نسخهای از قرآن به زبان انگلیسی و با حجمی بیشتر و همراه با تصاویری از زنان نیمه عریان و مغازههای مشروب فروشی و ...در اقدامی علیه اسلام، در ماه سپتامبر در موزههای سانفرانسیسکو و کالیفرنیا به نمایش درخواهد آمد.
به گزارش شبکه ایران به نقل از لسآنجلستایمز، با رشد روزافزون گرایش به اسلام در آمریکا، مبارزه نرم با این پدیده به عرصه هنر کشیده شده است. این نکته ایست که لس آنجلس تایمز نیز نمی تواند آن را انکار کند و معتقد است منشا این فعالیتهای ضداسلامی رشد گرایش به اسلام در آمریکاست.
اما ماجرا از این قرار است که هنرمند آمریکایی فارغالتحصیل از مؤسسه هنری اُتیس/پارسون از لسآنجلس که تاکنون نمایشگاههای زیادی در سطح بینالمللی داشته است، اخیرا اقدام به چاپ نسخه جدیدی از قرآن کریم نموده که آن را «قرآن آمریکایی» نامیده است.
این نسخه از قرآن کریم که تماما به زبان انگلیسی است، با تصاویری از زندگی معاصر در آمریکا، تذهیب شده، بنابراین 300 صفحه بیشتر از نسخه اصلی قرآن است.
تصویری که بیش از همه در میان تصاویر منتشر شده در این قرآن جلب توجه میکند، تصویری مربوط حادثه 11 سپتامبر و انفجار برجهای دوقلوست و مهمتر آنکه این اثر قرار است که در ماه سپتامبر در گالری «کاترین کلارک» سانفرانسیسکو و گالری «دل ریو کوپلین» در کولور سیتی کالیفرنیا به نمایش درآید.
«بیرک» این تصاویر را با استفاده از جوهر و رنگ گوآش ترسیم کرده و ابعاد کار 16 در 24 اینچ است.
بنا براین گزارش، اگرچه «بیرک» برای مصاحبه در این مورد در دسترس نیست ولی او در بیانیهای که اخیرا بروی سایت گالری «دل ریو کوپلین» منتشر شده، آورده است: من در تذهیب این قرآن آمریکایی از ساختاری سنتی استفاده کردهام و این قرآن از آنجاییکه در بر گیرنده متن اصلی قرآن (نسخه عربی) نیست، صرفا یک قرآن آمریکایی است و ربطی به قرآن مقدس ندارد.
«لیندا کوماروف»، متصدی بخش هنرهای اسلامی در موزه هنری لسآنجلس گفت: به نظر من این ادعای «بیرک» به هیچ وجه صحیح نیست، چون مخاطبان قرآن تنها محدود به کسانی نیستند که میتوانند نسخه عربی قرآن را بخوانند و یا بفهمند، قرآن پیامی جهانی دارد و من واقعا نمیدانم که گفتن اینکه اگر شما قرآن را به انگلیسی بخوانید، تقدس آن را کنار گذاشتهاید، چه معنی دارد؟!
«محمد قریشی»، مدیر مرکز اسلامی جنوب کالیفرنیا نیز در واکنشی صریحتر گفت: این اقدام به هیچ وجه قابل قبول نیست.
وی پس از دیدن عکسهای مربوط به اثر «قرآن آمریکایی» گفت: این اثر مسلمانان را خواهد رنجاند، در میان تصاویر بیش از همه زنان نیمه عریان و همچنین مغازههای مشروب فروشی مرا نگران و آزرده خاطر کرد.
هنوز اطلاعاتی درباره محتوای این ترجمه و اینکه چه اندازه با قرآن کریم مطابقت دارد منتشر نشده است.
اثرپذيري روحها از يكديگر
روح حالتي دارد كه تأثير ميگذارد و تأثر ميپذيرد. يعني وقتي كه شما كنار من نشستهايد روح من ناخودآگاه (در حالي كه من هم متوجه نيستم) بر روح شما اثر ميگذارد و از روح شما اثر ميگيرد. همنشيني مؤثر است و به اين دليل است كه ميگويند به زيارت يكديگر برويد. به زيارت مؤمنان برويد. سر سفره فلاني ننشينيد. در مجلسي كه فلان كس است نرويد. در عالم مادي نيز همه چيز را نميتوان به چشم ديد. به عنوان مثال ميبينيم شخصي كه در محيطي نشسته يك مرتبه حالت تهوع پيدا ميكند و حالش بد ميشود، بدون اينكه چيزي خورده باشد. آنچه به چشم ميآيد باعث مسموميت او نشده است. بعد مشخص ميشود كه هوايي كه تنفس ميكند آلوده بوده، مادهاي سمي در هوا بوده كه به چشم نيامده ولي او تنفس كرده است. در عالم روح، قضيه از اين خيلي لطيفتر است. ارواح بر هم تأثير دارند و اين تأثير بين روحها در اثر حضور فيزيكي جسمهاشان (قالبهاشان) در كنار هم (خصوصاً از دو كانال چشم و گوش كه مجراي تغذيه روح است) انجام ميشود.
يك روح حساس و ظريف
وقتي كه روح ظريف و حساس باشد، اگر كسي در گوشهاي از جامعه اسلامي گناه كند، اين روح از گناه آن فرد متأثر ميشود و استغفار ميكند، نه به خاطر اينكه گناهي كرده است، به دليل آنكه روحش بر اثر گناه افراد صدمه ديده است. اگر يكي از شيعيان يك جسارت يا گناهي كرده باشد، توبه و استغفارش را اهل بيت(عليهمالسلام) ميكنند چون روح آنها ظريف و حساس است و متأثر ميشوند. روح در آن جايي كه زندگي ميكند مرتباً از ديگران اثر دريافت ميكند به اين دليل است كه ميگويند جامعهي سالم و نيز هم نفس و هم صحبت سالم پيدا كنيد.
به اميرالمؤمنين(ع) خبر ميدهند كه در گوشه مملكت مثلاً كسي برخلاف شئونات انساني و اسلامي كاري كرده است. حضرت ميفرمايند: «اگر كسي اين حرف را بشنود و بميرد من مذمتش نميكنم». امام علي(ع) نه گناهي كرده و نه مسئوليتي دارد و نه كسي او را عقاب ميكند. اما روح اين موجود لطيف متأثر از فضايي است كه در آن قرار گرفته. بنابراين يكي از مقولهها در تربيت، مقوله مجالست است.
القاء؛ مهمترين اثر زيارت
در مجالست، آن چيزي كه بيشتر مؤثر است زمان و تكرار و مداومت است، كثرت كمي برخوردهاست. يكي از مسائل در بحث زيارت مسأله القاست. آن چيزي كه در القاء به جاي كميت و زمان اهميت دارد، كيفيت است. آن چيزي كه بيشتر مطرح است استعداد و پذيرش و آمادگي طرف مقابل و همچنين روح قوي القاء كننده است. لذا در مدل القايي امكان دارد كسي در يك برخورد، تحول پيدا كند. در تاريخ صدر اسلام كساني ميآمدند و با پيامبر(ص) برخورد كرده و در يك برخورد متحول ميشدند، اين روش القاست. تربيت زيارت، بيشتر از نوع القايي است. زيارت افراد عادي، تأثيرات عادي و معمولي دارد. ولي درخصوص زيارت اهل بيت (عليهم السلام) توجه و تأكيد بيشتري شده است. شما در اطراف آهنربا چيزي نميبينيد، اما وقتي يك قطعه آهن كنارش ميبريد، متوجه ميشويد كه بر اثر القاي آهن به آهنربا تبديل شده است.
چون آهن مادهاش مستعد است، وقتي كه در محدوده آهنربا قرار ميگيرد خودش به آهنربا تبديل ميشود. شما وقتي در حوزه يك زيارت قرار ميگيريد هر چه نزديكتر شويد القاء قويتر ميشود. وقتي شما به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) ميرويد فقط ثواب نبردهايد، چيز ديگري شدهايد، اين مهم است. شمع خاموش ما وقتي به زيارت امام حسين (عليهالسلام) و يا امام رضا (ع) ميآيد، هنگامي كه به شمع روشن آنها وصل ميشود روشن ميشود (تنها ثواب نبرده، تحول پيدا كرده است) اين شمع وقتي كه به شهر خودش بر ميگردد، از آن جا كه روشن است شمع وجود كس ديگري را هم روشن ميكند. لذا فرمود: «من زار زائرنا كمن زارنا» (كسي كه زائر ما را زيارت كند مثل آن است كه خود ما را زيارت كرده است). چون زائر ما چيزي گرفته كه شمع خاموش وجودش روشن شده است. اين آهنربا كه تا ديروز آهن بود هزاران آهن ديگر در كنارش بودند و هيچ اثري نميتوانست بر آنها داشته باشد تحت القاء و مغناطيس وجود امام(ع) آهنربا شده است. حالا وقتي به ديار خودش بر ميگردد او نيز ميتواند يك عدهاي را آهنربا كند.
پس در زيارت يك القاء صورت ميگيرد. در زيارت روح عوض ميشود. تنها ثواب بردن مطرح نيست. زيارت در يك يا دو بعد بر ما اثر نميگذارد. چون جامع است ما را غرق ميكند، پس در همه ابعاد است.
امام زمان(عج) دائم به زيارت امام حسين(ع) ميروند، در مواقع مختلف (شب قدر، شب جمعهها، دوشنبهها) زيرا چيزي آنجاست، خبري آنجاست. ائمه اطهار(ع) وقتي مدينه بودند، هر وقت مريض ميشدند، و يا كاري داشتند به زيارت پيامبر(ص) ميرفتند. زيارت تنها درد دل و درمان دردها نيست. در زيارت، تغيير، تحول و نو شدن وجود دارد. شخصي خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: «يابن رسول الله! اين همه كه در باب زيارت گفته شده بسيار علاقه داريم، اما ما ناراحت هستيم» حضرت فرمود: «چرا ناراحتي؟» در جواب ميگويد: «بعضي اوقات ميبينيم پدر شما، اجداد شما ابي عبدالله، اميرالمؤمنين(ع)... شهيد شدهاند، فوت كردهاند، ما در خدمت آنها نيستيم و از زيارت آنها استفاده نميبريم، زماني فرزندان بچههاي ما ميخواهند شما را ببينند اما شما نيز از دنيا رفتهايد آنها چه بكنند؟! آنها كه توفيق زيارت شما را ندارند، چه بكنند؟» حضرت ميفرمايد: «من زارنا في مماتنا كمن زارنا في حياتنا»، (آنهايي كه در مرگمان به زيارت ما آمدهاند (به زيارت قبور ما بيايند) مانند كساني هستند كه در حيات ما به زيارت ما آمدهاند) چرا كه ولايت امام(ع) و روح ايشان نمرده است. جسمش مرده است. ما نگاه ولايتي امام(ع) را ميخواهيم.
ما در زيارت خودمان را تحت تابش مغناطيسي ولايت امام(ع) قرار ميدهيم.
بعد از حضرت دوباره سؤال ميكند: «بعضي وقتها راه دور است.» حضرت ميفرمايند: «بعد و قرب ندارد، همه جا زيارت هست». (البته چون ما موجودات مادي هستيم قرب بيشتر بر ما اثر ميگذارد).
زيارت يك ملاقات دو طرفه
نكته ديگري كه بايد گفت اين است كه زيارت يك ملاقات دو طرفه است. اگر شما نامهاي را براي دوستان بنويسي و با پست به دستش برساني، ميگويند: نامه دادهاي. نامه ارسال كردن يك طرفه است. اما زيارت يك ملاقات دو طرفه است. يعني وقتي شما به زيارت ابيعبدالله(ع) ميروي تنها تو نيستي كه ايشان را زيارت ميكني، او هم شما را ميبيند. وقتي به زيارت امام رضا(ع) ميروي، فقط شما نيستي كه به آنجا ميروي و ميبيني، ايشان نيز شما را ميبينند. «اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي» سلامم را جواب ميدهي، حرفهايم را ميشنوي (اصلاً داري مرا ميبيني). چه لذتي بيشتر از اينكه آدم در زمانهايي حس كند كه ائمه(ع) دارند نگاهش ميكنند؟! دست و چشم حمايتي آن ولي الله اعظم هوايش را دارد. همه چيز از همين يك نگاه حاصل ميشود.
منبع: پایگاه آستان قدس رضوی.نويسنده: احمد يوسفي صراف
آنچه در طول تاريخ پر افتخار و زّرين فقه اسلامى مايه رشد فزاينده و بالندگى آن شده ، اجـتـهـاد در مـسـائل جـديـد و تـوان پـاسـخـگـويـى بـه شـبـهـات و حل معضلات زندگى بوده است كه همواره با نشاط در عرصه هاى مختلف فردى و اجتماعى حضور يافته و نيازهاى پرسشگران را به نيكى پاسخ داده و سرفراز بيرون آمده است .
وقـتـى بـه كـتـاب هـاى فـقـهـى مـى نـگـريـم ، مـى بـيـنـيـم مـسائل فقه قبل از شيخ طوسى به آنچه در روايات آمده بود محدود مى شد؛ اما وى بر حسب نياز مـردم به احكام و فروع فقهى جديد، آن را گسترش داده ، كتاب (مبسوط) را نگاشت و در دوره هاى بـعـد نـيـز فـقـيـهـان ؛ بـا تـحـقـيـقـات و اجـتـهـاد جـديـد بـر مـسـائل فـقـه افـزودنـد، بـه طـورى كـه در زمـان صـاحـب جـواهـر، يـك دوره فـقـه افـزون بـر چـهـل جـلد كـتـاب گـرديـد. شـيـخ انـصـارى نـيـز مـبـانـى و مـسـائل جـديـدى را بـر هـمين اساس در فقه پى ريزى كرد و به گسترش آن پرداخت . اين سير تحول در فقه همچنان ادامه يافت تا به زمان حاضر و عينيت آن در همه زواياى زندگى فردى و اجـتـمـاعـى رسـيـد و تـوانـايـى خـود را در اداره انـسـان و اجـتـمـاع و حل معظلات اجتماعى به خوبى به اثبات رسانيد.
بازار پر حرارت شبهه افكنى (190)
زعـامـت و رهـبـرى ديـنـى ، نظام جمهورى اسلامى و مبانى فقهى و حقوقى آن ، عملكرد دولتمردان نـظـام اسلامى و عينى و عملى شدن فقه و اجتهاد در برخورد با معضلات ، كينه توزى معاندان و مـخـالفـان و قـرائت خـاص روشـنـفـكرى دينى از اسلام ، از جمله عناصرى هستند كه بازار شبهه افكنى در حوزه مباحث دين پژوهى و از جمله فقه را پر حرارت كرده اند.
شـبـهـاتـى كـه در حـوزه مـبـاحـث فـقـهـى كـم و بـيـش مـطـرح مـى شـود در مـوارد زيـر قابل دسته بندى است :
1ـ شبهات ناشى از شيوه دين شناسى و اجتهاد فقهى
2ـ شبهات ناشى از تمدن جديد
3ـ شبهات ناشى از گسترش ناگهانى حوزه زندگى انسان
۴-تاءملى در ماهيت شبهات
ادامه مطلب...
مطلب زير براي من هم اي ميل شده بود ولي چون در وب لاگ زير و جاهاي ديگر ديدم مطلب ذيل را درج مي كنم
سايت جديدي در اينترنت اعلام موجوديت يك پيغمبر جديدالورود!!! را كرده كه
ايشان براي ابلاغ وحي الهي چند روش مختلف دارد:
1-از طريق ايميل
2-از طريق سايت
3-از طريق تبليغات اينترنتي و.....
نام كتاب ايشان جلد دوم قرآن است و سعي دارد ادامه قرآن را بنويسد!!!
اين «پيغمبرِ بابا» سعي دارد وحي الهي را در كاغذها نوشته و پس از اسكن در اينترنت قرار دهد.

« خدا ما را از فتنه های آخرالزمانی مصون بدارد»
اگر آدرس سایتش را هم خواستید بگید تا در همین جا قرارش بدم
مقدمه
اسلام شناسان غربي در طي يك قرن اخير تلاش وسيعي در جهت فهم و معرفي آموزهها، آداب، آراء، عقايد و بطوركلي فرهنگ شيعي انجام دادهاند. اين امر پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، رشد فزايندهاي داشته، آنگونه كه امروزه در برخي از مراكز معتبر علمي دنيا، بخش مستقلي تحت عنوان «اسلام شناسي» تاسيس و در آن مطالعات «شيعه شناختي» در اولويت خاصي قرار دارند. هرچند تلاشهاي اين انديشمندان در قالب كتاب، مقاله، سخنراني، گفتگو و غيره منتشر شدهاند، اما بخشي از آن، كه از اهميت ويژهاي برخوردارند، مقالاتي است كه در دايرهالمعارفهاي عمومي و تخصصي آمدهاند. مطالعه اين دسته از مقالات گامي مؤثر در شناخت آراء و انديشههاي اسلامشناسان غربي ميباشد كه از اين طريق به خوبي ميتوان فهميد شيعه و مذهب تشيع تا چه اندازه براي غير مسلمانان و بهويژه شرقشناسان، شناخته شده و نقاط قوت و ضعف آن تا چه اندازه است. علاوه آنکه زمينه مناسبي براي معرفي هرچه بهتر و بيشتر شيعه را در آينده فراهم خواهد کرد. «دائرةالمعارف امريكانا»، به عنوان يكي از قديميترين دائرةالمعارفهاي جهان بخشي از مقالات خود را به شيعه و آموزههاي شيعيان اختصاص داده است.
دائرةالمعارف امريكانا
«دائرةالمعارف امريكانا» اولين و قديميترين دائرةالمعارف بزرگي است كه در آمريكا منتشر شده است. اين دائرةالمعارف اولين بار در سال 1829 توسط «فرانسيس ليبر» در 13 جلد منتشر گشت. بعدها با همكاري برخي از شركتها و مؤسسات فرهنگي گسترش يافته و در سال 1911 به 20 جلد و پس از آن در سال 1920 در 30 جلد منتشر شد. امروزه اين دائرةالمعارف با ويرايشهاي متعدد، در همان قالب 30 جلدي است كه حاوي 45 هزار مقاله و با مشاركت 6500 نفر به نگارش درآمده است. «گرولير» ((Grolier يكي از بزرگترين ناشران دائرةالمعارفهاي عمومي در جهان است كه دائرةالمعارف امريكانا را هم به صورت كتاب و هم به صورت لوح فشرده (CD) منتشر ساخته است. در اين دائرةالمعارف حدود 70 مقاله به طور كامل در مورد شيعه و حدود 20 مقاله نيز بخشهايي از آن در ارتباط با شيعه ميباشد.
نکات قوت و ضعف مقالات
مقالات شيعي دائرةالمعارف امريکانا داراي نکات قوت و ضعف است. تلاش در جهت ارائه اطلاعات نسبتاً جامع، معرفي آموزههاي اصلي شيعي و استفاده از نويسندگان برجسته را ميتوان از جمله نکات قوت آن اشاره کرد. دبليو. مونتگمري وات مؤلف كتابهاي متعدد در زمينه تاريخ، فلسفه و كلام اسلامي؛ سي. اي. بازورث نويسنده كتاب سسلههاي اسلامي؛ فيليپ كي. هيتي نويسنده كتاب تاريخ اعراب؛ دونالد ان. ويلبر نويسنده كتاب معماري اسلامي؛ آر. ام. لاپيدوس نويسنده كتاب تاريخ جوامع اسلامي؛ و چارلز جي. آدامز از جمله نويسندگان مشهور و مهمي هستند كه برخي از مقالات شيعي اين دائرةالمعارف را به نگارش درآوردند.
علاوه آنكه، اين دائرةالمعارف توانسته است به عنوان اولين دائرةالمعارف بزرگ جهان، زمينههاي مناسبي براي ديگر دائرةالمعارفها فراهم نمايد. به گونهاي که در دائرةالمعارف بريتانيکا که امروزه از شهرت بالايي در جهان برخوردار است، حجم و جامعيت مقالات شيعي افزايش يافته و حتي برخي از آموزههاي جزيي شيعه را نيز دربر گرفته است.
اما در کنار نكات قوتي که بيان گرديد، اين مقالات داراي نکات ضعف فراوان است که در اينجا سعي خواهد شد به برخي از ضعفهاي کلان و نوعاً برون متني اشاره شود.
1. فقدان جامعيت: دائرةالمعارف امريکانا، نتوانسته است از تمامي آموزهها، رهبران، مفاهيم و اصطلاحات کليدي شيعه، مقالهاي مستقل تهيه نمايد. مفاهيمي همچون تقيه، ولايت، اجتهاد، تقليد، حجاب، متعه، مرجع، اثنيعشريه، عصمت، عاشورا، غيبت، غديرخم، اهلالبيت و ديگر مفاهيم که از جمله مفاهيم اصلي و کليدي شيعه ميباشند، اساساً مقالات مستقلي از آنها وجود ندارند. درباره رهبران و انديشمندان بزرگ شيعه نيز مسأله بدين گونه است. به عنوان نمونه، از ميان 12 امام در فرقه اماميه تنها درباره 4 امام مقالهاي مستقل وجود دارد (امام علي، امام حسن، امام حسين و امام مهدي) و درباره بقيه امامان، برخي تنها در حاشيه و برخي ديگر اساساً اسمي از آنها به ميان نيامده است.
2. حجم نامعقول مقالات: در تنظيم حجم مقالات دقت لازم و کافي صورت نپذيرفته است. برخي از مقالات که از اهميت بالايي در ميان شيعيان برخوردارند، حجم آنها بسيار اندک ميباشد. در حاليکه مقالات ديگر که چندان داراي اعتبار و ارزش نيستند و از حيث جمعيتي نيز از طرفداران اندکي برخوردارند، از حجم بالايي برخوردار است. به عنوان نمونه مقاله «شيعه» به عنوان يکي از مذاهب اصلي اسلام، تنها در 4 سطر بيان شده است، اين در حالي است که برخي از فرق انشعابي شيعه، همچون دروزيه و بهائيه كه اولي از اسماعيليه و ديگري از اماميه انشعاب يافتند، از حجم وسيعي برخوردارند. در رابطه با امامان و رهبران شيعي نيز وضعيت بدينگونه است. در حالي که ائمه اماميه از شهرت و طرفداران زيادي برخوردارند، علاوه بر اين که درباره همه آنها مقالات مستقلي تهيه نشده، حجم مقالات 4 امامي که معرفي شدهاند بسيار اندک است. اين در حالي است که از رهبران بهائيت که از طرفداران بسيار اندکي برخوردارند و اساساً در مذهب شيعه جايگاه چنداني ندارند، مقالات مستقل و با حجم بيشتري تهيه شده است، مقالاتي همچون بهايي، بهاءالله و باب شاهد اين مسئله است.
3. عدم رعايت اصول اخلاقي و ادبي: برخي از مقالات از رعايت اصول نگارش متون علمي، به ويژه دائرةالمعارفي خارج شده و به جنبههايي اشاره کردهاند که ارزش و اعتبار علمي آن را پايين ميآورد. اشاره به مطالبي همچون «حضرت علي(ع) سياستمدار باکفايتي نبود»، «شيعيان اهل خشونتند»، «مذهب شيعه كژآئين و منحرف است»، «مسموميت امام رضا(ع) شايعهاي بيش نيست»، و ديگر موارد از جمله اين مطالب است.
همچنين اصول ادبي و نگارشي نيز در مقالات رعايت نشده است. از مجموع 93 مقاله شيعي، حدود 60 مقاله، منبع يا منابعي براي آن ذکر نشده است. منابع ذكرشده نيز نوعاً از منابع غيرمستقيم بوده كه از اعتبار علمي چنداني در محافل علمي شيعه برخوردار نيستند. 22 مقاله نيز اساساً بدون ذكر نام نويسنده ميباشند.
4. وجود اشتباهات فاحش: در برخي از مقالات عناوين کاملاً غلط و اشتباهي آورده شده که از اعتبار علمي اينگونه مقالات کاسته است. به عنوان مثال، حضرت علي(ع) را «برادرزاده» پيامبر(ص) معرفي کرده، در حاليکه ايشان پسر عمو و داماد حضرت بودند. دوازده امام را «جانشينان حضرت علي(ع)» بيان ميكند، در صورتي كه آنان جانشينان پيامبر اكرم(ص) ميباشند.
در پايان لازم به ذکر است ترجمه و نقد مقالات شيعي دائرةالمعارف امريکانا در سال 1381 در مؤسسه شيعه شناسي به صورت گروهي صورت پذيرفته و در قالب کتابي تحت همين نام منتشر شده است.
(تصوير شيعه در دائرةالمعارف امريكانا؛ سرپرست گروه محسن رضواني؛ زير نظر محمود تقيزاده داوري؛ تهران، موسسه انتشارات اميرکبير، شرکت چاپ و نشر بينالملل، 1382)
منطقه «هارمجدّو»؛ شمال فلسطين اشغالي
جنگ با عراق، به پايان روزگار منجر خواهد شد. ما اين را مىدانيم، اسرائيل پابرجا نخواهد ماند، اسرائيل در طى آخرالزمان از بين خواهد رفت.
اشاره:
با توجه به ظهور مسيحيت بنيادگرا (1) در كشور آمريكا و جنگ آمريكا عليه عراق، نظريه پردازان مسيحى همچون جرى فالول، مورگان استرانگ، گرى فريزر و ... نظرات خود را - كه غالباً مبتنى بر مكاشفات يوحنّا (بخش پايانى كتاب مقدس(2)) است - به مخاطبان القا مىكنند و از طرفى جنگ عراق را شاهدى بر تحقّق پيشگويي هاى كتاب مقدس (3) (انجيل) مىدانند و سعى مىكنند تا بدينوسيله ديدگاه هاى راست مسيحى را تبليغ و حقانيّت خود را به جهانيان عرضه دارند. در اين مقاله كه از يكى از سايت هاى اينترنتى گرفته شده با واژگانى همچون آرماگدون، جنگ آخرالزمان، ضد مسيح، ايده هزاره، راست مسيحى آشنا خواهيم شد و همچنين نگاهى كوتاه به نظرات آنها در مورد جنگ عراق و چگونگى تحقق پيشگوئي ها در بخش مكاشفات كتاب مقدس خواهيم داشت.
http://www.sharifnews.com/print.php?24
جزئيات تازه از گروه تروريستي «جندالسما»

خنثي شدن توطئه حمله گسترده به نجف اشرف با كشته شدن 300 تروريست و رهبر آنها توسط نيروهاي عراقي بازتاب فراواني در رسانه ها داشت .
به گزارش رجانيوز، برخي رسانه هاي خارجي و حتي داخلي اين گروه تروريستي را وابسته به القاعده و يا بعثي معرفي كرده بودند در حاليكه اظهارات سخنگوي اطلاع رساني استانداري نجف اشرف درباره اين گروه تروريستي كه موسوم به گروه « جندالسما » است حكايت از ادعاي شيعه گري اين گروه دارد.
گفتني است ده روز پيش رسانه هاي محلي نجف و كربلا و پيش از حمله نيروهاي امنيتي خبر داده بودند، شخصي با نام اضي سما مدعي مهدويت شده است.
اين شخص كه 40 ساله به نظر مي آمد، از قبيله مشهور به الأكرع در حله بوده است. درباره نام اصلي وي اقوال مختلفي وجود دارد، برخي نام وي را «سامر ابو قمر» و برخي «كاظم عبد الزهرة» عنوان كرده اند.
سخنگوي استانداري نجف هم رهبر گروه جندالسما را ضياالدين كاظم گراوي معرفي كرده است.
وي در سال 1994 مزرعه بزرگي در شمال نجف خريده بود كه در همين مزرعه به آموزش تروريستي نيروهايش مي پرداخته است.
گروه جندالسما يك گروه گمراه تندرو ومدعي شيعه گري است كه فرمانده آن فردي معروف به قاضي السما مدعي است كه فرزند بي واسطه امام علي ابن ابيطالب (ع ) و برادر امامان حسن و حسين (عليهم السلام ) است كه نطفه اش از طريق نسلها انتقال يافت تا اينكه در اين زمان متولد شده است .
قاضي السما همچنين در كتابش موسوم به « قاضي السما » كه 416 صفحه دارد ادعا كرده است امام حجت علي بن علي بن ابي طالب برادر امامان حسن و حسين (عليهم السلام ) است و نطفه اش بصورت جامد نسل به نسل منتقل شده است .
وي در صفحه دوم كتاب خود ادعا كرده قائم آل محمد است و در لابلاي اين كتاب خود وجود امام حسن بن علي العسگري امام يازدهم را نفي مي كند و همچنين مدعي است در اين عصر جديد متولد و در زمان صدام زنداني شد. قاضي السما با طرح اين دروغها برخي ها را فريب داد.
قاضي السما هدفش از حمله به نجف را پاك كردن حوزه علميه از فساد عنوان كرده بود.
منابع آگاه معتقدند اين گروه تروريستي كه درصدد فتنه انگيزي گسترده ميان شيعيان تخريب بارگاه منور حضرت اميرالمومنين (ع ) كشتار عزاداران حسيني و ترور مراجع برجسته عراق بودند توسط اشغالگران و سرويس هاي جاسوسي آمريكا و انگليس مسلح شده تا اختلافات مذهبي را پيچيده تر كرده و اين اختلافات را به درون مذهب تشيع بكشانند.
همچنين سخنگوي اطلاع رساني استانداري نجف اشرف در كنفرانس مطبوعاتي به تشريح حمله نيروهاي امنيتي عراق عليه تروريست ها در اين منطقه پرداخت .
احمد دعيبل در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام كرد در درگيري هاي نيروهاي امنيتي و پليس عراق با گروه هاي مسلح تروريست در اطراف شهر نجف اشرف 320 نفر كشته 109 زخمي و 650 نفر نيز بازداشت شدند.
وي با اشاره به اين كه اين گروه هاي تروريستي خود را جندالسما « سربازان آسمان » مي ناميدند از به هلاكت رسيدن ضياالدين كاظم گراوي فرمانده اين گروه ها با نام مستعار « قاضي السما » خبر داد كه عراقي الاصل و از اهالي حله بوده است .
دعيبل در ادامه سه تصوير از جنازه ضياالدين كاظم گراوي به نمايش گذاشت .



