دولت آلمان درحالی که سالها از صدور مجوز برای احداث مساجد درخیابان ها ممانعت می کرد برای فعالیت فرقه انحرافی احمدیه مجوز صادر کرده است. به گزارش خبرگزاری شبستان، نشریه آلمانی "اشپیگل" طی مقاله ای از گسترش روبه رشد مساجد در این کشور و دیگر کشورهای اروپایی ابراز نگرانی کرد. این روزنامه به بهانه انتقاد از فعالیت گسترده گروهی از مسلمانان با نام احمدیه در آلمان و پیشروی یکی از این سری مساجد از کوچه های فرعی شهر برلین - که مدتها اقامتگاه کمونیست ها بود- به بلوار اصلی خیابان هاینرزدورف واقع در شرق این شهر به حمله علیه اسلام پرداخته است. این در حالی است که دولت های غربی سالها از صدور مجوز برای احداث مساجد در خیابان های شهرهایشان ممانعت می کردند، با گسترش فعالیت گروهی به نام "احمدیه"، ممنوعیت قبلی رفع شد و حالا به جای حاشیه شهرها و فرعی های کم تردد غرب، خیابان های اصلی اروپا پذیرای این گروه از مسلمانان شده است. به نظر می رسد دولتهای غربی سناریوی جدیدی را برای حمله به دین اسلام طراحی کرده و اکنون در حال اجرای آن هستند. آنها با صدور مجوز فعالیت برای فرقه های انحرافی مسلمانان و مستمسک قرار دادن اعمال، رفتار و عقاید افراطی آنها، این فرقه های را نماد اسلام معرفی کرده موج وسیعی از حملات را به راه بیندازند. لازم به ذکر است که گروه احمدیه کار خود را به رهبری "میرزا غلام احمد"، بنیانگذار احمدیه -که خودش را "امام زمان" معرفی می کرد- از سال 1888 میلادی در هند و بعد در انگلیس آغاز کرد. وى در سن چهل سالگى اعلام كرد مورد وحى و الهام الهى قرار دارد و از كسانى است كه خداوند هر صد سال يكى از آنها را برمىانگيزد تا دين اسلام را تجديد كند، است و ادعا كرد كه از طرف خداوند مأمور است از مردم بيعت بگيرد. وى مدعى بود مخالفانش به صورت غير طبيعى كشته خواهند شد و نيز هنگامى كه بيمارى طاعون انتشار يافته بود، به واسطه او بيماران به صورت معجزه آسا شفا يافتهاند، و اين امور را دليل بر حقانيت خود مىدانست.غلام احمد معترف بود كه بيشتر عمر خود را در تأييد و پيروزى دولت انگلستان سپرى كرده است. و در زمان استعمار هندوستان توسط انگليس چندين رساله و كتاب در تجليل و حمايت از دولت انگلستان به نگارش درآورد. بنیانگذاران نسل دوم احمدیه نیز با مهاجرت به انگلیس، آمریکا و کانادا برای خود پشتیبانان مالی فراوانی پیدا کردند و هم اکنون رهبر آنها در انگلیس به سر می برد. هم اکنون دفتر اصلی آنها در لندن قرار دارد. اعضای گروه احمدیه در 190 کشور دنیا موفق به ساخت مسجد شده اند و نکته جالب اینجاست که بدون دریافت کمک از دولتی، اقدام به این کار می کنند. از عقاید تحریک آمیر این فرقه انحرافی این است که همواره از تعطیلی کلیساها دم می زنند و بارها امام جماعت این قشر در برلین با لحنی تمسخرآمیز از قول بنیانگذار احمدیه، مسیحیان را دشمن و دجال تلقی می کند.
يكي از اصول مشترك بين تمام اديان الهي و اساطير باستاني اقوام مختلف، مبحث منجي موعود و آخر الزمان مي باشد. همان كسي كه شيعيان او را مهدي، مسيحيان او را عيسي، زرتشتيان او را سوشيانت و قوم ها ي ديگر او را با نامهاي ديگر مي خوانند. تمامي منتظران ظهور به مرحله اي معتقدند كه يك ضد منجي كه عصاره تمام شرارتهاست و تمامي نيروهاي شيطاني را به همراه خود دارد و مهمترين مانع منجي موعود است. در نبرد نهايي ميان اين دو كه جنگي بسيار بزرگ و خونين است منجي موعود به همراه يارانش به كمك امدادهاي الهي بر لشكر شيطان پيروز مي شوند. سربازان و ياران منجي انسانهايي با ايمان و نيرومند هستند كه خود را از قبل براي چنين روزي آماده كرده اند.
كشيش پت رابرتسون (pat robertson) از رهبران صهيونسيم مسيحي مي گويد: اكنون آمريكا نماينده خداست در روي زمين،براي ظهور مسيح
آري به اعتقاد آنان، آمريكا يا لااقل رهبران اين كشور پيامبران معصومي هستند كه به دنياي پر از گناه فرستاده شده اند تا جهان را به سر منزل مقصود برسانند
جرج بوش اول روز 6 مارس 1992 در نشست مشترك سنا و مجلس نمايندگان كنگره آمريكا (كه بي شباهت به سخنراني جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود ) خطابه معروفي ايراد كرد كه ضمن آن سياست نظم نوين جهاني را اعلام كرد.
سياستي كه طبق آن نمي توان پذيرفت گوشه اي از كره زمين از اصول آمريكايي در مورد آزاديهاي فردي و حكومت دمكراتيك معاف باشد.
سياستي كه طبق آن براي پيروزي در جنگ عليه تروريسم بين المللي، جنگ ايده ها و عقايد بايد راه انداخت.
در اين نظم نوين جهاني كه به قول فوكوياما تئوري پرداز پايان تاريخ اسلام درياي فاشيستي براي شناي تروريستهاست.
و يا به قول توماس فردمن تحليلگر سياسي آمريكا يي اسلام بزرگترين دشمن غرب است، و جنگ با اين دشمن تنها با ارتش ممكن نيست بلكه بايد در مدارس، كليساها، مساجد، معابد به رويارويي با آن پرداخت.
هم اكنون سير محصولات فرهنگي غرب براي تحقق بخشيدن به آرمان فوق، راهي بازارهاي كشورهاي مسلمان شده، محصولاتي كه پس از استفاده از آنها شخص از هويت و فرهنگ خود دلزده مي شود،آمريكا را به عنوان امپراطور صالح دنياي جديد مي پذيرد و او را عصاره نيروهاي خير عالم تصور مي كند.
يكي از اين محصولات فرهنگي كه بسيار نيز تاثير گذار است بازيهاي رايانه اي هستند كه بيشتر، سرمايه ها ي اجتماعي جهان اسلام را هدف گرفته اند.
بيش از دو دهه است كه بازيهاي رايانه اي وارد بازار شده اند. اولين آنها، بازيهاي شركت آتاري( ATARI) (دستگاه TV GAME )مانند بازي PONG كه تنها شامل دو خط،يك توپ و يك زمين مانند زمين تنيس بود. پس از آن بازيهاي ويدئويي سير تكاملي خود را طي كردند كه در اواسط دهه هشتاد بازيها بيشتر به سمت جنگي (WAR GAME )سوق پيدا كردند. علت آن علاوه بر مسائل فني جو متشنج اواخر دهه 80 آمريكا، ناشي از جنگ سرد با شوروي و ديگر برنامه ها ي رييس جمهور وقت ريگان بود بازيهايي مثل star flight و...
پس از پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ايالات متحده كه خود را بي رقيب در جهان يافت تصور امپراطوري بر دنيا به هدفي جدي براي تبديل شد.و از هر وسيله اي براي اثبات و جا انداختن اين هدف استفاده كرده و مي كند.
بازيهاي رايانه اي يكي از اين ابزار و وسايل است در اين بازيها آمريكا مدينه فاضله و آرمان شهر، نهايت رفاه، صلح و امنيت معرفي مي شودو نظام فرهنگي آن تنها سيستمي است كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ مي كند.
تفكر حاكم بر اين بازيها نشلات گرفته از منجيان متنوع آخر الزمان است كه هر كدام داراي ويژگيهاي منحصر به فرد خود مي باشد.
آخر الزمان تكنولوژيك:
در آخر الزمان تكنولوژيكي ربات ها و ساخته ها ي دست بشر به مرحله اي از تكامل و هوش مي رسند كه عليه انسانها دست به شورش زده و قصد نابودي نسل بشر را دارند.و انسانها نيز توانايي مبازه با آنها را ندارند در اين زمان يك منجي شجاع كه داراي قدرت عشق و ايمان است (خصيصه اي كه ماشينها از آن بي بهره اند)به مبارزه بر مي خيزد و پس از نبردهاي طولاني وسخت نسل بشر را نجات مي دهد.
مثلا شما در بازي ماتريكس(ENTER THE MATRIX )، به همراه يك گروه از آرمان شهري به نام زايان(ZION) وظيفه نجات جهان را از دست انسان نما ها بر عهده مي گيريد ودرحين بازي بايد با شجاعت بي نظير خود جهان را از دست ماشينهاي ديو صفت نجات دهيد.
آخر الزمان طبيعي:
ادامه مطلب...
هنگامی که در 27 رجب سال 40 عام الفیل نبی مکرم اسلام(ص) برترین انسانها شناخته شد و رحمت «اقراء» بر او باریدن گرفت و مبعوث آخرین مرحله از نزول دین ابراهیمی گردید در تمام سرزمین حجاز فقط 17 نفر را یارای خواندن و نوشتن بود ، اما در همان . دوران عالمان دین تحریف شده ی یهود و بازماندگان قوم برتری جوی بنی اسرائیل صدها سال بود که صاحب مدرس و کانون های تعلیم مبلغان دین سازی و دین فروشی بودند...
و تجربه ی استحاله ی آیین موسای کلیم(ع) و ناکام گذاشتن و مصلوب کردن پیام رسان اولوالعزمی همچون عیسی(ع) را در پرونده ی ابلیسی خویش داشتند .
نوادگان سامری بت تراش که در جعلی تاریخی روح دین موسی(ع) را مسخ و تفکری منفعت طلبانه و ژادپرستانه را با نام شریعت تورات صدها سال ترویج ، تبلیغ و تحمیل کرده بودند به خوبی از اسرار و آموزه های صادقانه و واقعی دین یهود آگاه بودند و همانگونه که در کمین ظهور عیسی(ع) توطئه تکفیر و قتل او را سالیان سال و سینه به سینه به وارثان حق ستیز خویش آموخته بودند به خوبی از وعده ی تورات و انجیل بر ظهور احمد امین(ص) آگاه بودند .
پایه ریزان اندیشه ی صهیونیستی حکومت و سروری قوم بنی اسرائیل بر نوع بشر که خوی فرعونی خویش را در زیر خرقه ی یهوه پرستی پنهان ساخته بودند نیک می دانستند که محمد(ص) می آید تا بساط حکومت صاحبان زر و زور و تزویر را برچیند و جامعه ای را بنیان نهد که در آن «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» ، یعنی حکومت الله به دست اولیاءالله بر عبادالله . و این درست همان چیزی بود که ثمره صدها سال توطئه ، فریب و به بردگی کشاندن انسانها توسط آنان را بر باد میداد و بدیهی است که چنین چیزی غیرقابل قبول مینمود پس تمام توان ، فکر و امکانات فرعونیان یهودی نما بسیج شد تا آنچه را بر سر عیسی(ص) و مسیحیت راستین آورده بودند بر سر دین آخرین نیز بیاورند .
رسول خاتم(ص) رسالت آغاز کرد و طی 23 سال تبیین و تبلیغ اسلام چنان به تحکیم پایه های شریعت توحیدی پرداخت که خیانت و ستیز معاندان یهودی نسب که در پشت دیوارهای امالقراء خیمه زده بودند نتوانست راه را بر جهانشمولی آن سد نماید ، لذا رنگ توطئه تغییر کرد و رسوخ فریبکارانه جای شمشیرهای آخته را گرفت . اسفا که ساده لوحی و عافیت طلبی رایج در میان جامعه تازه مسلمان شده ی آن روز به علاوه کینه به اکراه مسلمان شدگان ، فضا را برای این رخنه فراهم نمود .
این به حیله مسلمان شدگان که آرزویی جز سرنوشت دین نصرانی برای دین نبوی(ص) نداشتند با حضوری آگاهانه و هدفمند در میان امت اسلامی ضمن تلاش برای به انحراف کشاندن فرامین قرآن و سنت پیامبر ، با جد و جهدی فراوان به اخذ و ثبت احکام ، آراء و آیندهگوئی های رسول اکرم(ص) و دو گوهر یادگارش( قرآن و عترت ) پرداختند تا با علم کامل و تسلط بر رموز این دین شایسته به مقابله و جنگ با آن برخیزند . لذا گزافه نیست چنانچه ادعا کنیم آنها اگرنه بیشتر که حداقل به میزان خود ما مسلمانان به پیچ و خم دینمان و سرنوشت وعده داده شده آن واقفند .
وارثان قوم رانده شده از سرزمین نیل که بار غم قرن ها آوارگی و قهر خداوند را بر دوش می کشدو تسلای این عقده جمعی را در استقرار و فراگیری حکومت قوم به اصطلاح یهود میدانستند آموزههای اسلام و تشیع ناب علوی خصوصا فرهنگ انتظار را تنها مانع این آرمان می دیدند . از همین روی حتی از قبل تولد آخرین حجت بر حق خداوند بر روی زمین ، مهدی موعود(عج) ، دست به کار شدند تا ( به زعم خویش ) به هر طریق ممکن جلوی تحقق این وعده ی خلل ناپذیر الهی را بگیرند .
گرچه به نظر میرسد ضعف تاریخنگاری در سدههای اول هجری و همچنین پیچیده بودن توطئه های اسرائیلیان مانع دسترسی کافی به اسناد و دلایل دخالت یهودیان در فتنه ها و انحرافات جامعه ی نوپای اسلامی میباشد اما توجه به تجربه ی تاریخ پیش از اسلام و نیز اتفاقات قرون اخیر ثابت کننده این ادعا است که نخبگان یهود طی این چهارده قرن از هیچ کوششی برای ممانعت از شکلگیری تمدن پویای اسلامی فروگذار نکرده اند .
بقاء هویت دین اسلام در برنامه آن برای آینده بشریت و پایان تاریخ است و بلاشک این برنامه در قالب تولد، غیبت ، ظهور و حکومت جهانی مصلح آخرالزمان ، حضرت قائم(ص) تدارک دیده شده است که این امر در تضاد با آرمان دیرینه صهیونیزم یهودی است پس قابل درک است که نوک تهاجم دانشوران صهیون را متوجه مهدویت و فرهنگ انتظار بدانیم .
این مسأله فقط مربوط به سالهای اخیر نیست بلکه از دیرباز شاهد انکار ، نفی ، مذاهب و فرق موازی ، منجیهای دروغین ، وارونه جلوه دادن حق و باطل ، شبیه سازی ، جعل پیشگوئیهای مربوط به آخرالزمان ، نظریه سازی و هزاران توطئه مزورانه بوده ایم . با جستجویی اندک در اینترنت به هزاران مقاله تحقیقی و تحلیلی برمیخوریم که حاکی است بابیت ، بهائیت ، وهابیت ، صوفیگری ، فراماسونری ، بنیادگرائی افراطی ، صهیونیسم مسیحی ، جنبش تدبیری ، فاشیسم نازی ، نئومحافظه کاری انجیلی و ... همگی سر در آبشخور صهیونیزم دارند و هدف تمام آنها یکی است! زمینه سازی برای تشکیل حکومتی جهانی به پایتختی اورشلیم یا همان تپه ضیه(صهیون) .
یک روز سخن از هرمجدون ( آرماگدون ) گفته اند و روزی از شهر پاک آرمانی . گاهی مسیحیان را به وعده ی ظهور دوم عیسی فریفته اند و مسلمانان را به لزوم دامنگیری فساد! . یک روز سرنگونی بیرقهای سیاه جعلی را دلیل بر کذب مهدی خواندند و روزی جهان شمولی ناگزیر لیبرال دموکراسی را نشانه پایان تاریخ و اگر بخواهیم از این دست بشماریم فرصتی میخواهد به درازای عمر آدمی .
اگر خوب بنگریم می بینیم چند دهه ای است که حملات چند وجهی صهیونیزم جهانی علیه خواستگاه و تفکر مهدویت شدت و سرعت فوقالعاده ای به خود گرفته است به گونه ای که کمتر در طول تاریخ مشابه آن را دیده یا شنیده ایم .
آیا میتوان نتیجه گرفت که آرزومندان سیطره بر دهکده ی کوچک به شواهدی دست یافته اند که حکایت از فرا رسیدن موعد موعود ( پایان عمر قوم بهانه گیر و ستیزه جوی بنی اسرائیل و در نتیجه بر باد رفتن آرزوی هزارساله شان ) دارد؟
و اگر به درستی اینچنین است( انشاءالله ) وظیفه ی ما به عنوان جامعه ای که وعده داده شده سربازان لشگر سید زمینه ساز و رزمندگان در رکاب مهدی آل محمد(ص) از میان ما باشند چیست؟
آیا به همان میزان که سیاهیان لشگر باطل به تجهیز و تقویت خویش پرداخته اند ما که خود را سپاهیان قبیله نور میدانیم به کسب آمادگی و انتظار فعال پرداخته ایم
نزديک به هيجده هزار شبکه ي ماهواره اي بر فراز ايران فعاليت مي کنند. بسياري از اين ها، شبكه هاي معمولي و رسمي كشورها و گروه هاي مختلف هستند كه شايد فرهنگشان با ما سازگاري نداشته باشد اما كار خودشان را مي كنند و برنامه سازي هايشان با هدف تخريب سنت هاي ما نيست؛ اما تعداد زيادي از آن ها فرهنگ ملي و ارزش هاي ديني اين مردم را هدف قرار داده اند. در كشور ما حدود دو هزار شبکه به راحتي دريافت مي شود که در زمينه هاي زير فعاليت مي کنند:
تعداد 419 شبکه در زمينه ي ورزش
تعداد 380 شبکه در موضوع موسيقي
تعداد 273 شبکه در اديان و بررسي تاريخ اديان
تعداد 259 شبکه در زمينه ي کودکان و نوجوانان
تعداد 225 شبکه در زمينه ي اروتيک
تعداد 92 شبکه در موضوع هاي اقتصادي
تعداد 81 شبکه در امر پرونوگرافي
تعداد 74 شبکه در زمينه ي مد لباس و آرايش و ...
تعداد 32 شبکه در مسايل سياسي، قوميت گرايي و تجزيه طلبي
كتاب علمي ـ تخيلي كتاب «مهديكس»، (mehdix) از نويسنده جواني به نام «تورگان گولر» و در يكي از انتشارات معروف ملي به نام «پوپولي» به چاپ رسيده است.نويسنده كتاب، تكنسين كامپيوتر بوده و نكته جالب آنكه اين كتاب در مدت سه ماه، به چاپ شانزدهم رسيده است.
بيشك تنها دليل آن، موضوع كتاب است كه انتظار تودههاي عظيم مسلمانان تركيه را براي ظهور حضرت مهدي(عج) و برپايي عدالت در جهان و بازگشت به خويشتن و به دست آوردن شكوه معنوي و مادي گذشتهها و... برآورده ميكند و همچنين احساسات ملي ضدآمريكايي ضدصهيونيستي تركهاي مسلمان را نوازش ميدهد.
از اين نگاه، كتاب جالب بوده و به همين علت، ركورد فروش را شكسته است... اما در اين كتاب، مسئله مهدويت و ظهور، كاملا منحرف شده است، به گونهاي كه يك ژنرال لائيك تركيهاي، جانشين مهدي موعود(عج) ميشود!

خلاصهاي از اين كتاب 236 صفحهاي را با هم مرور ميكنيم:
رويدادهاي اين رمان علمي ـ تخيلي در استانبول و به محوريت مسجد معروف «اياصوفيه» ميگذرد؛ اياصوفيه همان معبد 1700 ساله جهان مسيحيت و نگين امپراتوري رم شرقي بوده است كه در سال 1453 ميلادي به دست تركهاي مسلمان عثماني، از كليسا به مسجد تبديل شد و تا تأسيس جمهوريت به عنوان بزرگترين و مهمترين مسجد سرزمين عثماني بود و براي اروپاي مسيحي نيز اين معبد عظيم به عنوان يك جايگاه استراتژيكي مذهبي، مفهوم و معناي خود را هميشه حفظ كرد. به همين دليل، پس از تأسيس جمهوريت به دست «كمال آتاتورك»، اين مكان حساس براي رضايت اروپاي مسيحي از مسجد به موزه تبديل شد.
براي تركهاي مسلمان و مليخواه، اين يك شكست بزرگ و تحويل دادن سنگر به دشمن كافر به شمار ميرفت و هنوز نيز حسرت خواندن نماز در آن مكان، بر دل نوادگان عثماني سنگيني ميكند... .
قهرمان اين رمان، يك ژنرال است؛ يك ارتشبد با چشمان آبي و موهاي طلايي (شبيه آتاتورك) فرمانده ستاد مشترك تركيه.
زمان، سال 2019 است؛ يعني زماني كه قوم يهود و مسيحي، جنگ آرماگدون را پيشبيني كردهاند!!
فرمانده ستاد مشترك تركيه با ديدن خوابي منقلب ميشود و در پنجاه سالگي، نخستين نماز صبح را با نگراني و تشويش به جاي ميآورد.
او به عنوان مهدي موعود انتخاب شده است؛ اين انتخاب با يك خواب شروع ميشود و با الهام تقويت شده و با ارتباطهايي از طريق اينترنت و تلفن به كمال ميرسد و وي مأمور ميشود تا «دجال» را از بين ببرد.
اين «دجال» كيست؟
ژنرال ترك از اينترنت كمك ميگيرد و كامپيوتر وي به طور غيرعادي او را هدايت كرده و سخنان پيامبر اسلام(ص) را در مورد دجال به وي منتقل ميكند؛ دجال، بزرگترين فتنه بشريت است كه در جايي بين شام و عراق ظهور كرده و دنيا را به فساد خواهد كشيد. وي ادعاي ربوبيت كرده و همگان را منحرف ميكند. او يك چشم دارد و بر پيشانياش كلمه «كافر» نوشته شده است. او بهشت را دوزخ و دوزخ را بهشت مينماياند...
ژنرال متقاعد ميشود كه دجال يك دولت است و يك نظام بزرگ حكومتي است و كور بودن يكي از چشمان وي نيز به معناي نگرش تكبعدي مادهپرستي تفسير ميشود.
كامپيوتر به وي اين پيام را ميدهد: مستضعفان جهان در انتظار تواند! دجال را بكش!
ژنرال ترك بنا بر رهنمودهاي كامپيوتر خود، به دنبال عصاي حضرت موسي ميگردد. اين عصا و صندوق سكينه براي قوم يهود، ارزش فوقالعادهاي دارد و دارنده آن ميتواند با دجال مقابله كرده و او را بكشد.
ژنرال ترك اين عصا را با رهنمودهاي كامپيوتر در يكي از شهرهاي تركيه (انتاكيه) پيدا كرده و به دست ميآورد.
تنها كمك وي، رهنمودهاي مرموز كامپيوتر و آجودان مخصوص اوست.
در سال 2020 ميلادي، دولتهاي اروپايي بار ديگر از تركيه ميخواهند كه براي عضويت در اتحاديه اروپا، اياصوفيه را تبديل به كليسا كند. ژنرال ترك از اين درخواست ناراحت شده، براي مقابله به آنان، دستور تبديل اياصوفيه به مسجد را ميدهد و اين يعني اعلام جنگ به همه دولتهاي اروپايي و آمريكايي.
در اينجا نويسنده رمان، از سي نفر خائن ياد ميكند كه جلسات محرمانه تشكيل داده و از جانب يهود و مسيح دستور ميگيرند كه بسياري از آنان، از سردمداران كشور تركيه هستند.
كامپيوتر وي، ژنرال را از جلسات آنان آگاه ساخته و آنان را به ژنرال معرفي و ژنرال نيز با كمك نخستوزير، همگي را دستگير ميكند.
در اين هنگام، همه رسانههاي جهان به تركيه حمله كرده و دو كشور آمريكا و اسرائيل، ژنرال ترك را تهديد ميكنند تا از تبديل اياصوفيه به مسجد خودداري كند، اما وي در اين كار، مصمم است، به همين دليل، دولتهاي غرب، تركيه را وارد بحرانهاي اقتصادي ميكنند و از طرفي مسلمانان كشورهاي اسلامي از تركيه حمايت ميكنند و بيداري هيجانانگيزي در كشورهاي مسلمان آغاز ميشود.
روز 19 آگوست 2020 با شركت فرمانده ستاد مشترك تركيه و رئيسجمهور و نخستوزير در اياصوفيه نمازجمعه برپا ميشود. بدين ترتيب، تركيه دگرگون و الگوي تمام كشورهاي اسلامي ميشود.
كشورهاي غربي و در رأس آنها آمريكا و اسرائيل، تركيه را تحريم ميكنند كه به دنبال آن، اقتصاد تركيه فلج ميشود، اما پاكستان، مالزي و ديگر كشورهاي اسلامي به تركيه كمك مالي ميكنند. عربستان سعودي در اثر فشار مردم خود مجبور به تعطيل كردن پايگاههاي نظامي آمريكا در كشورش ميشود.
آمريكا تصميم ميگيرد با تركيه بجنگد. اسرائيل نيز در كنار آمريكا قرار ميگيرد و در اين هنگام ايران از تركيه حمايت ميكند و دو فروند از موشكهاي هستهايش را به سوي اسرائيل نشانه گرفته و آماده شليك ميكند. به اين ترتيب، اينگونه حمايت جانانه ايران نقشههاي آمريكا و اسرائيل را به هم ميزند و آنان از حمله به تركيه منصرف ميشوند.
در اين ميان، جاسوسهاي مسيحي و يهودي در داخل تركيه، دست به خرابكاريهايي ميزنند و آمريكا، يكي از ناوگانهاي جنگي خود را عازم آبهاي اين كشور ميكند. ناوگانهاي انگليس، فرانسه، آلمان و يونان نيز در آبهاي تركيه لنگر مياندازند.
در يك برنامه تلويزيوني، آمريكاييان و اسرائيليها با ديدن عصاي حضرت موسي در دستان ژنرال ترك، تصميم به كشتن وي ميگيرند، اما موفق نميشوند، زيرا ژنرال مهدي با كامپيوتر خود از توطئه آنان آگاه ميشود.
نيروهاي غربي به فرماندهي اسرائيل، استانبول را محاصره كرده و قصد بازپسگيري اياصوفيه را از تركها دارند، اما از كشورهاي مسلمان اعتراضها بلند شده و مردم اين كشورها از دولتهاي خود ميخواهند تا به تركيه كمك كنند.
در هنگامي كه موشكهاي ناوگانهاي آمريكايي، آماده شليك به استانبول ميشوند، اين بار نيز ايران از تركيه حمايت كرده و رئيسجمهور ايران در مصاحبهاي مطبوعاتي اعلام ميكند: در صورت حمله آمريكا به استانبول ايران نيز اسرائيل را با موشك خواهد زد. اسرائيل نيز وارد معركه شده و تهديد به استفاده از سلاحهاي هستهاي ميكند.
ژنرال ترك نگران درگيري با قدرت بزرگ آمريكا و غرب است، اما ناگهان با كمك عصاي موسي در آن سوي اقيانوس؛ يعني آمريكا زلزله بزرگي به وجود ميآورد. آمريكا از درون فرو ميپاشد و احساسات ضديهود در بين آمريكاييها اوج ميگيرد. در اين ميان اسرائيل براي كشتن ژنرال مهدي و به دست آوردن عصاي موسي، چندين بار دست به عملياتهاي تروريستي ميزند، اما به علت كمك عصاي موسي به ژنرال موفق نميشود.
يهوديان آمريكا و اروپا از ترس جان، به اسرائيل پناه ميبرند و اسرائيل نيز براي كسب موقعيت مذهبي و سياسي در اذهان قوم يهود، تصميم به تخريب مسجدالاقصي ميگيرد و ژنرال مهدي را تهديد ميكند عصاي موسي را به اسرائيل بدهد، چرا كه در غير اين صورت، اسرائيل كعبه را بمباران خواهد كرد، اما ژنرال مهدي نميترسد و به مكه رفته و در آنجا نماز ميگزارد. اسرائيل ميكوشد، هواپيماي ژنرال مهدي را سرنگون كند اما موفق نميشود، زيرا عصاي موسي در دستان ژنرال مهدي است و مهدي موعود مسلمانان شده است. در اين هنگام نيز رئيسجمهور ايران از ژنرال مهدي و از كشور تركيه حمايت كرده، اسرائيل را تهديد به حملات موشكي ميكند.
سپس اسرائيل، تصميم حمله به ايران را بررسي ميكند، اما راه به جايي نميبرد، زيرا ايران ديگر تبديل به يك قدرت هستهاي شده است. به اين ترتيب، اسرائيل، مسجدالاقصي را خراب ميكند و اين خشم جهان اسلام و حتي مسيحيان كاتوليك را برانگيخته و پاپ، خواهان خروج اسرائيل از سرزمينهاي اشغالي ميشود.
اسرائيل ميخواهد به ايران حمله كند، اما اين بار نيز منصرف ميشود، زيرا ايران داراي موشك «ملا ـ 3» با برد 700 كيلومتر است و جنگ با ايران براي اسرائيل خودكشي به شمار ميرود.
ايران براي حمايت بيشتر از ژنرال مهدي، پنج فروند از موشكهاي «ملا ـ 3» را به تركيه ميفرستد و در اسانبول مستقر ميكند. پاكستان نيز سه فروند موشك هستهاي ميفرستد. «مهديكس» نگران جنگ است، اما با رهنمودهاي غيبي، متوجه حقيقت كشته شدن نمرود به وسيله مگس كوچك ميشود. او نيز با كمك كامپيوتر خود ويروسي را فعال كرده و همه سيستمهاي الكترونيكي صهيون را بر هم ميزند.
در پايان، مهديكس پيروز شده و صهيون را وادار ميكند تا مسجدالاقصي را بار ديگر بسازد. پس از اتمام مسجدالاقصي، صهيون را ميكشد و سرزمينهاي اشغالي به صاحبان اصلي خود؛ يعني فلسطينيان بازگردانده ميشود و سربازان اسرائيلي به همراه يهوديان افراطي، سوار بر كشتي شده به آمريكا فرستاده ميشوند و مهديكس با پيروزي تمام به تركيه بازميگردد.
در پايان، مهديكس با وظيفه مهم ديگري عازم مأموريت ميشود.


