین نمونه مسجد مجازی، با کم رتبه ترین کلیسای مجازی از لحاظ تولید، کیفیت عرضه، تنوع، مخاطب محوری و جذابیتها قابل مقایسه نیست. مساجد مجازی، حتی در روزآمد شدن محتوا با کلیسای مجازی فرسنگها فاصله دارد و این وظیفه متولیان امر مسجد را صد چندان می کند.(9)
3. و باز بر این نگرانی تأكيد مي ورزم که حتی این مساجد مجازی هم معمولاً از تولیدات کشورهای عربی و سنی مذهب هستند. و جایگاه مکتب غنی اهل بیت(ع) در این عرضه به حق مورد غفلت قرار گرفته است.(10)
4. نظر به این که مساجد مجازی گاه توسط خود اشخاص به صورت خودجوش راه اندازی شده است، به نظر می رسد که جهت تولیت این مساجد مجازی، مثل مساجد فیزیکی، باید مرکز رسیدگی به امور مساجد اقدام نمايد و در موارد اصلاحی، به گوشزد، و در مواردی نیز به تشویق مبادرت ورزد؛ زیرا به گمان حقیر مرکز متولی نه تنها واقعیت بیرونی مسجد، که متولی خود واژه «مسجد» هم هست؛ حال این واژه در عالم عیان باشد یا در جهان مجاز.
5. اگرچه بيان این نکته چندان مرتبط با این نمودار نیست، ولی متولیان مسجد، بايد به واژه مقدس«مسجد» هم توجه كنند. نگارنده با جستجو در دائره المعارفها و زبان انگلیسی، معادل انگلیسی مسجد را masjid يافت و نه masjed. دامنه جستجوی هر یک از این دو واژه در موتورهای جستجو، شاهدی بر ادعای ما است. همچنان که در جدول دیدید، حتی در برخی مواقع نتيجه جستجوي واژه masjed صفر بوده است؛ در حالی که واژه masjid بالای بیست هزار را نشان می دهد. متأسفانه مترجمان و يا برخی متولیان مسجد نيز بدون توجه به این مطلب، حتی نشاني پايگاه اينترنتي خود را با واژه masjed ساخته اند و نه masjid! (12)
واژه مورد جستجو نتیجه جستجو در گوگل نتیجه جستجو در یاهو
مسجد اینترنتی 81 مورد 66 مورد
کلیسای اینترنتی 980/4 " 110 "
معبد اینترنتی 1 " 1 "
مسجد مجازی 26 " 13 "
کلیسای مجازی 70 " 17 "
معبد مجازی 5 " 6 "
مسجد آنلاین 2 " 0 "
کلیسای آنلاین 170 " 30 "
معبد آنلاین 0 " 0 "
online mosque 311 " 718 "
online church 000/184 " 000/773 "
online temple 800/13 " 600/58 "
virtual mosque 460/1 " 680/3 "
virtual church 500/26 " 000/263 "
virtual temple 300/12 " 000/68 "
Internet mosque 303 " 661 "
Internet church 000/35 " 000/270 "
Internet temple 360/1 " 560/1 "
Internet Masjed 0 " . "
Internet Masjid 800/21 " 61 "
Online Masjed 1 " 2 "
online Masjid 559 " 83 "
Virtual Masjed 1 " 1 "
Virtual Masjid 136 " 40"
به نظر نگارنده، مناسب و بجا است كه مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور، با اعلان رسمی تولی تمام معانی واژه مقدس مسجد اعم از عالم عیان و مجاز، به موارد زیر اقدام نمايد.
1. نظر به این که مسجد یک واژه مقدس اسلامی است، ممکن است – كه البته به گمان بنده اتفاق افتاده - که دشمنان به اسم این واژه با دامنههای متفاوت، پايگاه هاي اينترنتي ساخته و به تبلیغ عقاید خود بپردازند؛ یعنی کاربری که جز از اسلام و مسجد چیزی ندیده و نشنیده، به اسم مسجد بودن آن اکتفا مي نمايد؛ در حالي كه محتوای آن کاملاً ضد اسلامی است. از اين رو، در یک اقدام سریع باید همه مشتقات مسجد با انواع دامینها، ضبط شده و در انحصار مرکز مربوطه قرار گیرد؛ زیرا به نص قرآن، مساجد از آن خدایند.(12) در آن باید خدا یاد شود؛ نه این که با اسم مقدس مسجد، فضای مجازی ساخته شود و در آن دین مسیحيت و انديشه ها و عقايد مخالف اسلام ترویج شود.
2. همچنان که مساجد فیزیکی را معمولاً مردم مي سازند و مرکز آن ها را حمایت و هدایت می کند، به نظر می رسد بايد افراد خودجوشی که اقدام به تأسیس مسجد مجازی نموده اند، شناسايی شوند و مورد حمایت و تشویق قرار گیرند.
3. همچنان که مساجد فیزیکی بدون نظارت در ساخت وساز و مدیریت، از مطلوبیت کافی برخوردار نخواهد بود، باید مساجد مجازی نیز سامان دهی گردد و بر محتوای تولیدی آنها نظارت شود و البته این امر در سایه آموزش محقق می گردد.
4. بايسته است كه مرکز رسیدگی به امور مساجد با ایجاد یک تارنمای وبلاگ نویسی مسجد مثل «مسجد بلاگ» در این زمینه به تولید انبوه دست یازد. و این مطلب صد البته موجب روی آوردن ائمه جماعات و مساجد به پژوهش می شود. در این باره ، آموزش فناوریهای نوین مثل چگونگي استفاده از اینترنت و وبلاگ نویسی را برای ائمه جماعات می توان در دستور کار قرار داد و با چاپ و توزيع جزوات راهنما و يا برگزاري كارگاه هاي آموزشي به اين امر پرداخت.
5. مرکز پایگاه خبری مسجد نیوز به امر توليت و نشر اخبار مربوط به مساجد به زبانهای مختلف بپردازد. با توجه به حضور هزاران ائمه جماعت، آنها می توانند خبرنگاران خوبی برای این پایگاه باشند؛ ظرفیتی که نظیرش را در جهان هیچ پایگاه خبری ندارد؛ چرا بايد از این پتانسیل غافل باشیم! ضمن اين كه این پایگاه مربوط به مساجد، دست اندرکاران و ائمه جماعات را از آخرین اخبار مسجد آگاه می سازد.
فزونی جایگاه دین در اینترنت رويتر نیز در 28 دسامبر سال 2001 با چاپ گزارش مفصلى اعلام كرد كه از هر 4 مراجعه كننده آمريكايى، يك نفر براى مقاصد دينى به اينترنت رجوع مىكند. همچنین ذكر شد كه 69 درصد از اين افراد درصدد يافتن منابع مطالعاتى دينى و تحقيق درباره اديان مختلف هستند. در این میان، 21 درصد در جستجوى متون مقدس دينى و شركت در اعمال و نيايشهاى آن هستند.(13)
در یک تحقیق در ایران نیز استفاده علمی و دینی از اینترنت بیش از تفریحی و سرگرمی بوده است. بر اساس این تحقیق، به ترتیب: 3/54 درصد از پايگاههای خبری، علمی و آموزشی و 7/45 درصد نیز از پايگاههای تفریحی- سرگرمی استفاده می کردند. (14)
آيا این فرایند رو به رشد استفاده از اینترنت در جهان که حاصل «یک تحول» در عرصه اطلاع رسانی است، نیازمند مدیریت نیست؟
تبلیغ اسلام در دنیای مجازی اینترنتی
اقلیت مسلمان در کشورهای غربی در حالی که با ستادهای گسترش اسلام در دنیای حقیقی روبه رو شده اند، به دنیای مجازی رو کرده تا آموزههای حقیقی اسلام را با هدف رفع باورهای نادرست در دنیای رايانه ای ارائه کنند.
محمد یوسف روان پزشک ساکن سوئد در فضای اینترنت مسجدی مجازی تشکیل داده تا از طریق آن آموزهها و آداب و رفتار اسلامی را ترویج کند. غیر مسلمانان در این مسجد با چگونگی نماز خواندن، قرائت قرآن و وضو آشنا می شوند. وی گفت: صدها نفر از علاقه مندان از ملیت های مختلف برای شناختن اسلام به این فضا رجوع می کنند. یوسف 39 ساله اظهار داشت که تاکنون سه مسیحی بازدید کننده از این ستاد مجازی به اسلام مشرف شده اند.
این فضای مجازی با معماری اسلامی تزئین شده است، مسجد آن از مناره برخوردار بوده و در داخل آن نسخههای قرآن کریم و ترجمه آن به زبان انگلیسی قرار گرفته است.
حدود 1500 نفر روزانه از این مسجد مجازی دیدن می کنند که در آن میان، عده ای غیر مسلمان هستند. اقلیت مسلمان در سوئد این فضای مجازی را در پایگاه اینترنتی «زندگی دوم» (Second Life) ایجاد کرده اند. Second Life یک دنیای کاملاً مجازی است که توسط ساکنان آن ساخته می شود. از زمان افتتاح این شبکه در سال 2003 تاکنون بیش از 9 میلیون نفر در آن عضو شده اند. (15)
فرازی از بیانات رهبر انقلاب در این زمینه می تواند فصل الخطاب باشد: «در همينجا لازم است درباره اقليت هاى مسلمان در برخى از كشورها و از جمله كشورهاى اروپايى اشاره شود كه فشار وارد بر مسلمانانى كه مايلند هويت اسلامى خود را حفظ كنند، افشاگر ماهيت دمكراسى و آزادىاى است كه غرب پيوسته از آن دم مىزند. حساسيت هايى كه بعضى دولت هاى اروپايى در برابر ساختن مسجد، يا تشكيل اجتماعات اسلامى، يا رعايت لباس اسلامى و امثال آن نشان مىدهند يا در مردم برمىانگيزند، بايد مسلمانان را به مواضع واقعى آن دولت ها نسبت به اسلام آشنا سازد. اين ها از جمله مسائل مهمى است كه مسلمانان جهان بايد درباره آن بينديشند و از آن براى معرفت به وظيفه خود در اين روزگار بهره گيرند».(16)
شبیخون نرم و فرهنگی دشمن و لازمه مقابله به مثلکافی است فیلمهای ساخته شده غربی وهالیودی بر ضدّ اسلام را مشاهده کنید. استفاده از نمادهای اسلامی مثل اذان، مسجد و مناره به عنوان کمین گاه تروریستها! و محل تربیت گروههای فشار، در راستای پروژه نامیمون تخریب چهره اسلام است. آیا همین ما را بر آن نمی دارد که از این واژهها و نمادهای مقدس دفاع کنیم؟
فیلمهايی مثل «روز استقلال»،(17) «محاصره»(18) و «شمشیر اسلام»(19) در صدد ارائه چهره ای خشن از اسلام اند. در این فیلمها عموماً همزمان با صدای اذان و نمایش مناره و گنبد مساجد اسلامی - البته با رنگ سرخ که در روان شناسی نماد خشونت است و ناخود آگاه مخاطب را در فضای ترور قرار مي دهد - عملیات ترور را نشان می دهد.
آیا وقت آن نرسیده است که ما نیز با ساخت بازی هاي رایانه ای براي كودكان و نوجوانان آن ها را روانه مسجد مجازی کنیم. غرب اگر بازی رايانه ای می سازد، با شلیک هر گلوله، صدای «یا مهدی» سر می دهد. از اين رو، نهاد متولی مسجد وظیفه دارد که با تهيه بازي هاي مناسب، فرزند ایران و اسلام را در فضای مسجد قرار دهد. مگر نه آن است که در دنیای معاصر، به اعتراف همه روانشناسان تبلیغ مستقیم معنا ندارد باید نا خودآگاه مخاطب را برای پذیرش پیام تحریک کرد.
حال که دشمن با استفاده از فناوري رسانه سعی در وارونه جلوه دادن چهره اسلام، خصوصاً بعد از حادثه یازدهم سپتامبر دارد، از آن جا که مساجد از دیر باز، سخنگوی رسمی اسلام مبین بودند، با احیای نقش رسانه ای مساجد مي توان در معرفی چهره واقعی اسلام کوشید. (20)
رهبر فرزانه انقلاب «کنترل، تحولات جهانی به دست صهیونیسم و سرمایهداری جهانی را خطری جدی»(21) می شمارند. آیا نباید برای رهاسازی مدیریت تحولات جهانی از دست این غاصبانِ مرز و بوم، فرهنگ و هویت اسلامی اقدام نمود؟
در دنیای امروز که همه رسانهها تحت کنترل صهیونیسم و باندهای قدرت سیاسی اقتصادی است، ضرورت حفظ کارکرد رسانه ای مساجد به عنوان مکانهای مردمی و آزاد، اهميّت چند برابر می یابد.
این نماد بزرگ اسلام، تریبون اسلام به شمار مي رود و مخاطب آن همه انسان ها هستند؛ (22) نه فقط مسلمین: «جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَهَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ». (23) در تفسیر نمونه ذیل این آیه می خوانیم: «مخصوصاً كلمه «للناس» نشان مىدهد كه اين مركز امن و امان، پناهگاهى است عمومى براى همه جهانيان و انسانها و تودههاى مردم». (24)
صاحب نظران علم ارتباطات مثل پروفسور مولانا، بر وابستگی رسانهها بر مساجد تأکید دارند. به باور ایشان، رسانه ای که از کانون قداست، خودی و خوش سابقه در عرصه اطلاع رسانی صادر شود، کاملاً مورد اقبال جامعه خواهد بود. (25)
پروژه مسجد مجازی تنها راه ارضای نیازهای معنوی آن سوی مرزها با اقیانوس عرفان و اخلاق اهل بیت (ع) است كه با كمترين هزينه قابل اجرا و پيگيري است.
مخالفان معابد مجازی
در آيین مسیحیت عده ای که گرایش سنتی داشتند، با این پدیده به مخالفت پرداختند. اين مسأله در موارد بسيارى مورد انتقاد اسقفها و كشيشانى قرار گرفت كه معتقد بودند اينترنت مردم را از كليسا دور كرده است و باعث كاهش حضور مؤمنان در روزهاى يك شنبه مىشود. به همين دليل، طى اطلاعيههاى مكرر اعلام كردند كه هيچ جايگزينى براى حضور در كليسا وجود ندارد و مسيحيان موظف هستند روزهاى يك شنبه به كليسا بيايند. سنت گرايان همچنان معتقدند که اينترنت عامل جدايى مؤمنان مسيحى از كليسا و قطع رابطه آنان با سازمان كشيشان است. (26)
كن كلسى، از بنیانگذاران کلیسای مجازی در پاسخ اين انتقاد به خبرنگار آسوشيتدپرس گفت: اين مهم نيست كه مسيحيان به كليسا بروند يا از طريق اينترنت خود را در كليسا حس كنند؛ اين مهم است كه رابطه آنها با جهان مسيحيت و دنياى كليسا قطع نشود. ما بايد تصميم بگيريم، كه رابطه را براى هميشه قطع كنيم و هر روز شاهد كاهش مؤمنان باشيم، يا اين كه بپذيريم اين رابطه وجود داشته باشد؛ حتى به شكل مجازى. (27)
صد البته که مسجد مجازی یک آستانه است برای پر کشیدن به مسجد محله، یک عروج از مسجد مجازی به مسجد واقعی. شاید بی جهت نباشد که معراج معنوی پیامبر از مسجد بود تا به مسجد.(28) و این فرآیند، یک انسان سرگشته از مدرنیته و تبلیغات صهیونیسم را به دامن اسلام آورده و در مأمن مسجد جای می دهد؛ «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً». (29)
ساخت مساجد مجازی به معناي دست کشیدن از مسجد سنتی نيست؛ بلکه در راستای تعالی ذکر خدا است. مگر نه آن است که می توان جوان آشفته در بازار دنیای دیجیتال را با همین ابزار جذب کرد و پس از زلال کردن فطرت گمشده اش، دست او را گرفت و در گوشه ای از مسجد سنتی گذاشت تا این بار به طور واقعی و نه مجازی، به طور فیزیکی و نه فقط ذهنی، به استماع حقیقت و کرنش در برابر خدایش بپردازد.
آیا جوانی غربی ای که اساساً اسم مسجد به گوش او نخورده و یا به جهت تبليغات سوء استكبار، از مسجد مفهومی بد در ذهن دارد، نباید با استفاده از تحولات جهانی، او را با حقیقت مسجد آشنا نمود؟
مسجد مجازی؛ بایسته چشم انداز بیست ساله ایران اسلامیبجا است در این جا به بندهایی از سند چشم انداز اشاره کنیم که می توان با استنباط از آنها جایگاه مسجد را در افق 1404 بررسی نمود و ناگزیر بودن از روی آوری به مسجد مجازی را گوشزد نمود. بی شک، هر گونه انحراف از این میثاق ملی، ایران را در رسیدن به آن هدف مبارك باز خواهد داشت و مسجد باید جایگاه و شأن خود را با تکیه بر این بندها مشخص نماید.
در این جا عباراتی از سند چشم انداز را که با مسجد مرتبط می شود، به تحلیل می نشینیم.
در بخشهای پیش آمد که نفوذ اینترنت در خاورمیانه در حال رشد بسیار سریع بوده و هم اکنون نزدیک به یک چهارم جمیعت آن از این پدیده برخورداند که با سرعت فزون آن، در افق 1404 جمیعت بسیار زیادی از آن بهره مند خواهند شد. با توجه به پدیده نا میمون رسانههای تبلیغی غرب و نیز صهیونیسم و وهابیت در منطقه که هر دو دست به دست هم داده تا «همگرايي اسلامي و منطقهاي»(30) را به هم زنند، باید تنها درمان این درد، یعنی «تعاليم اسلامي و انديشههاي امام خميني (ره)»(31) را با استفاده از این فناوری به گوش این مردم رساند.
تنها راه اشاعه این پیام مقدس، مسجد می تواند باشد. از این رو است که دشمن هماره با آن مخالف است. مستر همفر جاسوس بریتانیا در خاطراتش می نویسد: «از بنای مساجد به هر صورت باید جلوگیری شود.»(32) به عبارت «به هر صورت» توجه نمايید. این موضوع همچنان سیاست راهبردی استکبار است.
مگر نه آن است که بايد «جامعه ايراني در افق اين چشمانداز [بیست ساله]... برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري»(33) باید باشد. آیا نبايد این نیروها را باید مسجد تربیت کند؟ مگر نه آن است که مسجد محل پرورش و آموزش بوده است؟ آیا تا امام جماعتی که خود بر این ویژگی آراسته نگردد، می تواند الگوساز باشد تا جوان از دانش پيشرفته برخوردار شده،(34) توانا در توليد علم و فناوري(35) گردد؟
کاهش استقبال جوانان از مسجد و فزونی استقبال آنان از اینترنت چیز قابل انکاري نیست. به نظر نگارنده، از مصادیق «مدیریت تحول» در کلام رهبری، «رفیق» نمودن این «رقیب» رسانه ای با مسجد است. باید مواظب شد که در کشور اسلامی، رسانههای مدرن، رقیب در عرض مسجد نباشند بلکه یار مسجد و در طول آن قرار بگیرند.
نکته جالب آن که سند چشم انداز، تربیت این نیروها را «متکي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي»(36) نموده است؛ چه سرمایه اجتماعی فراتر از مسجد و چه منابع انسانی ای بهتر از نیرویهای مؤمن مسجدی؛ چرا که علم مطلوب در سند چشم انداز علم دینی و دین علمی است؛ نه علم سکولار. و بديهي است كه لازمه دست یافتن به علم دینی، تربیت نیرویهای علمی آینده در قالب مسجد است.
آیا تربیت نیروی ایرانی با ویژگیهای: «فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مؤمن، رضايتمند... متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شکوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن»(37) بخشی از وظیفه مسجد به جوانان را گوشزد نمی کند؟ از کارکردهای مسجد می توان به نقش آن در پرورش افراد اشاره کرد که حکومت دینی بدانها نیاز دارد؛ زیرا مسجد بار هدایت فکری و تربیتی نیروهای جامعه را بر دوش دارد.(38) در سایه رفت وآمد به مسجد، خلق وخویها و آداب و منشهای افراد تا حد بسياری، هویدا می گردد. این تربیت و شناسايی، در روابط افراد با یکدیگر سازنده می باشد؛ زیرا حاکمیت اسلامی می تواند از این رهگذر، نیروهای متعهد و کارآمد خود را بشناسد.(39)
مسجد برای این دو امر مهم برای حکومت اسلامی نقش آفرینی می کند. همچنان که در دوران انقلاب و دفاع مقدس فرماندهان و نیروهای مردمی همه تربیت یافتگان مسجد بودند. امروزه نیز برای گزینش و تربیت افراد برای مدیریت سیاسی کشور باید از مسجد مدد گرفت.
مگر نه آن است که در زمان شكل گيري انقلاب و نیز دوران هشت سال دفاع مقدس همین مساجد بودند كه نیرویهايي متعهد و كارامد را تربیت کردند. اینک نیز بايسته است كه به همراه پدیده تحول، در خود تحولی ديگر ايجاد كنيم و باز به پروش چنین انسانهایی که ایران1404 نیاز دارد، اقدام نمایيم. همچنان كه بيان شد، رهبر فرزانه نيز «لزوم استقبال از تحولات و پرهیز از ایستایی و رکود»(40) را خاطرنشان کردند.
ضرورت هاي راه اندازي مسجد مجازي
ادامه مطلب...
مقدمه
هدف این مقاله، نشان دادن
تصویر اسلام در کتب درسی فلسطین اشغالی، امریکا، انگلیس و چند کشور
اروپایی و چگونگی بازتاب حقایق و نظرات در کتب درسیشان است.
نظر به
اینکه امروزه بحث کتابهای درسی در کشورهای غربی وارد مباحث حساس سیاسی
شده است، لازم است که چهره اسلام را در کتب درسی آنها با دقت دوچندان مورد
بررسی قرار داد؛ چرا که کتب درسی در تشکیل ساختار ذهنی دانشآموز و چگونگی
تعامل او با جامعه خود و دیگر جوامع پیرامون خود نقش مهمی دارند.
برای
کسب آگاهی در این زمینه، هر چند کتب درسی آنها در دسترس نبود، از نتایج
تحقیقات دانشگاه الازهر مصر و وزارت آموزش عربستان بهره گرفتهایم و بدین
منظور، ببررسی امور زیر پرداختهایم:
1. بررسی عناوین اسلام، محمد و قرآن در مقالهها؛
2. بررسی محتوای متونی که با موضوعات بالا در ارتباط بودند؛
3. بررسی معانی و استنباطهایی که حاوی پیامهای پنهان بودند؛
4. بررسی آمارها؛
با
توجه به اینکه زبانهای مقصد ترجمه، حداقل سه زبان است. در اینجا در حد
مقدور سعی در ارائه متون اصلی کردهایم و در جاهایی که مقدور نبود، مفهوم
اصلی متون را بیان داشتهایم. ضمناً در جاهایی که عین مطلب را ذکر
میکنیم، نام کتاب و صفحه نیز قید شده است.
در این مقاله به ترتیب
موضوعات: پیامبر اکرم(ص)، قرآن و اسلام در کتب درسی به تفکیک کشورها مورد
بررسی قرار گرفته است که مهمترین مسائل مورد بررسی به شرح زیراست.
پیامبر اکرم(ص)
1. آیا به مقام نبوت پیامبر اکرم(ص) اقرار کردهاند؟
2. شخصیت پیامبر اکرم(ص) چگونه معرفی شده است؟
3. آیا با احترام از پیامبر اکرم(ص) نام میبرند؟
4. عبارتهای اهانتآمیز و تصورات غلط و غرضورزیها در کتب درسیشان چگونه بازتاب دارد؟
قرآن
1. قرآن چگونه کتابی است؟
2. آیا قرآن وحی الهی است؟
اسلام
1. آیا اسلام را به عنوان دین میشناسند؟
2. آیا با احترام از دین اسلام یاد میکنند؟
3. دربارۀ ارکان اسلام و جهاد چه نظری دارند؟
4. گسترش اسلام چگونه در متون درسی بازتاب دارد؟
اینک یافتههای خود را در زمینههای بالا، در هر یک از کشورها عرضه میکنیم.
الف) پیامبر اکرم(ص)
در کتب درسی فلسطین اشغالی
در بیشتر کتابهای درسی سطوح پایین، زندگی پیامبر اکرم(ص) این گونه آمده است:
محمد
بنیانگذار دین اسلام است. او تا سال 622 در مکه زندگی کرد تا اینکه از
جانب خداوند بر وی دین جدید وحی شد. محمد ساکنان مکه را به ایمان به خدای
یگانه دعوت کرد.
مردم مکه از ترس اینکه مبادا به مال و دینشان
گزندی برسد با او مخالفت کردند. محمد نیز از ترس جانش به همراه خانوادهاش
به شهر یثرب فرار (Escape) کرد. در آن شهر مردم دین او را پذیرفتند.
مسلمانان به فرار (Escape) محمد از دست مردم مکهTheexodus) Hijra) هجرت
میگویند (معنی دقیقتر: خروج بنیاسرائیل از مصر به کنعان). این هجرت آغاز تقویم اسلامی در سال 622 میلادی است.
از
آن هنگام دین محمد در سرزمین شبهجزیره عرب گسترش یافت. محمد گاهی با دلیل
و گاهی با زور طایفههای مختلف را کنار هم گرد آورد و بدین ترتیب امت را
تأسیس کرد و جنگ با یکدیگر را ممنوع ساخت. سپس محمد ایمان آورندگان را
برای گسترش دین اسلام به کشورگشایی فراخواند.
این ترجمه متنی است که
در اغلب کتب درسی از جمله «سلسلة کتب وسائل النجاح التعبیر و الفهم،
(2002، ص66)» آمده و دکتر علی بن صالح الخبطی آن را در مقالهاش نقل کرده
است.[1]
با بررسی 23 کتاب درسی در پایههای مختلف، پیامبر اکرم(ص) این گونه معرفی شده است:
1. پیامبر اعظم(ص) از جانب خداوند به پیامبری مبعوث نشده است.[2]
2. نام محمد را بدون اشاره به مقام نبوت آن هم بارها ذکر میکنند.[3]
3. هجرت پیامبر اکرم(ص) را فرار میدانند.[4]
4. معراج پیامبر اکرم(ص) را افسانهای خرافی مطرح کردهاند.[5]
5. چون دیگر انبیا، زندگانی زاهدانه و متواضعانه نداشت.[6]
6. پیامبر اکرم(ص) مردی خیالباف، جنگجو و نوآور اسلام معرفی میشود.[7]
7. دعوت پیامبر اکرم(ص) دنیوی است، نه دینی.[8]
8.
اسلام چیزی جز افکار و مفاهیمی که محمد از یهودیان و نصارا گرفته، نیست و
همان آموزهها را به روشی مناسب به عربها ارائه کرده است.[9]
از بررسی
متون این کتب ملاحظه میشود که هدف آنها ایجاد تصویری منفی و مبهم از
اسلام در ذهنِ دانشآموزِ یهودی برای اثبات ادعای یهودیان صدر اسلام است
که میگفتند اسلام چیزی جز افکار و مفاهیم آیین یهود و نصارا
نیست، بیآنکه کوچکترین اشاره به این حقیقت کنند که قرآن تصدیق کننده
تورات و انجیل است.
در کتب درسی آمریکا
در هیچ یک از کتابهای
درسی مورد مطالعه عنوان پیامبر ذکر نشده است و تنها به نام «محمد» اشاره
رفته است. تنها جایی که عنوان پیامبر ذکر شده است، عنوان بخش زندگی
پیامبر اکرم(ص) در این کتاب است: The word and its peoples" )p.226) تحت
عنوان The Revelations Of The Prophet .
2. در کتاب درسی
"Literature – The Reader's choice"
چکیدهای
کوتاه از زندگانی پیامبر اکرم(ص) آمده است. در صفحه 413 این کتاب تصویری
خیالی و افسانهای از معراج پیامبر اکرم(ص) درج شده است و در یک نقاشی،
پیامبر اکرم(ص) را سوار بر اسب در حالی که فرشتهها دور او جمع شدهاند،
نشان میدهد.[10]
3. در کتاب درسی
"The World History – Connections To Date"
تاریخ
اسلام از آغاز تا دوره عثمانیها آمده است. در این کتاب تصویری از بازار
مکه ارائه شده که عدهای از مردم مکه نشستهاند و در گوشهای از بازار
فروشندهها با صدای بلند اجناس خود را میفروشند. در این بین مردی درشت هیکل و سیاه چهره با ریشی سیاه برای عدۀ اندکی صحبت میکند. (ص 256).[11]
4. در کتاب درسی
"The World"S History And Geography"در بخش زندگانی پیامبر اکرم(ص) چنین آمده است.[12]
«او
در کودکی به خاورمیانه سفر میکند و تحت تأثیر یهودیها و مسیحیهایی که
با او برخورد میکنند، قرار میگیرد» بدون شک هدف از این بیان القای
دیدگاهی منفی به پیامبر است.
5. در کتاب درسی
"History Of The World: People, Places And Concepts"
نیزدر بخشی تحت عنوان "The Life Of Muhammad" آمده و نویسنده کتاب چنین بیان میکند:
«بدون شک در طول مسیر، محمد با تعالیم یهود و مسیحیت آشنا شده بود. (ص157)[13]». همچنین در ادامه همین مطلب در صفحه 144 آمده است:
"Forced The People Of Madinah To Acknowledge Allah As their Only God",(P.144)؛«محمد مردم را وادار میکرد تا یگانگی خداوند را تصدیق کنند.».
6. نویسنده کتاب
"The World Geography And Culture"
پیامبر اکرم(ص) را شتر سواری معرفی میکند که در شهر مدینه زندگی میکرد (ص223). در ادامه همین مطلب مینویسد:
"god sent the angel Gabriel to a man named Muhammad, an ordinary camel driver who lived in the city of mecca.
Muhammad was told that he was god's chosen prophet or messenger".[14]
«خداوند
فرشته جبرئیل را نزد مردی به نام محمد فرستاد، ساربانی که در شهر مکه
زندگی میگرد. گفته میشد که او پیامبر برگزیده خدا یا رسول الله بود».
کتب درسی یونان
دو کتاب درسی از کتب درسی یونان
"Christianity And Other Religions"
(تاریخ مسیحیت و دیگر ادیان) و "Byzantine History"
(تاریخ
روم شرقی) مورد بررسی قرار گرفت. هر دو کتاب برای دوره نظری تدریس
میشوند. در این دو کتاب سعی شده است. پیامبر اکرم(ص) را جنگ طلب جلوه
بدهند و آن حضرت را آغازگر جنگ علیه مشرکین مکه معرفی کردهاند.[15]
همچنین
در این دو کتاب، سؤال بسیار مهم و تأمل برانگیزی از دانشآموزان پرسیده
شده است: محمد مرد صلح است یا مرد جنگ؟[16] بدون آنکه عنوان پیامبری را
ذکر بکند. از ظاهر سؤال هم پیداست که چندان لحن خوبی هم ندارد. هر چند
نظام آموزشی یونان یکی از بهترین نظامهای آموزشی در جهان است و در ارایه
اطلاعات دقیق تاریخی، جغرافیایی و ... تلاش زیادی میکند، ولی در معرفی
پیامبر اکرم(ص) و اسلام چندان پایبند به حقایق تاریخ نیست و در مسیری
کاملاً اشتباه سعی در ارائه تصویری منفی از اسلام دارد.
در کتب درسی اتریش
کتابهای
درسی تاریخ و علوم اجتماعی دوره ابتدایی این کشور مورد بررسی قرار گرفت.
هر چند در این کتب به دوره درخشان تمدن اسلامی اشاره شده است، ولی دربارۀ
پیامبر اکرم(ص) به مواردی اشاره میکند که دور از واقعیت است و زیادهروی
هم کردهاند. به عنوان مثال، به موارد زیر توجه کنید:
1. در این کتابها نیز پیامبر اکرم(ص) را با احترام یاد نمیکنند.
2. پیامبر را چوپانی معرفی شده که از طبقه پایین جامعه است.
3. در توصیف پیامبر اکرم(ص) او را دیندار و با ایمان معرفی نمی کند.
4.
در متن درس که دربارۀ پیامبر اکرم(ص) است، از نقاشیهایی استفاده شده است
که به بچهها القا میکند که مسلمانان مردمانی بیابانگرد و عقب مانده
هستند.
5. بدون اینکه به مقام نبوت پیامبر اکرم(ص) و وحی اشارهای
کنند، ایشان را مردی خیالباف معرفی میکنند که در عالم رؤیا تعلیم دیده
است.[17]
قرآن
کتب درسی آمریکا
1. در کتاب درسی
"Literature – The Reader's Choice"
قرآن این گونه معرفی شده است:
"According To The Muslim's Belief, The Book That Was Revealed Diretly By God To The Prophet Muhammad" (Pp.434,448).
«مسلمانان بر این عقیده هستند که قرآن کریم به طور مستقیم از جانب خداوند بر محمد(ص) ابلاغ شده است».
2. در همین کتاب درباره مدت زمان نگارش قرآن به دو زمان اشاره شده است:[18]
"It Was Witten Thirty (30) Years After The Death Of Muhammad' P.43)
«قرآن
بعد از سی سال از رحلت پیامبر اکرم(ص) نوشته شده است». ولی در جایی دیگر
عنوان میکند که قرآن در طول بیست سال نگارش یافته است (ص448). این
اشتباهها حکایت از عدم دقت در ارایه اطلاعات درست به دانشآموزان دارد.
3. همچنین در تحریفی آشکار درباره چگونگی نگارش قرآن کریم درکتاب درسی
"The World And Its Peoples"
چنین آمده است؛
"When Muhammad Preached In Medina, Some Of His Followers Wrote Down His Messages. They Were Gathered In a
Book Known As The Quran, Which Is The Holy Book Of Islam", (P.226).
«وقتی
محمد در مدینه سخنرانی میکرد، برخی از یارانش آنها را مینوشتند، سپس
همین نوشتهها در کتابی تحت عنوان قرآن جمعآوری شد که کتاب مقدس اسلام
است».[19]
کتب درسی فلسطین اشغالی
کتب درسی این کشور در جهت
تثبیت تصورات و ایدههایی است که منجر به عدم قداست قرآن کریم میشود؛
زیرا که صهیونیست و یهود آن را ساخته و پرداخته افکار محمد(ص) میدانند و
استنباطشان این است که جزء بزرگی از آن از کتب دینی یهود گرفته شده و در
بعضی از این کتب مطالبی آمده که حاکی از ارتباط بین زبان قرآن و زبان
تورات است.
نویسندگان این کتابها میکوشند که به دانشآموز ثابت کنند که قرآن برگرفته از تورات است.
طبق
تصورات غلط بعضی از کتب درسی یهودیان، سعی شده است که قرآن را چنین تعریف
کنند که حاوی تعدادی از پیشبینیها و رؤیاهای محمد نیز است و بخش زیادی
را نیز از تورات الهام گرفته و در چارچوب این تصور غلط، بعضی از کتب اشاره
به آوردن قرآن از آسمان به وسیله محمد بعد از معراج میکنند. و معتقدند که
که محمد از بیت المقدس به آسمان عروج و قرآن را از آنجا نازل کرد.
در
اشاره به این نکته است که بعضی از کتب درسی رژیم اشغالگر واژههای دینی
یهودی را برای موضوعات اسلامی به کار میبرند؛ مثلاً قرآن، تورات محمد و
حدیث نبوی و سنت پیامبر را تورات شفاهی و مکمل قرآن معرفی میکنند. هر چند
اسلام به آزادی دینی احترام میگذارد و آنچه را که یهود و مسیح از جانب
خدا آوردهاند، تصدیق میکند، اما یهودیان به اسلام و احساسات مسلمانان
احترام نمیگذارند.[20]
این بخش از مقاله را با نقل بخشی از کتاب درسی تاریخ رژیماشغالگر اسرائیل به پایان میبرم:
وقتی
محمد در مدینه برای پیروانش سخنرانی (داستانها و حکایتهایش را تعریف
میکرد) میکرد، برخی از ایشان سخنان او را مینوشتند. سپس این نوشتهها
را د رکتابی عنوان قرآن جمع کردند که کتاب مقدس اسلام است».[21]
کاملاً
واضح و روشن است که قرآن سخنان خداوند است که به واسطه جبرئیل بر پیامبر
اکرم(ص) نازل شده است. ضمناً در این کتاب پیامبر اکرم(ص) باعنوان پیامبر
معرفی نشده است.
ج) اسلام
ادامه مطلب...
عید غدیر؛ عید الله اکبر
معاويه
هلا اي مرد
جاهل.......................................... .... ...........نقاب جهل را از رخ
فروهل
مگر كردي
تو مكر من فراموش.......................................
...... به صفين در چنان غوغاي هائل
گروهي
سوي تو از مردم شام............................................. ...
...نهاده رو به تو دستور مايل
بدانها
گفتمي هر فرض واجب........................................... ....
....بدون حبّ كاري است باطل
تمام اين
گفته را از من شنفتند...................................... .ز حق
گردانند روي آن جيش غافل
ز من
پرسان همه جهّال شامي........................................... ....
......كه آيا ببرّيم از علي دل
ادامه مطلب...
الف: دولت واتيكان:
واتيكان به عنوان دولتي مستقل در محدوده 45 هزار متري (45 هكتاري) ايتاليا است كه بزرگترين كليساي جهان يعني كليساي بزرگ سن پيترو در آنجا واقع شده است و همچنين كاخ واتيكان كه هزار اتاق دارد اين كشور گالريهاي تعاشي و نفيسترين و گرانبهاترين خزائن عالم مسيحيت را دارا ميباشد. پيش از وحدت ايتاليا، از شرق تا غرب اين كشور و از دريا جز قلمرو پاپ اعظم پور اما پس از آنكه سپاهيان ايتاليايي از 1870 رم را تصرف كردند بساط سلطنت و فرمانروائي پاپ برچيده شد، اين كار را بدين عذر انجام دادند كه اگر رم جزئي از پادشاهي ايتاليا شمرده نشود ايتاليا داراي وحدت نخواهد شد.
پس از انعقاد پيمان لاتران روابط ديپلماسي كامل ميان واتيكان و دولت ايتاليا برقرار شد. پاپ رئيس شهر واتيكان شناخته شد با اختيار كامل قانونگذاري و اجرائي و قضائي اكنون واتيكان مانند ديگر ممالك مستقل جهان با تمام كشورها روابط ديپلماسي دارد.
شهر واتيكان داراي راه آهن مخصوص، يك ايستگاه عالي راديو، يك پستخانه، رصدخانه، كتابخانه، سربازخانه، دادگاه و يك زندان نمونه است اين شهر همچنين روزنامه و مطبوعات مخصوص به خود دارد و نام روزنامه اي كه در آن منتشر ميشود اسرواتوره رومانو (نگرنده روم) ميباشد. پاسداران اين شهر به گارد سوئيسي معروفند اينان در ابتدا به خدمت پاپ ژون جوليوس روم درآمدند و طبعآ طرح لباس ايشان را از جامه هاي آن زمان اقتباس كرده اند تا سپس ميكل آنژ آن را تكميل كرد.
ساختار تشكيلاتي واتيكان را ميتوان بصورت نمودار زير به نمايش گذاشت.
شوراي اساقفه
پاپ
شوراي كاردينالها
رياست دولت شهر واتيكان
رياست و رهبر مقر مقدس
رياست خليفه گري رم و شهر واتيكان
دادگاه ها
كميسيون پاپي دولت شهر واتيكان
اداره vicariato
نايب پاپ در رم (اسقف رم)
اداره
نايب پاپ در واتيكان
دبيرخانه
كميسيون دائمي حفاظت از آثار باستاني و هنري مقر مقدس
بنياد كمك هاي بهداشتي
دادگاه كليسايي
اداراتدبيرخانهدادگاه ها
دولت مركزي كليساي كاتوليك دبيرخانه دولت
مجمع امور عمومي مجمع روابط با دول
مجامع يا انجمن ها شامل:
1 - مجمع دفاع از عقيده و ايمان كاتوليكي()
2 - مجمع شعائر هفتگانه و عبادات الهي
3 - مجمع امور مقدسين
4 - مجمع امور اسقفها
5 - مجمع تنصير ملل
6 - مجمع كليساهاي شرقي
7 - مجمع امور روحانيون
8 - مؤسسات حيات رهباني و رسول
9 - تعليم و تربيت كاتوليك
شوراهاي پاپي شامل:
1 - شوراي پاپي ديالوگ بين الاديان
2 - شوراي پاپي صلح و عدالت
3 - شوراي پاپي خانواده
4 - شوراي پاپي ارشاد كارگزاران بهداشت
5 - شوراي پاپي اتحاد مسيحيان
6 - شوراي پاپي لائيك
7 - شوراي پاپي قلب واحد
8 - شوراي پاپي فرهنگ
9 - شوراي پاپي مهاجرين و جهانگردان
10 - شوراي پاپي تفسير متون قانوني
11 - شوراي پاپي ارتباطات اجتماعي
دادگاه ها:
1 - دادگاه خليفهگري
2 - دادگاه عالي رسولي
3 - ندامتگاه رسولي
4 - دادگاه انضباطي
ادارات و سازمانها:
1 - اداره اموال كليساي كاتوليك
2 - اداره اقتصادي واتيكان
3 - اداره مركزي آمار كليساها
4 - اداره مراسم مذهبي پاپ
5 - دفتر مطبوعاتي واتيكان
6 - اداره دربار كاخ پاپ
كميسيونها و كميته ها:
1 - كميسيون ميراث فرهنگي كليسا
2 - كميسيون باستانشناسي مقدس
3 - كميسيون انتشارات
4 - كميسيون اصلاح متون لاتين كتابهاي مقدس
5 - كميسيون كليساي خدا
6 - كميسيون پاپي تجديدنظر قوانين كليساي آئين شرقي
7 - كميسيون پاپي تورات
8 - كميسيون بين المللي دينشناسي
9 - كميسيون كاردينالها براي عبادتگاه ها
10 - كميسيون قضاوت
11 - كميسيون بين المللي برگزاري كنگره هاي مذهبي
12 - كميته پاپي علوم تاريخي
13 - آرشيو شوراي دوم واتيكان
14 - گارد سوئيسي
بنيادهاي وابسته:
1 - آرشيو محرمانه واتيكان
2 - كتابخانه واتيكان
3 - چاپخانه واتيكان
4 - روزنامه رسمي واتيكان
5 - انتشارات كتابفروشي واتيكان
6 - راديو واتيكان
7 - مركز تلويزيوني واتيكان
8 - اداره امور كليسايي
9 - صدقات مذهبيون واتيكان
10 - اداره كليساي سنپائولو
ادامه مطلب...
رييسجمهور در نامهاي به علما و صاحب نظران برجسته اقتصادي حوزه علميه، با اشاره به بحران اقتصادي غرب، همراهي آنان براي طراحي، تدوين و اجراي الگوهاي نوين اقتصادي را يك ضرورت فوري دانست.
رييسجمهور در نامهاي به علما و صاحب نظران برجسته اقتصادي حوزوي، با اشاره به بحران اقتصادي غرب، همراهي آنان براي طراحي، تدوين و اجراي الگوهاي نوين اقتصادي نه تنها در مقياس ملي، بلكه براي عرضه به جهان بشريت را يك ضرورت فوري دانست.
به گزارش دفتر امور رسانههاي رياستجمهوري، متن كامل نامه محمود احمدينژاد كه براي علما و صاحبنظران برجسته اقتصادي حوزوي ارسال شده، به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
بالاخره ضعف هاي بنيادين تئوريها و نظامات اقتصادي سرمايهداري از پرده برون افتاد و نتايج مخرب آن بر فرهنگ ، امنيت و سلامت جامعه بشري آشكار شد.
تشويق روحيه فردگرايي و لذت جويي افراطي، توسعه فواصل طبقاتي و فقر در مقياس ملي و جهاني، زمينه سازي لشكر كشي ها و تجاوزها و اشغالگري ها، هدم كرامت و شرافت انساني وارزش هاي والاي اخلاقي ، توجيه تخلفات اقتصادي، معاملات ربوي و غش در معامله و كنار گذاردن حلال و حرام از اقتصاد تحت پوشش تئوريها و معادلات و مدلهاي اقتصادي ، تبيين سياستهاي اقتصادي گذرا و متغير دولتهاي آمريكا و اعطاي عنوان علمي به آنان و تحميل به ساير كشورها و مديران اقتصادي به نام علم اقتصاد و برقراري حصار غير قابل خدشه علمي پيرامون آن و از اين طريق گره زدن يك طرفه منابع و اقتصاد ساير ملتها به اقتصاد سرمايه داري و باز كردن مسير انتقال مشكلات نظام سرمايه داري به ديگران و پركردن خلاها و تامين هزينه ها و خسارات اين نظام از جيب ملتهاي مظلوم تنها بخشي از دستاوردهاي نظام اقتصادي مادي براي بشريت امروز است كه انعكاس آن امروز دامن كشورهاي واضع و عامل را گرفته است .
احكام الهي در بخش اقتصاد ضامن سلامت جامعه ، كرامت انساني ، رشد پايدار و عدالت و انصاف در روابط اقتصادي و درخدمت تعالي و كمال جامعه و انسان است . تحت حاكميت قوانين الهي ، رشد اقتصادي و عدالت نه در تضاد با يكديگر بلكه در همراهي و مقوم هم هستند . عدالت بدون رشد اقتصادي توزيع فقر و رشد اقتصادي بدون عدالت ، توسعه نابرابري است. دولت نه كارفرما بلكه خادم و خدمتگزار ، هادي و حامي تلاش هاي سازنده و مثبت اقتصادي و متعادل كننده و ضامن توسعه و تحكيم عدالت در روابط است . عليرغم وجود چارچوبهاي نظري براي شكل دهي يك اقتصاد سالم ،
انساني ، پويا و عادلانه و همچنين فراهم بودن محملهاي قانوني و اجتماعي براي مهندسي مدل هاي اقتصادي مبتني بر احكام الهي، هنوز در عرصه عمل، كار چنداني انجام نشده است .
امروز همراهي همه علما و دانشمندان علوم اقتصادي واجتماعي دانشگاهها و حوزه هاي علميه براي سازماندهي يك كارشناسي عالمانه و مجاهدت انساني و ملي در طراحي و تدوين و اجراي الگوهاي نوين اقتصادي نه تنها در مقياس ملي بلكه براي عرضه به جهان بشريت يك ضرورت فوري است .
اميدوارم آن استاد گرانقدر با صرف وقت و با ارسال نظرات پيرامون سوالات زير زمينه را براي يك هم انديشي ملي و تاريخي بين همه نخبگان اقتصادي و اجتماعي كشور به خصوص صاحبنظران حوزوي و دانشگاهي بيش از گذشته فراهم سازيد . درخواست مشابهي از اساتيد و متخصصان دانشگاهي نيز شده است و اميد است با دريافت نظرات ، مقدمات يك همايش تخصصي مشترك پيرامون موضوع طي يك ماه آينده مهيا گردد.
دبير خانه كارگروه اقتصادي آماده دريافت نظرات عزيزان است .
1- عوامل اصلي و زيربنايي مشكلات امروز اقتصادي جهان و به ويژه غرب چيست؟
2- جايگاه و نقش اصلي اقتصاد در زندگي اجتماعي و فردي و تعالي فرد و جامعه چيست؟
3- آيا عدالت يك امر مجرد و تبعي است يا يك امر ذاتي و ناشي از ماهيت احكام و رفتار است؟
4- الگوي توليد و توزيع و مصرف مناسب كدام است و نقطه اتصال ارزش هاي ديني با چگونگي توليد و مصرف كجاست؟
5- نقش دقيق و عملياتي دولت در تنظيم بازار و روابط اقتصادي و كف و سقف آن در شرايط گوناگون چيست؟
6- نقش پول و مقررات پولي و مالي ، خلق پول ، سفته بازي و بازار سرمايه در ايجاد وضع فعلي و چگونگي آن در يك اقتصاد انساني و عادلانه چيست؟
7- ردپاي ربا و توجيه مال حرام در مقررات و مدلها و رفتار اقتصادي فعلي و راهكار شناسايي و مقابله با آن كدام است؟
8- آيا سازماندهي، تشكيلات و ظرف ترتيبات اداري كه براي هدايت يك اقتصاد مبتني بر صرفا انگيزه هاي مادي و دنيا طلبي و زياده خواهي و اقتصاد مبتني بر ربا تنظيم شده و شكل گرفته و نهادينه شده است، مي تواند جوابگوي يك اقتصاد متعالي مبتني بر پيشرفت، عدالت، كرامت انساني و فضايل اخلاقي با ارزش هاي الهي باشد؟
محمود احمدي نژاد
....................
http://news.masoumeh.com/?id=5481 11 آبان 1387
دولت آلمان درحالی که سالها از صدور مجوز برای احداث مساجد درخیابان ها ممانعت می کرد برای فعالیت فرقه انحرافی احمدیه مجوز صادر کرده است. به گزارش خبرگزاری شبستان، نشریه آلمانی "اشپیگل" طی مقاله ای از گسترش روبه رشد مساجد در این کشور و دیگر کشورهای اروپایی ابراز نگرانی کرد. این روزنامه به بهانه انتقاد از فعالیت گسترده گروهی از مسلمانان با نام احمدیه در آلمان و پیشروی یکی از این سری مساجد از کوچه های فرعی شهر برلین - که مدتها اقامتگاه کمونیست ها بود- به بلوار اصلی خیابان هاینرزدورف واقع در شرق این شهر به حمله علیه اسلام پرداخته است. این در حالی است که دولت های غربی سالها از صدور مجوز برای احداث مساجد در خیابان های شهرهایشان ممانعت می کردند، با گسترش فعالیت گروهی به نام "احمدیه"، ممنوعیت قبلی رفع شد و حالا به جای حاشیه شهرها و فرعی های کم تردد غرب، خیابان های اصلی اروپا پذیرای این گروه از مسلمانان شده است. به نظر می رسد دولتهای غربی سناریوی جدیدی را برای حمله به دین اسلام طراحی کرده و اکنون در حال اجرای آن هستند. آنها با صدور مجوز فعالیت برای فرقه های انحرافی مسلمانان و مستمسک قرار دادن اعمال، رفتار و عقاید افراطی آنها، این فرقه های را نماد اسلام معرفی کرده موج وسیعی از حملات را به راه بیندازند. لازم به ذکر است که گروه احمدیه کار خود را به رهبری "میرزا غلام احمد"، بنیانگذار احمدیه -که خودش را "امام زمان" معرفی می کرد- از سال 1888 میلادی در هند و بعد در انگلیس آغاز کرد. وى در سن چهل سالگى اعلام كرد مورد وحى و الهام الهى قرار دارد و از كسانى است كه خداوند هر صد سال يكى از آنها را برمىانگيزد تا دين اسلام را تجديد كند، است و ادعا كرد كه از طرف خداوند مأمور است از مردم بيعت بگيرد. وى مدعى بود مخالفانش به صورت غير طبيعى كشته خواهند شد و نيز هنگامى كه بيمارى طاعون انتشار يافته بود، به واسطه او بيماران به صورت معجزه آسا شفا يافتهاند، و اين امور را دليل بر حقانيت خود مىدانست.غلام احمد معترف بود كه بيشتر عمر خود را در تأييد و پيروزى دولت انگلستان سپرى كرده است. و در زمان استعمار هندوستان توسط انگليس چندين رساله و كتاب در تجليل و حمايت از دولت انگلستان به نگارش درآورد. بنیانگذاران نسل دوم احمدیه نیز با مهاجرت به انگلیس، آمریکا و کانادا برای خود پشتیبانان مالی فراوانی پیدا کردند و هم اکنون رهبر آنها در انگلیس به سر می برد. هم اکنون دفتر اصلی آنها در لندن قرار دارد. اعضای گروه احمدیه در 190 کشور دنیا موفق به ساخت مسجد شده اند و نکته جالب اینجاست که بدون دریافت کمک از دولتی، اقدام به این کار می کنند. از عقاید تحریک آمیر این فرقه انحرافی این است که همواره از تعطیلی کلیساها دم می زنند و بارها امام جماعت این قشر در برلین با لحنی تمسخرآمیز از قول بنیانگذار احمدیه، مسیحیان را دشمن و دجال تلقی می کند.
کلیه منابع روایی شیعه و سنی، پیرامون حضرت مهدی، علیهالسلام، اتفاق نظر دارند که آن بزرگوار بعد از نهضتی مقدماتی که برایش به وجود میآید، ظهور میکند... و یاران درفشهایی سیاه، ایرانیاند که زمینهساز حکومت آن حضرت و آمادهکننده مقدمات فرمانروایی وی میشوند. در این روایات، اتفاق است که دو شخصیت وعده داده شده، سید خراسانی و یا هاشمی خراسانی و یاور او شعیب بن صالح هر دو ایرانی هستند... تا پایان روایاتی که مربوط به آنان در منابع شیعه و سنی آمده است. اما منابع حدیثشیعه علاوه بر ایرانیان، افراد دیگری را به عنوان زمینه سازان ظهور حضرت مهدی، علیهالسلام، به نام یمنیها ذکر نموده است، چنانکه روایات بیشماری در منابع شیعه وجود دارد که بطور عموم دلالت دارد که قبل از ظهور آن حضرت، حکومت و یا نیرو و یا نهضتی مبارز و انتقام گیرنده برپا خواهد شد... مانند این روایتی که میگوید: «او میآید و برای خداوند، شمشیری است از نیام کشیده شده» البته اگر چنین روایتی وجود داشته باشد. چه اینکه صاحب کتاب «یوم الخلاص» آن را با ذکر پنج منبع نقل کرده است که من این روایت را در این منابع نیافتم، همچنین موارد متعدد دیگری که برای آنها هم منابعی را ذکر نموده است! خداوند به ما دقت و امانت در نقل روایات را عنایت فرماید... و مانند روایت ابان بن تغلب از امام صادق، علیهالسلام، که گفتشنیدم، حضرت میفرمود: هنگامیکه درفش حق برافراشته میگردد شرقیها و غربیها آن را لعن و نفرین میکنند! آیا میدانی برای چه؟ عرض کردم خیر. حضرت فرمود: برای آنچه را که مردم با آن روبرو میشوند از اهل بیت و فرزندان آن حضرت پیش از ظهور وی. (1) این روایت دلالت دارد که اهل بیت آن حضرت، از بنی هاشماند و پیروان وی، غرب و شرق را خشمگین و ناراحت کردهاند، آنها (دشمنان) زمانیکه با نهضت ظهور حضرت مهدی، علیهالسلام، روبرو میشوند برای آنان مصیبتی بس بزرگ است که در اثر آن اعصابشان را از دست میدهند و روایتی که قبلا از روضه کافی در تفسیر آیه شریفه «بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید» از امام صادق، علیهالسلام، نقل شد حضرت فرمودند: گروهی را که خداوند پیش از ظهور قائم برمیانگیزد، هیچ دشمنی را از آل پیامبر، صلیاللهعلیهوآله، فرا نمیخوانند مگر اینکه او را به قتل میرسانند. و سایر روایاتی که دلالت دارد، مهیا شدن مقدمه و زمینه برای ظهور آن حضرت، با نیروی نظامی و تبلیغاتی جهانی است و چنانکه در برخی روایات آمده استبه گونهای است که «نام او سر زبانهاست». بنابراین، روایات مربوط به مقدمات ظهور، به سه دسته تقسیم میشود: الف - روایات مربوط به روی کار آمدن یاران درفشهای سیاه که شیعه و سنی بر آن اتفاق دارند. ب - روایات مربوط به حکومتیمنی که فقط در منابع شیعه وارد شده است، البته شبیه این روایات، احادیثی در برخی از منابع اهل سنت مبنی بر ظاهر شدن یمنی پس از ظهور حضرت مهدی، علیهالسلام. ج - روایاتی که حاکی از ظاهر شدن و روی کار آمدن زمینه سازان ظهور آن بزرگوار است، بی آنکه آنها را مشخص نماید... اما بزودی متوجه خواهید شد که این روایات بطور عموم دلالتبر یاران ایرانی و یمنی آن حضرت دارد که زمینه ساز حکومت وی هستند. اما روایات، زمان روی کار آمدن حکومتیمنیها را مشخص نموده است که در همان سال ظهور حضرت و همزمان با خروج سفیانی از سرزمین شام و یا نزدیک خروج سفیانی که دشمن و مخالف حضرت است، میباشد. اما حکومت زمینه سازان ایرانی، به دو مرحله مشخص تقسیم میشود: مرحله اول، آغاز نهضت آنان به وسیله مردی از قم، کسی که حرکتش سرآغاز امر ظهور حضرت مهدی، علیهالسلام، است، چه اینکه روایات گویای این است که «آغاز نهضت آن حضرت از ناحیه مشرق زمین است». مرحله دوم، ظاهر شدن دو شخصیت مورد نظر، در بین آنان به نام سید خراسانی و فرمانده نیروهای آن حضرت و جوان گندمگونی که نام وی در روایات، شعیب بن صالح ضبط شده است. چنانکه میتوان، نقش ایرانیان زمینه ساز را با توجه به پیشامدها و حوادثی که ذکر آنها در اخبار آمده است نیز، به چهار مرحله تقسیم نمود: مرحله اول: از آغاز نهضت توسط مردی از قم تا ورودشان در جنگ. مرحله دوم: داخل شدن در جنگی طولانی، تا اینکه خواستههای خویش را بر دشمن تحمیل کنند. مرحله سوم: رد کردن خواستههای نخستین خود که اعلام کرده بودند و به پا داشتن قیام همه جانبه آنان. مرحله چهارم: سپردن پرچم اسلام به دست توانای حضرت مهدی، علیهالسلام، و شرکت جستن آنها در نهضت مقدس آن حضرت.
ادامه مطلب...
خشم قرضاوی ناشی از تشیع پسر اوست.
یك روحانی لبنانی اعلام كرد، خشم شیخ یوسف القرضاوی از شیعیان كه بهتازگی تشدید شده است، ناشی از شیعهشدن عبدالرحمن، فرزند اوست كه ضربهای روحی به وی به عنوان مفتی اهلسنت وارد كرده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، حجتالاسلام والمسلمین علی الكورانی، از علمای لبنانی مقیم شهر مقدس قم در گفتوگویی با شبكه تلویزیونی "اهل البیت(ع)" اعلام كرد: «آقای عبدالرحمن القرضاوی، پسر شیخ یوسف القرضاوی (مفتی اهل سنت) به مذهب تشیع گرویده و عصبانیت شیخ از شیعیان در مدت اخیر نیز ناشی همین مسأله است و اینجانب از این بابت اطمینان دارم.»
الكورانی در پی اعلام این خبر از شبكه جهانی "اهل البیت(ع)" و تماسهای متعدد شیعیان و اهل سنت از كشورهای مختلف با وی، در پایگاه اطلاعرسانی "الغدیر" و شبكه تلویزیونی "الانوار" نیز حضور یافت و در پاسخ به پرسشهای مخاطبان این رسانهها نیز بر اطمینان خود از تشیع پسر قرضاوی تأكید كرد.
روزنامه لبنانی "البلد" نیز هفته گذشته فاش كرده بود، علت خشم اخیر شیخ یوسف القرضاوی از مذهب تشیع، شیعهشدن یكی از نزدیكان اوست. این روزنامه به رابطه خویشاوندی وی اشارهای نكرده بود اما شیخ "ماهر حمود" امام جماعت مسجد "القدس" و از علمای برجسته لبنان نیز در پی انتشار این خبر، صحت آن را تأیید كرد.
در پی اعلام این خبر، پایگاه اطلاعرسانی "عبدالرحمن یوسف" از دیروز غیر فعال شده و امكان رؤیت محتوای آن وجود ندارد.
عبدالرحمن یوسف از برجستهترین شاعران عرب است و تا كنون نخواسته با نام خانوادگی "القرضاوی" شناخته شود و از انتشار نام خانوادگی و تصاویر پدرش در پایگاهش خودداری كرده است.
روزنامه كویتی "الجریده" نیز پیش از این، در عنوان انتخابی خود برای گفتوگوی تفصیلی با این شاعر بزرگ مصری، از عبارت "پسر شیخ قرضاوی" استفاده كرده است كه این مطلب تا كنون از سوی عبدالرحمن یوسف، تكذیب نشده است.
وی دو فیلم ویدیوئی از گفتوگوی زنده خود با شبكه تلویزیونی "المنار" لبنان را نیز بر روی پایگاه اطلاعرسانی شخصی خود در اینترنت قرار داده بود كه پس از جنگ 33روزه از این شبكه شیعی متعلق به حزبالله لبنان پخش شده است.
وی در این برنامه، قصیدهای را در مدح سید حسن نصرالله قرائت كرد كه در آن، اشخاصی را كه پیروان مذهب تشیع را "لعنكنندگان" یاران پیامبر(ص) میخوانند، به سخره گرفته است.
عبدالرحمن یوسف كه اكنون از برجستهترین معارضان سیاسی مصر و عضو جنبش ضد دولتی "الكفایة" نیز هست و اشعار شدیداللحنی علیه "حسنی مبارك" سروده است، در سالهای اخیر، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت بهویژه جمهوری اسلامی ایران و حزبالله لبنان، به شیوههای مختلف ابراز كرده و از جمله آنها قصیدهای است كه در بیت پایانی آن آورده است:
« ألـْـق ِ العُـصَابـَــة َ عَـنْ عَـیْـنـَیـْـكَ تحْجُبُهَـــا - عَـنْ رُؤیـَـةِ النـَّـار ِ تـَشـْـوی وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا...
بالأمْـس ِ كـُنـَّـا نـَـرَى فی العـِـزِّ " قـَاهِــرَة " - و الیـَـوْمَ نـَرْقـُـبُ نحْوَ العِـزِّ " طـَهْـرَانـَـا "
(چشمبندت را از دیدگانت بیفكن زیرا چشمانت را از دیدن آتشی كه چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا دیروز عزت را در قاهره میدیدیم اما امروز از شوق دستیابی به عزت، تهران را مینگریم.)
پایگاه اطلاعرسانی هجر نیز به نقل از یك منبع آگاه اعلام كرد: «عبدالرحمن یوسف، انسانی اخلاقمدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ میكند و به همین دلیل تا كنون از اعلام علنی تشیع خود، خودداری كرده و سعی دارد این موضوع را از طریق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل كند و اذا تا اطلاع ثانوی، از اعلام این پرهیز خواهد كرد.»
عبدالرحمن یوسف كه از محبوبیت فراوانی بین عربزبانان جهان برخوردار است، همچنین پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهای بنتجبیل، مارونالرأس و ضاحیه جنوبی بیروت كه منطقه شیعهنشین پایتخت لبنان است ضمن بازدید از ویرانههای باقیمانده از حملات رژیم صهیونیستی، با شیعیان و ایتام شهدای این مناطق، ابراز همدردی كرد.
وی همچنین دیوان جدیدی با عنوان "اكتب تاریخ المستقبل" (تاریخ آینده را بنویس) منتشر كرده است كه در ابتدای كتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدایی به حضرت سید حسن نصرالله، دبیركل حزبالله كه از پروردگارم میخواهم او را از شر موشكهای یهود و نیز موشكهای اعراب حفظ كند.»
عبدالرحمن القرضاوی، در مقدمه این كتاب كه آن را بر روی پایگاه اطلاعرسانی خود قرار داده، آورده است: «بیشتر قصاید این دیوان، در جریان حمله شكستخورده اسرائیل به لبنان در تابستان سال 2006 میلادی نگاشته شده و همه آنها به استثنای قصیده "تاریخ آینده را بنویس" در نشریات مصری و انگلیسی چاپ شده است.»
وی میافزاید: پیش از پایان جنگ و صدور قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر آتشبس، قصیده "تاریخ آینده را بنویس" را آغاز كردم و آن، قصیدهای بود كه قصد داشت معنای "پیروزی" را بیان كند و به گذشته درگیری و آینده ادامهدار آن بپردازد اما عجیب بود كه قصیده پا به پای من پیش نمیآند كه آنكه احساس كردم الهام این شعر به من قطع شده و در این هنگام بود كه پیامی تلفنی دریافت كردم كه گفت: «هرگز این قصیده را ننویس مگر آنكه خودت با پای خود به مناطق آزادشده جنوب لبنان گام بگذاری!» و من نیز بلافاصله پس از پایان جنگ 33روزه به جنوب لبنان سفر كردم و بسیاری از مناطق جنگزده را از نزدیك دیدم؛ ویرانیها و آوارها را پیش از آنكه بلدوزرها آنها را بردارند و از همه مهمتر، پهلوانانی را به چشم خود دیدم كه این پیروزی را آفریده بودند و در این هنگام بود كه سرایش این قصیده را از سر گرفتم و آن را در روز بیست و ششم رمضان همان سال به پایان رساندم.»
این شاعر عرب با بیان اینكه بیشتر ابیات این قصیده را در راه قاهره، اسكندریه، بیروت، قانا و بنتجبیل سروده است، تأكید میكند: «همچنان این قصیده را یك تجربه حسی متمایز میدانم و در پایان باید از مسؤولان حزبالله لبنان كه با من همكاری كردند و فرصت بازدید از اماكنی را كه میخواستم فراهم كردند قدردانی كنم. http://www.porsojoo.com/fa/node/84313
پاسخ اين سؤال را خارج از بحثهاي كلامي و مجادلههاي لفظي، به سادگي ميتوان با يك بار مرور اين كتاب دريافت كرد. ظاهر قرآن آشكارا نشان ميدهد كه حتي يك بار هم پيامبر سخنگو نيست و حتي يك آيه هم در سراسر قرآن نمييابيم كه گويندهاش رسول مكرم باشد! البته، در مواردي با ذكر: قال الرسول، اذ تقول و ... گفتار او نقل شده است، ولي گوينده آن خداست نه پيامبر! و اين حقيقتاً شگفت آور است.
چند سال قبل ترجمهاي از قرآن را به يك معلم آمريكايي كه پس از وقايع يازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ كنجكاو به محتويات قرآن شده بود، دادم. اولين سؤالي كه در ديدار بعدي بلافاصله از من كرد، اين بود كه: «گوينده و مخاطب قرآن كيست؟!»
او كه در كتاب مقدس همواره حواريون و نويسندگان بخشهاي مختلف كتاب را «گوينده» مستقيم (يا از قول حضرت موسي و حضرت عيسي) يافته بود، از تنوع و تغيير دائمي گوينده و مخاطب در قرآن (كه كاملاً مغاير و متفاوت با كتابهاي متداول بشري است) شگفت زده شده و اين تغيير مستمر ضماير و زمان (گذشته، حال و آينده) او را آشفته كرده بود!!
من البته در آن روز پاسخ مختصري به او دادم، ولي سؤالش همچنان در ذهنم باقي مانده بود تا امروزكه به بركت مصاحبه شما توانستم پاسخ دقيقتري براي آن به شرح ذيل پيدا كنم:
الف: گوينده قرآن البته «خداي نامه» است و يكسره از قول او با ضماير متكلم وحده (من)، متكلم مع الغير (ما) يا غائب و در زمانهاي مختلف روايت ميكند، با اين حال گاهي فرشتگان گوينده ميشوند، گاهي انبياء، گاهي هم خود ما (در سوره حمد، يا در خلال ربناهاي قرآن) و بالاخره گاهي هم ابليس! از آن عجيبتر در مواردي هم زمين و آسمان و پوست بدن (فصلت ۱۱، ۲۱ و مشابه آن).
ب: مخاطب تنوع در مخاطبين قرآن به مراتب بيش از گويندگانش است و اين فراگيري و شمول را در هيچ كتاب ديگري نمي بينيم . خودِ همين تغيير دائمي زمان (ماضي، مستقبل و حال) و ضمائر (همه حالات ششگانه) و تفاوت مخاطبين، نشانه خدائي و فرا زماني فرا مكاني بودن آن است كه ديگران را از آوردن مشابهش نا توان ميسازد.
امّا انواع مخاطبين:
• مخاطب قرآن در مواردي، بخصوص در سالهاي نخست، شخص پيامبر است يا اهل بيت او ... (۱)
• گاهي مخاطب مومنين اند و خدا درباره پيامبر با آنها سخن ميگويد!در اين حالت آورنده قرآن غائب فرض ميشود.(2)
• مردم معاصر پيامبر (اعم از مومن و كافر و منافق) مخاطب مستقيم آيات زيادي هستند.
• در بسياري از موارد، اهل كتاب و بني اسرائيل مخاطب واقع شده اند، به گونهاي كه انگار اين كتاب براي هدايت آنها و در تأييد و تصديق و تقويت تورات و انجيل نازل شده است.
• «ناس»، يعني تودههاي مردم، صرف نظر از ملت و آئين با خطابهاي: يا ايها الناس (۱۹ بار) يا ايها الانسان، يا بني آدم و ... مخاطبين آيههاي زيادي هستند. قرآن خود را: «هدي للعالمين» (هدايت براي عالميان)، «كافة للناس» (فراگيرنده همه مردم)، «نذيراً للبشر» (هشدار دهنده به بشريت) و «رحمهً للعالمين» معرفي كرده است.
• مخاطب قرآن گاهي فرشتگان هستند (۳)، گاهي هم ابليس (۴)
• زمين و آسمان (۵) و حتي موجودات (۶) نيز گاهي مخاطب قرآن واقع شده اند! در موارد فوق، اعم از گوينده يا مخاطب، خدا به عنوان يكي از دو طرف گفتگو و پيام مطرح است.
عجيب اين كه در آياتي از قرآن خدا نه گوينده است و نه مخاطب، بلكه آنچه نقل شده «ديالوگ» يا گفتاري است در زمينههاي زير: • مكالمه اهل بهشت با يكديگر يا با جهنميان (۷)
• مكالمه جهنميان با يكديگر يا با بهشتيان (۸)
• مكالمه فرشتگان با بهشتيان يا جهنميان (۹)
• مكالمه ابليس با جهنميان (و بر عكس) (۱۰) عالم قيامت هنوز رخ نداده است و جز خدا، كه خالق زمان و مكان و خارج از آندوست، كسي نمي تواند ناقل اين احوال و اقوال باشد. چگونه پيامبر محدود در زمان و مكان ميتوانسته گوينده اين سخنان باشد؟
همانطور كه گفته شد، حتي براي نمونه، يك آيه هم در قرآن نمي بينيم كه پيامبر به زبان خودش (نه نقل خداوند) مردم را مخاطب قرار داده باشد. در حالي كه اشعار مولوي و حافظ، مگر در مواردي نادر، تماماً سخن مستقيم آنان خطاب به مردم است.
آيات قرآن در پنج زمينه:
۱- گذشته (تاريخ انبياء و امتهاي پيشين)
۲- حال (معاصرين پيامبر)
۳ - آينده (احوالات قيامت)
۴- طبيعت (آيات خدا در آفاق و انفس)
۵- شريعت (اصول و قوانين زندگي سالم)
نازل شده و هر سورهاي تركيب و آرايشي از اين هماهنگي را نشان ميدهد.
پيامبر اسلام به دليل «امّي» بودن، به جز مختصري از مورد سوم، هيچ اشراف و اطلاعي از اين مجموعه، نداشته است تا گوينده اين شگفتيها باشد.
قرآن اصرار دارد بر اين نكته تأكيد كند كه او (قبل از نزول قرآن) «نميدانست كتاب چيست و ايمان كدام است». (۱۱) در عمر خود نه كتابي خوانده و نه خطي نوشته بود (۱۲) و «فقط» از «وحي» تبعيت ميكرد. (۱۳)
ديكته كردن قرآن
ادامه مطلب...
يكي از اصول مشترك بين تمام اديان الهي و اساطير باستاني اقوام مختلف، مبحث منجي موعود و آخر الزمان مي باشد. همان كسي كه شيعيان او را مهدي، مسيحيان او را عيسي، زرتشتيان او را سوشيانت و قوم ها ي ديگر او را با نامهاي ديگر مي خوانند. تمامي منتظران ظهور به مرحله اي معتقدند كه يك ضد منجي كه عصاره تمام شرارتهاست و تمامي نيروهاي شيطاني را به همراه خود دارد و مهمترين مانع منجي موعود است. در نبرد نهايي ميان اين دو كه جنگي بسيار بزرگ و خونين است منجي موعود به همراه يارانش به كمك امدادهاي الهي بر لشكر شيطان پيروز مي شوند. سربازان و ياران منجي انسانهايي با ايمان و نيرومند هستند كه خود را از قبل براي چنين روزي آماده كرده اند.
كشيش پت رابرتسون (pat robertson) از رهبران صهيونسيم مسيحي مي گويد: اكنون آمريكا نماينده خداست در روي زمين،براي ظهور مسيح
آري به اعتقاد آنان، آمريكا يا لااقل رهبران اين كشور پيامبران معصومي هستند كه به دنياي پر از گناه فرستاده شده اند تا جهان را به سر منزل مقصود برسانند
جرج بوش اول روز 6 مارس 1992 در نشست مشترك سنا و مجلس نمايندگان كنگره آمريكا (كه بي شباهت به سخنراني جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود ) خطابه معروفي ايراد كرد كه ضمن آن سياست نظم نوين جهاني را اعلام كرد.
سياستي كه طبق آن نمي توان پذيرفت گوشه اي از كره زمين از اصول آمريكايي در مورد آزاديهاي فردي و حكومت دمكراتيك معاف باشد.
سياستي كه طبق آن براي پيروزي در جنگ عليه تروريسم بين المللي، جنگ ايده ها و عقايد بايد راه انداخت.
در اين نظم نوين جهاني كه به قول فوكوياما تئوري پرداز پايان تاريخ اسلام درياي فاشيستي براي شناي تروريستهاست.
و يا به قول توماس فردمن تحليلگر سياسي آمريكا يي اسلام بزرگترين دشمن غرب است، و جنگ با اين دشمن تنها با ارتش ممكن نيست بلكه بايد در مدارس، كليساها، مساجد، معابد به رويارويي با آن پرداخت.
هم اكنون سير محصولات فرهنگي غرب براي تحقق بخشيدن به آرمان فوق، راهي بازارهاي كشورهاي مسلمان شده، محصولاتي كه پس از استفاده از آنها شخص از هويت و فرهنگ خود دلزده مي شود،آمريكا را به عنوان امپراطور صالح دنياي جديد مي پذيرد و او را عصاره نيروهاي خير عالم تصور مي كند.
يكي از اين محصولات فرهنگي كه بسيار نيز تاثير گذار است بازيهاي رايانه اي هستند كه بيشتر، سرمايه ها ي اجتماعي جهان اسلام را هدف گرفته اند.
بيش از دو دهه است كه بازيهاي رايانه اي وارد بازار شده اند. اولين آنها، بازيهاي شركت آتاري( ATARI) (دستگاه TV GAME )مانند بازي PONG كه تنها شامل دو خط،يك توپ و يك زمين مانند زمين تنيس بود. پس از آن بازيهاي ويدئويي سير تكاملي خود را طي كردند كه در اواسط دهه هشتاد بازيها بيشتر به سمت جنگي (WAR GAME )سوق پيدا كردند. علت آن علاوه بر مسائل فني جو متشنج اواخر دهه 80 آمريكا، ناشي از جنگ سرد با شوروي و ديگر برنامه ها ي رييس جمهور وقت ريگان بود بازيهايي مثل star flight و...
پس از پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ايالات متحده كه خود را بي رقيب در جهان يافت تصور امپراطوري بر دنيا به هدفي جدي براي تبديل شد.و از هر وسيله اي براي اثبات و جا انداختن اين هدف استفاده كرده و مي كند.
بازيهاي رايانه اي يكي از اين ابزار و وسايل است در اين بازيها آمريكا مدينه فاضله و آرمان شهر، نهايت رفاه، صلح و امنيت معرفي مي شودو نظام فرهنگي آن تنها سيستمي است كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ مي كند.
تفكر حاكم بر اين بازيها نشلات گرفته از منجيان متنوع آخر الزمان است كه هر كدام داراي ويژگيهاي منحصر به فرد خود مي باشد.
آخر الزمان تكنولوژيك:
در آخر الزمان تكنولوژيكي ربات ها و ساخته ها ي دست بشر به مرحله اي از تكامل و هوش مي رسند كه عليه انسانها دست به شورش زده و قصد نابودي نسل بشر را دارند.و انسانها نيز توانايي مبازه با آنها را ندارند در اين زمان يك منجي شجاع كه داراي قدرت عشق و ايمان است (خصيصه اي كه ماشينها از آن بي بهره اند)به مبارزه بر مي خيزد و پس از نبردهاي طولاني وسخت نسل بشر را نجات مي دهد.
مثلا شما در بازي ماتريكس(ENTER THE MATRIX )، به همراه يك گروه از آرمان شهري به نام زايان(ZION) وظيفه نجات جهان را از دست انسان نما ها بر عهده مي گيريد ودرحين بازي بايد با شجاعت بي نظير خود جهان را از دست ماشينهاي ديو صفت نجات دهيد.
آخر الزمان طبيعي:
ادامه مطلب...
________________________________________
تعدادي از فوتباليستهاي ليگ فوتبال عربستان سعودي با بيتوجهي به فتواي جديد و مضحك «عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ» مفتي عام كشور عربستان سعودي و رئيس "هيئت علماي بزرگ" اين كشور، پس از به ثمر رساندن گل، سجده شكر به جاي آوردند.
عبدالعزيز آلالشيخ عالم وهابي، در فتوايي كه روز ?? ماه مي جاري منتشر شد آورده است: «انسان هنگامي ميتواند سجده شکر به جاي آورد که نعمت خدا را بر خود ببيند اما من در فوتبال و پيروزيهاي آن هيچ فايده و منفعتي نميبينم... کسي که ميخواهد خدا را به ياد آورد بهتر است که در درون خود، خداوند را ياد كند. ذکر و ياد دروني بهتر از اينگونه حركات آن است» !!
اين در حالي است كه ابراز احساسات ديني و مذهبي چندي است در ورزشگاهها و بين ورزشكاران رشتهخهاي مختلف ورزشي باب شده و تأثيرات تبليغي زيادي بر جاي نهاده است. يك از اين ابراز احساسات نمادين، سجده شكر پس از برد است.
اما در عكسالعمل نسبت به اين فتوا، تعدادي از بازيكنان فوتبال سعودي پس از زدن گل يا سوت پايان و اعلام پيروزيي نهايي، سجده شکر كردند و آن را تعبيري از شکرگزاري خود به درگاه خداوند متعال دانستند.
در ميان اين بازيكنان معترض، «علاء كويكبي» مهاجم و كاپيتان تيم "الوحدة" و عضو تيم ملي اين کشور نيز به چشم ميخورد.
كويكبي در مصاحبه اختصاصي با پايگاه اينترنتي "اسلام آنلاين" در دفاع از عمل خود و همبازيانش گفت: «سجده شکر در زمين فوتبال، برترين و بهترين تعبير از شادي و نيز رساندن پيامي مهم است ؛ پيام عبادت و تقرب به حق تعالي است.»
علاء کويکبي ادامه داد: «بهتر آن است که بازيکنان مسلمان در هنگام پيروزي، سجده شکر به جاي آورند نه اينكه مثل فوتباليستهاي ديگر برقصند يا حرکات فوتباليستهاي غربي را تقليد کنند. سجده عملي اسلامي است درحاليکه تقليد حرکات و اعمال بازيكنان غربي، مخالف شريعت اسلام و شبيهنمودن خود به آنان است».
علاء افزود: «اين كار بمثابهي دعوت به سوي خداوند نيز هست چرا كه شايد يك دو نفر از تماشاگران ـ مخصوصا آنها كه از خدا دور شدهاند ـ تحت تأثير قرار بگيرند»
وي سپس خاطرهي شيرين خود از اين حركت را اينگونه بيان ميكند: «در جام جهاني 2006 كه در كشور آلمان بازي ميكرديم من و همبازيانم پس از يكي از گلها سجده كرديم . بعدها يكي از خانمهاي تماشاگر اعلام كرد "به نظر من بهترين و زيباترين صحنهي اين جام جهاني سجدهي شكر بازيكنان تيم عربستان بود و من آرزو كردم كه ايكاش اين تيم برنده جام شود".»
كويكبي همچنين با انتقاد از اينگونه فتاوا گفت: «در برهه اخير انواع شاديها و حركات زيادي در استاديومها بين بازيكنان ديده ميشود. برخي از اين حركات ناپسند و غيرقابل قبول هستند اما هيچكس از آنها انتقاد نميكند و متعرض آنان نميشود؛ اما چرا اكنون كه بسياري از بازيكنان سعودي شادي خود را با سجده شكر ابراز ميكنند انتقادات زيادي را شاهد هستند»؟!
«منصور النجعي» دروازهبان باشگاه "الأهلي" نيز با نظر علاء موافق است و ميافزايد: «سجده شكر بهترين نوع ابراز شادي در زمينهاي ورزشي است و از حركات ديگر كه ممكن است آثار سوئي بر تماشاگران جوان و حتي اطفال بگذارد برتري دارد».
وي با اشاره به فتواي عجيب آلالشيخ (كه: انسان هنگامي ميتواند سجده شکر به جاي آورد که نعمت خدا را بر خود ببيند اما من در فوتبال و پيروزيهاي آن هيچ فايده و منفعتي نميبينم...) ميگويد: «آيا هنگامي كه يك فوتباليست گلي به ثمر ميرساند و مستوجب پاداش ميشود در واقع نعمتي از سوي خدا به وي نرسيده است تا شكرگذار باشد؟ و چه شكري بهتر از آنكه در همان وقت سر به آستان خداوند بسايد؟»
گرچه صدور فتاواي خندهدار از سوي باصطلاح عالمان فرقه وهابيت سابقه دارد اما آل الشيخ در حال ربودن گوي اين ميدان از همگنان خويش است ؛ تا جايي كه هماكنون استنباطات و استدلالات فوتباليستها نيز بر نظرات او برتري يافته است!!
وي چند روز پيش نيز در حملاتي تند، به انتقاد از "حزب الله" پرداخته و مقاومت اسلامي لبنان را به تلاش براي تسهيل ورود يهوديان و دولتهاي بزرگ به کشورهاي اسلامي متهم کرده بود!! شيخ که در "دانشگاه آل سعود رياض" سخن ميگفت مطابق روش وهابيت که همه مسلمانان غير از خود را کافر ميدانند گفته بود: «کساني در لبنان شعار اسلام سر ميدهند که اسلام از آنها بري است»!
گفتني است در جريان جنگ 33 روزه حزب الله با اسراييل هم يک مفتي وهابي به نام «عبدالله بن جبرين» دعا براي پيروزي حزب الله را حرام اعلام کرده بود!!
...................
منبع: اختصاصي ابنا
هنگامی که در 27 رجب سال 40 عام الفیل نبی مکرم اسلام(ص) برترین انسانها شناخته شد و رحمت «اقراء» بر او باریدن گرفت و مبعوث آخرین مرحله از نزول دین ابراهیمی گردید در تمام سرزمین حجاز فقط 17 نفر را یارای خواندن و نوشتن بود ، اما در همان . دوران عالمان دین تحریف شده ی یهود و بازماندگان قوم برتری جوی بنی اسرائیل صدها سال بود که صاحب مدرس و کانون های تعلیم مبلغان دین سازی و دین فروشی بودند...
و تجربه ی استحاله ی آیین موسای کلیم(ع) و ناکام گذاشتن و مصلوب کردن پیام رسان اولوالعزمی همچون عیسی(ع) را در پرونده ی ابلیسی خویش داشتند .
نوادگان سامری بت تراش که در جعلی تاریخی روح دین موسی(ع) را مسخ و تفکری منفعت طلبانه و ژادپرستانه را با نام شریعت تورات صدها سال ترویج ، تبلیغ و تحمیل کرده بودند به خوبی از اسرار و آموزه های صادقانه و واقعی دین یهود آگاه بودند و همانگونه که در کمین ظهور عیسی(ع) توطئه تکفیر و قتل او را سالیان سال و سینه به سینه به وارثان حق ستیز خویش آموخته بودند به خوبی از وعده ی تورات و انجیل بر ظهور احمد امین(ص) آگاه بودند .
پایه ریزان اندیشه ی صهیونیستی حکومت و سروری قوم بنی اسرائیل بر نوع بشر که خوی فرعونی خویش را در زیر خرقه ی یهوه پرستی پنهان ساخته بودند نیک می دانستند که محمد(ص) می آید تا بساط حکومت صاحبان زر و زور و تزویر را برچیند و جامعه ای را بنیان نهد که در آن «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» ، یعنی حکومت الله به دست اولیاءالله بر عبادالله . و این درست همان چیزی بود که ثمره صدها سال توطئه ، فریب و به بردگی کشاندن انسانها توسط آنان را بر باد میداد و بدیهی است که چنین چیزی غیرقابل قبول مینمود پس تمام توان ، فکر و امکانات فرعونیان یهودی نما بسیج شد تا آنچه را بر سر عیسی(ص) و مسیحیت راستین آورده بودند بر سر دین آخرین نیز بیاورند .
رسول خاتم(ص) رسالت آغاز کرد و طی 23 سال تبیین و تبلیغ اسلام چنان به تحکیم پایه های شریعت توحیدی پرداخت که خیانت و ستیز معاندان یهودی نسب که در پشت دیوارهای امالقراء خیمه زده بودند نتوانست راه را بر جهانشمولی آن سد نماید ، لذا رنگ توطئه تغییر کرد و رسوخ فریبکارانه جای شمشیرهای آخته را گرفت . اسفا که ساده لوحی و عافیت طلبی رایج در میان جامعه تازه مسلمان شده ی آن روز به علاوه کینه به اکراه مسلمان شدگان ، فضا را برای این رخنه فراهم نمود .
این به حیله مسلمان شدگان که آرزویی جز سرنوشت دین نصرانی برای دین نبوی(ص) نداشتند با حضوری آگاهانه و هدفمند در میان امت اسلامی ضمن تلاش برای به انحراف کشاندن فرامین قرآن و سنت پیامبر ، با جد و جهدی فراوان به اخذ و ثبت احکام ، آراء و آیندهگوئی های رسول اکرم(ص) و دو گوهر یادگارش( قرآن و عترت ) پرداختند تا با علم کامل و تسلط بر رموز این دین شایسته به مقابله و جنگ با آن برخیزند . لذا گزافه نیست چنانچه ادعا کنیم آنها اگرنه بیشتر که حداقل به میزان خود ما مسلمانان به پیچ و خم دینمان و سرنوشت وعده داده شده آن واقفند .
وارثان قوم رانده شده از سرزمین نیل که بار غم قرن ها آوارگی و قهر خداوند را بر دوش می کشدو تسلای این عقده جمعی را در استقرار و فراگیری حکومت قوم به اصطلاح یهود میدانستند آموزههای اسلام و تشیع ناب علوی خصوصا فرهنگ انتظار را تنها مانع این آرمان می دیدند . از همین روی حتی از قبل تولد آخرین حجت بر حق خداوند بر روی زمین ، مهدی موعود(عج) ، دست به کار شدند تا ( به زعم خویش ) به هر طریق ممکن جلوی تحقق این وعده ی خلل ناپذیر الهی را بگیرند .
گرچه به نظر میرسد ضعف تاریخنگاری در سدههای اول هجری و همچنین پیچیده بودن توطئه های اسرائیلیان مانع دسترسی کافی به اسناد و دلایل دخالت یهودیان در فتنه ها و انحرافات جامعه ی نوپای اسلامی میباشد اما توجه به تجربه ی تاریخ پیش از اسلام و نیز اتفاقات قرون اخیر ثابت کننده این ادعا است که نخبگان یهود طی این چهارده قرن از هیچ کوششی برای ممانعت از شکلگیری تمدن پویای اسلامی فروگذار نکرده اند .
بقاء هویت دین اسلام در برنامه آن برای آینده بشریت و پایان تاریخ است و بلاشک این برنامه در قالب تولد، غیبت ، ظهور و حکومت جهانی مصلح آخرالزمان ، حضرت قائم(ص) تدارک دیده شده است که این امر در تضاد با آرمان دیرینه صهیونیزم یهودی است پس قابل درک است که نوک تهاجم دانشوران صهیون را متوجه مهدویت و فرهنگ انتظار بدانیم .
این مسأله فقط مربوط به سالهای اخیر نیست بلکه از دیرباز شاهد انکار ، نفی ، مذاهب و فرق موازی ، منجیهای دروغین ، وارونه جلوه دادن حق و باطل ، شبیه سازی ، جعل پیشگوئیهای مربوط به آخرالزمان ، نظریه سازی و هزاران توطئه مزورانه بوده ایم . با جستجویی اندک در اینترنت به هزاران مقاله تحقیقی و تحلیلی برمیخوریم که حاکی است بابیت ، بهائیت ، وهابیت ، صوفیگری ، فراماسونری ، بنیادگرائی افراطی ، صهیونیسم مسیحی ، جنبش تدبیری ، فاشیسم نازی ، نئومحافظه کاری انجیلی و ... همگی سر در آبشخور صهیونیزم دارند و هدف تمام آنها یکی است! زمینه سازی برای تشکیل حکومتی جهانی به پایتختی اورشلیم یا همان تپه ضیه(صهیون) .
یک روز سخن از هرمجدون ( آرماگدون ) گفته اند و روزی از شهر پاک آرمانی . گاهی مسیحیان را به وعده ی ظهور دوم عیسی فریفته اند و مسلمانان را به لزوم دامنگیری فساد! . یک روز سرنگونی بیرقهای سیاه جعلی را دلیل بر کذب مهدی خواندند و روزی جهان شمولی ناگزیر لیبرال دموکراسی را نشانه پایان تاریخ و اگر بخواهیم از این دست بشماریم فرصتی میخواهد به درازای عمر آدمی .
اگر خوب بنگریم می بینیم چند دهه ای است که حملات چند وجهی صهیونیزم جهانی علیه خواستگاه و تفکر مهدویت شدت و سرعت فوقالعاده ای به خود گرفته است به گونه ای که کمتر در طول تاریخ مشابه آن را دیده یا شنیده ایم .
آیا میتوان نتیجه گرفت که آرزومندان سیطره بر دهکده ی کوچک به شواهدی دست یافته اند که حکایت از فرا رسیدن موعد موعود ( پایان عمر قوم بهانه گیر و ستیزه جوی بنی اسرائیل و در نتیجه بر باد رفتن آرزوی هزارساله شان ) دارد؟
و اگر به درستی اینچنین است( انشاءالله ) وظیفه ی ما به عنوان جامعه ای که وعده داده شده سربازان لشگر سید زمینه ساز و رزمندگان در رکاب مهدی آل محمد(ص) از میان ما باشند چیست؟
آیا به همان میزان که سیاهیان لشگر باطل به تجهیز و تقویت خویش پرداخته اند ما که خود را سپاهیان قبیله نور میدانیم به کسب آمادگی و انتظار فعال پرداخته ایم
خداى تعالى فرموده است : ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا . (1280)
و نيز فرموده است : و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى (1281).
و فرموده است : و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم .(1282)
و پيامبر خدا (ص ) مسلمانان را به انتشار سخنان و نوشتن احاديثش تشويق ، و در اين زمينه تاكيد فرموده است . اما خلفاء اجتهاد كردند و از انتشار حديث پيغمبر (ص ) جلوگيرى كردند و نوشتن آن را نهى نمودند، و اجتهاد ايشان در اين مورد صورت حكم اسلامى پيدا كرد!
سپس در تاييد نظريه خلفا، از زبان پيغمبر (ص ) حديث آوردند كه آن حضرت نوشتن حديثش را نهى كرده است !
وضع به همين حال باقى ماند و مسلمانان را حدود نود سال از نوشتن احاديث شريف پيغمبر جلو گرفتند. تا اينكه خلافت به عمر بن عبدالعزيز اموى رسيد و او دستور داد تا احاديث پيغمبر خدا (ص ) جمع آورى و نوشته شود. اين بود كه مسلمانان پيرو مكتب خلفا به نوشتن حديث پيغمبر پرداختند و از آنها صحاح و مسانيد و مصنفات بسيارى را تاءليف كردند.
2. خداى تعالى فرموده است : فان لله خمسه و للرسول ولذى القربى ...(1283). و پيغمبر خدا (ص ) پرداخت خمس را سنت نهاد و در عصر خود به آن عمل فرمود. اما خلفا اجتهاد كردند و سهم پيامبر خدا و ذوى القربى را نپرداختند و آن را در تهيه چار پايان و جنگ افزار به كار بردند. و اين اجتهاد ايشان نيز حكم اسلامى به حساب آمد!
3. خداى تعالى فرموده است : فمن تمتع بالعمرة الى الحج (1284). و بدين گونه خداوند به عمره تمتع فرمان داد، و پيامبر اسلام (ص ) آن را سنت نهاد و خود و ديگر مسلمانان همراهش در حجة الوداع به آن عمل كردند. اما خلفا اجتهاد كردند و عمره تمتع را حرام كرده ، دستور دادند كه مسلمانان حج تنها و بدون عمره به جا آورند و اجتهاد ايشان حكم اسلامى محسوب گرديد! آنگاه براى تاييد اجتهاد خلفا، از زبان پيغمبر خدا (ص ) حديث آوردند كه آن حضرت از عمره نهى كرده و دستور داده است كه حج تنها به جا آورده شود! و مسلمانان هم حج تنها و بدون عمره به جا آوردند، و اين روش اجتهادى در نزد پاره اى از ايشان تا به امروز باقى مانده است .
4. خداى تعالى فرموده است : فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن (1285). بدين ترتيب نكاح موقت را خداوند اجازه داده و پيغمبر خدا (ص ) سنت نهاده ، و مسلمانان در زمان حضرتش از آن بهره بردند. اما پس از پيغمبر، خلفا اجتهاد كردند و نكاح موقت را حرام نمودند و اجتهادشان حكم اسلامى به حساب آمد و براى تاييد اجتهاد خلفا از زبان پيغمبر حديث آوردند كه حضرتش ازدواج موقت را نهى كرده است ! و پيروان مكتب خلفا از نكاح موقت تا به امروز خوددارى كرده اند!
5. خداى تعالى فرموده است : جعل الله الكعبة البيت الحرام . (1286) خداوند مكه و اطراف آن را محل امن قرار داد و پيامبر خدا (ص ) نيز آن را سنت نهاد و شعاع و محدوده امن آن را مشخص فرمود. اما خلفا اجتهاد كردند و حرمت حرم را از ميان برداشتند و آن را به زير رگبار سنگهاى منجنيق خود قرار دادند!
6. خداوند خطاب به پيغمبرش مى فرمايد: قل لا اساءلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى . يعنى بگو مزدى بر رسالت خود از شما نمى خواهم ، مگر محبت به نزديكانم را (1287). و پيامبر خدا (ص ) در رعايت حق و جانب اهل بيتش سفارشهاى بسيار كرد. اما خلفا اجتهاد كردند و نواده او و فرزندانش را كشتند و خانواده اش را به اسارت بردند!
ادامه مطلب...
1) مصحف فاطمه چيست؟
2) چه محتوايى دارد؟
3) مگر ممكن است جبرئيل بر غير پيامبر نازل شود؟
4) اين مصحف اكنون كجا است؟
نكته زيبا و دقيقى كه ذهن و انديشه ما را به سوى چنين مقوله و پرسشهايى پيرامون آن معطوف داشته است در حقيقت پرداختن به نكتهاى است كه از ديرباز موضوع بحث و گفتوگوى عالمان و انديشمندان بوده است، ورود به اين مقوله مستلزم تمهيداتى است كه ذيلاً بدان اشاره مىگردد.
چيستى مصحف
كلمه مُصْحَف (با هر سه حركت ميم) اكنون بيشتر به معناى «قرآن» به كار مىرود؛ اما در لغت به معناى مجموعه برگههايى است كه ميان دو جلد جمع آورى شده است و امروزه «كتاب» خوانده مىشود. بنابراين، منظور از «مصحف فاطمة(س)، كتاب فاطمه(س) است كه در بعضى از روايات اهل سنت نيز به آن اشاره شده است. راويانى چون «ابى بن كعب» وجود كتابى نزد آن حضرت(س) را تأييد كردهاند.
بدين ترتيب سخن كسانى مانند «ايجى» در مواقف و «جرجانى» در شرح مواقف و ابو زهره در كتاب «امام صادق(ع)» كه مدعى شدهاند، شيعه به قرآنى منسوب به فاطمه(س) كه غير از قرآن رايج ميان مسلمانان است، اعتقاد دارد، نادرست است و در عدم رجوع به روايات شيعه و نيز عدم دقت در معناى مصحف ريشه دارد.
مصحف فاطمه و محتواى آن
درباره ماهيت اين مصحف در منابع شيعى روايات فراوان يافت مىشود. در اين احاديث محتوا حجم، زمان نگارش كيفيت نگارش مصحف بيان شده است. البته در نگاه ابتدايى اختلافاتى ميان اين روايات مشاهده شود؛ اما با كمى دقت توجيه مىگردد. بعضى از روايات مطالب آن را غير از مطالب قرآن دانستهاند. بر اساس شمارى از احاديث در اين كتاب مطالبى چون وصيت حضرت فاطمه(س) مصيبتهاى فرزندان آن حضرت(س) در طول زمان ، پيشگويى حوادث آينده و تمام پادشاهانى كه بر زمين حكم خواهند راند ، نوشته شده است.
دستهاى از روايات نيز از اشتمال اين مصحف بر تمام احكام حلال و حرام حتى حكم عملى كه موجب نصف شلاق مىشود، سخن به ميان آوردهاند. بر اساس بعضى از احاديث، امام صادق(ع) حوادث تاريخى اى چون ظهور زنديقان را پيشگويى كرده و گفتارش را به مصحف حضرت زهرا(س) مستند دانسته است.
اين روايات با هم ناسازگار نيستند؛ زيرا ممكن است همه مطالب ياد شده در آن مصحف وجود داشته باشد و هر روايت بخشى از محتواى آن را بيان كرده است.
بعضى از معصومان حجم مصحف را سه برابر قرآن شمردهاند.
زمان و كيفيت نگارش
مهمترين مطلب درباره اين مصحف، زمان و كيفيت نگارش آن است كه مسأله ارتباط حضرت زهرا(س) با جبرئيل و ديگر فرشتگان الاهى در همين جا مطرح مىگردد.
در چند روايت، كيفيت نگارش آن بدين صورت مطرح شده است: پيامبراكرم(ص) مطالب را املا مىكرد و حضرت على(ع) مىنوشت.
پس درباره سبب علت انتساب مصحف به حضرت فاطمه(س) مىتوان گفت، آن كتاب نزد حضرت زهرا(س) نگهدارى مىشد يا آن حضرت واسطه رسيدن بعضى از مطالب به دست حضرت على(ع) بوده است.
برخى از روايات نيز مصحف را رهاورد املا و وحى مستقيم خداوند بر حضرت زهرا(س) دانستهاند. بر اساس روايات ديگر، بعد از وفات پيامبر اكرم(ص) خداوند فرشتهاى را نزد حضرت زهرا(س) مىفرستاد تا در غم پدر دلدارى اش دهد، وى را از مكان و جايگاه رسول خدا در بهشت آگاه سازد و با او درباره مطالب مختلف به گفتوگو بنشيند. حضرت فاطمه(س) سخنان آن فرشته را به حضرت على(ع) منتقل كرد و آن حضرت(ع) آنها را به نگارش در آورد. روايتى اين فرشته را جبرئيل(ع) معرفى كرده است.
ميان اين احاديث نيز ناسازگارى وجود ندارد؛ زيرا مىتوان گفت خداوند به وسيله فرشتهاى از فرشتگان خود به نام جبرئيل(س) با آن حضرت(س) سخن گفته است.
به نظر مىرسد در توجيه اين ناسازگارى بايد گفت، فاطمه زهرا(س) يك مصحف داشت. بخشى از اين كتاب را به مطالب دريافتى از پدرش اختصاص داده بود و بخشى ديگر را به مطالب جبرئيل(س).
امكان نزول جبرئيل بر فاطمه(س)
اشكال ديگر روايات دسته اخير، قطع وحى پس از رسول اكرم(ص) است؛ به عبارت ديگر، ما مسلمانان معتقديم پيامبر اكرم(ص) خاتم انبيا بوده، بعد از وفات آن حضرت(ص) ارتباط ميان زمين و آسمان قطع و وحى منقطع گشته است. بنابراين، چگونه فرشته بر حضرت زهرا(س) نازل مىشد و با آن بزرگوار گفت و گو مىكرد.
در پاسخ بدين اشكال بايد گفت، طبق آيات قرآنى، نزول فرشته الاهى و ارتباط خداوند با غير پيامبران از طريق فرشتگان و وحى امكانپذير است؛ چنان كه آيات بسيار از ارتباط فرشته با حضرت مريم(س) سخن مىگويد و خداوند ارتباط خود با مادر حضرت موسى(ع) را وحى مىخواند. و وقتى امكان اين ارتباط با زنانى چون مادر موسى(ع) و حضرت مريم(س) پذيرفته شد، امكان و وقوع آن درباره حضرت فاطمه زهرا(س) كه از سوى پيامبر اكرم(ص) سرور همه زنان در همه زمانها معرفى شده، به طريق اولى پذيرفتنى مىنمايد. منظور از انقطاع وحى و قطع ارتباط زمين و آسمان بعد از پيامبراكرم(ص) قطع ارتباط ميان خداوند و فردى به عنوان پيامبر و مأمور ابلاغ است نه عدم امكان ارتباط زمينيان با خداوند و فرشتگان. بر اساس روايات شيعه، نوعى ارتباط ميان امامان معصوم(ع) و خداوند وجود دارد. در روايات اهل سنت نيز بعضى از افراد «مُحَدَّث» معرفى شدهاند. «محدّث» يعنى كسى كه با فرشتگان الاهى نوعى ارتباط دارد و از آنها حديث دريافت مىكند.
مصحف نزد چه كسى است؟
روايات شيعه نشان مىدهد اين مصحف در زمانهاى مختلف نزد امامان معصوم - عليهم السلام - بوده، از امامى به امام ديگر رسيده و جز آن بزرگان كسى بدان دسترسى نداشته است. بر اساس اين روايات، امامان با استفاده از آن حوادثى را پيشگويى و احكامى را بيان كردهاند.
تذكر
كتابهايى كه اخيراً با عنوان «صحيفة الزهرا عليها السلام» منتشر شده، با «مصحف فاطمة(س)» تفاوت دارد؛ زيرا در اين كتابها عمدتاً دعاهاى منسوب به آن حضرت(س) به چشم مىخورد نه آنچه روايات درباره مصحف فاطمه گفتهاند.
دكتر نعمتا... صفرى برگرفته از نشریه پرسمان
آنچه در طول تاريخ پر افتخار و زّرين فقه اسلامى مايه رشد فزاينده و بالندگى آن شده ، اجـتـهـاد در مـسـائل جـديـد و تـوان پـاسـخـگـويـى بـه شـبـهـات و حل معضلات زندگى بوده است كه همواره با نشاط در عرصه هاى مختلف فردى و اجتماعى حضور يافته و نيازهاى پرسشگران را به نيكى پاسخ داده و سرفراز بيرون آمده است .
وقـتـى بـه كـتـاب هـاى فـقـهـى مـى نـگـريـم ، مـى بـيـنـيـم مـسائل فقه قبل از شيخ طوسى به آنچه در روايات آمده بود محدود مى شد؛ اما وى بر حسب نياز مـردم به احكام و فروع فقهى جديد، آن را گسترش داده ، كتاب (مبسوط) را نگاشت و در دوره هاى بـعـد نـيـز فـقـيـهـان ؛ بـا تـحـقـيـقـات و اجـتـهـاد جـديـد بـر مـسـائل فـقـه افـزودنـد، بـه طـورى كـه در زمـان صـاحـب جـواهـر، يـك دوره فـقـه افـزون بـر چـهـل جـلد كـتـاب گـرديـد. شـيـخ انـصـارى نـيـز مـبـانـى و مـسـائل جـديـدى را بـر هـمين اساس در فقه پى ريزى كرد و به گسترش آن پرداخت . اين سير تحول در فقه همچنان ادامه يافت تا به زمان حاضر و عينيت آن در همه زواياى زندگى فردى و اجـتـمـاعـى رسـيـد و تـوانـايـى خـود را در اداره انـسـان و اجـتـمـاع و حل معظلات اجتماعى به خوبى به اثبات رسانيد.
بازار پر حرارت شبهه افكنى (190)
زعـامـت و رهـبـرى ديـنـى ، نظام جمهورى اسلامى و مبانى فقهى و حقوقى آن ، عملكرد دولتمردان نـظـام اسلامى و عينى و عملى شدن فقه و اجتهاد در برخورد با معضلات ، كينه توزى معاندان و مـخـالفـان و قـرائت خـاص روشـنـفـكرى دينى از اسلام ، از جمله عناصرى هستند كه بازار شبهه افكنى در حوزه مباحث دين پژوهى و از جمله فقه را پر حرارت كرده اند.
شـبـهـاتـى كـه در حـوزه مـبـاحـث فـقـهـى كـم و بـيـش مـطـرح مـى شـود در مـوارد زيـر قابل دسته بندى است :
1ـ شبهات ناشى از شيوه دين شناسى و اجتهاد فقهى
2ـ شبهات ناشى از تمدن جديد
3ـ شبهات ناشى از گسترش ناگهانى حوزه زندگى انسان
۴-تاءملى در ماهيت شبهات
ادامه مطلب...
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند .
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد "
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا "
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است "
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد . استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟ "
استاد پاسخ داد: "البته "
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟ "
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند .
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460 - F ) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد ."
شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟ "
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد "
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد ." در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟ "
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم . او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست ."
و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست . درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد . خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید .
نام آن شاگرد تیزهوش: آلبرت انیشتن به نقل از : http://www.freewebs.com/studentsingermany/Einstian.htm
يكى از پرسش هايى كه هميشه در پيش روى متفكّران است، اين است كه «آيا درزمان ظهور حضرت، احكام و قوانين جديدى از سوى آن وجود شريف بيان خواهد شد؟ آيا به جهت حكومت جهانى حضرت، دين، باساز وبرگى جديد و اصولى متناسب با آن زمان و قوانينى جديد جلوه مى كند؟» آيا مى توان گفت، اكنون احكامى به حسب واقع وجود دارد كه مورد نظر خداوند تبارك و تعالى است و براى رشد و سعادت فرد و جامعه به آن ها نياز است و لكن تا زمان ظهور، به جهت وجود موانعى، به مرحله فعليّت نرسيده است، امّا با ظهور آن حضرت چنين احكامى از مرحله انشاء خارج شده و لباس فعليّت مى پوشد يا اين كه چنين چيزى مطرح نيست بلكه آن چه كه در زمان ظهور واقع مى شود، تنها، تحوّلى عظيم در مرحله اجراى احكام مقدّس اسلام و احياناً توسعه اى در برخى از احكام محدود است؟
پاسخ به اين پرسش مهم، نه تنها آگاهى انسان را نسبت به حقيقت دين در زمان ظهور روشن مى سازد، بلكه نتايج مهم و چشم گيرى نسبت به برخورد عالمان و متفكّران با دين، در زمان قبل از ظهور دارد. در اينجا به برخى از آن ها اشاره مى شود:
الف: از مجموع مطالبى كه دراين بحث به ميان خواهد آمد، روشن مى شود كه در زمان ظهور حضرت حجت، عجّل الله فرجه الشريف، آن چه محور حكومت آن حضرت است دين است، اين مطلب، ما را به اين نتيجه روشن رهنمون مى سازد كه، دين، نه تنها صلاحيّت براى حكومت دارد، بلكه تنها حكومتى كه مى تواند جامعه بشرى را از هر گونه ظلم و بى عدالتى و فساد و تباهى و يأس و نااميدى نجات دهد، حكومت دينى است.
هرگز نبايد تصوّر كرد كه در زمان ظهور، حكومت، به دست يك نيروى خارج از دين اجرا خواهد شد، بلكه دين با همه احكام و قوانين تضمين كننده سعادت بشريّت در ختم عالم خواهد بود. البته نمى توان منكر اين مطلب گرديد كه با حضور مستقيم معصوم(عليه السلام) ضمانت اجرايى دين افزايش خواهد يافت و چه بسا تفاوت بسيارى با غير آن دارد. امّا اين بدان معنا نيست كه معصوم(عليه السلام) به دين و قوانين آن قابليّت اجرا را اعطا مى كند.
نتيجه واضح و روشن اين مطلب، آن است، كه كسانى كه در عصر حاضر، منكر عنصرى به نام حكومت براى دين هستند و دين را محدود به امور شخصى و فردى مى دانند يا بايد حكومت جهانى حضرت ولى عصر، عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف، را منكر شوند و يا اينكه معتقد شوند كه در آن زمان، غير از دين، امر ديگرى در حكومت دخالت خواهد داشت. طبيعى است كه روشنفكر متديّن، به هيچ كدام يك از اين ها نمى تواند ملتزم شود به عبارت ديگر، اگر دين، صلاحيّت براى حكومت نداشته باشد، در هيچ زمانى حتّى در زمان ظهور نيز صلاحيّت حكومت ندارد و اگر دين با قابليّت ذاتى خود و ويژگى هاى خاصّ خود، بتواند حكومت كند در هر زمانى، حتى در غير عصر ظهور نيز ـ هر چند به صورت محدود ـ مى تواند حكومت كند.
ب: ظهور حضرت حجّت أرواحنا فداه، كشف از ظهور يك واقعيت و يك حق واحد دارد. آن چه مقصود اصلى خداوند تبارك و تعالى براى بشريّت بوده. و هست، حتماً يكى است و نمى توان ملتزم به كثرتِ حق و تكثُّر واقع شد. «إنَّ الدين عندالله الإسلام»(2) به عبارت ديگر كسانى كه معتقد به تكثّر گرايى در دين هستند، نمى توانند حكومت آخرالزمان را از نظر اعتقادى بپذيرند; چرا كه آن حكومت، بر يك پايه و اساس استوار خواهد بود و آن، اسلام واقعى و حقيقى است و بقيّه اديان و مذاهب، در آن حكومت صحيح، نقش نخواهند داشت.
متأسّفانه تاكنون محققان به اين موضوع نپرداخته اند و اين موضوع از عناوينى است كه به صورت عميق و دقيق، اَبعاد آن روشن نگشته اماخواهيم كوشيد تا برخى از نكات و نقاط مبهم آن را اجمالاً روشن كنيم
تفصیل بحث در http://www.al-shia.com/html/far/books/maqalat/zohor.htm
شيعه و ضرورت حضور بیشتر در دنیای مجازی (بخشی از سخنان اینجانب در همایش شیعه شناسی)
امروزه دشمنان جهان اسلام و به ويژه شيعه روي شناخت دقيق شيعيان و انديشهها و اعتقادات آنان خيلي كار كرده و كار ميكند تا جايي كه افرادي را به عنوان مجتهدان مجازي پرورش داده و اين افراد، فقط و فقط روي ديدگاهها و اصول و مباني فكري مراجع و رهبران ديني ما كار كرده و آنها قبل از هر فعاليتي عليه جهان اسلام و شيعه، به آنها رجوع كرده و نظرات اين كارشناسان را جمعآوري و عكسالعملهاي احتمالي مراجع و رهبران ديني ما را به دست ميآورند و خود را براي مقابلههاي احتمالي آماده ميكنند.
ديگر اينكه در مواقعي كه احساس كنند اطلاعات و يافتههاي ديني اسلام به ويژه شيعيان براي آنها ضرر دارد، برخورد فيزيكي كرده و آن اطلاعات را از بين ميبرند، هرچند كه ترور شخصيتهاي علمي و پژوهشي شيعيان و برخي از رهبران ديني نيز از اين مهم مستثنا نيست.
فعاليتهاي مختلفي كه در عرصه ضديت با شيعه صورت ميگيرد فراوان است. در سال ۱۹۸۴ در تلآويو مخالفين انقلاب و اسلام و ايران جمع شدند و سه روز كنفرانس داشتند. نتايج و مباحث آنها وارد ايران و ترجمه شده است. اما ويژگي خاصي كه شيعه دارد، بحث انتظار و اميد به آينده، بحث عدالت و حكومت جهاني مهدوي است كه دشمنان ما را به اين نتيجه رسانده است كه اگر جريانات به اين صورت پيش برود مسائل به نفع تشيع رقم ميخورد. در نتيجه فعاليتهاي مختلفي عليه ما صورت ميدهند. خلأيي كه در زمينه فعاليتهاي مجازي در جهان شيعه و اسلام وجود دارد كاملاً محسوس است. ما ميلياردها صفحه اطلاعات داريم كه از طريق بستر فناوري اطلاعات و ارتباطات قابل دسترسي است. شيعه چه سهمي در بين اين ميلياردها صفحه دارد؟ فقط يك پايگاه بانك اطلاعاتي، يك ميليون و هفتصد هزار پاياننامه را در خود جاي داده است. چه سهمي از اين پاياننامهها از شيعه و جهان تشيع يا مربوط به شيعه است؟ ما حضور مجازي كمرنگي داريم، البته همين حضور اندك هم تأثيرگذار است. من فقط به يك نمونه از تأثير اين حضور مجازي جهان شيعه اشاره ميكنم.
سايت مسجد مقدس جمكران، سايت امام علي(عليهالسلام)، سايت بسيج و سايت امام مهدي(عجلاللهتعاليفرجهالشريف) از مواردي هستند كه توسط دشمنان ما هك شده است. اين نشانه اين است كه اينها تأثيرگذار بوده و دشمن به اين نتيجه رسيده است كه بايد اين اطلاعات از بين برود. يكي از فعاليتهايي كه دشمنان انجام ميدهند فعاليتهاي فيزيكي خاص در زمينه وارد كردن خرافات است. يك ايميل براي من آمد كه: با توجه به فعاليتهايي كه شما در زمينه مهدويت داريد، بايد اين نكته را از ناحيه امام زمان(عجلاللهتعاليفرجهالشريف) به شما بگوييم كه ظهور قطعي امام زمان(عجلاللهتعاليفرجهالشريف) سال ۱۵۲۷ است و وظيفه شماست كه براي اين موضوع فعاليت كنيد. اين ايميلي بود كه براي خيلي از افراد فرستاده بودند. شخصي هم كه نوشته بود، سايتي را معرفي كرده بود و خودش را به عنوان «خادم الامام» معرفي كرده بود و گفته بود كه اين اطلاعات از ناحيه امام زمان(عجلاللهتعاليفرجهالشريف) است و من وظيفه دارم به گوش شما برسانم. پيامهاي متعددي هم براي مراجع و بزرگان دين فرستاده بود. پس بحث خرافات هم يكي از مباحثي است كه بايد دقت بيشتري نسبت به آن شود و نكته قابل توجه بحث فعاليتهاي نرمافزاري و رسانهاي است كه عليه ما انجام ميشود.
هاليوود سالانه هفتصد، هشتصد فيلم ميسازد و براي سي يا چهل فيلم خود پس از ترجمه به زبانهاي مختلف، تبليغات وسيعتري ميكند. در اين بين درصد معتنابهي از اين آثار ضدشيعه است، يا به منجيگرايي، آخرالزمان و پايان تاريخ ميپردازد و يا به برخي از نكتههاي خاصي كه ما مدنظر داريم حمله ميكند و سعي ميكند آنها را از بين ببرد.
دشمنان اجازه نميدهند بسياري از كتابهاي خود را به كشورهاي مختلف ببريم و در اختيار افراد بگذاريم ولي ما از اين بستر فناوري اطلاعات و ارتباطات ميتوانيم استفاده كنيم و پيام خود را به گوش مشتاقان معرفت و معنويت و هدايت برسانيم.
بحث رسانههاي سنتي ما بايد به سمت رسانههايي برود كه به طور معمول بتوانند فعاليتهاي گسترده داشته باشند. بايد مسجد و منبر مجازي داشته باشيم و همايش و نشستهاي ما محدود به يك مكان خاص نباشد. بايد از بستر فناوري استفاده كنيم و آنها را جهاني كنيم.
امروزه دشمن ما با استفاده ابزاري از فضاي مجازي براي هجوم و يورش به جهان اسلام و به ويژه شيعه استفاده ميكند. در راستاي اين هجوم الكترونيك و مجازي دشمن، ما هم بايد به سلاح روز توجه بيشتري داشته و به جهاد مجازي يا جهاد الكترونيك بپردازيم و تنها تفاوت جهاد مجازي با جهاد سنتي فقط در شكل آن ميباشد كه آن هم در فضاي الكترونيك و سايبر صورت ميگيرد. هر چند طرح امت مجازي اسلام شايد قابل قبول نباشد ولي در همين حد هم كه نمايي از ديدگاه و عقايد شيعه را به صورت الكترونيك به تصوير ميكشد و زمينه مبادله و همفكري، اطلاعرساني و ارتباطات جهان تشيع را با اين همه سختگيريهاي دشمنان بر عليه ما فراهم ميكند كاري بس عظيم است.
گفتني است استفاده از فضاي اتاقهاي گفتوگوي اينترنتي، پخش اطلاعات و يافتههاي شخصيتهاي علمي و پژوهشي از طريق وبلاگها و سايتهاي اينترنتي، ايجاد انجمنهاي گفتوگو و تعامل با ديگر اديان ابراهيمي و نشر آموزههاي ديني تشيع از طريق كتابهاي الكترونيك و تشكيل كتابخانههاي مجازي و برخورد با شايعات و خبرپراكنيهاي ضدشيعه كه توسط دشمنان قسمخورده نظام و انقلاب اسلامي، كه تاكنون صورت گرفته و از اين پس نيز انجام ميشود از مهمترين وظايف شيعيان در اقصينقاط جهان ميباشد. كه امروز با توجه به بحث جهاني شدن و دهكده جهاني ما بايد جايگاه خود را در اين دنياي مجازي پيدا كنيم و به اميد روزي باشيم كه تمام مسلمانان دست به دست هم داده و شاهد استقبال بينظير اديان گوناگون به اسلام باشيم. چرا كه تاكنون دشمنان ما هيچگاه اين اجازه را به ما ندادهاند تا نداي اسلام و مسلمانان را آنطور كه هست و به صورت واقعي به گوش جهانيان برسانيم.
كلام آخر اينكه براي رسيدن به اهداف و آموزههاي ديني خود و براي دست يافتن به فنآوري و تكنولوژي بيشتر جهان اسلام بديهي است كه بايد زيرساختهاي اطلاعاتي و ارتباطي جهان اسلامي را فراهم يا تكميل كنيم. چرا كه در صورت استفاده از فنآوريهاي ساخته غرب يا عدم شناخت دقيق ما از چگونگي اين فنآوري، در جنگهاي الكترونيك مغلوب شده و هيچ حرفي براي گفتن نخواهيم داشت.
دليل اين ادعا نيز ارتباط شركتهاي اينتل و آ.او.ال و... با اسرائيل ميباشد؛ زيرا شركت اينتل از بزرگترين سازندگان مادربورد، پردازشگر پنتيوم و بزرگترين شركت توليدكننده ميكروچيپ در دنيا است كه بزرگترين و مهمترين شعبه خود را در اسرائيل داشته و سالانه بيش از يك بيليون دلار درآمد دارد. و شركت آ.او.ال، پايگاه مشهور اطلاعرساني آمريكا، ۳۰درصد از سود خود را به اسرائيل اهدا ميكند و همكاري اسرائيل با اين شركت ـ كه پشتيبان مؤسسههاي چندرسانهاي چون تاميز، سيانان و آيسيكيو (نوعي نرمافزار چت) است ـ بر كسي پوشيده نيست.
لذا توليد نرمافزارهاي ديني، حضور در سايتهاي مختلف اينترنتي به زبانهاي گوناگون، تشكيل انجمنهاي مختلف اسلامي الكترونيكي، وبلاگهاي ديني و پاسخگويي به نيازهاي كاربران در راستاي پاسخگويي به شبهات ضدشيعه و... از اهم وظايف ما ميباشد.
--------------
اينيشتن :
دين من همان ايمان عاطفي و عميق من نسـبـت بــه قـدرت عاقله ايست كه در هرچه مي نگرم سيماي او را مـي بـيـنـم ، اين ايمان براي من معني خدا را درست مي كند.
جان ادلف بوهلر (شيميدان ):
در طبيعت به هر سوي مينگرم نظام و مشيت نمايان است ... هر قانوني كه بشر كشف مي كنـد، او را يك قـدم بـه خـدا نزديك تر مي سازد، و خدا را بيشتر مي شناسد، اما اينـهـا فقط وسيله تجلي او نيست ، زيرا وي خود را بـه وسـيـلـه پيامبران و كتب مقدسه نيز به بشر معـرفـي كـرده اسـت و اين خيلي مهم تر است .
فرانك آلن (فيزيك دان ):
پروتئين ماده شيميـائـي بـي جـانـي اسـت و چـون گـوهـر اسرارآميز حيات ، به آن درآميزد زنده مي شود، فقط عـقـل بي پايان خداوند يعني ذات خداوند است كه مي توانسته است بداند چنين مولكولي قابل پذيرفتن حيات است ، و توانسته است آنرا بيافريند.
جان كلولند (رياضيدان و شيميدان ):
چون ماده نمي تواند خود و قوانـيـن حـاكـم بـر خـود را بيافريند، آفرينش ناچار بايد به وسيله عامل غـيـر مادي صورت گرفته باشد...بدون شك و ترديد وجود ذات اعلاي روحاني ، يعني خداي آفريننده ، و مدبر جهان را مي پذيريم و به او ايمان مي آوريم .
پاتري پورتر (فيزيكدان و رياضيدان ):
خلقت به هر نحو كه انجام شده به دسـت خـالـق بـوده ، و وجود خداي متعال ، پايه اساسي هر فرضيه ايسـت ، و جـواب سئوالات كه تابحال پاسخش به كسي داده نشده است ، يك كلمه است : و آن خدا است .
ادواردلوتركيل (جانور و حشره شناس ):
مطالعات علمي هر صاحب عقل سليم را مجبور مي كند كه بـه يك علت اوليه قائل شود كه ما آنرا خدا مي ناميم .
والتراسكارلندبرك (فيزيولوژيست و بيوشيميست ):
اصول اوليه علوم ذاتـا" بـه وجـود خـدا دلالـت دارنـد.
پول كلارنس (فيزيكدان ):
خداوند مبدا خلقت انسان و ساير كائنات مي باشد و نظم و ترتيب جهان را رهبري مي كند.
جرج هربرت بلونت (فيزيكدان ):
من نه تنها به خدا ايمان دارم بلكه به او اعـتـمـاد و توكل دارم .
المرو مورد (شيميدان ):
من به عنوان يك شيميدان به وجود خدائي حاضـر و نـاظـر ايمان دارم و به عقيده ء من يك حكمت عاليه لاهوتي تمـام دنيا و مافيها را آفريده و آن پروردگار است .
هانري پوانكاره :
دنيا مصنوع خداست زيرا كه داراي نـظـام اسـت و مـوزون مي باشد.
هرشل (دانشمند هيئت ):
هر قدر دايره علم وسيع تر مي گردد. براهين دندان شـكـن و قوي تر، براي وجود خداوند ازلي و ابدي بدست مي آيد.
افلاطون :
پيدايش جهان اثر فيض بخش پروردگار است كه بخـل و دريغ ندارد.
دكارت :
بـه حـكـم مــوجــود بــودن جــهــان ، خــدا هــســت .
سازمان فضانوردی " ناسا " به دو نیم شدن کره ی ماه و سپس پیوند خوردن این دو نیمه به یکدیگر پی برد. پایگاه اینترنتی روزنامه ی عربی " الوطن " چاپ آمریکا به نقل از یک محقق اردنی علوم فلکی در این زمینه نوشت: سفینه ی فضایی آمریکایی " کلمنتاین " که سالها در مدار کره ی ماه کار تحقیقاتی انجام می دهد به این نتیجه رسیده است که کره ی ماه صدها سال پیش به دو نیمه ی متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شدند. این محقق اردنی با ارسال گزارشی به ناسا آنان را نسبت به این موضوع مطلع ساخت که مسلمانان، این پدیده را متعلق به 1400 سال پیش می دانند و مرتبط به معجزه ای از پیامبر اکرم (ص) به نام " شق القمر" است. ناسا هیچ تفسیری برای کشف خود نیافته است. زیرا این اتفاق نادر تا کنون برای هیچ جرم آسمانی به وقوع نپیوسته است.
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی شماره 7608
حتماً داستان معجزه ی شق القمر را شنیده اید که قبل از هجرت پیامبر و بنابر قولی در آغاز بعثت اتفاق افتاده است. ماجرا از این قرار است که در یک شب مهتابی ــ که شب چهاردهم ماه ذی الحجه بود ــ عده ای که از مدینه به منظور بیعت با آن حضرت به عقبه آمده بودند و به روایتی تعدادی از مشرکان از پیامبر خواستند که معجزه ای در آسمان نشانشان دهد .. آنها معتقد بودند که اگر کارهای پیامبر سحر باشد نمی تواند در آسمان مؤثر باشد زیرا سحر تنها در زمین تأثیر می گذارد و راهی به آسمانها ندارد. بنابراین چنانچه پیامبر بتواند تصرفی در آسمان بکند، ادعایش درست است و می توان روی گفته هایش حساب کرد و بدو ایمان آورد.
پیامبر فرمود: آیا می خواهید این ماه کامل، به دو نیمه تقسیم شود؟
گفتند: آری
پس آن حضرت با انگشت اشاره ای کردند و ناگهان ماه به دو نیمه تقسیم شد .. به گونه ای که نیمی از آن بر فراز کعبه و نیمه ی دیگر بر فراز کوه ابوقبیس مستقر شد. سپس آنها خواستند که آنرا به حالت اولیه برگرداند و آنگاه با اشاره ی دیگر آن حضرت، هر دو نیمه به حرکت درآمدند تا به هم پیوستند و یکی شدند.
منبع: بحار الانوار جلد 17 ص 355
آنگاه این آیه نازل شد: اقتربت الساعة و انشقت القمر . یعنی قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت.
اما در باره ی اینکه چه ارتباطی بین نزدیک شدن قیامت و نیم شدن ماه هست ، مباحثی است که در تفاسیر بدان پرداخته شده و دوستداران می توانند به کتابهای تفسیری مراجعه کنند .
نکته ی دیگر، امکان علمی این واقعه است که بر خلاف نظر کوته فکران این خلاف اصول پذیرفته شده ی علمی نیست و از نظر علمی امکان پذیر می باشد. اکتشافات و اظهارات دانشمندان فلکی می گوید: چنین چیزی نه تنها محال نیست بلکه بارها نمونه ی آن مشاهده شده است. در دستگاه منظومه ی شمسی و سایر کرات آسمانی کراراً انشقاق ها و انفجاراتی اتفاق افتاده است؛ به گونه ای که حتی اصل پیدایش کرات حاصل انفجار در منظومه ی شمسی می باشد. زیرا تمام کرات منظومه شمسی در اصل، جزء خورشید بوده و بعدها در اثر همین انفجارات و فعل و انفعال ها ها از خورشید جدا شده و کرات گوناگون پدید آمده اند.
با استفاده از تفسیر نمونه ج23 ص 12
كنسرت بينالمللي گروه شيطانپرستي در كرج که قرار بود با حضورخوانندگان DJ و گروههاي راك و رپ بر گزار شود کشف شد.
دهها تن از دعوت شدگان فراخوان اينترنتي اجراي كنسرت گروههاي خواننده شيطانپرستي شب چهارشنبه در محمدشهر كرج دستگير شدند.
سردار رضا زارعي، فرمانده انتظامي استان تهران در گفتوگوي اختصاصي با ايسنا در تشريح اين پرونده گفت: اين اولين بار است كه دهها شركت كننده دختر و پسر با شيوه جديد فراخوان بينالمللي اينترنتي به چنين مراسمي دعوت شدهاند، به طوري كه اغلب دستگيرشدگان از جوانان متمول و تعدادي از آنها ايرانيهاي مقيم خارج از كشور بودهاند كه با هدف شركت در يك كنسرت مهيج شيطاني راهي اين مراسم شدند.
وي افزود: تعدادي از اين خوانندگان از معروفترين اجرا كنندگان مراسمهاي مهيج هستند كه تاكنون در ميان آنان يك خواننده زن به نام «گلاره» گروه «وحيد ديجي» ، «راك دانيال» ، «مارال» ، «رپ» و خوانندهاي به نام «اصلان» شناسايي و دستگير شدهاند كه با دهها دستگاه اكو، باندهاي اجراي كنسرتهاي بزرگ در حال اجراي برنامه بودهاند.
رييس پليس استان تهران ادامه داد: اين اولين باري است كه دعوت براي شركت در يك مراسم پارتي گونه از طريق اينترنت به شكل بينالمللي پيگيري شده است، به طوري كه دستگيرشدگان در جريان بازجوييها معترف شدند: براي ورود به اين مراسم، كارتهاي ويژهاي را در اختيار داشتهاند و بدون اين مجوز كسي نميتوانست به مراسم راه پيدا كند.
اين اظهارات دستگيرشدگان در حالي مطرح ميشود كه سردار زارعي تاكيد كرده است: برگزاري اين مراسم يك عمليات كاملا سازمانيافته بوده است، چرا كه گروه مجري، تعدادي مامور را اطراف محل برگزاري مراسم در يك باغ به كار گرفته بودند تا با پوشش دادن خيابانهاي اطراف، هر گونه خطر احتمالي را زير نظر گرفته و در صورت مشاهده پليس يا افراد كنجكاو سريعا در جهت پاكسازي مراسم از وجود بيش از 150 بطر مشروباتالكلي، 800 سيدي مستهجن، موادمخدر حشيش، گراس و لباسهاي نيمه عريان وارد عمل شوند.
رييس پليس استان تهران همچنين به ايسنا گفت: مقارن دهم مرداد ماه، يك روز پيش از اجراي مراسم، پليس از طريق عوامل اطلاعاتي از موضوع برگزاري چنين مراسمي اطلاع حاصل كرد، اما گروه سازمان دهنده اين مراسم به طريقي برنامه كنسرت را پيشبيني كرده بودند كه تا ساعاتي قبل از اجرا، هيچ يك از مدعوين از محل برگزاري اطلاعي نداشتند و پليس نيز با شناسايي محل پس از هماهنگي با مقام قضايي و كسب مجوز ورود به محل، جهت دستگيري شركتكنندگان اقدام كرد.
به گفته اين مقام انتظامي، در مرحله اوليه ورود پليس نيز، گروه از هر شركت كننده مبلغ شش هزار تومان ورودي دريافت كرده بود كه اين مبلغ با اوج گرفتن مراسم در ساعت حدود 22، به 15 هزار تومان افزايش يافته بود.
رييس پليس استان تهران اعلام كرد: تعداد زيادي از اين شركت كنندگان دختر بودهاند كه با لباسهاي به شدت غيرمتعارف در مراسم شركت كرده و به دنبال مصرف شديد مشروباتالكلي و موادمخدر در حال برگزاري مراسم لهو لعب بودند.
سردار زارعي با اشاره به كشف بيش از 10 دوربين به كار گرفته شده محسوس در باغ محل اجراي اين مراسم پارتي، گفت: به نظر ميرسد برگزاركنندگان به دنبال استفاده از تصاوير شنيع اين مراسم بر روي سيدي جهت انتشار و فروش بودهاند، چرا كه ماموران پس از ورود به محل موفق شدند تعدادي از دوربين در حال فيلمبرداري را در محل كشف كنند. در حال حاضر تمامي دستگيرشدگان در پليس امنيت استان تهران در حال بازجويي درباره نحوه ورود به مراسم، نوع ارتباطات بين گروهي و بررسي سوابقشان هستند و فرمانده انتظامي استان تهران نيز اعلام خبرهاي آتي را به بررسي نتايج تحقيقات پليس منوط كرده است.
http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/Archive/778.htm
در كتاب «دعائم الاسلام، اثر نعمان بن محمد تميمى(363 - 259ق)»، (ج1، ص351 تا 368) عهدنامه مفصلى از پيامبر اعظم حضرت محمد(ص) نقل شده كه حاوى نكات بسيارى در شيوه حكمرانى و نكات مديريتى است. آن چه مىخوانيد، اقتباس و تلخيصى از اين عهدنامه و منشور نورانى، خطاب به كارگزاران و مديران است:
1. بنگر كه كجا و چگونه بودى و امروز در كجايى؛ نصيحت را از خودت آغاز كن و در كار خاصان و شناخت آن چه به سود و زيان توست، نيكو بنگر.
2. چنان مباش كه پندارى كرامتى را كه خدا در حق تو كرده، واجبات را از دوش تو برداشته و تو شايسته آنى كه مسئوليت سنگين را از تو بردارد؛ از اين رو، در پى شهوات و خواستهها بروى.
3. جايگاه خود را بشناس؛ سرانجام خود را در نظر آر و آن را بسيار ياد كن و بسيار بينديش كه چه مىكنى و چه كسانى با تو مشاركت دارند.
4. ببين پدرانت، حكمرانان و شاهزادگان ديگر كجايند كه دنيا خوار بودند؟ تو اكنون ميراث خوار آنان و اداره كننده حكومت آنان هستى؛ چه شد آن گنجها كه اندوختند و آن بدنهاى ناز پرورده و آن امير زادگان مرفه اكنون كجايند؟
5. از بدىها گذشتگان عيب مىگرفتى و كارشان را زشت مىشمردى؛ امروز از خودت عيب جويى كن و برحذر باش كه به همان سرنوشت دچار نشوى.
6. تو درباره پيشينيان و كارشان داورى مىكردى؛ آيندگان هم درباره تو و كارهايت به قضاوت خواهند نشست و نسبت به تو همان را خواهند گفت كه تو درباره ديگران مىگفتى.
7. ثروت اندوزى از حرام را نيرو مپندار و بذل و بخشش ناحق را سخاوت ندان. «قدرت»، در خويشتندارى است و «جود»، در پرداخت آن چه وظيفه توست.
8. دلت را خانه مهرورزى به مردم قراربده؛ نسبت به مردم درندهاى مباش كه لغزش هايشان را فرصت و غنيمت شمارى؛ زيرا آنان يا هم كيش تو ياهمنوع تو هستند و به عفو و گذشت تو محتاجند.
9. در كيفر، شتاب مكن؛ مگو كه اميرم و هر چه خواستم، مىكنم و هر گاه قدرت و حكومت، تو را به غرور و عجب كشاند، به ياد خدا باش كه برتر از توست و به ياد مرگ باش كه سرمستى و شادمانى بىجاى تو را در هم مىشكند.
10. ميان خود و نزديكانت با مردم منصفانه رفتار كن كه اگر انصاف نكنى، در حق آنان ستم كردهاى و هر كه به بندگان خدا ستم كند، طرف حسابش خداست.
11. شيوه ظالمانه، به زوال نعمت مىانجامد و اصرار بر ظلم، انتقام الهى را در پى دارد؛ زيرا خداوند، دادخواه مظلومان و دشمن ظالمان است.
12. به كارى بيشتر بپرداز كه در راستاى حق و رضاى خالق و توده مردم باشد؛ نه آن چه كه با رضايت خواص، رنجش عموم مردم را در پى دارد.
13. توده مردم، سامان بخش امور زمامداران و بازوى حاكم و مايه خشم بر دشمنانند؛ پس تا وقتى مطيع فرمانند، دلت با آنان و ميلت همراه ايشان باشد.
14. آنان كه بيشتر در پى كشف عيوب مردمند، در نظرت نكوهيدهتر باشند؛ زيرا در مردم عيبهايى است كه والى سزاوارتر است تا آنها را بپوشاند.
15. آن چه بر خود نمىپسندى، بر مردم هم مپسند و تا مىتوانى رازها و عيوبشان را بپوشان تا خدا هم عيوب تو را بپوشاند.
16. در پذيرش سخنِ سخن چينان، شتاب مكن كه سخن چين راست نمىگويد.
17. بخيلان، حريصان و ترسويان را در مشورتهاى خويش واردمكن؛ زيرا بخل و حرص و ترس، هرسه، ريشه در بدبينى به خدا دارد.
18. بدترين وزيران و همكارانت، آنانند كه همكار اميران پيشين و همدست جرايم آنان بودهاند؛ آنان را در حكومت خود راه مده و در كارهايت وارد مكن.
19. كسانى را ياران و همكاران خاص خويش برگزين كه همكار ظالم و ياور گنه كار نبودهاند؛ آنان را مخصوص همنشينى و دوستى در نهان و آشكار قرار بده و كسانى را گرامىتر بدار كه نسبت به حق، گوياتر و نسبت به مردم، با انصافتر باشند.
20. با كسانى بيشتر همدم باش كه اهل تقوا، راستى، خرد و شرافت باشند و از كسانى بيشتر فاصله بگير كه اهل تملق، چاپلوسى و ستايشگرىاند؛ زيرا مدح بسيار، غرور و غفلت مىآورد.
ادامه مطلب...
قرآن و خاورشناسان, نوشته محمد مهر على, ايپسويچ (انگلستان): جمعية إحياء منهاج السنة, 2004, 373 ص, شابك: 0954036972.
اين كتاب يكى از معدود آثارى است كه مسلمانان در نقد قرآن پژوهى غربيان به زبان انگليسى نوشته اند. در دهه هاى اخير چند مقاله و كتاب انگليسى عموماً نگاشته مسلمانان شبه قاره و برخى كشورهاى عرب, از كسانى چون محمد مصطفى الاعظمى, پرويز منظور, اطهر حسين و محمد خليفه در اين حوزه به بازار آمده كه اثر اخير به عربى هم ترجمه شده است ( با اين مشخصات: محمد خليفة, الاستشراق و القرآن العظيم, ترجمه مروان عبدالصبور شاهين, قاهره: دارالاعتصام, 1994, 390 ص). به جز اثر معروف محمد مصطفى الاعظمى كه در واقع نقدى مهم بر حديث پژوهى گلدتسيهر و يوزف شاخت به شمار مى آمد( و خود وى نسخه اى عربى هم از آن انتشار داد), ديگر نوشته هاى يادشده را نبايد چندان جدى و تأثير گذار دانست. از آثار فارسى هم چيزى نمى گويم, چون در اين زمينه هيچ اثر قابل توجهى نداريم. اغلب نويسندگان مقالات و كتاب هايى كه در اين باره به فارسى تأليف شده اند, خود از خواندن متون اروپايى ناتوان اند و اشتباهات ساده زبانى شان آدمى را از مرور اين نوشته ها پشيمان مى كند.
كتاب حاضر در انگلستان و به قلم مسلمانى بنگلادشى تبار تأليف شده است. سبك آن تفاوت چندانى با نوشته هاى اطهر حسين يا محمد خليفه ندارد. تنها ويژگى متمايز آن را مى توان در اشاراتش به ديدگاه هاى قرآن پژوهان راديكال يا تجديد نظر طلبان دانست. اما اين اشارات متأسفانه اندك است و از متأخران تنها به جان ونزبرو (2002), استاد پيشين در مدرسه مطالعات شرقى وآ فريقايى (دانشگاه لندن), محدود مى شود. جاى بررسى نوشته هاى جان برتن, پاتريشيا كرونه و مايكل كوك در اين قسمت خالى است.
محمد مهرعلى همچنين در بخشى از كتاب خود به مسائل رسم الخط, كتابت و تأثير زبان هاى سامى در نگارش قرآن مى پردازد كه در قرآن, مقالات و كتب گرد پويين, فُن بوتمِر, و كريستف لوكسنبرگ را نقد مى كند. بخش پايانى كتاب وى هم به موضوع ترجمه هاى قرآن غربيان اختصاص دارد و از مترجمانى چون آرتر آربرى, رادوِل, جُرج سيل, پالمر و ريچارد بِل ياد مى كند. اين قسمت در مجموع چندان چنگى به دل نمى زند.
درباره نويسنده همين قدر مى دانيم كه روحانى اى بنگلادشى است كه در عربستان درس خوانده و همين امر بر گرايش هاى سلفى او نيز افزوده است. وى علاوه بر ترجمه اى از قرآن به زبان انگليسى در سه جلد و نيز تأليفاتى چند در زمينه قرآن, سيره نبوى و حديث, يكى دو كتاب از شيخ عبداللّه بن باز رهبر روحانى وهابى و از سلفيان عربستان را به انگليسى ترجمه كرده است. كتابِ قرآن و خاورشناسان وى پيشتر در بنگلادش در 109 صفحه به چاپ رسيده بود و اكنون با اضافاتى فراوان در 373 صفحه در انگلستان انتشار يافته است./ مرتضى كريمى نيا
يك بررسي انجام شده از سوي دانشگاه الازهر نشان مي دهد بيش از ده هزار سايت اينترنتي سرگرم فعاليت تخريبي عليه دين مبين اسلام و مسلمانان مي باشند. اين بررسي كه به وسيله دكتر «سيد مرعي» استاد دانشگاه تربيت دانشگاه الازهر انجام گرديده و در روزنامه روزاليوسف منتشر شده است، ميزان هزينه اجتماعي يافته براي اين سايت ها را بالغ بر يك ميليارد دلار در سال، ارزيابي كرده است. در اين بررسي همچنين خاطرنشان شده است به سايت هاي اينترنتي اسلامي كه تعداد آنها بيش از 200 سايت نيست، سالانه يك ميليون دلار بودجه اختصاص داده شده است.
در اين بررسي تاريخچه تأسيس سايت هاي ضد اسلامي از سال 1980 ميلادي مورد كنكاش قرار گرفته و به اين نتيجه دست يافته است كه برخي از سازمان هاي صهيونيستي، جزو نخستين نهادهايي بودند كه به اهميت بهره گيري از اينترنت براي بسط و نشر افكار ضد اسلامي شان پي بردند.
مطابق آنچه كه در اين بررسي آمد رويكرد اصلي برخي از سايت هاي اينترنتي مزبور، روا داشتن جسارت و اهانت به ساحت پيامبر گرامي اسلام(ص)، خدشه دار ساختن قرآن و اهانت به پيامبر اكرم(ص) بوده و گردانندگان برخي از سايت هاي ديگر اقدام به نگارش سوره ها و آياتي شبيه آيات قرآني مي نمايند كه آكنده از هرزه درايي و عقده گشايي نسبت به اسلام و مسلمانان است.
در اين بررسي همچنين خاطرنشان شده است برخي از سايت هاي اينترنتي، كلمات و عبارات قرآني مشهور را با خطوط عربي و در شكل خوك، سگ و ديگر حيوانات، در صفحه اصلي خود درج مي نمايند.
از طرفي برخي از اين سايت ها، كه در اين بررسي به عنوان «سايت هاي نژادپرستانه» توصيف شدند، مدام مسلمانان را به ارتكاب اعمال تروريستي، خونريزي و نژادپرستي متهم نموده و در اين ميان، سايت هاي اينترنتي ضد اخلاقي و مستهجن، اقدام به درج آيات قرآني در حواشي صفحه اصلي خود مي نمايند. از طرفي در بعضي از سايت هاي اينترنتي ويژه مد، كلمات و آيات قرآني در حواشي لباس هاي ارائه شده در شوهاي معروف لباس، نقش بستند.
در پايان اين بررسي گفته شده است اين سايت ها، جزو راهكارهاي نوآورانه دشمنان اسلام براي ادامه جنگ عليه آن و ارائه تصويري وارونه از ديانت اسلامي در ميان غير مسلمانان محسوب مي شود تا امكان دسترسي غير مسلمانان به معارف اسلامي را به كلي از بين ببرند.
«سيد مرعي» محقق و پژوهشگر مصري كه اين بررسي را انجام داده است، مي گويد: علي رغم استفاده بي حد و حصر دشمنان از اين راهكار، لزوم بهره گيري از اينترنت براي تبليغ ديانت اسلامي، ضرورت مضاعفي پيدا كرده است.
http://wit.ir/detailnews.asp
دشمن شناسي، درسي كه فراموشش كردهايم
چند روز پيش در سايت flickr عكسي را ديدم كه يكي از دانشجويان دانشگاه تلآويو از تابلوي دانشكدهاي كه در آن درس ميخواند گرفته بود و در سايت قرار داده بود.
تابلويي به زبان عبري و انگليسي كه برروي آن نوشته شده بود: " مركز مطالعات ايرانيان" و در ادامه هم نام استاد را نوشته بود: "دكتر حبيب لوي" و اين سر رشتهاي شد براي تحقيقي هرچند مختصر بر روي اين موضوع.
ضرورت دشمن شناسي
مبحث مطالعات بر روي ايران در ابعاد مختلف، طرح جديدي در برنامه استراتژيك ميان مدت و بلند مدت كشورهاي متخاصم ايران نبوده است، به طوري كه به طور اخص در اكثر مراكز مطالعات استراتژيك و دانشكدههاي علوم سياسي، بين الملل، امنيت ملي، مطالعات منطقهاي و دانشكدههاي علوم اجتماعي، جامعه شناسي و... به صورت كاملاً عميق و آكادميك بر روي ايران و مسائل مختلف مرتبط با آن در ابعاد سياسي، اجتماعي، فرهنگي، نظامي، جغرافيايي، اقتصادي و... فعاليت مي شود.
لازم به ذكر است دشمنان ما با مطالعه دقيق، منظم و به روز اين مباحث، نقاط ضعيف و ضربهپذير، راهكارهاي وارد نمودن شك و ضربه، چگونگي و سبك توليد محتوي محصولات مبارزه فرهنگي براي ما و... را به دست ميآورند.
به عنوان نمونه به تعدادي از سرفصلهاي اين تحقيقات اشاره ميشود.
سياسي
شناخت انديشههاي انقلاب اسلامي، اسلام سياسي، بررسي انديشههاي امام خميني(ره)، شيعه شناسي، سياست در تفكر شيعه،.
نظامي
ژئوپلتيك، ايدروپلتيك، ژئو استراتژيك، تجزيه و تحليل دادهها و توانمنديهاي نظامي و...
فرهنگ، اجتماع، اقتصاد
ساختار شناسي فرهنگي، قوم شناسي، تبار شناسي، زبان شناسي، آداب و رسوم، ادبيات حماسي، مفهوم شهادت در انديشه شيعه، عاشورا شناسي، ساختارهاي اقتصادي ملي ايران، اقتصاد محلي، منابع زيرزميني، تأسيسات و صنايع و...
چه بايد كرد؟
اصلي در مبارزه وجود دارد به نام شناختن دشمن و حال با توجه به آنچه اشاره شد ما در كجاي اين اصل مهم قرار داريم و يا تا چه ميزان به آن عمل كرده و امكانات نرمافزاري و سخت افزاري خود را براي تحقيق و تفحص در دشمنشناسي به كار بردهايم؟
آيا وقت آن نرسيده كه مسئولين و اساتيد ما اقدام به راهاندازي رشتههاي مربوطه و كرسيهاي تخصصي دانشگاهي(حداقل در مقطع كارشناسي ارشد و دكتري) مانند: يهود شناسي، صهيونيسم شناسي، جنگ رسانهاي، ساختار شناسي آنگلوساكسون، نفوذ فرهنگي، جنگ رواني ، فراماسون شناسي، دشمن شناسي استراتژيك و رشتههاي وابسته بنمايند؟
مطمئناً براي مبارزه با دشمن بايد از ابتكارات، اهداف و منافع آن به خوبي آگاه بود تا در برابر تهاجم آن ايستاد و در وقت لازم به آن ضربه زد.
اميدوارم به زودي شاهد شكل گيري اين رشتهها و اهميت روزافزون به تحقيقات مرتبط و عملياتي كردن آنها باشيم.
پي نوشت:
تعدادي از مراكز مربوط به مطالعات ايران در غرب:
- مركز مطالعات استراتژيك دانشكده جنگ ايالات متحده
http://www.strategicstudiesinstitute.army.mil/pubs/display.cfm?PubID=629
- ايرانشناسي دانشگاه تلآويو
http://www.tau.ac.il/humanities/iranian_studies/index.eng.html
- بخش ايران در سايت امنيت جهاني وابسته به پنتاگون
http://www.globalsecurity.org/military/world/iran/index.html
- آكادمي ايرانشناسي لندن
http://iranianstudies.org
- گروه ايرانشناسي دانشگاه MIT آمريكا
http://isg-mit.org
- انستيتو آمريكايي مطالعات ايران
http://www.simorgh-aiis.org
- كانون پژوهشهاي ايران باستان
http://www.cais-soas.com
- ايران شناسي در دانشگاه هاروارد
http://www.fas.harvard.edu/~iranian
- جامعه شناسي بين الملل ايران دانشگاه كاليفرنيا
http://www.humanities.uci.edu/iranian-studie
- مركز ايران شناسي دانشگاه دورهام انگليس
http://www.dur.ac.uk/iranian.studie
- مركزايرانشناسي دانشگاه كلمبيا
http://www.columbia.edu/cu/mealac/affiliates/iranianstudies
.....................................................................................
salman_yavar@yahoo.com
http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/Archive/775.htm?
وی از میان کشته شدگان و زخمیان مسجد گوهر شاد مشهد که به دست دیکتاتور ایران رضاحان پهلوی انجام شد، نجات یافته بود. همراه او با رفیق دیگری از طلاب اردبیل به سوی شهرستان قم بقصد ادامه تحصیل حرکت کردم. چند سال از حیات منحوس رضاخان را در قم درک کردم و همانند سایر طلاب در زیر فشار و اختناق و ترس از سربازی بردن و متفرق کردن طلاب در مدرسه فیضیه مشغول تحصیل شدم تا آنگاه که سایه شوم پهلوی از سر ملت ایران زائل شد و چند صباحی فرجه ای برای تحصیل بدست آمد. درآن اوقات، مدتی به مجلس بحث مرحوم آیت الله حجت کوه کمره ای و پس از او به درس خارج مرحوم آیت الله بروجردی و آیت الله محقق داماد حاضر شدم.
رفته رفته دوران قدرت و دیکتاتوری محمدرضا پهلوی دوم فرا رسید. [محمدرضا شاه] تا هنگامی که مرحوم آیت الله بروجردی زنده بود، مبارزه با اسلام را به طور واضح و علنا جرات نمی کرد لکن طبق دستور اربابش از هرنوع دشمنی با اصول و فروع اسلام و از بین بردن احکام و قوانین آن و به فحشا و منکر کشیدن جامعه ایرانی کوتاهی نداشت و پس از رحلت مرحوم بروجردی، حملات پهلوی آمریکایی بر حوزه ها و روحانیت به منظور ریشه کن کردن احکام اسلام و روحانیت و تبدیل ملت اسلامی ایران به ملت بی مکتب و غربی شدت یافت و علنی شد و آنچنان خفقان و رعب در ملت مظلوم ایران و بویژه متدینین بوسیله سازمان امنیت منحوسش ایجاد کرد که احدی را یارای نفس کشیدن نبود.
در چنین زمانی که سلطه یزیدی همه جا را فرا گرفته بود، ندای حسین زمانه از گوشه قم برخاست و مبارزات سرد و گاهی گرم شدت یافت. آری سخنان رسای آیت الله العظمی امام خمینی مدظله العالی و بیان قلمش همانند تیرها و گلوله ها بسوی پهلوی دوم و اقمار آمریکاییش شلیک شد . آنها که خودشان را از طرف حوزه قم بی مزاحم می پنداشتند ناگهان دیدند که از ناحیه روحانیت به تعبیر امام امت "چیزهایی به چشم و به گوش و به دهن می خورد".
اینجانب چندین بار در زندان ساواک قم و شهربانی زندانی شدم و در پی جلسات مخفی که مرتبا در قم و به منظور تبادل نظر در زمینه به اجرا گذاردن منویات و یا دستوران امام امت انجام می شد، تحت تعقیب قرار گرفته و قریب چهار ماه در تهران متواری شدم و با اسم مستعاری با دوستان تماس داشتم.
لکن اغلب دوستان همرزمم دستگیر و به زندان قصر و اوین رهسپار شدند. در ایام متواری چندین بار از طرف مرحوم آیت الله طالقانی که ایشان نیز زندانی بودند پیام رسید که علنی شو تا دستگیرت کنند چه آنکه زندان بهتر از آن حال است و اغلب دوستان و جوانان مسئوول و متعهد را در زندان حداقل از دور زیارت می کنی، لکن من برحسب علاقه شدیدی که به مطالعه و تالیف داشتم، و می ترسیدم در زندان وسایل کارم فراهم نشود، علنی نشدم و بدین منظور در ایام متواری و تبعید موفق به تالیف چندین کتاب شده و بالجمله پس از چهار ماه ایران را جای اقامت ندیده و روزی در ایستگاه قطار حاضر شده و بقصد خرمشهر و سپس عراق سوار قطار شدم.
یکی از برادران روحانی که مطلع از وضع من بود آن روز من را بدرقه کرده و از وضع من که چندین ماه از بچه هایم اطلاع نداشتم و به سفر خارج عازم، متاثر شده اشکش جاری شد لکن من چندان متاثر نبودم چه آنکه از دنیای بی مهر و پر عناد جز این را سراغ و توقع نداشتم . به هر حال در نجف اشرف قریب هفت ماه توقف کرده از ابحاث عده ای از مراجع و درس امام امت دام طله بهره مند شدم. ضعف مزاج و هوای گرم نجف اجازه ماندن نداد. ناگزیر به قم برگشته در روز اول که برخی از رفقا به ملاقاتم آمده بودند، از طرف ساواک جلب شدم.
ادامه مطلب...
اگه ريشاي يه يهودي بلند باشه ميگن يه مومنه و داره ايمانشو نشون ميده .
اما اگه ريشاي يه مسلمون بلند باشه ميگن يه افراطي و تروريسته .
يه راهبه اگه بخواد خودشو وقف خدا کنه حق داره خودشو از فرق سر تا نوک پا بپوشونه. .
اما اگه يه زن مسلمون بخواد اين کارو بکنه ميگن داره خودشو محدود مي کنه! !
اگه يه زن غربي توي خونه بمونه و مسئوليت مراقبت از خونه و بچه هاشو به عهده بگيره ميگن داره کار خوبي مي کنه و به خاطر فداکاري اي که کرده مورد احترامه. .
!اما اگه يه زن مسلمون بخواد اين کارو بکنه ميگن بايد بريم آزادش کنيم .. اون محدوده !
تو کشوراي غربي هر دختري آزاده که به هر شکلي بره به دانشگاه چون آزادي و حقوقي داره. .
اما اگه يه دختر مسلمون بخواد از حجاب استفاده کنه حق ورود به دانشگاه رو از دست ميده! !!
اگه يه مسيحي يا يهودي کسي رو بکشه اين هيچ ربطي به دين نداره. .
ولي اگه يه مسلمون جنايتي انجام بده اين اسلامه که محاکمه ميشه! !!
اگه مشکلي داشته باشيم دنبال راه حل مي گرديم. ..
اما اگه اين راه حل توي اسلام باشه حاضر نيستيم حتي بهش فکر کنيم! !
وقتي کسي يه ماشين عالي رو بد ميرونه هيچ کس نميگه تقصير ماشينه است. !
ولي اگه يه مسلمون اشتباهي بکنه يا با مردم بد برخورد کنه ميگن اين تقصير اسلامه! !!!!
راستي چرا ؟/ برگرفته از گروه مبین/komeil_fa84@yahoo.com
نزديک به هيجده هزار شبکه ي ماهواره اي بر فراز ايران فعاليت مي کنند. بسياري از اين ها، شبكه هاي معمولي و رسمي كشورها و گروه هاي مختلف هستند كه شايد فرهنگشان با ما سازگاري نداشته باشد اما كار خودشان را مي كنند و برنامه سازي هايشان با هدف تخريب سنت هاي ما نيست؛ اما تعداد زيادي از آن ها فرهنگ ملي و ارزش هاي ديني اين مردم را هدف قرار داده اند. در كشور ما حدود دو هزار شبکه به راحتي دريافت مي شود که در زمينه هاي زير فعاليت مي کنند:
تعداد 419 شبکه در زمينه ي ورزش
تعداد 380 شبکه در موضوع موسيقي
تعداد 273 شبکه در اديان و بررسي تاريخ اديان
تعداد 259 شبکه در زمينه ي کودکان و نوجوانان
تعداد 225 شبکه در زمينه ي اروتيک
تعداد 92 شبکه در موضوع هاي اقتصادي
تعداد 81 شبکه در امر پرونوگرافي
تعداد 74 شبکه در زمينه ي مد لباس و آرايش و ...
تعداد 32 شبکه در مسايل سياسي، قوميت گرايي و تجزيه طلبي
همه ساله براساس يک سنت ديرينه در مناطق مسلمان نشين چين، آيينهاي ويژهاي در بزرگداشت مقام يادگار مظلومه پيامبر (س) برگزار ميگردد.
به گزارش خبرنگار سايت اخبار شيعيان از پکن و ساير استانها و شهرهاي مسلمان نشين چين، در اين استانها يک روز از سال به عنوان <<روز فاطمه>> نامگذاري شده و مسلمانان اين کشور با مذاهب گوناگون در مراسم آن شرکت ميکنند.
از چند روز مانده به اين روز، زنان و مردان مسلمان چين با عشق و اعتقاد خاص، با حضور در مساجد اقدام به تهيه اقلام لازم و مواد غذايي مورد نياز اين روز ميکنند. بسياري از مسلمانان نيز که نذرشان با توسل به بانوي دو عالم (س) برآورده شده است، پول و مواد غذايي لازم را به مسجد هديه ميدهند.
اين مراسم شباهتهاي زيادي به مراسم ايام شهادت ائمه معصومين در ايران دارد.
لازم به ذکر است که جمعيت مسلمان چين بر اساس آمارهاي رسمي، بيست و دو ميليون نفر و بر اساس تخمين جامعه مسلمان هفتاد تا يکصد ميليون نفر برآورد ميشود. اسلام رايج در کشور چين آميخته با تعاليم و آموزه هاي شيعي است و محققان معتقدند عامل اصلي پديد آمدن چنين گرايشي، تأثير فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) و ديدگاه مبلغان ايراني و شيعي مي باشد که از طريق <<جاده ابريشم>> اسلام را در چين ترويج کردند.
هماکنون نام فاطمه در بين دختران مسلمان چيني رواج دارد و بسياري از مسلمانان چين نامهاي علي، حسن، حسين و ساير اسامي مورد احترام اسلام و تشيع را براي فرزندان خويش بر ميگزينند.
همچنين بسياري از شيعيان چين که از قوميتهاي تاجيک و ايغور هستند، دز شهرهاي <<بارکن>> و <<کاشغر>> واقع در استان <<مين کيانگ>> زندگي و از مذاهب اماميه و اسماعيليه تبعيت ميکنند.
خبرنامه بازتاب - ۱۳۸۶/۰۴/۰۶
مطلب زير براي من هم اي ميل شده بود ولي چون در وب لاگ زير و جاهاي ديگر ديدم مطلب ذيل را درج مي كنم
سايت جديدي در اينترنت اعلام موجوديت يك پيغمبر جديدالورود!!! را كرده كه
ايشان براي ابلاغ وحي الهي چند روش مختلف دارد:
1-از طريق ايميل
2-از طريق سايت
3-از طريق تبليغات اينترنتي و.....
نام كتاب ايشان جلد دوم قرآن است و سعي دارد ادامه قرآن را بنويسد!!!
اين «پيغمبرِ بابا» سعي دارد وحي الهي را در كاغذها نوشته و پس از اسكن در اينترنت قرار دهد.

« خدا ما را از فتنه های آخرالزمانی مصون بدارد»
اگر آدرس سایتش را هم خواستید بگید تا در همین جا قرارش بدم
قرضاوي از عنفوان جواني به عنوان خطيبي مسلمان و فعال در جنبشهاي اسلامي دعوت به آموزههاي ديني را در صدر كارهاي خود قرار داد و در اين راه به علت سخنرانيها و نوشتهها و اشعار و مقالههاي تأثيرگذارش، بارها چه در دوره حكومت پادشاهي و چه در دوره حكومت جمهوري مصر به زندان افتاد.
اين انديشمند مسلمان در جريان فعاليتهاي اسلامي و اجتماعي خود، ارتباط نزديكي با جنبش "اخوانالمسلمين" پيدا كرد و در كتابهاي خود همواره از "سيد قطب"، "حسن البنا"، "ابو الاعلا مودودي"، "ابن عبدالوهاب" و "رشيد رضا" تمجيد ميكند.
وي صاحب بيش از 80 اثر در زمينههاي اسلامي است كه برخي از آنها دهها بار تجديد چاپ شده و بسياري از آنها نيز به زبانهاي مختلف ترجمه شده است.
قرضاوي كه خود را يك سلفي متجدد معرفي ميكند ، همچنين صدها اثر به صورتهاي مقاله، شعر، سخنراني و تدريس از خود به جا گذاشته و تمام تلاش وي در اين آثار، جمع بين محكمات شرعي با مقتضيات زمانه بوده است.
وي سفرهاي متعددي به كشورهاي مختلف جهان داشته و در صدها سمينار و همايش بينالمللي شركت كرده است.
اين دانشمند مسلمان، رئيس و عضو مجامع و مؤسسات مختلفي چون اتحاديه علماي مسلمان، مجمع فقهي انجمن اسلامي العالم در مكه، مجمع سلطنتي تحقيقات اسلامي اردن، مركز مطالعات اسلامي آكسفورد، شوراي دبيران دانشگاه اسلامي جهاني اسلام آباد، سازمان دعوت اسلامي خارطوم و هيأت نظارت شرعي بر تعدادي از بانكهاي اسلامي است.
قرضاوي جوايز علمي متعددي دريافت كرده كه جايزه بانك توسعه اسلامي، جايزه ملك فيصل به علت مشاركت در مطالعات اسلامي، جايزه عطاي ويژه علمي از رئيس دانشگاه اسلامي جهاني مالزي و جايزه فقه از سوي سلطان برونئي از جمله آنهاست.
وي بهرغم اينكه در جهان عرب، از علماي سني موافق ايران محسوب ميشود اما انتقادات بعضاً تندي را هم درباره جمهوري اسلامي ايران مطرح كرده است.
از جمله موضعگيريهاي وي در قبال ايران ميتوان به انتقاد از همكاري تهران با واشينگتن در برخورد با طالبان، موافقت ايران با اعدام صدام و مخالفت با آنچه تبليغ تشيع از سوي ايران در كشورهاي عربي ميخواند، اشاره كرد.
وي در سال 2001 نيز در برنامه "شريعت و زندگي" شبكه خبري الجزيره قطر كه از سوي اعراب تندرو "شبكه قرضاوي" ناميده ميشود، با "محمدعلي تسخيري" دبيركل مجمع تقريب مذاهب اسلامي درباره درگيري ايران با طالبان مناظره و از سياستهاي ايران در قبال تحولات افغانستان بهشدت انتقاد كرد.
قرضاوي در موضعگيري اخير خود نيز ضمن حمايت از صدام و طرح ادعاي توبه وي در سال هاي پاياني عمر خود، ايران را كه در اعدام صدام نقشي نداشته مخاطب ساخت و گفت: تهران بايد در يك موضعگيري آشكار، مخالفت خود را با اعدام صدام در روز عيد قربان اعلام كند وگرنه ثابت ميشود كه ايران در اين برنامه نقش داشته است.
وي همچنين در نشست اخير همايش تقريب مذاهب اسلامي كه در دوحه، پايتخت قطر برگزار شد، با اعتراض به شيعيان،خواستار توقف آنچه تبليغ تشيع در كشورهاي عربي و كشتارهاي مذهبي در عراق خواند، شد.
وي فتاوايي را نيز مطرح كرده كه هم در ميان اهل سنت و هم در ميان شيعيان با انتقادات شديدي مواجه شده است كه از جمله آنها ميتوان به حرمت زيارت قبور امامان و صالحان ياد كرد.
وي همچنين در صفحه 11 كتاب "فرهنگ غلو در تكفير"، اقدامات تروريستي برخي از سني هاي تندرو را تبرئه و ادعا كرده است اين غلو اشكال ندارد زيرا اينها جوانان مخلص، غيرتمند و متديني هستند كه اقدام به تكفير مسلمانان مخالف خود ميكنند و خون و اموال آنها را حلال ميدانند.
روزنامه " لارپوبليكا " در مطلبي با اشاره به آمار موسسه " پايگاه اطلاعاتي جهان مسيحي " مينويسد : تعداد مسلمانان جهان با رقم معادل يك ميليارد و سيصد و بيست و دو ميليون نفر،از كاتوليكهاي پيرو كليساي رم كه تعدادشان يك ميليارد و يكصد و پانزدهميليون نفراست ، پيشي گرفتهاست.
اين درحالي است كه براساس آخرين آمار تهيه شده توسط مقامات واتيكان مندرج در سالنامه پاپي ، تعداد كاتوليكهاي جهان در پايان سال ۲۰۰۵با رقمي معادل يك ميليارد و يكصد و چهل و پنج ميليون در مقايسه با سرشماري سال ژوبيل ( سالي مقدس كه هر ۲۵سال يك بار تكرار و درهمين رابطه مراسمي در رم برگزار ميشود - سال بخشش گناهان ) ، ۲۰۰۰رشد ۶/۷درصدي را نشان ميدهد.
براساس همين آمار تعداد ملحدين جهان بيش از ۱۵۲ميليون ، پيروان اديان جديد نزديك به ۱۵۰ميليون، سيك هاقريب به ۲۵ميليون، يهوديان بيش از ۱۴/۵ ميليون، فرقه بهايي بيش از ۷/۵ميليون، مسيحيان مستقل بيش از ۴۶۰ميليون، پروتستانها ۳۶۰ميليون، ارتدكسها ۲۰۰ميليون و آنگليكنها ۷۵ميليون گزارش شدهاست. همين آمار تعداد كل مذاهب مختلف دين مسيح در جهان را دو ميليارد و يكصد و پنجاه و سه ميليون و پانصد هزار نفر اعلام كرده است.
منبع : ايرنا
تصمیم دولت كويت در تغيير روزهاي تعطيلي آخر هفته اين كشور از روزهاي پنجشنبه وجمعه به روزهاي جمعه و شنبه ازابتداي ماه سپتامبر آينده موج شديدي ازمخالفت اسلامگرايان كويتي را در برداشته است.
اسلام گرايان معتقدند كه اين تصميم دولت كويت، برمبناي" حرام بودن شبيه شدن به يهوديت در اسلام" غيرقابل پذيرش است.
"محمد المطير" نماينده اسلامگراي پارلمان كويت دراين باره گفت كه اين تصميم دولت را رد مي كند چراكه اسلام "تشبه" به يهوديت را حرام كرده و اين فتواي شيخ "عبدالعزيز بن باز" مفتي ديني سابق عربستان سعودي است.
المطير با صدور بيانيه اي مطبوعاتي اضافه كرد:" روزشنبه، روز تعطيل يهوديان است و آنها اين روز را مقدس مي شمارند لذا جايزنيست كه شبيه آنها بشويم وادارات دولتي را به مانند آنها در روز شنبه تعطيل كنيم ؛ با وجود تعطيلي روز پنجشنبه، نيازي به تعطيلي روز شنبه وجود ندارد."
وي ادامه داد:" پارلمان كويت در نشست فردا دوشنبه خود به دولت دراين باره تذكر خواهد داد."
المطيري كه دبيركلي مجموعه اي به نام "مجمع اصول امت" را برعهده دارد، همچنين گفت : اين مجمع، مراسمي را در روز دوشنبه براي توضيح جوانب شرعي و اجتماعي مربوط به تصميم جايگزيني تعطيلي روز شنبه با روز پنجشنبه برگزار خواهد كرد.
درهمين حال "محمد المهري" از مراجع برجسته شيعيان كويت با صدور بيانيه اي اعلام كرد كه "تعطيلي روز شنبه در دين اسلام هيچ مبنايي ندارد والبته منع هم نشده است. همه روزها، روزهاي خداست. بعضي از روزها مثل روز جمعه كه روزعيد مسلمانان و سيد روزهاست. "
در ادامه اين بيانيه آمده است: " از نظر شرعي هيچ دليلي براي حرام دانستن تعطيلي روز شنبه وجود ندارد."
"فيصل الحجي" معاون نخست وزيركويت هم دراين باره گفت كه هيات وزيران گزارشي را در اين باره از طرف دبيرخانه خدمات امور كشور درباره تعطيلي هفتگي روزهاي شنبه و جمعه به جاي روزهاي پنجشنبه و جمعه بررسي كرده است.
الحجي به خبرنگاران نيز گفت :اين تصميم بسياري از مشكلات از جمله مسائل مربوط به اقتصاد، ناشي از نبود تطابق ميان تعطيلات هفتگي كويت و ديگر كشورهاي دنيا را برطرف خواهد كرد.
• وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إسْرائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا *الاسراء4*
و در كتاب آسمانى[شان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه: «قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد، و قطعاً به سركشىِ بسيار بزرگى برخواهيد خاست. »
• فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا *الاسراء5*
پس آنگاه كه وعده [تحقّق] نخستين آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مى گماريم، تا ميان خانه ها[يتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآيند، و اين تهديد تحقّق يافتنى است.
• ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمْ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا *الاسراء6*
پس [از چندى] دوباره شما را بر آنان چيره مى كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى گردانيم.
• إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا*الاسراء7*
اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده ايد، و اگر بدى كنيد، به خود [بد نموده ايد]. و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[ تان] چنانكه بار اول داخل شدند[به زور] درآيند و بر هر چه دست يافتند يكسره [آن را] نابود كنند.
2- کلید واژه های آیات بالا را که با عنوان این نوشته مرتبط است می توان بدین ترتیب مورد توجه قرار داد:
• قَضَيْنَا : حکم قطعی
• لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ : فساد جهانی
• مَرَّتَيْنِ: تکرار این فساد
• لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا: سرکشی بسیار بزرگ
• بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا : مأموریت بندگان خاص خدا و تسلط بر این گروه
• فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ : جستجوی خانه به خانه
• ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمْ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ : بازگشت دوباره قدرت بنی اسرائیل
• لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ : روسیاهی در سرکشی دوم
• لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ : فتح مسجد برای دومین بار
3- نکته های قابل دریافت :
• آنچه که در کتاب تورات یا لوح محفوظ ثبت شده وعده ای شدنی است : وَقَضَيْنَا ......َكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا
• سیاق آیه خبر از فساد این گروه (بنی اسراییل) در آینده دارد : وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إسْرائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ
• این فساد و سرکشی در دو مرحله بروز خواهد کرد : لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ
• این دو رویداد ، جهانی و گسترده خواهد بود : لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا
• در وعده اول گروهی از بندگان ویژه خدا بر این گروه مامور ومسلط می شوند : بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا
• صلابت و نیرومندی بالا از ویژگی های لشکر مامور است : أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ
• این اقدام و عملیات ، به جستجوی خانه به خانه برای یافتن بنی اسرائیل می انجامد : فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ
• بازگشت قدرت به بنی اسرائیل بدون اشاره به علت آن یا دلیل شکست گروه مقابل : ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمْ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ
• توانمندی دوباره این دسته به وسیله افزایش اموال ، پسران و نفرات است : أَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا
• علت بروز حادثه دوم عملکرد بد خود بنی اسرائیل ( وچه بسا قدر نشناسی) است : إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا
• نتیجه سرکشی دوم روسیاهی این گروه به دست نیرو های ویژه است : فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ
• لشکر بندگان ویژه خدا برای دومین بار وارد مسجد خواهند شد : لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ
• نابودی آن چنانی هرگونه آثار به جامانده از بنی اسرائیل : لِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا
منبع : رسانیوز .ادامه در http://www.snn.ir/index.asp?newsid=49648
1ـ عدهای معتقدند دیدگاه اهل سنت به دموکراسی نزدیکتر است و مبانی شیعه با دموکراسی فاصله بیشتری دارد و پایه استدلالات خود را واقعه غدیر میدانند.نظر شما در این باره چیست؟
2ـ عبدالفتاح عبدالمقصود (نویسنده معروف مصری) معتقد است آنچه پیامبر در غدیر فرمودند یک توصیه بوده است نه الزام.
3ـ صرفنظر از اعتقادات شیعی چه نقدی بر این نظریه دارید؟ و چقدر این نظریه را نزدیک به تفکرات شیعه میدانید؟
4ـ جایگاه غدیر در شکل گیری تاریخ شیعه تا چه میزان موثر بوده است؟
5ـ چرا برخی بر این باورند که شیعه بعد از مدتها بعد از شهادت علی(ع)هویت مستقل پیدا کرد؟
6ـ تغییر و تحولات شیعه از بعد از شهادت علی(ع) تا دوران صفوی و از آن دوران تا به امروز چگونه بوده است؟
برای جواب http://www.al-ghadir.ir/article-fa-235.html کلیک کنید
در پی فتوای رئیس بخش حدیث دانشگاه الازهر مصر ، درباره روش جدید محرم شدن مرد و زن در محیط های اداری ، پارلمان مصر صحنه انتقادات تند نمایندگان فراکسیون "اخوان المسلمین" به الازهر شد
( asriran.com ) به نقل از العربیه، دکتر عزت عطیه ، رئیس بخش حدیث الازهر ، فتوا داده است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آنها باز نمی شود ، کار می کنند ،بخواهند بین آنها محرمیت ایجاد شود ، زن می تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آن ها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق ، شرعی می شود
براساس این فتوای عجیب ، در صورتی که این عمل انجام شود ، زن می تواند چهره و موهای خود را به مردی که شیرش را خورده است ، بنمایاند . وی البته این را هم گفته است که چنین محرمیتی باید به صورت رسمی و کتبی ثبت شود.بر اساس این فتوا ، کسانی که با این روش محرم می شوند ، می توانند با یکدیگر ازدواج کنند ولی تا قبل از عقد متعارف شرعی ، حق داشتن روابط زناشویی را نخواهند داشت
در واکنش به این فتوا ، اعضای فراکسیون اخوان المسلمین در پارلمان مصر ، با اعلام نگرانی خود از طرح این موضوع ، خواستار اصلاح فتوا از سوی الازهر شدند . تعدادی از این نمایندگان فتوای الازهر را باعث رواج فساد در جامعه خواندند و اعلام داشتند که چنین فتوایی مخالف اجماع علمای اسلام است و باید پس گرفته شود
بسم الله الرحمن الرحیم
۱- آيا قابل قبول است، خداوند حكيم در خصوص جزئي ترين احكام به پيروان دين اسلام ، دستوراتي صادر نمايند امّا در خصوص خلافت، كه مسئله اي مهمّ وسرنوشت ساز امّت اسلامي به شمار مي رود، فرماني صادر نشود؟
2- خداوند در خصوص وصيّت، به پيامبر ش چنين فرمان مي دهد:‹‹ بر شما واجب گرديده است آن گاه كه يكي از شما را مرگ فرا رسيد و اندوخته اي از خود مي گذارد، براي پدر و مادر و قوم خويش به نيكي، وصيّت كند؛ اين حكمي است ثابت براي افراد پرهيزكار››.[1]
و خود رسول اكرم(ص)، وظيفه ي ياد شده را اين گونه بيان مي فرمايند:‹‹ مهم ترين وظيفه ي مرد مسلمان، اين است كه دو شب پشت سر هم بيشتر، خواب نرود مگر اين كه وصيّت نامه ي او، به همراهش باشد.››[2]
عقلِ سليم، چه گونه مي تواند بپذيرد كه در مقابل اين لحن شديدِ قرآن و آن تأكيد و توصيه ي نبيّ اكرم(ص)، آنگاه كه نوبت به خودِ پيامبر(ص) مي رسد و در شرايطي كه خود حضرت، بيش از ديگران محتاج به وصيّت است وبه اهميّت خلافتِ پس از خود وهمچنين، به حسّاسيّتِ رهبري جامعه ي اسلامي ، واقف است، آن را ناديده بگيرد؟ حالا چه گونه مسئله ي خلافت با اين همه اهميّتِ ويژه، از نظر آن حضرت به دور مانده است؟
3- آيا در دوران نبوّتِ بيست و سه ساله ي پيامبر، هيچ كدام از مسلمين، يا اصحاب، سؤالاتي در خصوص خلافت و جانشيني، از پيامبر نپرسيدند و هيچ گونه سؤالي به مغز آن ها خطور نكرد؟ در حالي كه مي دانستند حضرت، بشر است و بايد روزي به عالم باقي منتقل شود؛ و از طرفي مي دانستند كه مسئله ي جانشيني پيامبر با سرنوشتِ دنيا و آخرتِ آنان در آميخته است.
4-دوازده خليفه ي قرَشي كه پيامبر اكرم (ص) فرموده اند:‹‹ امر امّتِ من گذرا و روبه راه است مادام كه دوازده خليفه، كه همه ي آن ها از قريش مي باشند، بر مردم، حكومت كنند.››[3] چه كساني هستند؟
5- بر فرض محال،اگر قبول نماييم كه واقعه ي غديرخم ، دلالتي به جانشيني حضرت علي(ع) پس از نبيّ گرامي اسلام(ص) ندارد- البتّه كه دلالت دارد- آيا پيامبر خدا(ص) در موارد متعدّدِ ديگر، حضرت علي(ع) را وصيّ و جانشين خود معرّفي نكرده است؟
6- آيا خاندان رسول اكرم - صلوات الله عليهم اجمعين- با ديگر خاندان و صحابه، قابل مقايسه هستند؟



